خاطره ای از امر به معروف:
دوستانی که اهل شرکت در نماز جمعه شدند
هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است پس برای رسیدن به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بام ایران خبر
, شبکه اطلاع رسانی دانا , بام ایران خبر,
"یؤمنون بالله و الیوم الآخر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین"آل عمران- 114.
به خدا و روز واپسین ایمان می آورند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و در انجام کارهای نیک، پیشی می گیرند؛ و آنها از صالحانند.
اهمیت و ضرورت اتخاذ شیوه های صحیح و مناسب برای انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر کاملا امری بدیهی است و نا آگاهی از روشهای اجرای این فریضه چه بسا عکس العمل منفی در فرد مخاطب ایجاد کند.
هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است پس برای رسیدن به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم.
در این خصوص خاطره ای را که یکی از آمران به معروف برایمان نقل کرده است در زیر می آید:
مدتی بود یکی از دوستانم باشگاه رزمی اش را در یکی از خیابان های اصلی شهرکرد ، مرکز استان ، راه اندازی نموده بود . رسم این باشگاه این بود که همه ابتدائاً وضو می گیرند ، سوره ولعصر را دسته جمعی می خوانند و شروع به تمرین می کنند در انتهای کار هم همه دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانند.
در یکی از روزهای سرد پائیزی یکی از قهرمانان تکواندوی استان از مربی باشگاه ( دوست من ) خواست تا به عنوان شاگرد در باشگاه مذکور فعالیت نماید . اولین روز شروع به کار فرد تازه وارد(ه . م ) برای او کمی سنگین بود اما تعلق خاطرش به باشگاه و مربی آن نمی گذاشت تا از باشگاه دست بکشد با اکراه شرایط فعالیت در باشگاه را پذیرفت و مدتی به فعالیت در باشگاه ادامه داد .
روزی دسته جمعی از او خواستیم که جهت حضور دریک فعالیت رزمی با جمعی از اعضای باشگاه در مقابل باشگاه رقیب حضور یابد به او گفته شد که اعضای باشگاه رقیب در فعالیت رزمی بسیار حرفه ای هستند. او هم دو نفر دیگر از دوستان ورزشی اش را که قرار بود به اعضای جدید باشگاه ما بپیوندند همراه خود آورده بود . قرارمان ساعت 11:30روز جمعه مقابل مصلی بود .
همه دقایقی قبل از زمان مقرر در مقابل مصلی آماده بودند . من به دوستان گفتم برویم و خودم جلوی همه راهی مصلی شدم برای دوستان جدیدمان ابتدائاً کمی عجیب بود اما اعتمادشان مانع از هرگونه سوالی می شد . وقتی وارد محوطه مصلی شدیم هرسه نفرگفتند اگر به داخل می روید ما باید وضو بگیریم . ماهم منتظرشان ماندیم . وضو که گرفتند همه به داخل صحن مصلی رفتیم .
مدتی بود امام جمعه محترم شهرمان تفسیر سوره جن را در خطبه های نمازش می خواند و مکرر بر تقویت نفس در مقابل هوای نفس و خطرات اعتقادی تاکید داشت . سخنان امام جمعه اینقدر تاثیر گذار بود که بعد از اتمام نماز نیازی به توضیح نداشت دیگر لازم نبود برایشان بگویم باشگاه رقیب چه کسانی هستند. راستش خودم هم که فکر ابتدایی این کار به ذهنم رسیده بود انتظار چنین تاثیری را نداشتم و خودم را برای سوالات متعدد آنها اماده کرده بودم .
بعد از نماز وقتی به صحن مصلی امدیم دوست ورزشکار جدیدمان به همراه دو نفر دیگر که با خود آورده بود خواستند هر وقت به نماز جمعه آمدیم آنها را نیز خبر کنیم . حالا مدتی است هرسه نفرشان هم عضو رسمی باشگاهند و هم پای ثابت نماز جمعه . جالب این جاست که دو نفر از دوستان اعتقاد پروپاقرصی به مسائل اعتقادی و روحانیت نداشتند اما همین رفت و آمدها در نماز جمعه و خصوصاً محتوای خطبه ها کارخودش را کرده بود.
علاقه دوستان به مسائل اعتقادی سبب شد تا با مشورت یکی از دوستان هرسه نفرشان را به یکی از مشاورین باتجربه معرفی نمایم حالا دیگر در کنار حضورشان در نماز و باشگاه هرسه نفرشان با علم و اگاهی علاقمند به نظام و مذهب شده اند تاحدی که فکر می کنم از خود من هم مصمم تر باشند.
هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است پس برای رسیدن به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم.
در این خصوص خاطره ای را که یکی از آمران به معروف برایمان نقل کرده است در زیر می آید:
مدتی بود یکی از دوستانم باشگاه رزمی اش را در یکی از خیابان های اصلی شهرکرد ، مرکز استان ، راه اندازی نموده بود . رسم این باشگاه این بود که همه ابتدائاً وضو می گیرند ، سوره ولعصر را دسته جمعی می خوانند و شروع به تمرین می کنند در انتهای کار هم همه دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانند.
در یکی از روزهای سرد پائیزی یکی از قهرمانان تکواندوی استان از مربی باشگاه ( دوست من ) خواست تا به عنوان شاگرد در باشگاه مذکور فعالیت نماید . اولین روز شروع به کار فرد تازه وارد(ه . م ) برای او کمی سنگین بود اما تعلق خاطرش به باشگاه و مربی آن نمی گذاشت تا از باشگاه دست بکشد با اکراه شرایط فعالیت در باشگاه را پذیرفت و مدتی به فعالیت در باشگاه ادامه داد .
روزی دسته جمعی از او خواستیم که جهت حضور دریک فعالیت رزمی با جمعی از اعضای باشگاه در مقابل باشگاه رقیب حضور یابد به او گفته شد که اعضای باشگاه رقیب در فعالیت رزمی بسیار حرفه ای هستند. او هم دو نفر دیگر از دوستان ورزشی اش را که قرار بود به اعضای جدید باشگاه ما بپیوندند همراه خود آورده بود . قرارمان ساعت 11:30روز جمعه مقابل مصلی بود .
همه دقایقی قبل از زمان مقرر در مقابل مصلی آماده بودند . من به دوستان گفتم برویم و خودم جلوی همه راهی مصلی شدم برای دوستان جدیدمان ابتدائاً کمی عجیب بود اما اعتمادشان مانع از هرگونه سوالی می شد . وقتی وارد محوطه مصلی شدیم هرسه نفرگفتند اگر به داخل می روید ما باید وضو بگیریم . ماهم منتظرشان ماندیم . وضو که گرفتند همه به داخل صحن مصلی رفتیم .
مدتی بود امام جمعه محترم شهرمان تفسیر سوره جن را در خطبه های نمازش می خواند و مکرر بر تقویت نفس در مقابل هوای نفس و خطرات اعتقادی تاکید داشت . سخنان امام جمعه اینقدر تاثیر گذار بود که بعد از اتمام نماز نیازی به توضیح نداشت دیگر لازم نبود برایشان بگویم باشگاه رقیب چه کسانی هستند. راستش خودم هم که فکر ابتدایی این کار به ذهنم رسیده بود انتظار چنین تاثیری را نداشتم و خودم را برای سوالات متعدد آنها اماده کرده بودم .
بعد از نماز وقتی به صحن مصلی امدیم دوست ورزشکار جدیدمان به همراه دو نفر دیگر که با خود آورده بود خواستند هر وقت به نماز جمعه آمدیم آنها را نیز خبر کنیم . حالا مدتی است هرسه نفرشان هم عضو رسمی باشگاهند و هم پای ثابت نماز جمعه . جالب این جاست که دو نفر از دوستان اعتقاد پروپاقرصی به مسائل اعتقادی و روحانیت نداشتند اما همین رفت و آمدها در نماز جمعه و خصوصاً محتوای خطبه ها کارخودش را کرده بود.
علاقه دوستان به مسائل اعتقادی سبب شد تا با مشورت یکی از دوستان هرسه نفرشان را به یکی از مشاورین باتجربه معرفی نمایم حالا دیگر در کنار حضورشان در نماز و باشگاه هرسه نفرشان با علم و اگاهی علاقمند به نظام و مذهب شده اند تاحدی که فکر می کنم از خود من هم مصمم تر باشند.
/انتهای پیام/ص
"یؤمنون بالله و الیوم الآخر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین"آل عمران- 114.
, به خدا و روز واپسین ایمان می آورند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و در انجام کارهای نیک، پیشی می گیرند؛ و آنها از صالحانند.
,
اهمیت و ضرورت اتخاذ شیوه های صحیح و مناسب برای انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر کاملا امری بدیهی است و نا آگاهی از روشهای اجرای این فریضه چه بسا عکس العمل منفی در فرد مخاطب ایجاد کند.
هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است پس برای رسیدن به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم.
در این خصوص خاطره ای را که یکی از آمران به معروف برایمان نقل کرده است در زیر می آید:
مدتی بود یکی از دوستانم باشگاه رزمی اش را در یکی از خیابان های اصلی شهرکرد ، مرکز استان ، راه اندازی نموده بود . رسم این باشگاه این بود که همه ابتدائاً وضو می گیرند ، سوره ولعصر را دسته جمعی می خوانند و شروع به تمرین می کنند در انتهای کار هم همه دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانند.
در یکی از روزهای سرد پائیزی یکی از قهرمانان تکواندوی استان از مربی باشگاه ( دوست من ) خواست تا به عنوان شاگرد در باشگاه مذکور فعالیت نماید . اولین روز شروع به کار فرد تازه وارد(ه . م ) برای او کمی سنگین بود اما تعلق خاطرش به باشگاه و مربی آن نمی گذاشت تا از باشگاه دست بکشد با اکراه شرایط فعالیت در باشگاه را پذیرفت و مدتی به فعالیت در باشگاه ادامه داد .
روزی دسته جمعی از او خواستیم که جهت حضور دریک فعالیت رزمی با جمعی از اعضای باشگاه در مقابل باشگاه رقیب حضور یابد به او گفته شد که اعضای باشگاه رقیب در فعالیت رزمی بسیار حرفه ای هستند. او هم دو نفر دیگر از دوستان ورزشی اش را که قرار بود به اعضای جدید باشگاه ما بپیوندند همراه خود آورده بود . قرارمان ساعت 11:30روز جمعه مقابل مصلی بود .
همه دقایقی قبل از زمان مقرر در مقابل مصلی آماده بودند . من به دوستان گفتم برویم و خودم جلوی همه راهی مصلی شدم برای دوستان جدیدمان ابتدائاً کمی عجیب بود اما اعتمادشان مانع از هرگونه سوالی می شد . وقتی وارد محوطه مصلی شدیم هرسه نفرگفتند اگر به داخل می روید ما باید وضو بگیریم . ماهم منتظرشان ماندیم . وضو که گرفتند همه به داخل صحن مصلی رفتیم .
مدتی بود امام جمعه محترم شهرمان تفسیر سوره جن را در خطبه های نمازش می خواند و مکرر بر تقویت نفس در مقابل هوای نفس و خطرات اعتقادی تاکید داشت . سخنان امام جمعه اینقدر تاثیر گذار بود که بعد از اتمام نماز نیازی به توضیح نداشت دیگر لازم نبود برایشان بگویم باشگاه رقیب چه کسانی هستند. راستش خودم هم که فکر ابتدایی این کار به ذهنم رسیده بود انتظار چنین تاثیری را نداشتم و خودم را برای سوالات متعدد آنها اماده کرده بودم .
بعد از نماز وقتی به صحن مصلی امدیم دوست ورزشکار جدیدمان به همراه دو نفر دیگر که با خود آورده بود خواستند هر وقت به نماز جمعه آمدیم آنها را نیز خبر کنیم . حالا مدتی است هرسه نفرشان هم عضو رسمی باشگاهند و هم پای ثابت نماز جمعه . جالب این جاست که دو نفر از دوستان اعتقاد پروپاقرصی به مسائل اعتقادی و روحانیت نداشتند اما همین رفت و آمدها در نماز جمعه و خصوصاً محتوای خطبه ها کارخودش را کرده بود.
علاقه دوستان به مسائل اعتقادی سبب شد تا با مشورت یکی از دوستان هرسه نفرشان را به یکی از مشاورین باتجربه معرفی نمایم حالا دیگر در کنار حضورشان در نماز و باشگاه هرسه نفرشان با علم و اگاهی علاقمند به نظام و مذهب شده اند تاحدی که فکر می کنم از خود من هم مصمم تر باشند.
, هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است پس برای رسیدن به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم.
در این خصوص خاطره ای را که یکی از آمران به معروف برایمان نقل کرده است در زیر می آید:
مدتی بود یکی از دوستانم باشگاه رزمی اش را در یکی از خیابان های اصلی شهرکرد ، مرکز استان ، راه اندازی نموده بود . رسم این باشگاه این بود که همه ابتدائاً وضو می گیرند ، سوره ولعصر را دسته جمعی می خوانند و شروع به تمرین می کنند در انتهای کار هم همه دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانند.
در یکی از روزهای سرد پائیزی یکی از قهرمانان تکواندوی استان از مربی باشگاه ( دوست من ) خواست تا به عنوان شاگرد در باشگاه مذکور فعالیت نماید . اولین روز شروع به کار فرد تازه وارد(ه . م ) برای او کمی سنگین بود اما تعلق خاطرش به باشگاه و مربی آن نمی گذاشت تا از باشگاه دست بکشد با اکراه شرایط فعالیت در باشگاه را پذیرفت و مدتی به فعالیت در باشگاه ادامه داد .
روزی دسته جمعی از او خواستیم که جهت حضور دریک فعالیت رزمی با جمعی از اعضای باشگاه در مقابل باشگاه رقیب حضور یابد به او گفته شد که اعضای باشگاه رقیب در فعالیت رزمی بسیار حرفه ای هستند. او هم دو نفر دیگر از دوستان ورزشی اش را که قرار بود به اعضای جدید باشگاه ما بپیوندند همراه خود آورده بود . قرارمان ساعت 11:30روز جمعه مقابل مصلی بود .
همه دقایقی قبل از زمان مقرر در مقابل مصلی آماده بودند . من به دوستان گفتم برویم و خودم جلوی همه راهی مصلی شدم برای دوستان جدیدمان ابتدائاً کمی عجیب بود اما اعتمادشان مانع از هرگونه سوالی می شد . وقتی وارد محوطه مصلی شدیم هرسه نفرگفتند اگر به داخل می روید ما باید وضو بگیریم . ماهم منتظرشان ماندیم . وضو که گرفتند همه به داخل صحن مصلی رفتیم .
مدتی بود امام جمعه محترم شهرمان تفسیر سوره جن را در خطبه های نمازش می خواند و مکرر بر تقویت نفس در مقابل هوای نفس و خطرات اعتقادی تاکید داشت . سخنان امام جمعه اینقدر تاثیر گذار بود که بعد از اتمام نماز نیازی به توضیح نداشت دیگر لازم نبود برایشان بگویم باشگاه رقیب چه کسانی هستند. راستش خودم هم که فکر ابتدایی این کار به ذهنم رسیده بود انتظار چنین تاثیری را نداشتم و خودم را برای سوالات متعدد آنها اماده کرده بودم .
بعد از نماز وقتی به صحن مصلی امدیم دوست ورزشکار جدیدمان به همراه دو نفر دیگر که با خود آورده بود خواستند هر وقت به نماز جمعه آمدیم آنها را نیز خبر کنیم . حالا مدتی است هرسه نفرشان هم عضو رسمی باشگاهند و هم پای ثابت نماز جمعه . جالب این جاست که دو نفر از دوستان اعتقاد پروپاقرصی به مسائل اعتقادی و روحانیت نداشتند اما همین رفت و آمدها در نماز جمعه و خصوصاً محتوای خطبه ها کارخودش را کرده بود.
علاقه دوستان به مسائل اعتقادی سبب شد تا با مشورت یکی از دوستان هرسه نفرشان را به یکی از مشاورین باتجربه معرفی نمایم حالا دیگر در کنار حضورشان در نماز و باشگاه هرسه نفرشان با علم و اگاهی علاقمند به نظام و مذهب شده اند تاحدی که فکر می کنم از خود من هم مصمم تر باشند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
/انتهای پیام/ص
, ]
ارسال دیدگاه