گفت‌وگو با پرستار هشت سال دفاع مقدس؛

اولین تجربه خدمتم در جنگ مداوای مجروحان شیمیایی سردشت بود

اولین تجربه خدمتم در جنگ مداوای مجروحان شیمیایی سردشت بود
خاطرات یعقوب قدسیان، روایتی از رشادت یک پرستار بسیجی جنگ است که توانست با حضور فعال خود در دفاع‎ ‎مقدس به همراه همسرش نقش‌آفرینی کند‎.‎
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بسیج جامعه پزشکی، یعقوب قدسیان پرستاربسیجی8 سال دفاع مقدس، بعد ازگرفتن  دیپلم در سال 59‏‎ ‎وارد عرصه خدمت رسانی در سپاه ‏پاسداران شد  و  تا سال 64 به  عنوان  بسیجی‎ ‎و رزمنده در جبهه ها از وطن خود دفاع کرد. سال 64 به  عنوان دانشجوی‎ پرستاری پذیرفته شد و تا کارشناسی ارشد در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی‎ ‎تهران ادامه تحصیل داد‎. 6 سال به عنوان مدیر بیمارستان بقیه الله و نجمیه خدمت رسانی کرده و در سال‎ 90 در دانشگاه بقیه الله باز نشسته شد. در ‏حال حاضر به عنوان عضو بسیج‎ ‎جامعه پزشکی و معاون پشتیبانی سازمان نظام پرستاری در این عرصه فعالیت‎ ‎می کند‎.

یعقوب قدسیان در گفتگو با خبرنگار سلامت‎ ‎سازمان جامعه پزشکی کشور از خاطرات خود در 8سال دفاع مقدس که ‎به صورت رزمنده و پرستار فعالیت داشته است این طور می‌گوید: سال 59 با‎ گرفتن دیپلم وارد عرصه خدمت‌رسانی شدم. همراه با 22 اتوبوس از پادگان‎ ‎امام حسین تهران اعزام به غرب شدیم. پس از ‏رسیدن به ورودی شهر باختران‎ ‎زیر درختان توقف اتوبوسها را اعلام کردند تا اینکه از ساعت 7صبح  تا ساعت‎ 8شب ما آنجا ماندیم، هیچ کدام نمی دانستیم علت توقف چیست؟‎ بعداً متوجه شدیم که حرکت 22 اتوبوس توسط رادیو اسراییل‎ ‎گزارش داده شده است تا عراق مسیر حرکت ‏‏22 اتوبوس را بمباران کند که موفق‎ ‎نشد‎.

رزمنده و پرستار 8 سال دفاع مقدس از شرایط سخت آن زمان در پادگان‎ ‎ابوذر واقع در پل سر ذهاب، می‌گوید: ما ‏آنجا آموزش می‌‎دیدیم تا برای عملیات‌های آینده آماده شویم. ‎همچنین به صورت‌ گروهای 9 نفره تقسیم شده بودیم که ‏صدمات نیروی انسانی‎ ‎زیاد بالا نباشد چون شرایط ما خط پدافندی در مقابل عراق بود‎.

‎ ‎این عضو بسیج جامعه پزشکی ادامه می‌دهد: روزی چند بار پادگان ابوذر توسط‎ ‎هواپیمای عراقی‌ها بمباران می‌شد. یادم ‏هست شهید شیرودی فرمانده نیروی هوانیروز بود که می‌گفت "کسی حق ندارد پادگان را ترک کند. خودم شخصا با‎ آنها برخود می‌کنم. باید دفاع کنیم تا پادگان سقوط نکند‎."

وی از دیگر اقداماتی که دوران دفاع مقدس داشته است، می‌گوید: با همین گروهای 9نفره که‎ ‎بودیم در خط پدافندی سومار ،گیلان غرب ‏تصمیم گرفتیم دو مین ضد تانک در‎ 12 ‎کیلومتری خط پدافندی با عراق را در مسیر تدارکات عراقیها کار بگذاریم‎ که این کار با رفت و برگشت، چهار روز طول کشید تا توانستیم یک نفت کش عراقی را منفجر کنیم که برایمان خیلی مهم ‏و شیرین بود‎.

, شبکه اطلاع رسانی دانا ,
,
,
,
,
,
,
,
,

وی به عنوان بسیجی در جنگ‎ از اولین خدمتش به عنوان پرستار در بهداری سال 67 در عملیات‎ ‎والفجر 8 نام برد و گفت:بعد از آنکه سال 64 در رشته پرستاری قبول شدم و‎ ‎تحصیل کردم ‏اولین خدمتم در بهداری، زمانی بود که سردشت را به طور وسیع‎ ‎شیمیایی کرده بودند.

,

قدسیان گفت: ما شرایط سختی داشتیم زیرا ‏شیمیایی با گازهای مخلوط‎ ‎و گاز خردل ،عوامل اعصاب و گازهایی بود که تا کنون شناخته نشده بود. فقط‎ ‎دو اورژانس ‏جنگی و شیمیایی در اختیار داشتیم که یک شب 1200بیمار شمیایی‎ ‎شده را اعزام به سقز کردیم و کارهای اولیه را انجام ‏دادیم و بعد به‎ بیمارستان‌های مختلف شهر اعزام کردیم. بیشتر رزمنده‌ها هم در اثر شیمیایی‎ ‎عوارض اعصاب گرفته بودند و قبل از آنکه به ‏اورژانس بهداری برسند در راه‎ ‎در اثر جراحت، شهید شدند که خیلی ناراحت کننده بود. بیشتر همکارانم‎ ‎که در ‏اوراژنس فعالیت داشتند به خاطر فضای آلوده به بیماری شیمیایی‎ ‎دچار هستند‎.

وی از دیگر خاطرات تلخش گفت: در سال 67 اعزام مجروحین کلا از منطقه غرب‎ ‎در فرودگاه باختران انجام می شد و بعد از ‏آنجا با هواپیما و آمبولانس به‎ ‎شهرهای مختلف اعزام می شدند. در کار اعزام مجروحان ما دو نفر پرستار بودیم‎ ‎که باید با ‏هواپیمای باربری120 از نفر مجروح‌ها را انتقال می‌دادیم و در‎ ‎اقامتگاه باختران که واقع در فرودگاه با 300 تخت به ‏مداوای مجروحان می‌‌‎پرداختیم‎. سردار فضلی هم از مجروحانی بود که من افتخار داشتم در کنارشان باشم‎.

قدسیان پرستار جنگ در ادامه گفت:12 مجروح ترکشی در ریه و با مشکل تنفسی و‎ ‎وضیت سخت داشتیم که با یک ‏اتوبوس بدون صندلی باید آنها را تنهایی انتقال‎ ‎به تهران می دادم، بعد از 12 ساعت در راه، آنها را به بیمارستان تهران‎ رساندم ولی آنها را پذیرش نکردند.گفتند بیمارستانها مملو از مجروح جنگی‎ ‎است‎.

وی گفت: بعد از 12 ساعت با این مجروحان در خیابان گشتن که در وضعیت بدی در‎ ‎کف اتوبوس به سر می بردند توانستم هر ‏کدام را به  یک بیمارستان انتقال‎ ‎بدهم‎ .

قدسیان و همسرش هر دو از بسیجیان فعال هستند‎

قدسیان می گوید: وقتی می گوییم دفاع مقدس فقط یاد مردان مرور می‎ ‎شود  در صورتی که زنان نیز نقش بسزایی ‏داشتند‎.

وی می گوید: با همسرم در جبهه آشنا شدم و هر دو در عملیات فتح‌المبین درجبهه بودیم. موقعی ایشان در اهواز در بیمارستان جندی شاپور خدمت می‎ ‎کرد بنده هم در عملیات دشت عباس ‏بودم و از طریق کمکهای ایشان می توانستم‎ ‎کارهای فرهنگی آوارگان جنگ و همچنین فعالیتهای درمانی رزمندگان را ‏انجام‎ دهم. زمانی هم که عملیات نبود با همسرم در زمینه بهداشت، آموزش و اسکان،‎ ‎جنگ زده‌ها فعالیت می‌کردیم و در بخش ‏اطلاع رسانی به خانواده شهدا فعالیت‎ ‎داشته و مقدمه را برای اطلاع دادن و پذیرش این شرایط برای شهادت‎ ‎فرزندان و ‏همسرانشان آماده می‌کردیم‎.

,
,
,
,
,
,
,
,
, قدسیان و همسرش هر دو از بسیجیان فعال هستند‎ ,
,
,
,
,


بهترین لحظات عمرم را در کنار بیماران حس می‌کنم‎

,
, بهترین لحظات عمرم را در کنار بیماران حس می‌کنم‎,


وی با بیان اینکه بهترین لحظات عمرم را در کنار بیماران حس می کنم گفت‎: اگر خدمت صادقانه با رضایت قلبی  به بیمار داشته باشیم به دنبالش درآمد،‎ ‎رفاه و برکت می آید. من خودم فکر می کنم ‏هرچه دارم از برکت دعای بیماران‎ ‎است‎.

قدسیان از اینکه در عرصه پرستاری به عنوان یک بسیجی توانسته است خدمت کند‎ ‎ابراز خوشحالی کرد و گفت: من از این ‏مسئله بسیار خوشحالم که توانسته ام‎ ‎بیشترین زمان عمرم را در خدمت بیماران باشم‎ .

انتهای پیام‎/‎خ

,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه