سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
بازی در اربیل تمام شده است/شما نامزد نشو تا مردمسالاری قوام یابد
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,
,

, ,
بازی در اربیل تمام شده است
, بازی در اربیل تمام شده است, بازی در اربیل تمام شده است,سعدالله زارعی در کیهان نوشت:
, سعدالله زارعی در کیهان نوشت:, سعدالله زارعی در کیهان نوشت:,همزمان با سفر اخیر «مصطفی الکاظمی» به سه کشور اروپایی، دبیرکل ناتو از توافق اعضای این پیمان با گسترش مأموریت نیروهای ناتو در عراق خبر داد و در عین حال گفت تصمیمگیری درباره کم و کیف این توافق به جلسه فوریه (نیمه دوم بهمنماه) وزرای عضو این پیمان محول شده است. در همان حال مصطفی کاظمی در جریان سفر به اروپا و پس از دیدار با مقامات ارشد انگلیس، در مصاحبه با رسانههای این کشور اعلام کرد عراق نیازی به حضور نیروهای نظامی در خاک خود ندارد. درخصوص این موضوع نکتههایی وجود دارد:
,
1- در حال حاضر تعداد محدودی نیروی نظامی ناتو و غیرناتو، تحت عنوان «ائتلاف بینالمللی ضدداعش» در عراق حضور دارند که با احتساب نیروهای نظامی آمریکا جمعاً به حدود 6000 نفر بالغ میشوند. کشورهای عضو این ائتلاف مدعیاند مأموریت این نیروها آموزشی است اما با توجه به عملیاتهای نظامی این نیروها علیه مکانهایی در عراق - که یک نمونه بارز آن حمله دی ماه گذشته به فرودگاه مدنی بغداد و به شهادت رساندن سردار شهید سلیمانی و شهید ابومهدیالمهندس فرمانده نیروهای ضدتروریستی حشدالشعبی است- باید گفت این نیروها برای کنترل عراق و زمینهسازی ایجاد ساختارهای مورد دلخواه و وابسته به خود گسیل شدهاند. کما اینکه عبور کاروانهای نظامی آمریکایی و اروپایی از نقطهای به نقطه دیگر در عراق که گاه و بیگاه مورد حمله عواملی در عراق هم قرار میگیرند، بیانگر آن است که مأموریت این نیروها به هیچ وجه آموزشی نبوده است. نیروهای آموزشی در یک نقطه قرار دارند و نیازی به جابجایی و گسیل کاروانی ندارند. علاوهبر اینها «کنترل عراق» مأموریت افشاشدهای است و خود غربیها هم به آن اذعان کردهاند.
همچنان که دو سال پیش که دونالد ترامپ با یک هواپیمای نظامی در پایگاه عینالاسد واقع در غرب عراق فرود آمد، اعلام کرد نیروهای نظامی ما برای مهار مخالفین آمریکا در اینجا هستند. بر این اساس نمیتوان کمترین تردیدی در مأموریت نظامی غیرمشروع آمریکا و ائتلاف غربی در عراق داشت.
,
اگر سلسله حوادث امنیتی 13-14 ماه اخیر عراق را هم مرور کنیم به چیزی غیر از «مأموریتهای ویژه» نمیرسیم. آمریکا به عراق به عنوان نقطه مرکزی «عملیاتهای ویژه در منطقه» نگاه میکند کما اینکه در فاصله سالهای 2003 تا امروز اینطور هم بوده است اما البته تا بتواند.
,
2- عبارت «عراق نیازی به حضور نیروهای نظامی خارجی در خاک خود ندارد» که کاظمی پس از جلسات با جانسون و سایر مقامات ارشد انگلیسی بیان کرد میتواند تعابیر مختلفی داشته باشد. این عبارت میتواند به معنای سرپوش بر توافقات نظامی میان کاظمی در مقام فرمانده کل قوای عراق با سرفرماندهی ناتو باشد که البته برای آن نیاز به شواهد و قرائن است و نیز میتواند به معنای شکست مأموریت الکاظمی در جریان سفر به اروپا و بنبست در مذاکرات تلقی شود. اظهارنظر «ینس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو یک روز پس از ملاقات کاظمی با مقامات ارشد فرانسه، آلمان و انگلیس و تأکید بر روی مأموریت آموزشی این نیروها میتواند بیانگر این معنا باشد که میان دولتهای غربی و دولت عراق در مورد اهداف و مأموریتهای نیروهای نظامی موسوم به «ائتلاف نظامی بینالمللی ضدداعش» شکاف جدی پدید آمده است.
برای اینکه بین این گمانهزنیها ترجیحی برقرار نماییم، نیاز به قرائن و شواهد داریم اما در عین حال یک نکته را میتوانیم قطعی تلقی کنیم. در روند حضور نظامی غرب در عراق اعم از نیروهای نظامی آمریکا و اروپا
گره افتاده و وحدتنظر میان آنان از بین رفته است.
,
,
حادثه روز چهارشنبه نهم مهر ماه در فرودگاه اربیل و در 500 متری مقر نیروهای موسوم به ائتلاف ضدداعش، آنان را به شدت دچار وحشت کرده است. شلیک شش موشک جدید که به قول یکی از مقامات پنتاگون، پیش از این استفاده از آن علیه نیروهای نظامی آمریکا و... در جنوب و مرکز عراق سابقه نداشته، حداقل یک هشدار جدی بهحساب میآید و نمیتوان آن را نادیده گرفت. عملیات موشکی علیه اربیل درست در زمانی روی داد که مایک پمپئو گفته بود به دلیل شرایط عراق، احیاناً سفارت آمریکا در بغداد را میبندد و علیه نیروهای شبهنظامی عراقی به عملیات تهاجمی دست میزند. واقعه چهارشنبه اربیل نشان داد که موضوع مخالفین آمریکا در عراق، سفارت این کشور نیست؛ بلکه پایگاههای نظامی آنان است. مورد حمله قرار گرفتن این پایگاه از نقطهای در روستای «شیخ امیر» در حومه «برتله» از توابع استان نینوا و همزمانی شلیک شش موشک از یک خودرو نشان میدهد هیچ نقطه امنی در عراق برای آمریکا وجود ندارد و اشتیاق مقامات اقلیم کردستان در حفظ نیروهای نظامی آمریکا در عراق و پایگاه دادن به آن، کمکی به آمریکا نمیکند؛ چرا که آنان نمیتوانند عراق را کنترل کنند. شاید به همین دلیل بود که پس از این حمله، سفیر آمریکا به جای آنکه به لزوم حمایت کردها از پایگاه نظامی خود اشاره کند گفت، آمریکا آمادگی دارد تا به کردها برای دفاع از خود کمک نماید.
,3- سفر مصطفی الکاظمی به اروپا و اظهارات دبیرکل ناتو، سه هفته پساز وقوع حمله موشکی به نزدیکی پایگاه نیروهای ائتلاف در اربیل، ربط این سفر و اظهارات دو طرف با این واقعه را نشان میدهد. کاظمی در اظهارات رسمی رسانهای اعلام میکند عراق نیازی به حضور نیروهای نظامی بیگانه ندارد و ناتو میگوید سرگرم بحث درباره افزایش نیروهای نظامی خود در عراق است. ناتو بیش از این حدود 500 نیروی نظامی در قالب نیروهای ائتلاف بینالمللی ضدداعش داشت که فعالیت آنان پس از اقدام جنایتکارانه آمریکا در به شهادت رساندن سردار شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس به حالت تعلیق درآمد. این اظهارات که به فاصله یک روز پس از هم بیان شده، متناقض میباشد. لذا در اینجا ابتدائاً دو سؤال وجود دارد؛ آیا واقعاً کاظمی به دنبال خارج کردن نیروهای نظامی بیگانه از عراق و یا به تعلیق درآوردن فعالیتهای عملیاتی آنان است؟ سؤال دیگر این است که آیا واقعاً ناتو به دنبال افزایش تعداد نیروهای نظامی خود در عراق است؟ اگر آری چرا تصمیم در این باره را به بیش از سه ماه بعد موکول کرد؟
,شاید این معما را بتوان اینطور حل کرد؛ پس از مورد حمله قرار گرفتن پایگاه نظامی نیروهای ائتلاف در اربیل نه تنها آمریکاییها که هدف اصلی این حملات بودهاند بلکه نیروهای انگلیسی، آلمانی و فرانسوی هم بهطور جدی درباره باقیماندن در عراق به تردید افتادهاند و این موضعی است که بعضی از عناصر سیاسی عراقی را که قدرت خود را وابسته به بقاء نیروهای نظامی و سیاسی آمریکا و اروپا در عراق میدانند به شدت به وحشت انداخته است. اما در عین حال آنان علیرغم مذاکرات طولانی با مقامات اروپایی نتوانستهاند به فرمول مشترکی برسند و از این رو یک طرف میگوید حضور نظامی در عراق (از نظر کمیت) محدود میشود و طرف دیگر میگوید مأموریت نظامی در عراق (از نظر کیفیت) تغییر خواهد کرد. اگر آنطور که دبیرکل ناتو مدعی شده است، درباره مأموریت این نیروها، نیمه دوم بهمن ماه تصمیمگیری خواهد شد، این به معنای آن است که در حال حاضر و تا آن زمان ناتو رسماً هیچ مسئولیتی را در قبال تحولات عراق نمیپذیرد و تصمیمگیری را به فوریه موکول کرده که تا آن زمان تکلیف آمریکا معلوم شده یعنی دولت جدید سر کار آمده باشد.
,پس میتوان احتمال داد که در سفر الکاظمی به اروپا طرفین قبول کردهاند که نیروهای نظامی ائتلاف از منظر و مرآی عموم خارج شده و در واقع شرکت در مأموریتهای قبل را کنار گذارند و عرصه نظامی را بهطور کامل به ارتش عراق واگذار نمایند و این در حالی است که چنین سیاستی به ضرر کسانی است که در صدد کاستن از اقتدار نیروهایی مثل حشدالشعبی هستند.
,4- وضعیت اقلیم کردی در این میان در هالهای از ابهام قرار گرفته است. پیش از این مقامات آن بارها اعلام کرده بودند، منطقه کردی و بهخصوص اربیل امنترین مناطق عراق است و آمریکاییها هم گفته بودند هیچ نگرانی بابت پایگاه حریر -واقع در چندکیلومتری اربیل- ندارند. حادثه روز چهارشنبه نهم مهر ماه این انگارهها را به هم ریخت. مقامات اقلیم کردی حضور پایگاه نظامی حریر را پشتوانه مستحکم برای پیگیری سیاست جدایی مناطق کردی از عراق و احیاء رفراندوم مهر 1397 میدانستند. همکاریهای اخیر آمریکاییها و نیز دولت مصطفی الکاظمی با منطقه کردی امید به احیاء طرح جداسازی را بین آنان افزایش داده بود. حزب دموکرات (پارتی) براساس سیاست تضعیف موقعیت نظامی - امنیتی عراق که راه آن گسترش نیروهای نظامی بیگانه در عراق است، از حضور نظامیان آمریکا حمایت کرده است و بر همین اساس هم یک روز پس از این حمله موشکی، هوشیار زیباری از مقامات این حزب گفت کردها از سیاست ترغیب نظامیان آمریکایی به ماندن در عراق دست نمیکشند.
,تحولات اخیر و آنچه در سفر کاظمی به اروپا بین دو طرف رد و بدل شد، مقامات اقلیم کردستان را به شدت نگران کرده است. از نظر آنان امنیت اربیل که با شلیک شش موشک به خطر افتاده، با خروج نظامیان آمریکایی و اروپایی از عراق دچار واژگونی اساسی میشود. در پرتو این مسئله نه تنها گروههای عراقی مخالف تجزیه این کشور عملیاتیتر خواهند شد، بلکه بر قدرت دولت مرکزی عراق هم افزوده میشود و ارتش عراق میتواند بدون مانع به توسعه امنیت مناطق مورد ادعای اقلیم کردی نظیر کرکوک، دشت نینوا، آمرلی، توزخورماتو و سنجار بپردازد و موضوع جدایی کردستان از عراق را کاملاً از دور خارج کند.
,,
,

, ,
شما نامزد نشو تا مردمسالاری قوام یابد
, شما نامزد نشو تا مردمسالاری قوام یابد, شما نامزد نشو تا مردمسالاری قوام یابد,غلامرضا صادقیان در جوان نوشت:
, غلامرضا صادقیان در جوان نوشت:, غلامرضا صادقیان در جوان نوشت:,در نظامهای مردمسالار اگرچه بهجز در برخی کشورها منع قانونی برای حضور مجدد و چند باره سیاستمداران در قدرت وجود ندارد، اما هدف این نظامها و دلایل شکلگیری آنها چرخاندن قدرت در دست افراد نسلهای متوالی و جلوگیری از تمرکز قدرت در دست افراد و گروههای بسته تکراری است. تمرکزی که هم موجب فساد و برخورداری از رانت اطلاعات و ثروت و قدرت میشود و هم انگیزههای خدمت را در مدیران و انگیزههای مشارکت در انتخابات را در مردم به شدت کاهش میدهد.
,
نظام مردمسالار تلاش میکند شغلی برای سیاستمدار ایجاد نکند، بلکه در تعاریف گفته میشود مردم برای مدت محدود به فرد یا افرادی، از جانب خود نمایندگی میدهند تا برخی از اموری را که اجرای آن به دولت و قوه مجریه نیازمند است، به انجام برسانند. برای همین است که دولتها در لفظ، خود را نوکر و خدمتگزار مردم معرفی میکنند.
,
با این حساب باید در شرایط معمولی هم نظامهای مردمسالار به سختی افرادی را برای خدمت در دولت پیدا کنند، زیرا چنین دولتی هیچ امتیاز و حقی جز پذیرش مسئولیت سخت انجام امور اجرایی ندارد و نباید و نمیتواند از هیچ رانت و امتیاز ویژه برای خود برخوردار باشد. اما در عمل میبینیم که نه در شرایط معمولی که حتی در شرایط سختی مثل اکنون، سینهچاکان خدمت در دولت و نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری فراوانند! آن هم چهرههای تکراری و بعضاً ناموفق که با همه دشواریهای دولتداری در شرایط تحریمها در صف مبارزه انتخاباتی ایستادهاند!
,
در شرایط تکرار حضور سیاستمداران در قوای مجریه و عدلیه، تفاوت دموکراسی با حکومتهای غیر دموکراتیک از بین میرود یا به کمترین حد میرسد. اگر در یک نظام دموکراتیک، سیاستمداری در یک دوره چهلساله ۱۲ یا ۱۶ سال آن را -اگرچه غیر متوالی- در قدرت باشد، همه یا بیشتر معایب حضور سیاستمداران در نظامهای غیردموکراتیک را شاهد خواهیم بود. اصرار سیاستمداران تکراری بر حضور مجدد در قدرت که این حضور را نیز به عنوان شغل ثابت خود مینگرند، به همین خاطر است که مزه قدرت غیردموکراتیک را از تکرار حضور خود چشیدهاند یا قصد دارد بچشند، نه اینکه مزه خدمت و نوکری مردم لای دندانشان باشد و بخواهند خود را فدای ملت کنند!
,
پیام روح مردمسالاری به سیاستمداران آن است که خودتان را برای دفعات بعدی خرج ملت نکنید! زیرا این نه برای شما خوب است و نه برای مردم. اگر نوکری و خدمتگزاری است، یک دوره محدود کافی است و اگر قدرتطلبی است که مطلب روشن است.
,
با این حال به نظر میرسد که سختی دست کشیدن از قدرت حتی از جان کندن سختتراست، به طوری که برخیها در این چندماهه اخیر علناً گفتهاند که برای ریاستجمهوری نمیآیند، اما تلاش خود را میکنند که یک رئیسجمهور خوب در ایران بر سر کار بیاید! این حرکت از حضور مستقیم در قدرت دیکتاتورمآبانهتر است. آقایان درس دموکراسی به همه جهان و به ملت ایران میدهند، اما حتی وقتی قرار نیست رئیسجمهور شوند، میخواهند «رئیسجمهورساز» باشند!
,
برخی رفتارهای به شدت عوامگرایانه نامزدها برای جذب آرای زنان و قشر غیرسیاسی جامعه در ماههای اخیر نیز نه با اصول مترقی مردم سالاری که با همان اصول نظامهای غیر مردمی هماهنگ است و این نشان میدهد سیاستمداران ما به قدرت به چشم نوکری و خدمت نگاه نمیکنند-اگرچه حرف آن را زیاد میزنند- بلکه حضور آنان در انتخابات، به معنی «پیش به سوی قدرت و رانت و سروری» است!
,
«سیاستمداران تکراری» برای انتخابات ۱۴۰۰ اول از هم باید تکلیف خود را با این حقیقت روشن کنند: «ما که برای بار چندم میخواهیم به مردم خدمت کنیم، لزوما! ً به لوازمات حکومت مردمسالار باور نداریم!»
,

, 

, ,
,

, ,
ایران-آمریکا؛ تغییر در سطح منازعه
, ایران-آمریکا؛ تغییر در سطح منازعه, ایران-آمریکا؛ تغییر در سطح منازعه,جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:
, جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:, جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:,دونالدترامپ در آخرین روزهای نزدیک به انتخابات سوم نوامبر 2020(13 آبان جاری) در برابر یک پرسش کلیدی قرار دارد: آیا سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران توانسته تهران را به عقب نشینی وادارد؟ در واقع جانمایه انتقاد یا مخالفت «جوبایدن» رقیب انتخاباتی او با سیاست فشار حداکثری، فقدان نتیجه روشن از انجام آن است.
,طرفه اینکه نه تنها دموکراتها بلکه بسیاری از جمهوریخواهان منتقد ترامپ براین اعتقادند که دولت او در واداشتن تهران به عقب نشینی از مواضع خود کمترین دستاورد را داشته است. این در حالی است که ترامپ همچنان حلقه فشارها بر تهران را تنگتر میکند تا به زعم خود بتواند درصورت پیروزی در انتخابات در مدت کوتاهی تهران را پای میز مذاکره بنشاند. تهران اگرچه به سختی اما توانسته به رغم همه اقدامهای ایذایی واشنگتن، اوضاع را تا انتخابات سوم نوامبر به شکل منجمد یا به تعبیر بهتر «نه جنگ و نه مذاکره» کنترل کند.
,بدیهی است وضع جاری نمیتواند پایدار باشد. نتیجه انتخابات نوامبر بیتردید به عنوان یک متغیر در رویکرد واشنگتن و تهران عمل خواهد کرد. ممکن است چنین پنداشت که طی چهار دهه گذشته روابط تنشآلود ایران و آمریکا با همه فراز و فرودهایش، همواره پایه ثابت داشته است. از این رو نمیتوان چشمانداز روشنی را در برون رفت دو کشور از بنبست روابط یا دشمنی مدتدار آنها تصور کرد. اما تغییر اوضاع و سرریز شدن ظرفیت تحمل دشمنیهای دوسویه بهگونهای است که پنجاه و نهمین انتخابات ریاستجمهوری ایالاتمتحده برسرانجام دشمنیهای تهران و واشنگتن تاثیر مستقیم گذاشته و یا آن را از بلاتکلیفی مزمن بیرون میآورد. مصداق مدعای بالا اذعان مقامهای دولت ترامپ در پر شدن ظرفیت اقدام های تحریمی علیه ایران است. به عبارت دیگر در چهار سال گذشته، دولت ترامپ هرآنچه در دو حوزه سیاسی و اقتصادی ممکن بود را علیه ایران به اجرا گذاشت. هدف کانونی ترامپ در همه اقدامهای ایذایی علیه ایران، کسب «پیروزی بدون جنگ» بوده است. او نه میخواست و نه فضای عمومی جامعه آمریکا و بینالملل به او فرصت جنگ افروزی تازه در منطقه را میداد. بنابراین فرسوده سازی ایران با شدت بالا در دستورکار قرار گرفت. نتیجه اما توقف در همان نقطه صفر است.
,
نتیجه انتخابات نوامبر به هر شکل که باشد، صفحه جدیدی را در منازعه ایران و آمریکا رقم خواهد زد. رئیس جمهوری آینده ایالات متحده ترامپ باشد یا بایدن، تفاوت نمیکند. تنش میان دوکشور در نقطهای است که تصمیم سازی و ارادهای متفاوت از گذشته را طلب میکند. ترامپ ماجراجوست و در صورت موفقیت در انتخابات، برای واداشتن تهران به گفتوگو و توافق با نتیجهای که او و متحدانش درپی آن هستند، بیمیل به اقدام با شدت بیشتر نیست.
موفقیت جوبایدن نیز تفاوت زیادی را در صورت مساله اختلافات ایران و آمریکا ایجاد نمیکند. او همان مطالباتی را از تهران دارد که ترامپ در چهار سال گذشته بر آنها پافشاری کرده است. اعتراض بایدن و جناح هوادار او به بینتیجه بودن اقدامهای ضد ایرانی ترامپ از یکسو و نیز رویکرد یکجانبهگرای او در اجرای سیاستهایش بدون مشارکت دادن متحدان اروپایی آمریکاست.
,
بایدن درصورت بازگشت به برجام، این توافقنامه را محدود به تکنولوژی هستهای ندانسته و مانند ترامپ خواستار گسترش دامنه آن در سطوح دیگری است که تاکنون خط قرمز تهران در قبول هرگونه گفتوگوی احتمالی اعلام شده است. علاوه براین مشاوران بایدن تصریح کردهاند که سیاست فشار حداکثری علیه ایران را تا کسب نتایج دلخواه از توافق با تهران ادامه خواهند داد. بایدن براین ادعاست که با اصلاح رویکرد واشنگتن در دوران ترامپ، به نتایجی دست خواهد یافت که رقیب او در این کار ناکام بوده است.
,تهران در نزدیک به چهار سال گذشته و با تحمل همه تغییراتی که در صحنه منازعات با واشنگتن ایجاد شد، توانست از اقدامهای ایذایی خود را به در برد. شروع چهار سال آینده در هر صورت نمیتواند در سطحی باقی باشد که در گذشته بود. ظرفیت کنونی منازعات، آمادگی تازهتری را میطلبد که در آن حفظ منافع و مواضع اصولی سختترین کار است.
,,
,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه