یکی از فرماندهان دفاعمقدس در شبی با خاطره مطرح کرد:
خاطرهای از عملیات محرم، عملیاتی با ۷۰۰ شهید
مرحله نخست عملیات محرم در ساعت ۲۲ شب ۱۰ آبان ماه ۶۱ با رمز یا زینب (سلام الله علیها) به فرماندهی سردار شهید حسن باقری به اجرا درآمد و بیش از ۷۰۰ رزمنده در این عملیات به شهادت رسیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، غدیرعلیصرامی یکی از فرماندهان دفاعمقدس در شبی با خاطره دوشنبه پنجم آبان ماه به خانه هنرمندان آمد تا خاطرات خود را برای جمعی از نویسندگان دفاع مقدس بازگو کند. او چنین گفت: ۲۵ روز قبل از عملیات عین خوش به عنوان نیروی اطلاعاتی وارد عملیات شدیم و با آموزش های گشت شناسایی توسط نیروهای اطلاعاتی وارد عملیات شدیم تا نیروهای جدیدی را فی البداهه برای شناسایی ببریم. محور چم هندی از محورهای عملیاتی، عملیات محرم بود و فرمانده شهید بابایی مسوولیت این محور را به عهده داشت.
من و مهدی مظاهری و یکی از همرزمان برای نخستین بار وارد محور عملیاتی شدیم. من در آن زمان نوجوان بودم و به شهید عزیزالهی اصرار کردم تا مرا به عنوان نیروی شناسایی به خط مقدم بفرستد. به دلیل سن نوجوانی شور و هیجان خاصی داشتم و نوجوانی پرشور بودم و بی صبرانه منتظر بودم تا مرا به خط مقدم ببرند. همیشه بر سر عملیات ها بحث بود که گروه های شناسایی را از هر رده ای به ترتیب به خط مقدم و برای شناسایی بفرستند. بیشتر رزمندگان لشکر امام حسین علیه السلام از جانبازان بودند. مرا به بخش پشتیبانی فرستادند و هرچقدر به شهید بابایی اصرار کردم قبول نمی کرد که برای شناسایی وارد عملیات شوم اما بالاخره اجازه دادند و نخستین بار برای شناسایی به جاده ای که به ابوغریضه ختم می شد، رفتم.
به من گفتند: شما به عنوان نیروی تامین پشت این جاده باشید. دو گروه از فاصله ما تا دشمن بودند و گروهی برای کمک به مجروحین عملیات گماشته شده بود. به ما گفتند ماشین های عراقی را از لحاظ نوع و زمان حرکت، چک کنید. من به اتفاق ۷ نفر از نیروها و شهید بابایی به سمت جلو حرکت کردیم. نیم ساعتی گذشت و عراقی ها با ماشین های ایرانی از کنار ما تردد کردند.
من به یکی از همرزمانم گفتم این ها ماشین هایی است که از ما به غنیمت گرفته اند.
۲۰ دقیقه گذشت و ماشین دیگری آمد در این هنگام به ما گفتند شما این جا مستقر شوید و ترددها را ثبت کنید. به دوستم گفتم انگار ما را مسخره کرده اند ما برای شناسایی آمده ایم ولی ما را پشت جاده نگه داشتند. شهید بابایی ما را تنبیه کرد و گفت به عقب برگردید. بزرگترین تنبیه برای یک نیروی اطلاعاتی این بود که او را به عقب برگردانند. ما را به موقعیتی که در فاصله ۶ کیلومتری خط بود، فرستادند. یک هفته ای از زمانی که شهید بابایی ما را داخل خط گذاشته بود، می گذشت. برای نخستین بار ما را برای شناسایی بردند. ارتفاعات حالت تپه ای داشت و ما از سطح دریاچه بالاتر بودیم. ۴ کیلومتر از خط مقدم عبور کردیم و به دشتی شبیه دهلیز رسیدیم.
در آن دشت تا یک کیلومتر رمل وجود داشت که پس از یک کیلومترعبور کردن از محور چم هندی به رودخانه ۲ ایچ رسیدیم. در موقعیت این رودخانه ۳۷۰ نفر به شهادت رسیدند. در آن هنگام رودخانه ۲ ایچ ۱۰ سانت آب بیشتر نداشت. ما را در ساحل رودخانه ۲ ایچ به عنوان نیروی تامین قرار دادند و باز هم از رودخانه عبور کردیم و در طرف دشمن قرار گرفتیم. دو طرف رودخانه با درخت های انبوه گز پوشانده شده بود و حالت نیمه جنگلی داشت. بشکه هایی شبیه بشکه های نفت هم در دو طرف رودخانه با فاصله های مختلفی قرار داده بودند. بشکه هایی با ۱۳۰ لیتر گنجایش که مواد آتش زا در آن ریخته بودند. برای نخستین بار تا رودخانه ۲ ایچ رفتیم و تا مسیری که دشمن مین کار گذاشته بود رفتیم و برگشتیم.
طول مسیر بین ۵ تا ۶ کیلومتر بود. وظیفه ما این بود که میدان مین را خنثی کنیم چون واحد تخریب بودیم و باید این کار را انجام می دادیم.
مرحله اول شناسایی انجام شد و مرحله دوم دو روز بعد طول کشید تا برای خنثی کردن مین ها آماده شدیم. به همین ترتیب تا چهار مرحله این مسیر را طی کردیم تا این که ما را تا ساحل رودخانه هدایت کردند. نزدیکی های شب عملیات، نیروهای عملیاتی به جلو حرکت کردند. شب عملیات گردان ها را حرکت دادند و تا محور چم هندی آمدند.
فرمانده گردان شهید حسن باقری بود. شب عملیات نیروهای اطلاعاتی در سه گردان تقسیم شدند و ما نیروی ذخیره اطلاعاتی شدیم. به من گفتند شما می توانید تا رودخانه گردان را هدایت کنید. من هم قبول کردم. چون چند بار مسیر شناسایی را رفته بودیم و آن مسیر را که رمل بود، می شناختم. از جای پاها متوجه شدیم که چقدر تردد در این مسیر اتفاق افتاده است. به رودخانه ۲ ایچ رسیدیم. شب عملیات شهید باقری به مسوول گروهان گفت: گروهان برای حرکت آماده است. هنگام حرکت بارندگی شروع شد. بارندگی های جنوب با بارندگی های اصفهان فرق دارد رگبار می شود و باران بسیارشدیدی می بارد.
در شیار چم هندی رزمندگان یکی یکی همدیگر را در آغوش گرفتند. حالاتی که به رزمندگان در جبهه ها هنگام شروع عملیات ها دست می داد، حالات معنوی بود و این که شلمچه خاکش گیراست به دلیل همین عملیات هایی است که در این منطقه صورت گرفته و رزمندگانی که در این منطقه به شهادت رسیده اند.
گردان را به سمت جلو هدایت کردیم تا به منطقه دهلیزها رسیدیم. دیگر جاپاهایی که قبلا دیده می شد در منطقه نبود به دنبال جا پاها گشتیم و با همت رزمندگان خط شکسته شد. دو گروه سپاه و بسیج در شکستن خط موثر بودند. قرار بود پی ام بی ها را حرکت دهیم و شهدا را عقب بیاوریم. این عملیات در دهم محرم الحرام سال ۱۳۶۱ اتفاق افتاد.
مرحله نخست عملیات محرم در ساعت ۲۲ شب ۱۰ آبان ماه ۶۱ با رمز یا زینب (سلام الله علیها) به فرماندهی سردار شهید حسن باقری به اجرا درآمد و بیش از ۷۰۰ رزمنده در این عملیات به شهادت رسیدند.
صرامی در پایان این خاطره یادآور شد: مستند سازان باید نحوه عملیات ها و تخریب ها را به صورت فیلم به مردم نشان دهند و متاسفانه بر روی این موضوعات کم کار شده است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه