دانا گزارش می دهد؛
«باجگیری از هرمز»؛ تلاش ترامپ برای پنهان کردن شکست راهبردی آمریکا در جنگ چهلروزه
دونالد ترامپ پس از آنکه در جنگ چهلروزه نتوانست معادلات منطقه را به سود واشنگتن تغییر دهد، این بار با ادعای «عوارضگیری از تنگه هرمز» به دنبال آن است تا شکست راهبردی آمریکا را در قالب یک پیروزی اقتصادی به افکار عمومی عرضه کند.
به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا، در مناسبات بینالملل، گاهی شکستها پیش از آنکه در میدان ترمیم شوند، در کارخانه روایتسازی بازآفرینی میشوند. قدرتهای زخمخوردهای که به اهداف نظامی خود دست نمییابند، تلاش میکنند با مهندسی افکار عمومی، وانمود کنند که هنوز نبض میدان را در مشت دارند.
اظهارات متوهمانه اخیر دونالد ترامپ درباره «نگهبانی از تنگه هرمز» و تحمیل هزینه ۲۰ درصدی بر محمولههای عبوری، نمونه کلاسیک این پروژه شکستخورده است.
رئیسجمهور آمریکا در حالی دم از «سرپرستی هرمز» میزند که واشنگتن در جنگ تمامعیار چهلروزه علیه جمهوری اسلامی ایران، تقریباً تمامی برگهای خود را رو کرد؛ از یورشهای مستقیم نظامی و پشتیبانی لجستیک بیوقفه از رژیم صهیونیستی گرفته تا تشدید خفقان اقتصادی، جنگ ترکیبی – شناختی و پروژه انزوای سیاسی. با این همه، نه ساختار مستحکم حکمرانی ایران دچار فروپاشی شد، نه بازدارندگی افسانهای آن گسست و نه حتی یکی از اهداف راهبردی کاخ سفید رنگ واقعیت به خود دید.
اینک، در سپهر سیاسیِ پس از ناکامی، ساکنان کاخ سفید میکوشند با طرح ادعای قیمومیت بر شاهرگ انرژی جهان، این توهم را القا کنند که همچنان ژنرال معادلات منطقهاند؛ ادعایی که بیش از آنکه بر واقعیات متقن میدانی بنا شده باشد، بر نیاز روانی واشنگتن برای ترمیم حیثیت ترکخوردهاش تکیه دارد.
وقتی آتشافروز، ردای آتشنشان بر تن میکند
ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد: «تنگه هرمز، با ایران یا بدون ایران، باز خواهد ماند. آمریکا به عنوان پاسدار این تنگه شناخته خواهد شد و برای این مأموریت باید ۲۰ درصد از ارزش تمام محمولههای عبوری را دریافت کند.»
این یاوهگویی، یک تناقض ژئوپلیتیکی عریان را پیش چشم جهانیان میگذارد؛ زیرا پیش از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنگه هرمز بدون هیچ محدودیتی نبض تجارت دریایی بود. آنچه امنیت این آبراه حیاتی را آماج تهدید کرد، نه رفتار کشورهای ساحلی، که افزایش تنشهای ناشی از ماجراجوییهای نظامی واشنگتن در قلب خلیج فارس بود.
به بیان گویاتر، آمریکایی که خود عامل اصلی بیثباتی و تشدید ناامنی در آبراههای بینالمللی بوده، اکنون در کسوت «منجی امنیت» رژه میرود و گستاخانه برای این نقش وارونه، باج مالی نیز طلب میکند؛ روایتی کاریکاتوری که با بدیهیات جغرافیا و امنیت منطقه سازگاری ندارد.
هرمز، قلمرو حاکمیتی با هویت حقوقی؛ نه حیاط خلوت اشغالگران
تنگه هرمز بیتردید کلیدیترین شاهراه انتقال انرژی جهان است، اما این اهمیت استراتژیک، به هیچوجه مجوز «ولانگاری حقوقی» آن نیست.
این آبراه راهبردی در محدوده آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران و عمان واقع شده و رژیم حقوقی عبور از آن، بر اساس قواعد تثبیتشده حقوق بینالملل دریاها تعریف گردیده است.
هیچ سند یا رویه حقوقی به کشوری که نه دولت ساحلی است و نه صلاحیت حاکمیتی بر این منطقه دارد، اجازه نمیدهد خود را کلانتر این گذرگاه معرفی کند یا از کشتیهای تجاری ملل دیگر زورگیری مالی نماید.
پذیرش این دکترین قلدرمآبانه، به معنای گشودن راهی خطرناک خواهد بود که در آن هر قدرت نظامی میتواند با استقرار ناوگان جنگی خود در هر آبراه جهانی، بر تجارت بینالملل مالیات ببندد؛ گزارهای که علناً با اصل آزادی کشتیرانی و اساس نظم حقوقی بینالمللی در ستیز است.
پاسخ دیپلماسی ایران
ادعای شگفت ترامپ، با واکنش سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، همراه شد.
عراقچی در پیامی کنایهآمیز در شبکه ایکس نوشت: «رئیسجمهور آمریکا کاملاً درست میگوید؛ آنکس که امنیت و سلامت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را تأمین میکند، شایسته دریافت هزینه این خدمت خطیر است.»
وزیر امور خارجه کشومان نوشت: «ایران همواره حافظ امنیت تنگه هرمز بوده و جاودانه نیز چنین خواهد ماند. البته ۲۰ درصد نرخ بسیار بالایی است؛ ما منصفانه برخورد خواهیم کرد!»
این واکنش در عین بهرهگیری از ادبیات طنز سیاسی، یک دکترین امنیتی تزلزلناپذیر را یادآور شد؛ اینکه امنیت مستمر تنگه هرمز طی دهههای گذشته، نه برآمده از سرنیزه فرامنطقهایها، که مولود نقش بیبدیل جمهوری اسلامی ایران و همسایگان ساحلی بوده است.
سپاه: وهم واشنگتن به گورستان راهبردی ختم خواهد شد
در این باره سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با اشاره به التهابآفرینیهای فرامنطقهای هشدار داد: «آمریکا با مداخله در تنگه هرمز، امنیت تأمین نفت و گاز جهان را به گروگان گرفته و باید در برابر این ماجراجویی پاسخگو باشد.»
وی با تأکید بر اینکه «حاکمیت و مدیریت کامل بر تنگه هرمز را همچنان با قدرت و قاطعیت اعمال میکنیم»، افزود: «همانطور که اهداف متوهمانه آمریکا در آغاز تجاوز را به تنزلِ مطالبهی بازگشایی تنگه هرمز فروکاستیم، در شرارت جدید نیز آنها را بیش از گذشته به خفت و استیصال خواهیم کشاند.»
ژئوپلیتیک با مونولوگهای توییتری تغییر نمیکند
حقیقت امر آن است که جایگاه جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز، یک فرصت سیاسی زودگذر نیست که با جابجایی دولتها یا انتشار چند پیام هیجانی در شبکههای اجتماعی دستخوش دگرگونی شود.
ایران با دارا بودن طولانیترین خط ساحلی در شمال این آبراه و اشراف کامل اطلاعاتی – عملیاتی بر حساسترین نقطه ترانزیت انرژی جهان، ستون فقرات امنیت هرمز به شمار میرود؛ واقعیتی انکارناپذیر که نه با هیاهوی تبلیغاتی ناوهای بیگانه قابل حذف است و نه با ادعاهای واهی رسانهای قابل تغییر.
تجربه زیسته دهههای گذشته نیز ثابت کرده است که هرگاه تنش در منطقه فروکش کرده، ضریب امنیت تنگه هرمز تقویت شده و هر زمان قدرتهای فرامنطقهای بر طبل گزینه نظامی کوبیدهاند، هزینههای تجارت جهانی، حملونقل دریایی و بازار انرژی به طور تصاعدی افزایش یافته است.
در پایان باید گفت؛ اظهارات متورم و فاقد پشتوانه ترامپ درباره «تحت کنترل گرفتن تنگه هرمز» و «عوارضگیری از کشتیهای عبوری» را باید نه یک برنامه عملیاتی، که پروژه روانی کاخ سفید برای بازسازی تصویر هیمنه ازدسترفته آمریکا در سایه ناکامیهای اخیر ارزیابی کرد.
جنگ چهلروزه اثبات کرد که موازنه قدرت در منطقه دیگر صرفاً با دیکته واشنگتن تنظیم نمیشود و نه آتش توپخانه، نه خفقان تحریم، نه جنگ روانی و نه عملیات رسانهای نتوانستهاند جایگاه محوری جمهوری اسلامی ایران را در نظم جدید منطقهای تضعیف کنند.
از همین رو، رؤیای استعماری تبدیل تنگه هرمز به گاو شیرده یا ابزار چانهزنی واشنگتن، پیش از آنکه پا به دنیای واقعیت بگذارد، در برابر سه سد فولادین شکست خواهد خورد: جغرافیای تغییرناپذیر ایران، قواعد آمره حقوق بینالملل و موازنه قدرت جدید در غرب آسیا.
درست به همین دلیل است که ادعای تازه ترامپ، پیش از آنکه یک راهبرد اجرایی تلقی شود، به نمادی از استیصال واشنگتن برای جبران شکستهای میدانی از مسیر جنگ روایتها تبدیل شده است.
ارسال دیدگاه