پتوهای مشکی نماد عزاداری اسیران دفاع مقدس در ایام محرم
یک آزاده دوران دفاع مقدس گفت: در دوران اسارت برای تزیین اتاق از هر وسیله ی مشکی که داشتیم استفاده می کردیم مثلاً از پتوهای مشکی که داشتیم و با صابون بر روی آنها جملات مربوط به محرم و سید و سالار شهیدان می نوشتیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از خامی، بدون شک تاثیر محرم و قیام اباعبدالله الحسین در جبهه های ۸ سال دفاع مقدس تاثیری عمیق بر ایمان و اخلاص رزمنده ها در نبرد با دشمن داشت.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, خامی,رزمندگان با تاسی از سالار شهیدان و با وجودی که نیروهای رژیم بعث عراق از تمام امکانات و تجهیزات کامل برخوردار بودند با دست خالی در مقابل صدام ایستادگی کردند. بازخوانی قیام عاشورا و تجلی جلوه های حماسه و عشق و ایمان در جبهه های جنگ نشان می دهد رزمنده ها در تمامی لحظات با نیروی برگرفته از نام و یاد اباعبدالله جلوی دشمن متجاوز ایستادگی کردند.
,با اینکه عزاداری امام حسین در همه ایام سال برگزار می شد و اغلب رزمنده ها در مرثیه ها و حتی اشعاری که دست جمعی در برنامه های صبحگاه و مذهبی می خواندند ذکر اباعدبالله نیز گفته می شد اما فرارسیدن محرم شور و حال خاصی به جبهه ها می داد.
,
حال و هوای محرم در جبهه کم شباهت به عزاداری ها در شهرها نبود. رزمنده ها سعی می کردند تا عزاداری ها را به همان نحو در جبهه ها اجرا کنند. رزمندگان با پارچه های سیاه چادرها و محل های عزاداری را سیاه پوش می کردند. گردان ها و لشگر هر کدام جداگانه دسته های عزاداری مخصوص به خود را تشکیل می دادند.
,در زندان های عراق و اسارت هم محرم حال و هوای خاص خودش را داشت؛ شیرمردان و دلاور مردان کهگیلویه و بویراحمدی همانند دیگر رزمدگان اسلام با وجود تهدید ها و فشار صدامیان در سوگ امام و مولایشان به عزاداری می پرداختند.
, ,
,
, (ایستاده از راست: عبدالکریم اکبری نژاد، علی اصغر نادری، شرمت الله حمیده نژاد، مرحوم عطالله محمدی، صفر بخشی، الله بخش حافظی، غلامحسین معصومی - نشسته از راست: جمال محمدی، سید محمدکریم موسوی، علی شیر قیطاسی، مصیب قادری، علی اصغر باقری زاده، عبدالرسول نارکی، سید نادر پیران)
,برای آنکه بیشتر در مورد نحوه عزاداری شیرمردان استانمان در زمان اسارت بدانیم یکی از ورق های پرافتخار 8 سال جنگ تحمیلی را ورق می زنیم و گوشه ای از آن را می خوانیم.
,چهارم تیرماه سال 1367، حماسهای عظیم و بزرگ از دلاورمردان و شیرمردان سرزمین عشایری کهگیلویه و بویراحمد، به دلیل مقاومت جانانه رزمندگان سلحشور این استان در مقابله با دشمن بعثی عراق رقم خورد که برای هر ایرانی ماندگار و مایه افتخار است.
,آری چهارم تیرماه 67 یادآور حماسه های فراموش نشدنی در تاریخ هشت سال دفاع مقدس است، حماسه ای که مردان این دیار در پد خندق آفریدند تا بزرگی ایمان و معرفت خود، زیبایی شهادت، اطاعت از ولایت، پد خندق، چهارم تیر و گردان حضرت رسول (ص) را در دل تاریخ جنگ ثبت کنند.
, .,, ,
,
, ,
با سیدمحمد کریم موسوی که در زمان اسارت جوان پاسدار 21 ساله ای بود و در حماسه پدخندق از سوی مزدوران عراقی به اسارت درآمد همکلام شده ایم تا از حال و هوای آن روز رزمندگان و حال و هوای عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در دوران اسارت بپرسیم. این سید بزرگوار متولد 1347 گچساران و دارای 7 فرزند (4 دختر و 3 پسر) است که در تیرماه 1361 و در سن 14 سالگی برای اولین بار به جبهه های حق علیه باطل در جبهه های کردستان رفت.
, ., .,سید محمدکریم موسوی، مصیب قادری، علی اصغر باقری زاده، سیدنادر پیران، غلامحسین معصومی، محمدیار پروانه، صفر بخشی، عبدالرسول نارکی، عطالله محمدی، عبدالکریم اکبرنژاد و علی شیر قیطاسی از شهرستان گچساران و الله بخش حافظی، مجید مظفری، شرمت الله حمیده نژاد، سالار نظری، نادر طالبی و علیرضا کرمی، جمال محمدی از شهرستان باشت 18 رزمنده این دو شهرستان بودند که در عملیات پد خندق شرکت نمودند و اسیر شدند.
, ،,آقای موسوی در مورد نحوه اسارت خود و همرزمانش چنین گفت: نحوه اسارت ما در عملیات پد خندق به این صورت بود که همه بچهها به صورت دستهجمعی در روز چهار تیرماه 67 پس از یک روز مقاومت جانانه به سبک کربلاییان به اسارت رسیدند؛ در جزیره مجنون (پدخندق) اسیر شدم و از آنجا به بغداد منتقل شدم که مدت 20 روز در این شهر بودم و سپس به اردوگاه رمادیه منتقل شدم، که حدود 26 ماه در آن مکان اسیر بودم.
, .,این آزاده گچسارانی افزود: من و شرمت الله حمیده نژاد، مصیب قادری، الله بخش حافظی فر،علی اصغر باقری زاده و سید نادر پیران در یک سلول بودیم.
,آقای موسوی می گوید: اسیر شدم و همهی سختیها و مشکلات دوران اسارت را تجربه کردم، ولی دریافتیم که اسارت نصیب همه کس نمی شود و آن هم اسارتی همانند اسارت حضرت زینب (س) و این یک افتخار برای ماست که باید آن را حفظ کنیم تا که خداوند منان از ما بپذیرد.
, .,سیدمحمدکریم ادامه داد: دشمن بعثی بیشترین حساسیت را در مورد محرم و عزاداری برای سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از خود نشان می داد.
,این آزاده سرافراز گفت: یکی دو هفته مانده به ماه محرم فرماندهان اردوگاه، با عصبانیت و سختگیرانه ارشدها را تهدید میکردند که به افرادتان بگویید عزاداری نباید بکنند.
, .,سیدمحمدکریم بیان داشت: تهدیدات عراقیها چه بود و چه نبود، عشق به امام حسین علیهالسلام با خون و گوشت و پوست آزادهها عجین شده بود و ما نیز از هفتهها قبل از رسیدن محرم خود را آماده میکردیم، مداحها تعیین میشدند، بعضی از دوستان نوحههایی میسرودند و با دقت و مراقبت، مراسم نوحهخوانی و سینهزنی در بین دشمن و جاسوسان داخلی انجام میشد.
, .,وی ادامه داد: برای تزیین اتاق از هر وسیله ی مشکی که داشتیم استفاده می کردیم مثلاً از پتوهای مشکی که داشتیم و با صابون بر روی آنها جملات مربوط به محرم و سید و سالار شهیدان نوشته می شد.
,آقای موسوی در پاسخ به سؤال ما که چه کسی مداح سلول شما بود، گفت: من خودم نوحه خوان و مداح بودم و بیشتر نوحه های حاج صادق آهنگران را می خواندم، البته در ابتدای مراسم زیارت عاشورا خوانده می شد.
, ،,این سید آزاده گچسارانی شیرین ترین خاطره اسارت خود را مربوط به ایام محرم سال 68 می داند و می گوید: ایام محرم سال 68 بعد از برگزاری مراسم عزاداری در شب کم کم محیا شدم که بخوابم و خوابیدم، در خواب حضرت امام حسین (ع) و حضرت علی اکبر(ع) را زیارت کردم که به من گفتند، الان زمان موفقیت شما فرا رسیده.
, :, , .,وی ادامه داد: خوابم را به یکی از دوستان مشهدی که روحانی بود گفتم و ایشان هم اینگونه تعبیر کرد که خبر خوشحال کننده ای به شما داده شده است، و اینگونه هم شد و من کمتر از دوماه به میهن برگشتم.
, .,این آزاده سرافراز ابراز داشت: دوم شهریورماه سال 1369 آزاد شدیم و در همان روز به ایران آمدیم که مدت 3 روز را در تهران مستقر بودیم که در آنجا به دیدار مقام عظمای ولایت شرفیاب شدیم و در حضور رهبری نوحه خوانی و مداحی کردم.
,در ادامه تصاویری از حضور سیدمحمدکریم موسوی به همراه 3 نفر از هم سلولی ها و یادگاران پد خندق را در عزاداری امام حسین(ع) در باشت می بینید.
, ,
,
, ,
, ,
,
, گزارش: فاضل کامران
, گزارش: فاضل کامران,انتهای پیام/ف
]
ارسال دیدگاه