سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛

زنگ خروج نظامیان خارجی به صدا درآمده است/نمی از دریای درایت او

زنگ خروج نظامیان خارجی به صدا درآمده است/نمی از دریای درایت او
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

,

 

,

, ,

 

,
نمی از دریای درایت او
, نمی از دریای درایت او,
 
,
 
,
سعدالله زارعی در کیهان نوشت:
, سعدالله زارعی در کیهان نوشت:,
 
,
«از طرفی [شهید سلیمانی] دارای درایت و تیزهوشی بود. [او] این مسئله بروز یک جریان به ظاهر مذهبی متمایل به یکی از فرقه‌ها و علیه مقاومت را از مدت‌ها قبل پیش‌بینی کرد. آمد به من گفت آن چیزی که من در وضع دنیای اسلام دارم می‌بینم - اسم آورد از بعضی کشورها - یک جریانی دارد به وجود می‌آید. بعد از مدتی داعش به وجود آمد. آدم با‌درایتی بود آدم باهوشی بود در اداره اموری که با کشورها ارتباط داشت و او در آنها دخیل بود، با کمال عقل و درایت رفتار می‌کرد. این را بنده کاملاً حس می‌کردم.» این فرازی از سخنان حضرت امام خامنه‌ای -‌دامت برکاته- است که در روز 26 آذر ماه گذشته، در دیدار با ستاد برگزاری مراسم سالگرد شهادت جانسوز سردار سلیمانی بیان گردید و نشان‌دهنده یک خصوصیت بسیار مهم در این شهید گرانقدر می‌باشد. در این خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد:
,
 
,
1- «ولایت‌مداری» واژه‌ای شناخته‌شده در بین نیروهای حزب‌اللهی و ولایی است و بیانگر یک خصوصیت برجسته در فرد می‌باشد و بار معنایی آن هم گسترده است و بدون تردید یک ملاک مهم در ارزیابی شخصیت فرد و یا یک گروه می‌باشد. اما ولایت‌مداری با همه اهمیتش یک صفت شخصی است و سبب هدایت وی در دنیا و سعادت او در آخرت می‌گردد. کما اینکه فقدان این خصوصیت در فرد، سبب گمراهی او در دنیا و خسران او در آخرت می‌شود. البته ولایت‌مداری اثر اجتماعی هم دارد، که وحدت جامعه حول محور ولایت می‌باشد.
,
 
,
با این توضیح «بسیاری» از افراد جامعه ولایت‌مدار بوده و عدد آنها در جامعه ما به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد؛ اما این برای یک جامعه دین‌محور کافی نیست و خود ولایت نیاز به مقومی قوی‌تر دارد که می‌توان از آن به «ولایت‌افزایی» یاد کرد. ولایت‌افزایی به این معناست که فرد ولایت‌مدار به گونه‌ای عمل می‌کند که مسیر را برای حرکت و موفقیت بیشتر ولایت‌ هموار می‌نماید. بر این اساس در زمان پیامبر و نیز در زمان امیرالمؤمنین علیهما‌السلام، کفار، مشرکین، منافقین و مفسدین روی چند نفر حساسیت داشتند و معتقد بودند برای حذف سیاسی پیامبر و علی -‌صلوات‌الله علیهما‌- این چند نفر باید حذف شوند و خود پیامبر و امیر‌مؤمنان نسبت به از دست دادن این چند نفر نگران می‌شدند و وقتی به شهادت می‌رسیدند به شدت متأثر و‌ اندوهگین می‌شدند که دو نمونه آن در زمان پیامبر(ص)، شهادت حضرت حمزه ابن عبدالمطلب و شهادت حضرت جعفر ابن ابی‌طالب علیهماالسلام و در زمان امیرالمؤمنین شهادت عمار یاسر و شهادت مالک اشتر علیهماالسلام بود. کار جعفر، حمزه، مالک و عمار چه بود؟ کار آنان ولایت‌افزایی بود یعنی در درون خود یک هنرهایی داشتند که در تنگناها و بزنگاه‌ها به فریاد می‌رسیدند و باری از دوش پیامبر یا امیرالمؤمنین -‌علیهما‌السلام- برمی‌داشتند و یا در حرکت حکومت اسلامی به جلو، کمک ویژه‌ای می‌کردند که از دیگران برنمی‌آمد، یا به هر حال انجام نمی‌دادند.
,
 
,
2- سردار سلیمانی در طول دوره پس از انقلاب اسلامی و به ویژه در دوره 23 ساله فرماندهی نیروی قدس، این‌گونه بود. در دهه اخیر که بسیاری در راه ولایت سنگ می‌انداختند و بعضی برای آنکه در جزر و مدهای سیاسی به چیزی متهم نشده و سرشان به سلامت باشد، سکوت می‌کردند و در این میان هنر بعضی هم صرفاً برای آنکه «دین خود» را از معرکه سالم بیرون ببرند در جبهه ولایت بودند، سردار سلیمانی برای ولایت کار حمزه و جعفر برای پیامبر و کار عمار و مالک برای امیرالمؤمنین می‌کرد. او به دل خطر می‌زد و همه ظرفیت خود را به کار می‌گرفت تا گره از کار ولایت باز کند و راهی فراروی حرکت انقلاب اسلامی باز نماید. حدود چهار پنج سال پیش وقتی در جلسه‌ای به او گفته شد: «امروز شما و نیروی قدس به یک حجت برای درستی راه انقلاب و ولایت تبدیل شده‌اید و اگر موفقیت‌های شما و نیروی قدس نبود، نظام نمی‌توانست به آسانی از زیر بار اتهام ناروای ناکارآمدی خلاص شود و لذا درست است که شما در جبهه خارج از کشور فعالیت می‌کنی، اما اثر کار شما در داخل هم، هموار شدن مسیر انقلاب و رهبری است» او سرش را پایین ‌انداخت، چون نمی‌خواست از خود و اثر کارش چیزی بگویند.
,
 
,
یک بار سردار سلیمانی، محور جلسه‌ای مهم با یکی از مقامات ارشد کشور بود که خبر آن هم نه با جزئیات بلکه در یک شکل رسمی در بیرون منتشر شد. در آن جلسه وی نزدیک به یک ساعت اشکالات کار آن دستگاه را بیان کرده و در نهایت گفته بود مواضع شما نباید از مواضع رهبری جدا باشد و او قول داده بود که از آن پس مراقبت می‌کند. بعد از اتمام آن جلسه یکی از مسئولان دفتر آن مقام کشوری، گزارش جلسه را به گونه‌ای دیگر منعکس کرد که گویا سردار سلیمانی و آن جمع برای دلجویی نزد آن مقام آمده و با سخنان آن مقام به اشتباه خود پی‌برده و قانع شده‌اند! یعنی در این گزارش رسمی حقیقت کاملاً قلب شده بود. وقتی شهید که محور آن جلسه بود و جلسه را او هماهنگ کرده بود و افراد هم به تشخیص او در جلسه حضور پیدا کرده بودند، گزارش دفتر مربوطه را شنید، اصلاً ناراحت نشد و گفت خیلی خوب اگر این فرد در مواضع خود از سایش با مواضع رهبری دست بردارد، آنچه در مورد جلسه بیان شده، اهمیت ندارد و اصلاح مواضع، اصل موضوع است که البته تا حد زیادی همین‌گونه هم شد. این یکی از جاهایی است که می‌توان از آن با عنوان «ولایت‌افزایی» یاد کرد.
,
 
,
3- در دهه اخیر در صحنه منطقه، تحولات زیادی پیش آمد، موضوعات زیادی مطرح گردید و عناصر مختلفی در این صحنه مؤثر بودند. در این میان اجرای منویات بسیار تعیین‌کننده رهبر معظم انقلاب اسلامی در مسایل پرتلاطم و دگرگونی‌های منطقه، نیاز به «راهبری» داشت.
,
 
,
یکی از این صحنه‌های حساس عراق بود. در عراق یک رژیم مستبد که سابقه 15 سال -1354 تا 1369- درگیری و حدود 30 سال خصومت با ایران و تشیع داشت، ساقط شده بود و احزاب و گروه‌ها و دسته‌های عراقی که تا پیش از این در خفقان، زندان، تبعید و تحت تعقیب بودند، آزاد شده بودند و هر کدام براساس تعصبات سیاسی، قومی و خانوادگی، رویه‌های جداگانه‌ای را در پیش گرفته بودند و آن‌قدر علیه هم کار می‌کردند که در همان روزهای اول سقوط رژیم صدام حسین، سید عبدالمجید خویی فرزند مرجع نامدار شیعه را در نجف کشتند و بدن قطعه‌قطعه شده او را در چهار سمت نجف آویزان کردند! معلوم است که چنین فضایی چقدر رعب ایجاد نموده و مرجعیت نجف را به شدت بیمناک کرده و از ورود به صحنه پرهیز می‌دهد. و این در حالی است که در چنین اوضاعی، همه چشم‌ها به مرجعیت است تا کاری بکند و جلوی بلبشو را بگیرد. مرجعیت با این استدلال که این‌هایی که دست به خشونت می‌زنند و بعضی از آنها سرکردگانشان عمامه هم به سر دارند، اصلاً گوششان بدهکار حرف مرجعیت نیست تا با ورود او کنار کشیده و اوضاع به سامان برسد، در ورود به صحنه ملاحظات داشت. از آن طرف بعثی‌ها تحت فرماندهی عزت ابراهیم الدوری و تکفیری‌ها تحت رهبری ابومصعب زرقاوی دست به اقدامات تروریستی می‌زدند و فضا را به شدت تیره و تار می‌کردند و آمریکایی‌ها با استناد به این آشوب‌هایی که دو سوی ماجرا به آن دامن می‌زدند، ایجاد یک حکومت کامل نظامی به فرماندهی «پل بریمر» را مد نظر قرار ‌داده بودند.
,
 
,
در این میان دستور حضرت امام خامنه‌ای -دامت برکاته- این بود که اولاً آمریکایی‌ها نباید در عراق جاگیر شوند، چرا که اشغال نظامی عراق هم علیه مصالح این کشور است و هم با مصالح کشورهای منطقه و از جمله مصلحت جمهوری اسلامی در تضاد است. ثانیاً در عراق باید حکومت منتخب مردم، جایگزین حکومت دیکتاتوری بعثی شود. نقشه راه این دو هدف راهبردی از یک‌سو محوریت آیت‌الله‌العظمی سیستانی در هدایت عراق و از سوی دیگر وحدت گروه‌های مختلف و موثر عراقی حول محور واحد بود.
,
 
,
ما می‌توانیم از خلال آن وضع به شدت آشفته و ناهمگن و نگرانی‌های شدید و به‌حقی که مرجعیت برای ورود به صحنه سیاسی داشت و دستور کار بسیار استراتژیکی که رهبر معظم انقلاب ترسیم کردند، دریابیم که چه کار دشواری بر دوش سردار شهید سلیمانی قرار گرفته است و او چگونه در میدان «ناممکن‌ها»، باید گره‌ها را یکی‌یکی باز و به «ممکن‌ها» تبدیل کند.
,
یک روی دیگر مسئله این است که در این میدان، دشمن با همه وجود وارد شده است حدود 300 هزار نیروی نظامی و شبه‌نظامی و به قول خودشان تریلیون‌ها دلار و هزاران تُن جنگ‌افزار و برخوردار از انواعی از پشتوانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و با تکیه به رعبی که پس از ماجرای 11 سپتامبر بر دنیا مستولی شده است و نه تنها یک اجماع در داخل آمریکا و در داخل جبهه آمریکا، بلکه یک اجماع جهانی به نفع اهداف و عملکرد ارتش آمریکا درخصوص عراق شکل گرفته است و در این سوی میدان، سردار سلیمانی در جایگاهی نیست که دولت‌ و نهادهای بالادستی و پایین‌دستی آن و بودجه ارزی و ریالی کشور را در اختیار داشته باشد و لذا برای هر یک دلار و یک ریال باید وارد بحث شود و این همه در حالی ا‌ست که علاوه‌بر آنکه حس و حال دولت وقت هم با حس و حال او تفاوت دارد، وضع خود دولت هم آن‌گونه نیست که بتواند کمک ویژه‌ای به سردار سلیمانی بنماید.
,
بله در این فضا سردار سلیمانی باید کاری بس بزرگ و دشوار را به سرمنزل مقصود برساند و می‌رساند.
,
 
,
و این ماجرا تنها مربوط به این مقطع -1382 تا 1386- عراق نیست، حکایت مقطع 1393 تا 1396 هم همین است. که او باید عراق را از زیر بار بسیار سنگین توطئه‌ای بین‌المللی و منطقه‌ای -یعنی توطئه گروه‌های تکفیری- بیرون آورد، باز او با همان جبهه پر از نفر و امکانات و اختیارات مواجه است و با همان عده و عُده کمی که سردار در اختیار دارد باید وارد میدان شود و این در حالی است که همزمان در چهار کشور عراق، سوریه، لبنان و یمن همین حکایت وجود دارد و در هر کدام هم چشم‌ها به سردار سلیمانی دوخته شده است.
,
 
,
در همه این صحنه‌ها او با دولت‌ها باید گفت‌وگو می‌کرد، مبادله اطلاعات می‌نمود و به تصحیح خطای آنان همت می‌گماشت و اینها چیزهایی نبود که در یک دیدار و دو دیدار به نتیجه برسند بعضی از این موارد به مذاکره‌ای چند ساله نیازمند بود. در همه این صحنه‌ها او با مردم این کشورها هم کار داشت و باید «قدرت مقاومت» را در آنان پدید می‌آورد. او با احزاب و گروه‌هایی که در بسیاری از موارد با خط و ربط‌های آنان هم مخالف بود‌، کار داشت و باید آنان را کنترل و مدیریت می‌کرد و این همه در حالی بود که در اکثر موارد، او نمی‌توانست از موضع «تحکم» وارد شود. البته گاهی هم از در تحکم وارد می‌شد و جواب هم می‌گرفت ولی در اغلب موارد او باید آنان را «مجاب» می‌کرد. اینجا او با درایت وارد می‌شد و گره‌ها را یکی یکی باز می‌کرد و مسیرها را روی ملت‌های منطقه‌ می‌گشود و دشواری‌های آن را برطرف می‌کرد.
,
 
,
سردار سلیمانی ولایت‌مداری ولایت‌افزا بود. خودش نقل می‌کرد؛ «در یکی از جلساتی که درخصوص مسایل امنیتی سوریه با مقامات ترکیه داشتم، وزیر خارجه وقت ترکیه که در آن روزها به او تئوریسین حزب عدالت و توسعه می‌گفتند، وقتی توضیحات کارشناسی من را درباره سوریه شنید و ذکر جزئیات توجه او را جلب کرده بود، رو به من کرد و به طعنه گفت «تو تاکتیک را خوب می‌فهمی و اشراف خوبی به آن داری ولی از استراتژی بهره چندانی نداری. فرقت با من این است که من استراتژی را می‌دانم و تاکتیک را نمی‌دانم تو تاکتیک می‌دانی و استراتژی نمی‌دانی». من به او گفتم لازم نیست من استراتژی بلد باشم، بالای سر من کسی است که استراتژی را خیلی خوب می‌داند و به من می‌گوید و لذا برای من کافی است که بر تاکتیک‌ها اشراف داشته باشم.» و او البته به معنای واقعی و کامل کلمه یک «استراتژیست در میدان» هم بود؛ یک ابر استراتژیست که بسیاری از محافل نظامی و سیاسی دنیا به آن اعتراف کرده‌اند.
,

 

,

, ,

 

,

 

,
 
,
 
,
حل اختلافات داخلی فوری‌ترین نیاز کشور
, حل اختلافات داخلی فوری‌ترین نیاز کشور,
 
,
سیدعبدالله متولیان در جوان نوشت:
, سیدعبدالله متولیان در جوان نوشت:,
 
,
مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت سالگرد سپهبد شهید سردار سلیمانی و خانواده آن شهید والامقام، به نکته‌ای مهم و کلیدی در باره رفع اختلافات فی‌مابین مسئولان اشاره کرده و فرمودند: «اختلافات خود را با مذاکره با یکدیگر حل کنید. مگر نمی‌گویید باید با دنیا مذاکره کرد، آیا نمی‌شود با عنصر داخلی مذاکره و اختلافات را حل کرد؟». رهبر معظم انقلاب علاوه بر نکته سنجی دقیق در باره شیوه حل اختلافات، در همین جلسه برخی مصادیق اختلاف بین مسئولان را در قالب چهار توصیه به آنان گوشزد فرمودند: «در همه زمینه‌ها قوی شوید»، «به دشمن اعتماد نکنید»، «اتحاد ملی را حفظ کنید» و «بیش از آنکه به فکر رفع تحریم باشید، به فکر خنثی کردن تحریم باشید». دقت در این چهار توصیه نشان می‌دهد که اختلاف بین قوای نظام، اولاً به طور عمده از جنس عدم توجه به موارد چهارگانه مذکور و امثال آنهاست و ثانیاً اختلاف اصلی در حال حاضر بین قوه مجریه و دو قوه دیگر خودنمایی می‌کند.
,
 
,
اختلافات میان مسئولان در نظام اگر چه بدواً امری طبیعی به نظر می‌رسد، اما از جهات مختلف با مبحث نفوذ مرتبط بوده و از مدار طبیعی خارج است:
,
 
,
۱ - بروز اختلاف ممکن است ناشی از برنامه ریزی دقیق، تلاش و مدیریت شبکه نفوذ باشد. مسئولان باید در این باره با دقت مراقب باشند دستاویز اهداف و مطامع شبکه نفوذ قرار نگیرند.
,
 
,
۲ - شبکه نفوذ برای تحقق اهداف سرویس جاسوسی دشمن، روی اختلافات دیدگاه‌ها و نظرات متفاوت و طبیعی مسئولان متمرکز شده و با برجسته سازی اختلافات در پیشبرد برنامه‌های نظام اختلال ایجاد می‌کند. مسئولان باید دقت کنند که اختلافات طبیعی آنان مورد بهره برداری دشمن و ضربه زدن به امنیت ملی و منافع ملی قرار نگیرد.
,
 
,
۳ - تحقق اهداف شبکه نفوذ مستلزم اختلاف افکنی و دمیدن در کوره اختلافات است. بی‌شک اختلاف افکنی اولین نیاز شبکه نفوذ برای پیشبرد اهداف دشمن در کشور است و مهم‌ترین راه ناامیدسازی دشمن و مسدودسازی راه بر شبکه نفوذ، حفظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی و حل اختلافات از راه‌های منطقی، عاقلانه و آرامش بخش است. ٤ - بروز اختلافات بین مسئولان و بعضاً لجاجت ورزی‌های ناشی از اهداف حزبی و تمایلات غربگرایانه، و عدم تلاش برای حل آختلافات، فضای عمومی جامعه و افکار عمومی را به سم اختلاف مسموم نموده و آرامش روانی مردم را به هم می‌زند.
,
 
,
۵ - کم‌ترین اثر منفی و مخرب بی توجهی و یا کم توجهی مسئولان به حل اختلافات فی‌مابین، فرصت سوزی، عدم تحقق برنامه‌های پیش‌بینی شده است.
,
 
,
۶ - کشاندن اختلافات به کف جامعه و بین مردم، جامعه را به دوقطبی و چند قطبی تبدیل می‌کند که تردیدی نیست که این‌گونه دوقطبی‌های کاذب، بستر مناسبی برای تحقق اهداف شبکه نفوذ فراهم می‌سازد.
,
 
,
۷ - مردم از اختلاف بین مسئولان متنفرند و در صورتی که مسئولان در محیطی آرام و بدون کشاندن موضوع به کف جامعه به حل اختلافات نپردازند، ناخواسته و با مدیریت شبکه نفوذ، در درازمدت تنفر از اختلافات مسئولان به تنفر از نظام تبدیل شده و مسیر را برای جولان سرویس‌های جاسوسی و براندازی نظام هموار می‌کند.
,
 
,
۸ - فتنه‌های بزرگ و کوچک در سه دهه گذشته محصول اختلافات و لجاجت ورزی مسئولان بوده و خسارات مادی و معنوی ناشی از عدم تلاش مسئولان برای حل اختلافات به هیچ وجه قابل جبران نیست.
,
 
,
۹ - بررسی اجمالی پرونده‌های مفاسد پرده از این حقیقت تلخ بر می‌دارد که متأسفانه مفسدان اقتصادی به اختلافات مسئولان به عنوان فرصت نگاه کرده و در حاشیه مشغول شدن مسئولان به اختلافات، به چپاولگری و غارت بیت‌المال مشغول شده‌اند. ۱۰ - وجود و تشدید اختلافات، به نظام تولید، اقتصاد و معیشت مردم لطمه وارد کرده است. ۱۱ - اختلافات موجود بر فرهنگ جامعه تأثیر گذاشته و نظام خانواده را نیز به شدت تحت تأثیر منفی قرار داده است. ۱۲ - اختلافات بین مسئول به بیماری مزمن تبدیل شده و این بیماری خطرناک سبب بی‌انگیزگی و بی اعتمادی مردم نسبت به نظام می‌شود.
,
 
,
۱۳ - در این مطلب نیز هیچ تردیدی نیست که امروز حل اختلافات بین مسئولان اولویت اصلی و بلکه مهم‌ترین و فوری‌ترین اولویت کشور بوده و تأخیر در این امر مهم، بسیار خسارت بار خواهد بود.
,
 
,
۱٤ - پرداختن به اختلافات انرژی و توان مدیریتی مسئولان را مستهلک می‌کند و طبق آیه ۴۶ سوره انفال جامعه را فشل و اقتدار و شوکت کشور و نظام را نابود می‌سازد: «وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم؛ و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!» ۱۵ - طی سه دهه گذشته، موضوع حل اختلافات از طریق مذاکره و گفتگو، همواره مغفول مانده و انذار رهبری به حل مناقشه‌ها و اختلافات از طریق مذاکره را باید به فال نیک گرفت.
,
 
,
در سه دهه گذشته، اختلافات بین مسئولان کشور و کشیده شدن این اختلافات بین مردم، همواره از مهم‌ترین نگرانی‌های مردم و حضرت امام خامنه‌ای بوده است و اینک به دلیل آسیب‌های ناشی از کهنه شدن اختلافات و در آستانه برگزاری اولین سالگرد شهادت سردار دل‌ها (به‌عنوان کسی‌که در بین مردم به شخصیتی کاملاً مردمی و فراجناحی و عامل به وحدت مشهور بوده است) و پیش از برگزاری سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری، حل اختلافات به حیاتی‌ترین و فوری‌ترین نیاز کشور بر اساس مدل پیشنهادی رهبری تبدیل شده است. بدیهی است که حل اختلافات موجود در باره مسائل سیاسی نظیر سند استعماری ۲۰۳۰، تنظیم روابط با سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، مذاکره یا عدم مذاکره با غرب و به طور کلی مسائل مرتبط با سیاست خارجی و داخلی باید بر اساس و پایه «قانون اساسی»، «سیاست‌های کلی نظام»، «بیانیه گام دوم انقلاب» و «منویات و مطالبات مقام معظم رهبری» باشد که در غیراین صورت برگزاری جلسات گفتگو در باره اختلافات بی نتیجه بوده و حاصلی جز فرصت سوزی و خسارات مادی و معنوی و واگرایی بیشتر نخواهد داشت.
,
 
,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
زنگ خروج نظامیان خارجی به صدا درآمده است
 
سید رضا قزوینی غرابی در خراسان نوشت:
 
ماجرای حملات گاه و بی گاه به سفارت آمریکا و برخی مراکز نظامی آن در عراق و تنش های حاصل از آن ، از مدت ها قبل به یکی از بحران ها و تنش های سیاسی و امنیتی در این کشور بدل شده است و به نظر می رسد چنان چه که به طور ریشه ای حل و فصل نشود به تنش امنیتی فزاینده تری در آینده تبدیل شود.
 
نیروهای نظامی آمریکایی در قالب ائتلاف بین المللی مبارزه با داعش و به دعوت دولت وقت عراق برای کمک رسانی به بغداد برای مبارزه علیه تروریسم تکفیری داعش مأموریت خود را آغاز کردند. اعلان رسمی پیروزی علیه این گروه تروریستی به معنای آن بود که مأموریتی که نظامیان خارجی و آمریکایی برای آن وارد عراق شده بودند پایان یافته است. هرچند که بقایای این گروه همچنان به طور پراکنده در برخی مناطق، اقدامات تروریستی مرتکب می شدند اما توان آن در مقایسه با دوره اشغال مناطق گسترده ای از عراق در سال 2014 به شدت کاهش یافته بود و در عمل نیروهای ارتش، مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی توان مقابله با وضعیت جدید را دارا بودند و هستند.
 
با شرایط جدید پیش آمده و پایان مأموریت ائتلاف، زمزمه ها در داخل برای ضرورت خروج این نیروها توسط برخی قوای سیاسی و برخی گروه ها در حشد در حال افزایش بود اما آن چه شرایط را برای خروج نظامیان آمریکایی پیچیده تر می کرد حملات گاه و بی گاه علیه سفارت آمریکا در بغداد بود که تقریبا هیچ گاه عوامل این حملات به رغم اعلام تشکیل تیم های تحقیقاتی مشخص نشد. گروه های موسوم به« فصائل مقاومت» این حملات را مشکوک و در راستای تلاش آمریکا برای متهم کردن این گروه ها برای ایجاد ناامنی و تهدید منافع واشنگتن در عراق و به تبع آن ادامه حضور این نظامیان قلمداد می کنند. همچنان که آمریکایی ها، این اقدامات را با هدف فشار برای خروج نظامیان خود از عراق از سوی این گروه ها معرفی می کنند.
 
با این حال فشارهای فزاینده ای که در یک سال اخیر بر آمریکا در عراق وارد شده است از جمله حمله بی سابقه به سفارت این کشور  در بغداد، حمله به برخی پایگاه های نظامی آن، مصوبه پارلمان برای خروج نیروهای نظامی خارجی و اصرار برخی گروه های نظامی و سیاسی بر اجرای آن، که نقطه کانونی آن ها را باید در تبعات ترور فرماندهان مقاومت و مبارزه با تروریسم، شهیدان سلیمانی و المهندس دانست باعث شده است تا واشنگتن برای مصون ماندن از حملات بیشتر و همچنین نشان دادن این که به دنبال کاهش نیروهای نظامی خویش است اقداماتی مانند اعلان خروج 500 نظامی خود از عراق انجام دهد.
 
اقدام تروریستی رئیس جمهور آمریکا در واقعه فرودگاه بغداد، علاوه بر ابعاد جنایی آن، مداخله ای تشنج آفرین در عراق بود که نشان داد ادامه حضور بدون توجیه نظامیان خارجی در این کشور تنها می تواند به تنش های داخلی و منطقه ای بینجامد. آن چه اهمیت دارد این است که گروه های مختلف سیاسی عراقی باید با درک این نکته که ادامه حضور نظامیان خارجی، عاملی تشنج آفرین است، برای خروج این نظامیان به توافقی حداکثری برسند و با برنامه ریزی مشترک و دوطرفه راجع به تدوین یک جدول زمان بندی برای خروج سریع این نیروها، از پیچیده تر شدن اوضاع جلوگیری کنند. البته روشن است که خروج سیگنال های متفاوت از برخی گروه های سیاسی، این پیام را خواهد داد که اتفاق نظری در میان عراقی ها برای خروج نظامیان آمریکایی و خارجی وجود ندارد لیکن گفت وگوهای داخلی بهترین راه برای اتخاذ یک تصمیم ملی است که منافع شهروندان و کشور را بدون وارد شدن خدشه به آن ها تأمین کند. خروج نیروهای نظامی خارجی بدون تردید نتایج بسیار بهتری نسبت به ماحصل کشمکش های حاصل از حضور آنان میان برخی گروه های سیاسی و دولت عراق  دارد. کشمکش های بی موردی که نه تنها توان مقاومت را تضعیف بلکه اعتبار و هیبت دولت را نیزخدشه دار خواهد کرد.
,
زنگ خروج نظامیان خارجی به صدا درآمده است
, زنگ خروج نظامیان خارجی به صدا درآمده است,
 
,
سید رضا قزوینی غرابی در خراسان نوشت:
, سید رضا قزوینی غرابی در خراسان نوشت:,
 
,
ماجرای حملات گاه و بی گاه به سفارت آمریکا و برخی مراکز نظامی آن در عراق و تنش های حاصل از آن ، از مدت ها قبل به یکی از بحران ها و تنش های سیاسی و امنیتی در این کشور بدل شده است و به نظر می رسد چنان چه که به طور ریشه ای حل و فصل نشود به تنش امنیتی فزاینده تری در آینده تبدیل شود.
,
 
,
نیروهای نظامی آمریکایی در قالب ائتلاف بین المللی مبارزه با داعش و به دعوت دولت وقت عراق برای کمک رسانی به بغداد برای مبارزه علیه تروریسم تکفیری داعش مأموریت خود را آغاز کردند. اعلان رسمی پیروزی علیه این گروه تروریستی به معنای آن بود که مأموریتی که نظامیان خارجی و آمریکایی برای آن وارد عراق شده بودند پایان یافته است. هرچند که بقایای این گروه همچنان به طور پراکنده در برخی مناطق، اقدامات تروریستی مرتکب می شدند اما توان آن در مقایسه با دوره اشغال مناطق گسترده ای از عراق در سال 2014 به شدت کاهش یافته بود و در عمل نیروهای ارتش، مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی توان مقابله با وضعیت جدید را دارا بودند و هستند.
,
 
,
با شرایط جدید پیش آمده و پایان مأموریت ائتلاف، زمزمه ها در داخل برای ضرورت خروج این نیروها توسط برخی قوای سیاسی و برخی گروه ها در حشد در حال افزایش بود اما آن چه شرایط را برای خروج نظامیان آمریکایی پیچیده تر می کرد حملات گاه و بی گاه علیه سفارت آمریکا در بغداد بود که تقریبا هیچ گاه عوامل این حملات به رغم اعلام تشکیل تیم های تحقیقاتی مشخص نشد. گروه های موسوم به« فصائل مقاومت» این حملات را مشکوک و در راستای تلاش آمریکا برای متهم کردن این گروه ها برای ایجاد ناامنی و تهدید منافع واشنگتن در عراق و به تبع آن ادامه حضور این نظامیان قلمداد می کنند. همچنان که آمریکایی ها، این اقدامات را با هدف فشار برای خروج نظامیان خود از عراق از سوی این گروه ها معرفی می کنند.
,
 
,
با این حال فشارهای فزاینده ای که در یک سال اخیر بر آمریکا در عراق وارد شده است از جمله حمله بی سابقه به سفارت این کشور  در بغداد، حمله به برخی پایگاه های نظامی آن، مصوبه پارلمان برای خروج نیروهای نظامی خارجی و اصرار برخی گروه های نظامی و سیاسی بر اجرای آن، که نقطه کانونی آن ها را باید در تبعات ترور فرماندهان مقاومت و مبارزه با تروریسم، شهیدان سلیمانی و المهندس دانست باعث شده است تا واشنگتن برای مصون ماندن از حملات بیشتر و همچنین نشان دادن این که به دنبال کاهش نیروهای نظامی خویش است اقداماتی مانند اعلان خروج 500 نظامی خود از عراق انجام دهد.
,
 
,
اقدام تروریستی رئیس جمهور آمریکا در واقعه فرودگاه بغداد، علاوه بر ابعاد جنایی آن، مداخله ای تشنج آفرین در عراق بود که نشان داد ادامه حضور بدون توجیه نظامیان خارجی در این کشور تنها می تواند به تنش های داخلی و منطقه ای بینجامد. آن چه اهمیت دارد این است که گروه های مختلف سیاسی عراقی باید با درک این نکته که ادامه حضور نظامیان خارجی، عاملی تشنج آفرین است، برای خروج این نظامیان به توافقی حداکثری برسند و با برنامه ریزی مشترک و دوطرفه راجع به تدوین یک جدول زمان بندی برای خروج سریع این نیروها، از پیچیده تر شدن اوضاع جلوگیری کنند. البته روشن است که خروج سیگنال های متفاوت از برخی گروه های سیاسی، این پیام را خواهد داد که اتفاق نظری در میان عراقی ها برای خروج نظامیان آمریکایی و خارجی وجود ندارد لیکن گفت وگوهای داخلی بهترین راه برای اتخاذ یک تصمیم ملی است که منافع شهروندان و کشور را بدون وارد شدن خدشه به آن ها تأمین کند. خروج نیروهای نظامی خارجی بدون تردید نتایج بسیار بهتری نسبت به ماحصل کشمکش های حاصل از حضور آنان میان برخی گروه های سیاسی و دولت عراق  دارد. کشمکش های بی موردی که نه تنها توان مقاومت را تضعیف بلکه اعتبار و هیبت دولت را نیزخدشه دار خواهد کرد.
,

 

,

, ,

 

,

 

,
ضرورت لزوم ‌تداوم هوشمندی تا تغییرات کاخ سفید
, ضرورت لزوم ‌تداوم هوشمندی تا تغییرات کاخ سفید,
 
,
جاوید قربان‌اوغلی در آرمان نوشت: 
, جاوید قربان‌اوغلی در آرمان نوشت: ,
 
,
تقریبا از زمانی که مشخص شد دونالد ترامپ در انتخابات شکست خورده و درحقیقت فرمان کاخ سفید به دست کسی دیگر خواهد افتاد همه توجه‌ تحلیلگران به چگونگی مدیریت مدت زمان سه ماهه‌ای که ترامپ جای خود را به بایدن در کاخ سفید می‌دهد، متمرکز و تبدیل به یکی از موضوعات مهمی شد که بعد از انتخابات آمریکا تابه‌حال همانند دیگرانی که هشدارهای لازم را داده‌اند، به آن پرداخته‌ام.
,
 
,
دلیل این مساله در وهله اول به روانشناسی شخصیت ترامپ برمی‌گردد که با تصمیمات شاذی که طی چهار سال گذشته در عرصه‌های بین‌المللی و داخلی گرفت و اقدامی که سال گذشته در چنین روزهایی انجام داد و شخصا فرمان ترور سردار سلیمانی را صادر کرد و منجر به اتفاق ناگواری شد و مرد بزرگی را از دست دادیم، یکی از مسائل مهمی بود که تحلیلگران نسبت به آن- روانشناسی شخصیت ترامپ- هشدار می‌دادند. فردی با این شاخصه‌های غیرطبیعی که در شخصیتش وجود دارد و اضافه بر این، مساله شکستش در انتخابات هنوز هضم نشده و سعی می‌کند خود را پیروز انتخابات نشان دهد، گویای این است که از چنین آدمی هر کاری ممکن است صادر شود و حواس‌های جمع می‌طلبد.
,
 
,
دومین مساله‌‌ای که ایجاد شده به بایدن برمی‌گردد که در زمان تبلیغات و مبارزات انتخاباتی، مشخصا نسبت به بسیاری از تصمیمات ترامپ مثل قانون مهاجرت، معاهده پاریس و برجام که آمریکا از آن خارج شده بود، مخالفت کرده بود و از اینکه در اولین روز ورودش به کاخ سفید قانون مهاجرت را ملغی خواهد کرد و همچنین به صراحت از بازگشت به معاهده پاریس و برجام سخن گفته بود که این موضوع، باعث نگرانی کشورهایی مثل رژیم صهیونیستی، عربستان و امارات شده بود که البته نه به خاطر اینکه بایدن پیروز شده بود بلکه به خاطر اینکه در زمان اوباما هم با توافق ایران و 1+5 مخالف بودند. چون برجام یکسری انرژی‌های ایران را در منطقه و جهان آزاد خواهد کرد و ایران از تحریم‌های سازمان ملل بیرون خواهد آمد. آنها مخالفت می‌کردند چون همواره می‌خواهند ایران را در گوشه رینگ نگه دارند. موضوع بعدی به لابی‌های سنگین کشورهای عرب منطقه که ممکن است با تیم بایدن انجام دهند، برمی‌گردد که بدین‌وسیله هشدارها و انذارهایی درمورد بازگشت آمریکا به برجام دهند یا از لحاظ حقوقی یکسری شرط و شروط جدید بگنجانند؛ همانطور که خواهان حضور در هرگونه مذاکره شده بودند.
,
 
,
ولی خطر یا تهدید اصلی از جانب اسرائیل بود که درحقیقت سعی می‌کرد هم ایران را تحریک کند و هم با ماجراجویی‌هایی پای آمریکا را به میان بکشد تا کار بازگشت بایدن به برجام را مشکل کند یا او را در برابر عمل انجام‌شده قرار دهد. تشدید حملاتش در سوریه علیه منافع ایران و پایگاه‌های ایرانی که کرارا بمباران می‌کرد و برای اولین بار طی دو سال گذشته حملات نظامی را به‌عهده گرفت، از جمله این اقدامات است. یا ورود زیردریایی آمریکا و اسرائیل که مطمئن نیستم از تنگه هرمز گذشته باشند و خبرهایی نیست که بتوان کاملا تایید کرد، ولی حضور نظامی‌های آمریکایی در خلیج‌فارس و تبادل نیروها امر و روالی طبیعی است و در مورد اسرائیل کاملا غیرطبیعی است. هرچند احتمالا آمریکایی‌ها وارد درگیری نظامی با ایران نمی‌شوند و مشی ترامپ نیز اینگونه نبود همانطور که در جریان پهپاد سرنگون‌شده، وارد تقابل نشد...
,
 
,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
 
,
 
,
پنهان پشت دیوار کرونا
, پنهان پشت دیوار کرونا,
 
,
رضا دهکی در ابتکار نوشت:
, رضا دهکی در ابتکار نوشت:,
 
,
 
,
مهم‌ترین مساله امروز ایران چیست؟ این سوالی است که در پاسخ به آن شاید هر کسی از ظن خود پاسخ گوید، اما اگر پاسخ‌ها را جمع کنیم، به دو جواب عمده برسیم: اقتصاد و کرونا. این دو جواب پربیراه هم نیستند و البته با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی هم دارند؛ چه کرونا بدون شک در تشدید وضع بد اقتصاد تاثیر گذاشته است و از سوی دیگر شرایط اقتصادی باعث شده که روندهای مقابله با این بیماری با دشواری‌هایی از جمله ناتوانی در قرنطینه سراسری یا طرح وجود چالش در خرید واکسن کرونا همراه شود. با این حال در نزدیک به یک سالی که از آغاز شیوع کرونا گذشته، مسائل مهم بسیاری نیز پشت دیوار کرونا و کوه مشکلات اقتصادی پنهان شده‌اند.
,

«در این برهه حساس» سال‌هاست که در ادبیات مسئولان ایرانی به عنوان یک توجیه جا خوش کرده است. در پاسخ به هر سوال و مشکلی می‌توان طرح آن را در «برهه حساس کنونی» نابجا خواند یا هر نابسامانی را به شرایط خاص حال حاضر ربط داد و رفعش را به عبور از این شرایط حواله کرد. خواه روزهای پس از انقلاب باشد، خواه جنگ، خواه سازندگی، خواه هر ۹ روز یک بحران، خواه تحریم و خواه مساله اقتصاد و کرونا؛ همیشه برهه حساسی وجود دارد که بتوان پاسخ مسائل را به آن ربط داد. این برهه‌های حساس البته تعابیر چندان اشتباهی هم نیستند و به واقع نیز شرایط حساسی محسوب می‌شوند، اما واقعیت این جاست که دار دنیا آن هم در عرصه سیاست کلان کشوری، هیچ گاه خالی و عاری از برهه‌های حساس نیست. حتی کشورهای پیشرفته به ظاهر آرامی همچون کشورهای اسکاندیناوی هم همواره با چالش‌های خاص روز خود دست به گریبانند. مساله این جاست که طرح اولویت ویژه برای یک مساله، نباید باعث بی توجهی به سایر مسائل موجود شود. دلیل آن هم واضح است: حل نشدن مسائل ولو در اولویت‌های پایین‌تر باعث انباشت مساله و بزرگتر شدن آن‌ها و حتی ساخت چالش‌های بزرگتر جدید می‌شوند.
,
,

ساختارهای حاکمیتی و دولتی با تنوع و تفکیک وظایف در واقع به همین دلیل ایجاد شده‌اند که هیچ مساله‌ای بی متولی نماند و همه مسائل به طور موازی پیگیری شوند. اما به نظر می‌رسد مسائل بسیاری هستند که این روزها عملا زیر سایه اقتصاد و کرونا پنهان شده‌اند و در اهم و فی الاهم امور به آن‌ها کمتر توجه می‌شود. حتی شاید متولیان این مسائل عامدانه به این موضوع دامن می‌زنند و ترجیح می‌دهند در سایه این دیوار بلند که چشم همه را به خود خیره کرده،‌ دمی بیاسایند و به مصداق از این ستون به آن ستون فرج است، کار را به بعد از سقوط دیوار حواله کنند.
,
,

نام بردن به مثال از چنین مسائلی شاید باعث شود که در بین این مسائل هم ناخواسته اولویت‌سازی شکل گیرد. در واقع مهم هم نیست که این مسائل کدامند و این گونه هم نیست که اشاره به کلیت وجودی آن‌ها گنگ باشد، بلکه مهم رسیدگی به آن‌ها با اولویت خاص خودشان است. وگرنه در صورت انباشت این مسائل پشت دیوار کرونا، فردای ریختن این دیوار، تل بزرگی از مسائل وجود خواهد داشت که چه بسا بر روی آن‌ها ویروسی از جنس دیگر رشد کند و جامعه را بارها بیش از کرونا درگیر خود سازد. زنهار که برهه حساس بعدی از آوار این کوه مسائل که روز به روز پشت دیوار کرونا قد می‌کشد به وجود آید.
,
,
 
,
 
,
 
,
انتهای پیام/ک
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه