مادر، تو چه زیبا پر کشیدی و به شوق دیدن فرزند شهیدت دل از دنیا بریدی!

مادر، تو چه زیبا پر کشیدی و به شوق دیدن فرزند شهیدت دل از دنیا بریدی!
«فاطمه خوئینی» مادر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی در 24 آبان ماه 93 به علت کهولت سن و بیماری قلبی در سن ۸۸ سالگی در بیمارستان ولایت شهر قزوین دعوت حق را لبیک گفت و به‌سوی فرزند شهیدش پرکشید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، مادر، جوان شهیدش را باافتخار غرق بوسه می‌کند بی‌آنکه قطره اشکی بریزد. او اشک‌هایش را برای حسین (ع) ذخیره می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پایگاه خبری تحلیلی کریمه, پایگاه خبری تحلیلی کریمه, پایگاه خبری تحلیلی کریمه, پایگاه خبری تحلیلی کریمه,

مادرِ جوان ایمان دارد که شهدا احیاءٌ عند ربهم یرزقونند و با پسرش در مورد کارهای روزانه‌اش حرف می‌زند؛ آدمی از این‌همه صبر آن‌هم یکجا در قلب یک مادر تعجب می‌کند!

,

ای مادرِ شهید خدا کند که دنیا و اهلش در روز قیامت پاسخ این‌همه صبر و بردباری تو را داشته باشند، خدا کند که روسیاه نباشند دنیازدگان و پایمال نگردد خونِ عزیزت...

,

..و اینک مادر، تو چه زیبا پر کشیدی و به شوق دیدن فرزند شهیدت دل از دنیا بریدی! و این دنیای فانی را به اهل خود سپردی، پس آرام بخواب...

,

تو شاهد بودی که فرزند برومندت چه زیبا در وصیت‌نامه‌اش از احترام مادر سخن گفته؛ گویی دل او هم گواه بود؛ می‌رفت تا دفاع کند از خاک و ناموس و میهنش دل از سینه تو کنده و با خود می‌برد اما برای رضای خدا رفت...

,

وصیت‌نامه اول شهید بابایی

, وصیت‌نامه اول شهید بابایی,

 بسم الله الرحمن الرحیم
همسرم! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
...ملیحه جان همان‌طوری که میدانی احترام مادر واجب است. اگر انسان کوچک‌ترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می‌شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه‌اش می‌باشد...
.. ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به‌تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می‌خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن. هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه‌چیز درست می شه ولی من می‌خواهم که همیشه خوب فکر کنی. مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می‌زند زود ناراحت نشو درباره‌اش فکر کن ببین آیا واقعاً این حرف درسته یا نه. البته به‌وسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد. اما برگردیم سر حرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن. تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هرکسی که می‌شناسی و یا نمی‌شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
هرکسی که به تو بدی می‌کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز به خاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت، ایمان، محبت به مردم، جان دادن درراه وطن، عبادت باقی می‌ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن. اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر...
... ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می‌گویم شاید من مردم باید ملیحه‌ام همیشه خوشبخت باشد. هرگز اشتباه فکر نکند. همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.
ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه باحجاب باشی. همیشه باایمان باشی. همیشه به مردم کمک کنی. به همه محبت کنی. در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست ...
... اگه می‌خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرف‌هایم گوش کنی. ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون. درس بخون درس بخون. خوب فکر کن. به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن. همیشه از خدا کمک بخواه. حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .
... همیشه به خاطرت این کلمات بسیار شیرین و پرارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد، یعنی طوری با آن‌ها رفتار کند که رضایت آن‌ها را جلب نماید، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود ...
ملیحه مهربانم هر وقت نماز میخونی برام دعا کن .

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

وصیت‌نامه دوم شهید بابایی

, وصیت‌نامه دوم شهید بابایی ,

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می‌کشم وصیت‌نامه بنویسم.    حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می‌کنم.
خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.
خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می‌سپارم.
خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست.
پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم.
عباس بابایی
22/4/61
21 ماه مبارک رمضان

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

خاطره‌ای از مادر شهید بابایی

, خاطره‌ای از مادر شهید بابایی,

من تعداد هفت فرزند دارم و عباس در میان فرزندانم«برترینِ» آن‌ها بود. او خیلی مهربان و کم توقّع بود. با توجه به اینکه رسم بود تا هرسال شب عید برای بچه‌ها لباس نو تهیه شود؛ اما عباس هرگز تن به این کار نمی‌داد.

,

او می‌گفت: «اول برای همه برادرها و خواهرانم لباس بخرید و چنانچه مبلغی باقی ماند برای من هم چیزی بخرید.» به همین خاطر همیشه هنگام خرید اولویت را به خواهران و برادرانش می‌داد. او هر وقت می‌دید ما می‌خواهیم برای او لباس نو تهیه کنیم، می‌گفت: «همین لباسی که به تن دارم بسیار خوب است.» و وقتی‌که لباس‌هایش چرک می‌شد، بی‌آنکه کسی بداند، خودش می‌شست و به تن می‌کرد. عباس هیچ‌گاه کفش مناسبی نمی‌پوشید و بیشتر وقت‌ها پوتین به پا می‌کرد. عقیده داشت که پوتین محکم است و دیرتر از کفش‌های دیگر پاره می‌شود و آن‌قدر آن را می‌پوشید تا کف نما می‌شد.

,

به خاطر می‌آورم روزی نام او را در لیست دانش آموزان بی‌بضاعت نوشته بودند. دایی عباس، که ناظم همان مدرسه بود، از این مسئله خیلی ناراحت شد و به منزل ما آمد. از ما خواست تا به‌ظاهر و لباس عباس بیشتر رسیدگی کنیم تا آبروی خانواده حفظ شود. من از سخنان برادرم متأثر شدم. کمد لباس‌های عباس را به او نشان دادم و گفتم:

,

نگاه کن. ببین ما برایش همه‌چیز خریده‌ایم؛ اما خودش از آن‌ها استفاده نمی‌کند. وقتی هم از او می‌پرسم که چرا لباس نو نمی‌پوشی؟ می‌گوید: «در مدرسه شاگردانی هستند که وضع مالی خوبی ندارند. من نمی‌خواهم با پوشیدن این لباس‌ها به آنان فخرفروشی کنم.»

,

روحت شاد و یادت گرامی باد

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه