جناب گرگیج: چرا برطبل اختلاف بین شیعه و سنی می کوبید!
نقدی بر اظهارات متناقض مولوی گرگیج در مورد عزاداران امام حسین (ع) + سند
مولوی گرگیج درجدید ترین اظهاراتش با حمله به عزاداران حسینی اهل سنت آنها را زیر سوال برده است در حالی که عزاداری اهل سنت برای امام حسین(ع) سابقه دیرینه در ایران و کشوهای همسایه دارد و مربوط به امروز و دیروز نمیشود و همیشه مایه همبستگی و نقطهی اتفاق شیعه و سنی بوده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گلستان ما، مولوی گرگیج امام جمعه اهل سنت آزادشهر و مدیر دارالعلوم فاروقیه گالیکش در سخنان اخیر خود در جمع نمازگزاران جمعه در خصوص محرم وعزاداری های برای سالارشهیدان اظهاراتی را مطرح کرده اند که طلبه جوان گلستانی ابراهیم کمالی طی نامه ای به اظهارت متناقض ایشان پاسخ داده است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,متن نامه به شرح ذیل است:
,بسم الله الرحمن الرحیم
,محضر برادرعزیز جناب آقای مولوی محمدحسین گرگیچ سلام علیکم
,متن سخنرانی و خطبه نماز جمعه شما را در تاریخ 16 آبان را خواندم و نکات عجیبی از فرمایشات شما به دست آوردم که از باب برادری بر خود لازم می دانم مطالبی را برای شما و برای برادران اهل سنت که شاید با این فرمایشات شما افکاری خاص در ذهنشان تداعی شود را بیان نمایم.
,جناب آقای مولوی عزیز لازم است هم شما و هم بنده حقیر به بواسطه مسئولیت بندگی، تقوای الهی را در نظر بگیریم و کلام حق را بر زبانمان جاری سازیم و توصیه ای محضر گرامتان دارم که به عنوان عالم و امام جمعه تکلیف شرعی دارید که کتب معتبر تاریخی و روایی علما و اندیشمندان بزرگ اهل سنت را خوب مطالعه فرمایید و عین واقعیت را به مردم منعکس نمایید.
,استاد معظم، شایسته است در ابتدای عرایضم از باب مقدمه چند مطلبی را عرض کنم تا که جوانان و اساتید و فرهیختگان و عالمان و قاطبه مردم اهل سنت بین خود و خدای کریم قضاوت نمایند که حق و حقیقت چیست؟
,روز دهم محرم سال 61 هجری شمارش معکوس سقوط بنیامیه آغاز شد و دیگر آب خوش از گلوی آنها پایین نرفت و هر روز عدهای علم مخالفت علیه شامیان بر میداشتند تا اینکه در سال 132 ، با قیام خراسانیان که پس از یک ماه عزاداری برای یحیی بن زید بن علی بن حسین (ع)، به سوی شام حرکت کردند و آخرین خلیفه اموی را ساقط کردند.
,یکی از اهداف برپایی سوگواری امام حسین (ع)، زنده نگه داشتن فلسفه قیام بود و در جای جای ادعیه مأثوره جملاتی آمده است که آن واقعه را یک حادثه زنده و جاری در بستر تاریخ تلقی کرده است. پس از گذشت 14 قرن، همچنان در زیارت امام حسین(ع) میگوییم: «یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، من با هر کس که با شما صلح کند، صلح میکنم و با هرکس که با شما بجنگد میجنگم.» (علامه مجلسی، بحارالانوارف بیروت، جلد 98، ص 291) و هدف این قیام در زیارت اربعین، نجات امت از سرگردانی و گمراهی ذکر شده است.
,«... و بذل مهجته فیک یستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله. خداوندا من شهادت میدهم ... که او [امام حسین (ع)] خون خود را تقدیم کرد تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد.» (شیخ طوسی، مصباح المتهجد، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، ص 788).
,از سویی نباید از نظر دور داشت که اصولاً دلدادگی و ارادت مسلمانان به خاندان پیامبر که ناشی از دستورهای قرآن کریم عشق به رسالت و اهتمام به تأکیدهای آن حضرت نسبت به خاندانش بود «قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی» (شوری 22) «(ای پیامبر به امت بگو) من از شما هیچ پاداشی جز مودت نسبت به نزدیکانم نمیخواهم.» پس از نزول این آیه از پیامبر اکرم (ص) سؤال کردند که این نزدیکان شما که خداوند محبت آنها را بر ما واجب کرده است چه کسانی هستند؟ بنا به نقل مورخین و محدثین شیعه و سنی ایشان چنین پاسخ دادند: «علی، فاطمه و فرزندان آنها.»
,بعضی از بزرگان اهل سنت که این حدیث را نقل کردند عبارتند از: احمد بن حنبل (مناقب)، حافظ گنجی شافعی (کفایة الطالب، ص 31)، حافظ حاکم حسکافی (شواهد التنزیل، جلد 2، ص 822)، ابن مغازلی شافعی (مناقب علی بن ابیطالب، ص 309)، ابن صباغ مالکی (الفصول المهمه، ص 27)، جلال الدین سیوطی (احیاء المیت، ص 239)، ابن حجر مکی (الصواعق المحرقه، ص 259).
,بنا به روایت تعداد زیادی از علما و راویان حدیث اعم از سنی و شیعه، پیامبر چنین فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی، لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» (من از میان شما میروم) و دو چیز را در میان شما (به امانت) میگذارم؛ کتاب خدا و خاندانم را و این هردو از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض (کوثر) به من برسند.» تعدادی از محدثین و مورخین شناخته شده اهل سنت که این حدیث را نقل کردهاند عبارتند از: مسلم بن حجاج نیشابوری (صحیح مسلم، ج 4، ص 1873)، احمد بن حنبل (مسند احمد، ج 4، ص 266)، ترمذی (صحیح، ج 5، ص 662)، حاکم نیشابوری (المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 109)،
,پس از اولین مجلس یزید، که با ورود و حضور اهل بیت، در کاروان اسیران کربلا همراه بود، بازماندگان حسینی از مناسبتهای مختلف جهت احیای نهضت حسینی استفاده کردند که معمولاً با سوگواری برای شهادت امیر کاروان همراه بود و گویا این برنامه بدان حد تکرار شد که خاندان یزید را تحت تأثیر قرار داد و یزید را تا بدان حد به واکنش واداشت که خود را در فاجعه کربلا بیتقصیر خواند و ابن زیاد را مقصر معرفی کرد و گناه فاجعه عاشورا را متوجه او دانست. (جلال الدین عبدالرحمان سیوطی، تاریخ الخلفاء، کراچی، نور محمد، ص 802).
,برادر عزیزم شما در فرازی از فرمایشتان بیان فرمودید که : آیا در مذهب اهل سنت روز عزایی وجود دارد؟ آیا پیامبر برای انبیای گذشته سالگرد وفات برگزار نمود؟ صحابۀ رسول الله(ص) برای ایشان سالگرد وفات نگرفته اند. آیا پیامبر برای شهیدان جنگ بدر و احد که عموی پیامبر حضرت حمزه(رض) در بین آنان بود سالگرد و مراسم عزاداری برگزار نمودند؟
,جناب شیخ التفسیرمولوی گرگیج در جواب شما باید عرض کنم، بله در مذاهب اهل سنت هم روز عزا وجود دارد و برای درگذشتگان عزاداری می کردند ، حتی برای علما هم، برادران اهل سنت عزاداری می کردند که برای نمونه چند سند معتبر از منابع اهل سنت عرض می کنم.
,شامیان براى خلیفه سوم عثمان یکسال عزادارى کرده و براى رحلت او گریستند...اگر شما مى گوئید گریه و نوحه براى میت مشروع نیست. چرا در این مدت شامیان در حضور معاویه عزادارى می کردند و او نه تنها مانع نشد بلکه از آنان حمایت و پشتیبانى مى کرد.
,ذهبى مى گوید: «نصب معاویة القمیص على منبر دمشق و الأصابع معلقة فیه و آلى رجال من اهل الشام لا یأتون النساء، و لا یمسّون الغُسل الامن حلُم، و لا ینامون على فراش، حتى یقتلوا قتلة عثمان او تفنى ارواحهم، و بکوه سنة». تاریخ الاسلام (الخلفاء)،ص 452
,
معاویه پیراهن عثمان و بعضى از انگشتان قطع شده او را بر فراز منبر آویزان کرد، و عده اى از شامیان سوگند یاد کردند که به بستر استراحت و خواب نروند، و با همسران خود مقاربت نکنند. تا اینکه قاتلان عثمان را به قتل برسانند یا اینکه کشته شوند، و یکسال براى او گریستند.

,
, در تاریخ اهل سنت هم آمده که ام المومنین عایشه هم عزاداری می نمود و می گفت با زنان عزاداری و به سینه و صورتمان می زدیم. متن کلام جناب عایشه: «رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قُبِضَ وَهُوَ فِی حِجْرِی، ثُمَّ وَضَعْتُ رَأْسَهُ عَلَى وِسَادَةٍ وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مَعَ النِّسَاءِ وَأَضْرِبُ وَجْهِی» این جمله عایشه در این منابع بیان شده و حتی شما می توانید مراجعه فرمایید. مسند أبو یعلى، ج8، ص63 و مسند احمد بن حنبل، ج6، ص274 و تاریخ الطبری، ج2، ص441 و الکامل فی التاریخ لإبن الأثیر، ج2، ص323 و سیره ابن کثیر، ج4، ص477.
,

, و احمد حنبل در مسند خود این روایت را ذکر کرده است: حَدَّثَنَا یَعْقُوبُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِی، عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ، قَالَ: حَدَّثَنِی یَحْیَى بْنُ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ الزُّبَیْرِ، عَنْ أَبِیهِ عَبَّادٍ، قَالَ: وَضَعْتُ رَأْسَهُ عَلَى وِسَادَةٍ، وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مَعَ النِّسَاءِ، وَأَضْرِبُ وَجْهِی یعنی ... با زنان عزاداری و به سینه و صورتمان می زدیم.منبع : مسند الإمام أحمد بن حنبل ج43 ص369 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: 241هـ)، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م
,

, و حتی احمد بن حنبل در جایی دیگر از مسند خود از قول عایشه نقل میکند: وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت: ... «رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قُبِضَ وَهُوَ فِی حِجْرِی، ثُمَّ وَضَعْتُ رَأْسَهُ عَلَى وِسَادَةٍ وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مَعَ النِّسَاءِ وَأَضْرِبُ وَجْهِی» با زنان عزاداری و به سینه و صورتمان می زدیم.
,البته منابع دیگر چون مسند أبو یعلى، ج8، ص63 الناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984، عدد الأجزاء: 13مسند احمد بن حنبل، ج6، ص274 - تاریخ الطبری، ج2، ص441 - الکامل فی التاریخ لإبن الأثیر، ج2، ص323 - سیره ابن کثیر، ج4، ص477 دلیل بر این ادعاست.
,

, جناب مستطاب آقای مولوی گرگیچ به گفته سعید بن مسیب، به هنگام فوت رسول اکرم(صلی الله وآله)، شهر مکه، از شدت ناله و گریه مردم، به لرزه در آمد. لمَّا قُبِض رسولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ارْتَجَّتْ مکةُ بصَوتٍ عالٍ
,النهایة فی غریب الحدیث لإبن الأثیر، ج2، ص197 المؤلف: مجد الدین أبو السعادات المبارک بن محمد بن محمد بن محمد ابن عبد الکریم الشیبانی الجزری ابن الأثیر، الناشر: المکتبة العلمیة - بیروت، 1399هـ - 1979م، و تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج30، ص459 و اخبار مکة، فاکهى، ج3، ص80
,

, برادر گرامی، جناب ابن منظور، محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری در کتاب لسان العرب ج12، ص 539 از جناب عایشه نقل می کند که من با زنان در مرگ رسول الله (ص) به سر و صورت و سینه میزدیم و مولف کتاب در خصوص لدم : اللدم ضرب المرأة صدرها... و التدام النساء؛ ضربهن صدورهن ووجوههن فی النیاحة. می گوید: لدم : به معنای به سینه زدن زن می باشد... و التدام زنان: به معنای به سینه و صورت زدن زنان در مصیبت است.
,

, حتی در صحیح بخاری، نقل شده که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مصیبت پدر بزرگوارش، نبی مکرم(صلی الله علیه وآله)، نوحه سرائی کرد. حَدَّثَنَا سُلَیْمَانُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا حَمَّادٌ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: لَمَّا ثَقُلَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جَعَلَ یَتَغَشَّاهُ، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلاَمُ: وَا کَرْبَ أَبَاهُ، فَقَالَ لَهَا: «لَیْسَ عَلَى أَبِیکِ کَرْبٌ بَعْدَ الیَوْمِ»، فَلَمَّا مَاتَ قَالَتْ: یَا أَبَتَاهُ، أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ، یَا أَبَتَاهْ، مَنْ جَنَّةُ الفِرْدَوْسِ، مَأْوَاهْ یَا أَبَتَاهْ إِلَى جِبْرِیلَ نَنْعَاهْ، فَلَمَّا دُفِنَ، قَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلاَمُ: یَا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُکُمْ أَنْ تَحْثُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ التُّرَابَز
,صحیح بخاری ج6 ص15
,

, مدرس گرامی اگر کمی دقیق به تاریخ نگاه کنیم متوجه می شویم که بزرگان اهل سنت از دنیا می رفتند، خود اهل سنت عزاداری هایی انجام می دادند. به عنوان نمونه عزاداری براى عبدالمؤمن بن خلف متوفای 346 قمری از فقیهان مذهب ظاهرى و پیرو مکتب محمد بن داود است. نسفى درباره خاکسپارى وى چنین مىگوید : قَالَ جَعْفَرٌ المُسْتَغْفِرِیُّ: أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّد بنُ عَلِیٍّ النَّسَفِی قَالَ: شهدتُ جَنَازَة الشَّیْخ أَبِی یَعْلَى بِالمُصَلَّى، فَغشِیتنَا أَصوات طُبُول مِثْل مَا یَکُون مِنَ العَسَاکر، حَتَّى ظَنَّ جمعُنَا أَنَّ جَیْشاً قَدْ قَدِمَ، فکُنَّا، نَقُوْل: لیتنَا صلَّینَا عَلَى الشَّیخ قَبْلَ أَنْ یَغْشَانَا هَذَا.
, در تشییع جنازه عبدالمؤمن شرکت جستم، صداى طبل و دهل آنچنان گوش خراش بود گویا آنکه لشکرى به شهر بغداد یورش برده است. این مراسم ادامه داشت تا آنکه مردم براى برپایى نماز میت آماده شدند. منابع هم کتابهای تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج 10 ، ص 272 و سیر اعلام النبلاء، ج 15 ، ص480 المؤلف : شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز الذهبی
,

, و حتی ذهبى از درگذشت جوینى و مراسم سوگوارى او چنین یاد مى کند : تُوُفِّیَ: فِی الخَامِس وَالعِشْرِیْنَ مِنْ ربیع الآخر سَنَة ثَمَانٍ وَسَبْعِیْنَ وَأَرْبَعِ مائَة. وَدُفِنَ فِی دَارِهِ، ثُمَّ نُقِلَ بَعْد سِنِیْنَ إِلَى مَقْبَرَة الحُسَیْن، فَدُفِنَ بِجنب وَالِده، وَکسرُوا مِنْبَره، وَغُلِّقَتِ الأَسواق، وَرُثِی بقصَائِد، وَکَانَ لَهُ نَحْوٌ مِنْ أَرْبَعِ مائَة تِلْمِیْذ، کَسرُوا محَابِرَهم وَأَقلاَمهُم، وَأَقَامُوا حَوْلاً، وَوُضعتِ المنَادِیل عَنِ الرُّؤُوس عَاماً، بِحَیْثُ مَا اجْترَأَ أَحَدٌ عَلَى سَتْرِ رَأْسِه، وَکَانَتِ الطَّلَبَةُ یَطوفُوْنَ فِی البلدِ نَائِحین عَلَیْهِ، مُبَالغِیْن فِی الصِّیَاح وَالجَزَعِ.
, یعنی نخست او را در منزلش به خاک سپردند و آنگاه پیکرش را به مقبرة الحسین (شاید کربلاى معلى) انتقال دادند. در ماتم او منبرش را شکستند، بازارها را تعطیل کردند و مرثیههاى فراوانى در مصیبتش خواندند. او چهارصد شاگرد و طلبه داشت، آنان در سوگ استاد خویش، قلم و قلمدانهاى خود را شکستند و یکسال عزادارى نمودند و عمامههاى خود را به مدت یکسال از سر برداشتند بدان حد که کسى جرات به سر گذاشتن عمامه را نمىداشت. آنان در این مدت در سطح شهر به نوحه خوانى و مرثیه سرایى پرداختند و در فریاد و جزع زیاده روى کردند!
,منابع: سیر اعلام النبلاء، ج 18 ، ص 468 المؤلف : شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز الذهبی و المنتظم ، ج 9 ، ص 20
,

, و ذهبی درباره بازتاب سبط بن جوزی در شب جمعه سیزدهم ماه رمضان فوت کرد می نویسد: وَتُوُفِّیَ لَیْلَة الجُمُعَة، بَیْنَ العِشَاءیْنِ، الثَّالِثَ عَشَرَ مِنْ رَمَضَانَ، سَنَةَ سَبْعٍ وَتِسْعِیْنَ وَخَمْسِ مائَةٍ، فِی دَارِهِ بقَطُفْتَا. وَحکت لِی أُمِّی أَنَّهَا سَمِعْتُهُ یَقُوْلُ قَبْل مَوْته: أَیش أَعمل بطوَاویس؟ - یُرَدِّدهَا- قَدْ جبتُم لِی هَذِهِ الطّوَاویس.وَحضر غسله شَیْخنَا ابْن سُکَیْنَة وَقت السّحر، وَغلّقت الأَسواق، وَجَاءَ الْخلق، وَصَلَّى عَلَیْهِ ابْنه أَبُو القَاسِمِ علیّ اتفَاقاً، لأَنَّ الأَعیَان لَمْ یَقدرُوا مِنَ الوُصُوْل إِلَیْهِ، ثُمَّ ذهبُوا بِهِ إِلَى جَامِع المَنْصُوْر، فَصلُّوا عَلَیْهِ، وَضَاق بِالنَّاسِ، وَکَانَ یَوْماً مَشْهُوْداً، فَلَمْ یَصل إِلَى حفرته بِمَقْبَرَة أَحْمَد إِلَى وَقت صَلاَة الجُمُعَة، وَکَانَ فِی تَمُّوْز، وَأَفطر خلق، وَرَمَوا نُفُوْسهُم فِی المَاء ... ، إِلَى أَنْ قَالَ: وَمَا وَصل إِلَى حفرته مِنَ الْکَفَن إِلاَّ قَلِیْل- کَذَا قَالَ- وَالعهدَة عَلَیْهِ، وَأُنْزِل فِی الحُفْرَة، وَالمُؤَذِّن یَقُوْلُ: الله أَکْبَر، وَحزن عَلَیْهِ الْخلق،وَبَاتُوا عِنْد قَبْره طول شَهْر رَمَضَان یَخْتِمُوْنَ الختمَات، بِالشّمع وَالقَنَادِیْل، وَرَآهُ فِی تِلْکَ اللیَلة المُحَدِّث أَحْمَد بن سَلْمَانَ السُّکَّرُ فِی النَّوْمِ، وَهُوَ عَلَى مِنْبَر مَنْ یَاقُوْت، وَهُوَ جَالِس فِی مَقْعَد صدق وَالمَلاَئِکَة بَیْنَ یَدَیْهِ
,با درگذشت او ، بازارها تعطیل گردید و جمعیت زیادى در مراسم او حضور یافتند، فراوانى مردم و فزونى گرما سبب شد که بسیارى از سوگواران روزه خویش را خوردند! بعضى خود را به دجله انداختند... از کفن اندکى ماند. مردم تا پایان ماه رمضان در کنار قبر او شب را به صبح رساندند، آنان شمع و چراغ و قندیل آوردند و قرآن را ختم کردند. مراسم عزادارى را روز شنبه برپا کردیم، سخنرانان درباره او به سخن پرداختند، جمعیت بسیارى شرکت جستند و درباره او مرثیه ها گفته شد. منبع : سیر أعلام النبلاء، ج21، ص 365 و 379
,

, سرور گرامی جناب آقای گرگیچ مگر نشنیدی که رسول اکرم(ص) برای مصیبت امام حسین(ع)، حتی قبل از اینکه امام حسین(ع) بدنیا بیاید گریه میکرد.
,پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بالای منبر رفته است و همانطوری که روضه خوانان ما، برای امام حسین (علیه السلام) روضه خوانی میکنند، حتی پیامبر(ص) روی منبر برای امام حسین(ع) روضه خوانی کرده و مردم هم گریه کرده اند.شاید 50 مصدر برای این روایت بشود پیدا کرد.
,ابن اعثم کوفی و خوارزمی- که هر دو از شخصیتهای برجسته اهل سنت هستند - نقل میکنند فاسترجع و دمعت عیناه، فسئل عن ذلک، فقال: هذا جبریل یخبرنی عن أرض بشاطىء الفرات یقال لها کربلا، یقتل بها ولدی الحسین ابن فاطمة، فقیل: من یقتله یا رسول الله؟ فقال: رجل یقال له یزید، لا بارک الله له فی نفسه! و کأنی أنظر إلى مصرعه و مدفنه بها و قد أهدی برأسه و و الله ما ینظر أحد إلى رأس ولدی الحسین فیفرع إلا خالف الله بین قلبه و لسانه.قال: ثم رجع النبی صلى الله علیه و آله و سلم من سفره ذلک مغموما ثم صعد المنبر فخطب و وعظ و الحسین بن علی بین یدیه مع الحسن، قال: فلما فرغ من خطبته، وضع یده الیمنى على رأس الحسن و الیسرى على رأس الحسین، ثم رفع رأسه إلى السماء، فقال: اللهم! إنی محمد عبدک و نبیک و هذان أطایب عترتی و خیار ذریتی و أرومتی و من أخلفهم فی أمتی، اللهم! و قد أخبرنی جبریل بأن ولدی هذا مقتول مخذول، اللهم! فبارک له فی قتله و اجعله من سادات الشهداء، إنک على کل شیء قدیر، اللهم! و لا تبارک فی قاتله و خاذله. قال: و ضج الناس فی المسجد بالبکاء، فقال النبی صلى الله علیه و آله و سلم: أتبکون و لا تنصرونه! اللهم! فکن أنت له ولیا و ناصرا.
,استرجاع فرمود و گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون و قطرات اشک پیامبر(ص) جاری شد. از علت گریه سؤال کردند. پیامبر(ص) فرمود: این جبرئیل بود و از منطقه ای در کنار فرات خبر داد به آن کربلاء گفته میشود که فرزندم حسین، پسر فاطمه در آنجا کشته میشود. سؤال کردند که چه کسی او را می کشد؟ فرمود: شخصی که به او یزید می گویند. خداوند زندگی را برای او مبارک نگرداند. من قتلگاه و محل دفن او را می بینم. سر بریده او برای یزید هدیه برده میشود. قسم به خدا! هر کس به سر بریده فرزندم نگاه کند و خوشحال شود، خداوند را مخالفت کرده است.
,وقتی پیامبر(ص) از سفر برگشت، ناراحت و غمگین بود خطبه ای خواند و مردم را موعظه کرد، در حالی که امام حسن(ع) و امام حسین (ع) نزد او بودند. از منبر پائین آمد، دست راستش را بر سر امام حسن(ع) و دست چپش را بر سر امام حسین(ع) گذاشت و سر به آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا! من محمد، عبد و نبی تو هستم و این دو کودک، بهترین اولاد من هستند ...، خدایا! جبرئیل به من خبر داده که فرزندم حسین، در کربلاء کشته و خوار خواهد شد. خدایا! قتل او را مبارک گردان و او را سیدالشهداء قرار بده. مردم هم از روضه خوانی پیامبر(ص) بر امام حسین(ع)، گریه و ضجه سر دادند و ...
,منابع این جملات کتوب الفتوح لأحمد بن أعثم الکوفی، ج4، ص325 و طبقات کبری لإبن سعد، ج8، ص218 و مقتل خوارزمی، ج1، ص163 و تاریخ ابن عساکر، ترجمه امام حسین (ع)، ص182 لابد شما این کتابها را می شناسید.
,استاد گرامی در این خصوص حتی شاعرانی از اهل تشیع و سنت چون کسایی مروزی، حکیم ناصر خسرو بلخی، سنایی غزنوی، ادیب صابر، خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، جلال الدین مولوی بلخی، عطار نیشابوری، علاء الدوله منانی و ده ها شاعر دیگر از جمله سیف فرغانی، مردم را به برپایی عزاداری حسینی دعوت می کردند.
,سیف فرغانی در یکی از قصاید خود چنین آورده است :
,ای قوم در این عزا بگریید / بر کشته کربلا بگریید
,با این دل مرده خنده تا چند/ امروز در این عزا بگریید
,فرزند رسول را بکشتند/ از بهر خدای را بگریید
,از خون جگر سرشک سازید/ بهر دل مصطفی بگریید
,و ز معدن دل به اشک چون در/ بر گوهر مرتضی بگریید
,با نعمت عافیت به صد چشم/ بر اهل چنین بلا بگریید
,دل خسته ماتم حسینید/ ای خسته دلان هلا بگریید
,در ماتم او خمش نباشید/ یا نعره زنید یا بگریید
,تا روح که متصل به جسم است/ از تن نشود جدا بگریید
,در گریه سخن نکو نیاید/ من می گویم شما بگریید
,بر دنیی کم بها بخندید/ بر عالم پر عنا بگریید
,بسیار درو نمیتوان بود/ بر اندکی بقا بگریید
,بر جور و جفای آن جماعت/ یک دم ز سر صفا بگریید
,اشک از پی چیست تا بریزید/چشم از پی چیست تا بگریید
,در گریه به صد زبان ننالید/ در پرده به صد نوا بگریید
,تا شسته شود کدورت از دل/ یک دم ز سر صفا بگریید
,نسیان گنه صواب نبود/ کردید بسی خطا بگریید
,وز بهر نزول غیث رحمت/ چون ابر گه دعا بگریید
,منبع آن هم سیف الدین فرغانی، دیوان اشعار، به اهتمام و تصحیح ذبیح الله صفا، تهران: دانشگاه تهران، 1341، ص 7-176)
,مدیر محترم دارالعلوم فاروقیه شما در خطبه های نماز جمعه به صدا و سیما انتقاد کردید که چرا در ایام محرم جمعی از علما و برادران اهل سنت که با اعتقاد قلبی و باورهای دینی برای امام حسین(ع)عزاداری و سینه زنی کردند پخش می کند و آنهایی که از اهل سنت هستند سینه می زنند، هیئت و دسته دارند و چنین باورهایی دارند، من از همان اشخاص به ظاهر اهل سنتی که مقابل دوربین سینه زنی می کنند می پرسم آیا شما برای خلفای راشدین و امامان خود سینه زده اید و عزاداری کردید که برای حسین سینه می زنید؟ چنین چیزی در مذهب ما نیست و این افراد را چاپلوس و دنیا طلب خطاب کرده اید.
,باید عرض کنم خود جنابعالی هم درچند سال گذشته در برابر دوربین صدا و سیمای مرکز گلستان قرار گرفتید و برای امام حسین(ع) بغض و گریه کردید. حال جای این سوال از شما وجود دارد که آیا طبق گفته های خودتان برای وعده یا پست ، مقام و دنیا در جلوی تلویزیون اشک ریختید و این کار را انجام داده اید؟
,البته کلیپ مصاحبه شما برای این پایگاه خبری ارسال شده است که دوستان و خوانندگان محترم می توانند این کلیپ را در ادامه مشاهده کرده و خود نسبت به این موضوع قضاوت کنند.
,آیا شما با مستنداتی که در کتابهای اهل سنت وجود دارد بازهم عزاداری برای سالار شهیدان را نفی می کنید یا اینکه شما نسبت به مذهب اهل سنت اشرافیت کامل ندارید که چنین اظهاراتی را ارائه می کنید.
, آیا شما با مستنداتی که در کتابهای اهل سنت وجود دارد بازهم عزاداری برای سالار شهیدان را نفی می کنید یا اینکه شما نسبت به مذهب اهل سنت اشرافیت کامل ندارید که چنین اظهاراتی را ارائه می کنید.,نکته اساسی که وجود دارد این است که چرا مولوی گرگیج ازهمگرایی شیعه و سنی در منطقه گلستان اینگونه به خشم آمده است که از تریبون نمازجمعه اهل سنت به اهل سنت توهین میکند؟ افزودن همیشگی به اختلافات اعتقادی شیعه و سنی در حوزههایی که تاکنون مسئله اختلافی محسوب نمی شده با چه هدفی در دستور کار قرار گرفته است !!!
, نکته اساسی که وجود دارد این است که چرا مولوی گرگیج ازهمگرایی شیعه و سنی در منطقه گلستان اینگونه به خشم آمده است که از تریبون نمازجمعه اهل سنت به اهل سنت توهین میکند؟ افزودن همیشگی به اختلافات اعتقادی شیعه و سنی در حوزههایی که تاکنون مسئله اختلافی محسوب نمی شده با چه هدفی در دستور کار قرار گرفته است !!! ,آیا این نوع خطاب قرار دادن زمینه سازی برای آسیب رساندن به عزاداران اهل سنت است و آیا موجب نمی شود عدهای افراطی بهانهای پیداکنند که بخواهند به عزاداران اهل سنت که جناب گرگیچ آن ها را جز اهل سنت نمیدانند تعرض کنند!
, آیا این نوع خطاب قرار دادن زمینه سازی برای آسیب رساندن به عزاداران اهل سنت است و آیا موجب نمی شود عدهای افراطی بهانهای پیداکنند که بخواهند به عزاداران اهل سنت که جناب گرگیچ آن ها را جز اهل سنت نمیدانند تعرض کنند!,شاید برخی بخواهند بگویند بخشی ازعلمای اهل سنت اعتقادی به این نوع عزاداری ندارند ولی باید گفته تعداد زیادی ازعلمای اهل سنت در ایران هستند و مخصوصاً در گذشته وجود داشتهاند که خلاف این نظر را دارند که در ذیل به چند نمونه آن اشاره می کنیم.
, شاید برخی بخواهند بگویند بخشی ازعلمای اهل سنت اعتقادی به این نوع عزاداری ندارند ولی باید گفته تعداد زیادی ازعلمای اهل سنت در ایران هستند و مخصوصاً در گذشته وجود داشتهاند که خلاف این نظر را دارند که در ذیل به چند نمونه آن اشاره می کنیم.,

,
,

,
, اظهارات علمای اهل سنت گلستان در خصوص امام حسین (ع)
, اظهارات علمای اهل سنت گلستان در خصوص امام حسین (ع), اظهارات علمای اهل سنت گلستان در خصوص امام حسین (ع),لازم به ذکر است ؛ طی سالهای اخیر تعداد زیادی از اهل سنت در استانهای گلستان و کردستان این گلایه را مطرح کردهاند که برخی مبلغان مسجد مکی به منبع صدور افراطگری دراین استان ها تبدیلشدهاند و اظهارات برخی از آنها همچون مولوی گرگیج تاکنون بارها مورد استفاده و خوراک تبلیغاتی رسانههای ضدانقلاب و وهابی شده است.
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه