دهقان فداکار در کلاس درس خود حضور یافت!

دهقان فداکار در کلاس درس خود حضور یافت!
دانش آموزان کلاس سوم دبستان امام حسن مجتبی (ع) امروز با حضور ریز علی خواجوی درس ” دهقان فداکار ” را فرا گرفتند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  و به نقل از دانش روز، ریز علی خواجوی صبح امروز با حضور در کلاس درس خود در دبستان امام حسن مجتبی (ع) در گوهر دشت کرج یادآور خاطره مشترک کودکی همه و حتی معلمان این مدرسه شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, دانش روز,

P1280341

, P1280341, P1280341,

دهقان فداکار با زبان شیرین آذری خاطرات آن روز را با دانش آموزان بازگو کرد و گفت: 62 سال پیش و زمانی که 22 ساله بوده جان مسافران قطار را نجات داده است و در نصیحتی به دانش آموزان گفت: حرفهای معلم خود را گوش دهند و معلمان نیز خالصانه خدمتگزاری کنند چرا که دانش آموزان سرمایه های این مملکت هستند.

,

دهقان فداکار خاطره آن روز را اینگونه شرح داد:

,

غروب یکی از روزهای سرد پاییز بود. خورشید در پشت کوه های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرورفته بود.  آن شب بعد از رساندن مهمانم به به ایستگاه قطار، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه آهن را مسدود کرد. می دانستم که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آن جا خواهد رسید. با خود اندیشیدم که اگر قطار با توده های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شدم. نمی دانستم در آن بیابان دور افتاده چگونه راننده ی قطار را از خطر آگاه کنم. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد.

,

56666666666666

, 56666666666666, 56666666666666,

روزها صورت خندان مسافران را به یاد آوردم که از درون قطار برایم دست تکان می دادند. از اندیشه ی حادثه ی خطرناکی که در پیش بود قلبم سخت به تپش افتاد. در جست و جوی چاره ای بودم تا بتوانم جان مسافران را نجات بدهم. ناگهان، چاره ای به خاطرم رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت کت خودم را از تن درآوردم و بر چوبدست خود بستم. نفت فانوس را بر آن ریختم و آن را آتش زدم.  در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بودم، به طرف قطار شروع به دویدن کردم. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکانهای شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن من، ریزش کوه و مشعل، در آنجا ایستاده بود، دانستند که برای نجات جان آنها این کار را انجام دادم.

,

P1280385

, P1280385, P1280385,

ریز علی خواجوی دو نکته وارد شده در کتابهای درسی را اشتباه دانست و گفت: نام اصلی من ” ازبر علی حاجوی ” است اما در کتاب درسی دبستان ” ریز علی خواجوی “ذکر شده و نکته دیگر آنکه من برهنه نشدم و تنها کت خودم را درآوردم و آتش زدم اما لباس بر تن داشتم!

,

دانش آموزان این دبستان نیز با خواندن سرود و دکلمه از این مرد فداکار قدردانی کردند و از سوی عبدالکریم رستمی مدیر آموزش و پرورش ناحیه 3 کرج از وی تقدیر به عمل آمد.

,

P1280434

, P1280434, P1280434,

شایان ذکر است “ازبر علی حاجوی” بازنشسته راه آهن دارای 5 پسر، 3 دختر و 43 نوه و 32 نتیجه است و در کرج زندگی می کند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه