یادداشت؛

برج ساعت یزد؛ تقابل سنت و مدرنیته

برج ساعت یزد؛ تقابل سنت و مدرنیته
اگر واقع‌بین باشیم برج ساعت یزد تقابل سنت و مدرنیته را در زمانه گذار از سنت به مدرنیزم به منصه ظهور می‌رساند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزدرسا؛ برج ساعت یزد، پس از احداث خیابان مسجد جامع، در دهه 30 شمسی توسط شهرداری یزد و با طرحی که به هوشنگ سیحون معمار شهیر دوره پهلوی دوم نسبت داده می شود، بنا شد و چند سال بعد کاشی کاری و نماسازی گشت. این برج برای نصب ساعتی که تاجری یزدی به سفارش مرحوم وزیری به یزد آورده بود، بنا می شود. مثل این که ابتدا قرار بوده ساعت را بین دو منار سردر مسجد یا در صحن آن نصب کنند! که نهایتاَ شهردار یزد پیشنهاد ساخت این برج را می دهد. این برج بعد از برج ساعت مارکار، دومین برج ساعت در شهر یزد محسوب می شود که متاثر از فرهنگ فرنگی مابانه دوره پهلوی با اقتباس از برج های ساعت اروپایی احداث شد. البته این برج ساعت در آن زمانه علاوه بر ایفای نقش به عنوان یک المان مدرن شهری که لازمه ابراز وجود شهرهای جدید بوده است،  کارکرد اعلام ساعت را نیز داشته است؛ زمانه ای که کمتر خانه ای و کمتر شخصی ساعت داشته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا؛,

برج ساعت را اگر بخواهیم خوشبینانه تفسیر کنیم تلاشی در جهت گفتمان سنت و مدرنیته در فضای شهری یزد است و اگر کمی بدبین یا به ظن نگارنده واقع بین باشیم تقابل سنت و مدرنیته را در زمانه گذار از سنت به مدرنیزم به منصه ظهور می رساند. این برج از مظاهر شهر مدرن یزد در مقابل شهر سنتی است که در مقابل سردر رفیع مسجد جامع یزد که نمادی از شهر سنتی ست حرف های ناگفته ای از کشاکش بین معماری و شهرسازی گذشته شهر و فرایند مدرن شدنش دارد. اما به هر حال باید اذعان داشت این برج در زمانه ای شکل گرفته که هنوز معماران سنتی و جریان معماری سنتی زنده است و این مهم در کنار جنبش جهانی پست مدرنیسم  باعث شده این برج وارداتی در هاضمه معماری یزد هضم شود و محصولی قابل قبول که با شهر یزد و معماری آن رابطه ای معنادار برقرار ساخته، به منصه ظهور برسد. از مصالح آجری و تزیینات کاشی کاری آن گرفته تا قوس خوش فرم و خطوط ناظم و سیما شناختی آن، همه و همه عطر و طعم معماری یزد را می دهند.

بهانه گفتن این مطالب اتفاقی مبارک است که اخیرا به همت شهرداری یزد در راستای شعار پیاده محوری رخ داد. پای این برج فضایی بوده که پیاده ها عبور می کرده و احتمالا در گرمای تابستان زیر سایه آن نفس چاق می نموده اند؛ فضایی که چند ده سال بود با شیشه و آهن بد نما محبوس و مسدود و این اواخر متروکه رها شده بود. باعث خرسندی ست که به همت شهرداری یزد این برج دوباره هویت اصیل خود را باز جست و یزدی ها و گردشگران یزد می توانند،  برج ساعت یزد را در حیثیت تمامش چه به لحاظ کالبدی و چه به لحاظ فعالیتی و معنا شناختی به نظاره بنشینند.

محسن عباسی هرفته

انتهای پیام/

,

برج ساعت را اگر بخواهیم خوشبینانه تفسیر کنیم تلاشی در جهت گفتمان سنت و مدرنیته در فضای شهری یزد است و اگر کمی بدبین یا به ظن نگارنده واقع بین باشیم تقابل سنت و مدرنیته را در زمانه گذار از سنت به مدرنیزم به منصه ظهور می رساند. این برج از مظاهر شهر مدرن یزد در مقابل شهر سنتی است که در مقابل سردر رفیع مسجد جامع یزد که نمادی از شهر سنتی ست حرف های ناگفته ای از کشاکش بین معماری و شهرسازی گذشته شهر و فرایند مدرن شدنش دارد. اما به هر حال باید اذعان داشت این برج در زمانه ای شکل گرفته که هنوز معماران سنتی و جریان معماری سنتی زنده است و این مهم در کنار جنبش جهانی پست مدرنیسم  باعث شده این برج وارداتی در هاضمه معماری یزد هضم شود و محصولی قابل قبول که با شهر یزد و معماری آن رابطه ای معنادار برقرار ساخته، به منصه ظهور برسد. از مصالح آجری و تزیینات کاشی کاری آن گرفته تا قوس خوش فرم و خطوط ناظم و سیما شناختی آن، همه و همه عطر و طعم معماری یزد را می دهند.

,

بهانه گفتن این مطالب اتفاقی مبارک است که اخیرا به همت شهرداری یزد در راستای شعار پیاده محوری رخ داد. پای این برج فضایی بوده که پیاده ها عبور می کرده و احتمالا در گرمای تابستان زیر سایه آن نفس چاق می نموده اند؛ فضایی که چند ده سال بود با شیشه و آهن بد نما محبوس و مسدود و این اواخر متروکه رها شده بود. باعث خرسندی ست که به همت شهرداری یزد این برج دوباره هویت اصیل خود را باز جست و یزدی ها و گردشگران یزد می توانند،  برج ساعت یزد را در حیثیت تمامش چه به لحاظ کالبدی و چه به لحاظ فعالیتی و معنا شناختی به نظاره بنشینند.

,

محسن عباسی هرفته

,

انتهای پیام/

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه