به مناسبت سالروز شهادت امام سجاد (ع)؛

راز تب خورشید در واقعه کربلا

راز تب خورشید در واقعه کربلا
عاشورا آغاز مأموریتی بود برای جهانی‌شدن فرهنگی ناب که مقاومت در برابر ظلم یکی از بارزترین نشانه‌های آن بود و امروز سالروز شهادت کسی است که این فرهنگ را به گوش جهانیان رساند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ نگار، امام چهارم شیعیان و ششمین معصوم از چهارده معصوم (ع) که نام مبارکشان علی می‌باشد، فرزند حسین بن علی بن ابیطالب (ع) که معروف‌ترین القاب آن حضرت "زین‌العابدین" و "سید الساجدین" و "سجاد" است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ نگار,

امام سجاد در سال ۳۸ هجری در مدینه ولادت یافت و نام مادر ایشان بنا بر مشهور "شهربانو" دختر یزدگرد ساسانی بوده است.

,

سرانجام به تحریک هشام (خلیفه اموی) ولید بن عبدالملک در سال ۹۵ هجری قمری امام زین‌العابدین (ع) را مسموم کرده و به شهادت رساند که در بقیع مدفون شد.

,

حضور حضرت سجاد در واقعه کربلا          

, حضور حضرت سجاد در واقعه کربلا          ,

حضرت سجاد در واقعه جان‌گداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری و تب شدید در میدان جهاد حاضر نشد، زیرا جهاد از بیمار برداشته‌شده است و پدر بزرگوارش به او اجازه جنگ کردن نداد و مصلحت الهی این بود که بدین‌وسیله امام سجاد از این معرکه جان سالم به درببرد تا رشته امامت پابرجا بماند.

,

این بیماری موقت چند روزی بیش ادامه نیافت و پس‌ازآن حضرت زین‌العابدین ۳۵ سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد؛ سن شریف حضرت سجاد (ع) را در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری به اختلاف روایات در حدود ۲۳ سال نوشته‌اند.

, .,

پس از شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش مأموریت امام چهارم و عمه بزرگوارشان آغاز گردید که همان رساندن پیام عاشورا به جهانیان بود که به‌تمام‌معنا این مأموریت را به‌درستی به انجام رساندند تا جایی که امروزه عاشورا یک روز شناخته‌شده در سطح جهان است.

,

ایشان در اسارت و پس‌ازآن در هر مجالی که به وجود می‌آمد با شجاعت تمام به سخنرانی و خطبه‌خوانی می‌پرداخت و پرده از جنایات یزید و ابن زیاد برمی‌داشت.

,

چند روایت از زندگی امام سجاد (ع)

, چند روایت از زندگی امام سجاد (ع),

حضور امام سجاد (ع) در قصر ابن‌زیاد

, حضور امام سجاد (ع) در قصر ابن‌زیاد, (ع) ,

بنا بر روایات، ابن زیاد در مجلسی که اسیران را پیش او بردند از نام امام پرسید و ایشان فرمودند: علی بن الحسین.

,

ابن زیاد گفت: مگر خداوند علی بن الحسین را نکشت؟

,

امام فرمود: بلی، من برادری بزرگ‌تر از خود داشتم (حضرت علی‌اکبر) که مردم او را کشتند.

,

ابن زیاد گفت: نه! بلکه خداوند او را کشت.

,

امام در جواب فرمود: اللّه یتوفی الأنفس حین موت‌ها.

,

هنگامی‌که ابن زیاد خاندان امام حسین (ع) را نزد یزید فرستاد زنجیری در گردن امام نهاد و آن‌ها را با شمر بن ذی‌الجوشن و محضر بن ثعلبه عائذی روانه شام کرد.

,

به روایت طبری، امام در طول راه با هیچ‌یک از این دو نفر گفتگو نکرد.

,

حضور امام سجاد (ع) در قصر یزید

, حضور امام سجاد (ع) در قصر یزید, (ع) ,

هنگامی‌که اهل‌بیت حسین (ع) را پیش یزید بردند او خطاب به علی بن الحسین گفت: ای علی! این پدر تو بود که خویشاوندی را برید و حق مرا نشناخت و برای به دست گرفتن قدرت و سلطنت با من به نزاع برخاست و خداوند با او آنچه می‌بینی کرد.

,

امام در پاسخ این آیه را خواند: "ما أصاب من مصیبة فی الأرض و لا فی أنفسکم إلا فی کتاب من قبل أن نبرأها"؛ یعنی مصیبتی درروی زمین و در نفوس به شما نمی‌رسد مگر آنکه پیش از آفرینش نوشته‌شده باشد (مقدر باشد.)

,

جوانمردی امام سجاد  (ع)

, جوانمردی امام سجاد  (ع), (ع),

مروان بن الحکم که پیر و رئیس خاندان بنی‌امیه بود از عبداللّه بن عمر خواست که خانواده او را نزد خود پنهان سازد ولی او سر باز زد.

,

مروان این درخواست را از امام داشت و آن حضرت از غایت جوانمردی آن را پذیرفت و حرم خود را با حرم مروان به ینبع فرستاد.

,

بنا بر روایت طبری مروان ازاین‌جهت همیشه سپاسگزار امام بود.

,

گذشت امام سجاد (ع)

, گذشت امام سجاد (ع), (ع),

در سال ۸۷ ه.ق. ولید بن عبدالملک، هشام بن اسماعیل مخزومی را از حکومت مدینه معزول کرد و عمر بن عبدالعزیز را به‌جای او گماشت.

,

هشام بن اسماعیل در طول حکومت چهارساله خود با امام زین‌العابدین (ع) رفتار خوبی نداشت.

,

ولید که با هشام بد بود به عمر بن عبدالعزیز نوشت تا او را در برابر مردم بدارد تا هر کس با او در طول حکومتش رنجش و خلافی داشته است حق خود را از او بخواهد یا از او انتقام بگیرد.

,

امام زین‌العابدین (ع) به اطرافیان و خواص خود دستور فرمود تا کلمه‌ای به روی او نیاورند. چون امام (ع) از نزد او گذشت و توجهی به او نفرمود، هشام او را ندا زد و گفت: "اللّه أعلم حیث یجعل رسالته"؛ یعنی خداوند بهتر می‌داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد و این اشاره به خاندان نبوت و رسالت بود که امام شاخص‌ترین فرد آن بود.

,

قصیده معروف فرزدق در شأن امام سجاد (ع)

, قصیده معروف فرزدق در شأن امام سجاد (ع), (ع),

معروف است که هشام بن عبدالملک در زمان خلافت پدرش عبدالملک یا برادرش ولید به حج رفته بود. چون در موسم حج خواست تا استلام حجر کند موفق نشد زیرا مردم زیاد بودند و ازدحام می‌کردند.

,

در این میان امام سجاد (ع) رسید و به طواف مشغول شد و چون به حجر الاسود نزدیک شد همه به او راه دادند و به جهت مهابت و جلالت قدر او اجازه دادند تا او استلام حجر کند.

,

هشام در خشم شد. مردی از او پرسید که این شخص کیست؟ هشام باآنکه او را می‌شناخت گفت او را نمی‌شناسد زیرا می‌ترسید مردم شام به او میل پیدا کنند. فرزدق شاعر بزرگ عرب به مرد شامی گفت من او را می‌شناسم و چون او پرسید که او کیست فرزدق در پاسخ او قصیده معروف خود را انشا کرد و در آن گفت:

,

هذا ابن خیر عباد اللّه کلهم • هذا التقی النقی الطاهر العلم...

,

و لیس قولک من هذا بضائره • العرب تعرف من أنکرت و العجم

,

یعنی: این پسر بهترین بندگان خداست. این پرهیزگار پاک و عاری از هر عیب و معروف خاص و عام است.

,

سخن تو که او را نمی‌شناسم زیانی به او نمی‌رساند. آن را که تو گفتی نمی‌شناسم همه عرب و عجم می‌شناسند.

,

مصیبت من از یعقوب مهم‌تر بود

, مصیبت من از یعقوب مهم‌تر بود,

امام سجاد (ع) پس از جریان دل‌خراش و دلسوز عاشورا بیش از حدّ بی‌تابی و گریه می‌نمود.

,

روزی یکی از دوستان حضرت اظهار داشت: یا بن رسول اللّه! شما با این وضعیت و حالتی که دارید، خود را از بین می‌برید، آیا این گریه و اندوه پایان نمی‌یابد؟

,

امام ضمن این‌که مشغول راز و نیاز به درگاه خداوند متعال بود، سرخود را بلند نمود و فرمود: وای به حال تو! چه خبرداری که چه شده است؛ حضرت یعقوب در فراق فرزندش یوسف آن‌قدر گریه کرد و نالید که چشمان خود را از دست داد، بااینکه فقط فرزندش را گم‌کرده بود؛ ولی من خودم شاهد بودم که پدرم را به همراه اصحابش چگونه و با چه وضعی به شهادت رساندند.

,

خشنودی مردم، خشم خدا!!

, خشنودی مردم، خشم خدا!!,

روزی شخصی نزد آن امام سجاد (ع) آمد و گفت: یا ابن رسول اللّه! من تو را بسیار دوست دارم، پس فرمود: خداوندا، من به تو پناه می‌برم از این‌که دیگران مرا دوست بدارند درحالی‌که مورد خشم و غضب تو قرارگرفته باشم.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه