مروری بر روزهای اسارت؛
"محبعلی فارسی" سنگ صبور رزمندگان در آسایشگاه بعثیها بود/ رحلت امام، تلخترین خاطره اسرا از دوران اسارت
قاسم حسن زاده رزمنده، جانباز شیمیایی و آزاده دفاع مقدس گفت: لحظات تلخ اسارت را با درد و دل کردن نزد حاج محبعلی فارسی سپری می کردیم، هر آنچه بود با وی در میان میگذاشتیم به طوری که سنگ صبور ما در آسایشگاه بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصرهامون، بیست و ششمین روز از مرداد ماه یادآور بازگشت سرافرازانه آزادگان به میهن در سال ۱۳۶۹ و فرصتی برای مرور رشادتهای این غیور مردان است.
سال ۱۳۶۹ سالی پر تلاطمی برای مردم ایران بود، در گرماگرم تابستان، روز ۲۶ مرداد بالاخره جمهوری اسلامی ایران با سربلندی توانست رزمندگانی را که مجاهدانه از دین و شرف و خاک کشور دفاع کرده بودند و در دست دشمن اسیر شده بودند، به وطن بازگرداند.
قطعنامه ۵۹۸ که امضاء شد چشمها بیش از گذشته منتظر بازگشت فرزندان میهن بود، فرزندانی که سالها در جنگی نابرابر از خاک وطن دور مانده بودند؛ ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین کاروان اسرای جنگ به ایران بازگشتند و به خاطر صبرشان قهرمان نامیده شدند.
به همین مناسبت در گفت وگویی صمیمانه با قاسم حسن زاده رزمنده، جانباز شیمیایی و آزاده دفاع مقدس به بیان خاطرات دوران جنگ پرداختیم.
از لحظه پیوستن به عملیات تا اسارت؟
بهمن سال ۶۳ زمانی بود که امام راحل حضور در صحنههای جنگ را واجب کفایی دانستند آن موقع تصمیم گرفتم به هر شکلی که شده در صحنه دفاع مقدس حضور پیدا کنم. به یاد دارم دهه فجر سال ۶۴ بود که به جبهه اعزام و در همان سال به سفارش شهید "حاج محبعلی فارسی" به عنوان پاسدار مشغول به فعالیت شدم؛ بعد از قبول قطعنامه دشمن یک سری عملیات های گسترده در منطقه جنوب، جنوب غرب و غرب کشور انجام داد که بخشی از این عملیاتها توسط رژیم بعث و بخشی توسط منافقین انجام میشد که در ۳۱ تیر سال ۶۷ به اسارت رژیم بعث عراق در آمدیم.
کدام عملیات؟ کدام گردان؟
عضو گردان جمعی لشکر ۴۱ ثارالله گردان ۴۰۹ حمزه سید الشهدا بودم.
یاران شهید در عملیات؟ همرزمان اسیر در عملیات؟
در این مرحله از جنگ در لشکر ۴۱ ثارالله علاوه بر گردان ۴۰۹ ، دو گردان ۴۰۵ باقرالعلوم و ۴۱۵ از رزمندگان استان کرمان (جیرفت و کهنوج) حضور داشتند، جمعاً قریب به ۶۰۰ نفر همزمان به اسارت رژیم بعث عراق در آمدیم که از فرماندهانی که در این مرحله به اسارت درآمدند که علاوه بر جمعی از رزمندگان سیستان وبلوچستان فرمانده گردان ۴۰۹ سیدالشهدا نیز به همراه جانشین، فرمانده گردان ۴۰۵ و جانشین گردان ۴۱۵ به نامهای شهید حاج محمدعلی فارسی، جعفر دولتی مقدم، سردار حسین معروفی و سردار درویش مطهری به اسارت دشمن بعثی درآمدیم.
لحظه اسارت؟
حس لحظه اسارت حس بی سابقه ای بود بیشتر به این فکر بودیم که خود را برای انقلاب حفظ کنیم، در مرحله اول اسارت عراقی ها برخورد مناسبی با ما داشتند اما به محض ورود به شهر بصره و رسیدن به اردوگاه تغییر رفتار ۱۸۰ درجهای داده به نحوی که ضرب و شتم، شکنجه دادن و یا پرهیز از آب آشامیدنی از جمله اقداماتشان بود و این مهم منجر به شهادت عده ای به علت تشنگی شد.
لحظههای سخت و رنجآور اسارت را چگونه تحملپذیر میساختید؟
لحظات تلخ اسارت را با درد و دل کردن نزد حاج محبعلی فارسی سپری می کردیم، هر آنچه بود با وی در میان میگذاشتیم به طوری که سنگ صبور ما در آسایشگاه بود.
بیاد دارم در آسایشگاه ما یک رزمنده اهل سنت از شهرستان ایرانشهر حضور داشت که عراقی ها وی را شکنجه داده تا به امام راحل توهین کند ولی این رزمنده هیچگاه حاضر به انجام چنین کاری نشد.
غذای اسارت؟
روزهای اول اسارت یک تکه نان کوچک برای سه وعده به ما میدادند یا دیس غذایی که می آوردند سهم ۱۰ نفر بود به هر نفر دو لقمه با دست از این سهمیه می رسید.
اخبار را چگونه دریافت می کردید؟
در آسایشگاه ۵۰۰ نفری ما تنها پنج جلد قران وجود داشت که همگان باید از آنها استفاده میکردیم، سایر امکانات سمعی و بصری به ندرت بود و معمولاً خود عراقیها از طریق بلندگو برای آزار و اذیت روحیه رزمندگان صحبتهای نفاق آمیز پخش میکردند تا تحت تاثیر قرار بگیریم اما هیچگاه موفق نشدند.
همچنین اخبار جمهوری اسلامی را در این مدت دریافت نمیکردیم و بیشتر اخبار از عراق بود که آن هم از بین دو روزنامه عراقی دریافت و توسط رزمندگان عرب زبان ترجمه و یا از روی تصاویر مفهموم آن مشخص میشد.
هنگام بازگشت به وطن چه حسی داشتید؟
حس برگشت برای ما حس خوبی بود علاوه بر اینکه خوشحال بودیم ناراحت هم بودیم چرا که خلاء وجود حضرت امام(ره) در جمهوری اسلامی احساس می شد.
از سوی دیگر خانواده ها خبر بازگشت رزمندگان را از طریق تلویزیون و رادیو هنگامی که اسامی اعلام میشد متوجه می شدند.
تلخ ترین خاطره دوران اسارت؟
شنیدن خبر رحلت حضرت امام(ره) تلخ ترین خاطر دوران اسارت بود. امروز جوانان باید در مسیر ولایت بمانند، از اسلام فاصله نگیرند و توکل بر خدا و اهل بیت عصمت و ظهارت داشته باشند تا در این فضای نابسامان فرهنگی خود را حفظ کنند.
همچنین مردم و مسئولان باید خود را مدیون زحمات رزمندگان بدانند چرا که از همه هستی و سلامتی خود برای دفاع از کیان این مرز وبوم گذشتند تا به آسایش و رفاه برسیم؛ امروز اگر تفکر دفاع مقدس نباشد ما هیچ چیز نداریم؛ هر آنچه داریم عزت، سربلندی، اقتدار، مقاومت همه و همه را مدیون دفاع مقدس هستیم.
سخن پایانی؟
از صبر و شکیبایی همسرم که ناملایمات اخلاقی بنده را تحمل کرده قدردانی و تشکر می کنم.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
, از لحظه پیوستن به عملیات تا اسارت؟, از لحظه پیوستن به عملیات تا اسارت؟,
,
,
,
, کدام عملیات؟ کدام گردان؟ , کدام عملیات؟ کدام گردان؟ ,
,
,
,
, یاران شهید در عملیات؟ همرزمان اسیر در عملیات؟, یاران شهید در عملیات؟ همرزمان اسیر در عملیات؟,
,
,
,
, لحظه اسارت؟, لحظه اسارت؟,
,
,
,
, لحظههای سخت و رنجآور اسارت را چگونه تحملپذیر میساختید؟, لحظههای سخت و رنجآور اسارت را چگونه تحملپذیر میساختید؟,
,
,
,
,
,
, غذای اسارت؟, غذای اسارت؟,
,
,
,
, اخبار را چگونه دریافت می کردید؟, اخبار را چگونه دریافت می کردید؟,
,
,
,
,
,
, هنگام بازگشت به وطن چه حسی داشتید؟, هنگام بازگشت به وطن چه حسی داشتید؟,
,
,
,
,
,
, تلخ ترین خاطره دوران اسارت؟, تلخ ترین خاطره دوران اسارت؟,
,
,
,
,
,
, سخن پایانی؟, سخن پایانی؟,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه