کارشناس مسائل سیاسی مطرح کرد؛

اوکراین آینه اعتماد به غرب/ غربگرایان داخلی از تحولات اوکراین عبرت بگیرند

اوکراین آینه اعتماد به غرب/ غربگرایان داخلی از تحولات اوکراین عبرت بگیرند
محمود مرادی با اشاره به اینکه اوکراین در خدمت به آمریکا و کشورهای غربی سنگ‌تمام گذاشته بود، گفت: وضعیت امروز اوکراین نتیجه اعتماد به غرب است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمود مرادی در گفت و گو با خبرنگار بلاغ اظهارکرد: سرانجام پس از منازعه دیپلماتیک مقامات روسیه با اروپا و آمریکا بر سر پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو و نهایتا بی‌توجهی به نگرانی‌های مسکو، بامداد روز پنجشنبه روسیه تهاجم همه جانبه‌ای را علیه حکومت غربگرای اوکراین با تمرکز بر اهداف نظامی، آغاز کرد و  در این خصوص که چرا روسیه به اوکراین حمله کرد گفتنی‌هایی وجود دارد.
 
 وی گفت: از زمان انقلاب نارنجی که در سال ۲۰۰۵-۲۰۰۴ در اوکراین رخ داد و باعث سرنگونی رئیس جمهوری و دولت طرفدار روسیه شد،  به جز مقطع کوتاهی، جریان همسو با غرب و مخالف روسیه در این کشور روی کار بوده‌اند و در این مدت همواره منافع روسیه نادیده گرفته شده است و اوکراین برای روسیه دارای اهمیت تاریخی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی است.

این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد:اوکراین زمانی بخشی از خاک روسیه بوده و اشتراکات تاریخی زیادی میان آنها وجود دارد و این اشتراکات تاریخی باعث شده تا اکثر اوکراینی‌ها به دو زبان اوکراینی و روسی صحبت کنند و این امر درهم‌تنیدگی فرهنگی را میان دو کشور خصوصا روس زبان‌ها که یک سوم جمعیت این کشور هستند را ایجاد کرده است.
 
 مرادی یادآورشد: در بخش‌های شرقی و جنوبی اوکراین روس زبان‌ها دارای اکثریت هستند و عملا این مناطق در اوکراین زیر نفوذ روسیه قرار دارند که از حیث مذهبی اولین حکومت روسیه ۱۲ قرن پیش در کی‌یف تاسیس شده و در سال ۹۸۸ میلادی حاکم آن، مسیحیت ارتدکس را به روسیه معرفی کرده است.

وی افزود: اما در میان این مولفه‌ها نقش اهمیت اقتصادی برای روس‌ها نیز از درجه بالایی برخوردار است؛ چرا که بخش زیادی از صنایع و صنعت اوکراین وابسته به روسیه بوده، اما در دوره غربگرایان با سرعت زیادی اقتصاد آنها متمایل به غرب گردید و توسعه تجارت و سرمایه‌گذاری با آنان جایگزین روسیه شد که بر همین مبنا تراز تجاری میان آنها در دوره غربگرایان به شدت پائین آمد.
 
 کارشناس سیاسی با اشاره به اینکه اوکراین به عنوان پلی برای صادرات نفت و گاز روسیه به اروپا محسوب می‌شود؛ تاجائیکه حدود ۸۰ درصد گاز طبیعی و ۷۵ درصد از نفت روسیه از طریق این کشور به اتحادیه اروپا می‌رود و در کنار همه موارد فوق جایگاه استراتژیک اوکراین نیز برای روسیه بسیار اهمیت دارد و اوکراین اکنون به عنوان یک سرزمین حائل میان روسیه و اروپا بوده و در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مانع از نفوذ غرب به حوزه نفوذ روسیه شده است.
 
 مرادی یادآورشد:مقامات روسیه سرزمین اوکراین را به عنوان سدی در مقابل نفوذ ناتو و غرب می‌دانند. زیاده‌خواهی‌های آمریکائی‌ها و اروپایی‌ها و حماقت حاکمان اوکراین جهت استقرار ناتو در این کشور برای مسکو تهدید علیه امنیت ملی این کشور تلقی شده است و به عبارتی اکنون مقامات کاخ کرملین این اقدام را پروژه‌ای از ناحیه غرب تلقی کرده‌اند که برای مهار روسیه تدارک دیده شده است وآمریکایی‌ها به کمک اروپا و ناتو می‌خواهند روسیه را در یک تنگناهای راهبردی قرار داده و مسکو را از طریق ظرفیت ژئوپلتیکی اوکراین دچار خفگی راهبردی کنند.
 
وی در ادامه یادآور شد: به عبارتی در این پروژه می‌خواهند از نفوذ و اقتدار روسیه کاسته و آنرا در مقیاس یک قدرت منطقه‌ای تنزل دهند و قرار گرفتن اوکراین از حیث سیاسی، نظامی و اقتصادی در مدار غرب برای روسیه به منزله بر هم خوردن موازنه قدرت با آمریکا و اروپا محسوب شده و جایگاه بین‌المللی آنان را به شدت کاهش خواهد داد و برای روسیه خارج شدن اوکراین از حوزه نفوذ آنها و پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو مانند دومینوی بوده که به سایر کشورهای پیرامونی‌شان تسری خواهد یافت.
 
 این کارشناس سیاسی با اشاره به اینکه برای روسیه آینده مهم است و نمی‌خواهد برنامه‌ریزی و رویای آنها برای آینده که ارتقا جایگاه کنونی آنان در نظام بین‌الملل را تضمین می‌کند با بازی آمریکا و اروپا و همراهی حاکمان غربگرای اوکراین نابود شود، افزود: انگیزه پوتین و گردانندگان کنونی کاخ کرملین برای حمله به اوکراین به هیچ عنوان منشأ کشورگشایی ندارد، بلکه استراتژیک به این موضوع نگاه می‌کنند و اولویت کنونی مسکو این است که دسیسه غرب را به هم بزند و از نفوذ آنان به طرف شرق و حوزه پیرامونی خود بکاهد و مضاف بر اینکه بایستی همسایه غربی آنان به عنوان ضربه‌گیری در مقابل توسعه و نفوذ غرب عمل کند که به همین منظور مطلوب آنان در شرایط فعلی این است که دولتی همسو با منافع روسیه و ضد غرب در کی‌یف روی کار بیاید.
 
مرادی یادآورشد: تحقق این دو هدف جز با راه‌حل نظامی برای روسیه میسر نبوده است و روسیه در این مناقشه نشان داد که بازیگر منفعلی در مقابل غرب نیست و در بازی آنها اسیر نخواهد شد؛ همچنین نشان داد اگر دیپلماسی نتواند منافع حیاتی آنان را تأمین کند از اقدام نظامی برای تأمین آن ابایی ندارد.
 
  وی درباره علت خنثی عمل کردن اروپا در بحران اوکراین بیان کرد: باید چند نکته مد نظر داشت نخست اینکه اروپا در بسیاری از پرونده های بین‌المللی یک کنشگر فعال نبوده و معمولاً رفتارش تابعی از رفتار و کنش‌گری آمریکایی‌ها بوده است و از سویی دامن زدن به تنش اوکراین، تاثیر منفی بر اقتصاد اروپا می گذارد و روسیه ۵۳ درصد نفت و ۴۶ درصد گاز اروپا را تامین می‌کند و «جنگ و تحریم» بهای گازطبیعی را افزایش داده و عملا شرکتهای پتروشیمی در این اتحادیه را در معرض تعطیلی قرار می‌دهد که نرخ گاز طبیعی در اروپا  با رشد ۴۱ درصدی مواجه شده و قطعا تبعات این مهم باعث ریسک کلان تورمی برای آمریکا و اروپا خواهد شد.
 
این کارشناس سیاسی گفت: از آنجا که روسیه تامین کننده اصلی فلزات اساسی است، «جنگ و تحریم»  بهای عمده فلزات اساسی را افزایش می‌دهد وبالارفتن قیمت آلومینیم، مس، فولاد و ... که نقش تعیین کننده‌ای در صنایع دارند، باعث رشد هزینه تولید و کاهش رشد اقتصادی آمریکا و اروپا می‌شود و درگیری با روسیه قیمت حامل‌های انرژی را افزایش می‌دهد و همین باعث نارضایتی اجتماعی در اروپا خواهد شد.

مرادی اظهارکرد: اروپا در باتلاق گلی فر روفته که جلو رفتن و پس کشیدنش مصیبت بار است و صرفا می تواند به لفاظی های بی حاصل بپردازد ولاغیر و در دوران جنگ سرد و وجود اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین(یکی از جمهوری های شوروی) محل استقرار یک سوم از موشک های اتمی ابرقدرت شرق شده بود و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1370، اوکراین این حجم از سلاح های هسته ای و بهترین تجهیزات طراحی و ساخت سلاح های هسته ای را در اختیار داشت و سومین قدرت اتمی جهان به حساب می آمد که انبار های سلاح های هسته ای اوکراین شامل 130 موشک بالستیک قاره پیما با برد بین 5 تا 10 هزار کیلومتر بود که هر موشک دارای 10 کلاهک هسته ای بود که تا کنون در سطح موشک های بالستیک بی نظیر است و در مجموع  1700 کلاهک هسته ای در خاک اوکراین وجود داشت.
 
وی تصریح کرد: علاوه بر این، اوکراین دارای 33 بمب افکن دورپرواز بود  اما  اوکراین با امضای معاهده "بوداپست" به همراه آمریکا، انگلیس و روسیه، متعهد شد که کلیه سلاح های هسته ای خود را تحویل دهد و در مقابل آمریکا و انگلیس تعهد کردند که از امنیت و تمامیت ارضی اوکراین درمقابل هرگونه تجاوز خارجی حمایت کنند  و کجاست آن حمایت های نوشته شده کاغذی؟؟؟؟؟؟.

مرادی ادامه داد: اوکراین به این تعهد خود به طور کامل عمل کرد اما از آن به بعد به یک کشور حاشیه ای و آسیب پذیر تبدیل شد و در بحران فعلی اوکراین و روسیه، آنچه تا کنون مشخص شده این است که حمایت جهان غرب از اوکراین در حد اعمال تحریم های جدید، گوناگون و گسترده علیه روسیه باقی خواهد ماند و جهان غرب به رهبری آمریکا هرگز به خاطر اوکراین، اقدام به برخورد نظامی با روسیه نخواهد کرد زیرا هرگونه درگیری نظامی بین روسیه و جهان غرب به جنگ جهانی سوم و جنگی با سلاح های اتمی تبدیل خواهد شد. قطعا اوکراین چنین ارزشی برای جهان غرب ندارد.

این کارشناس سیاسی افزود: "یوری  کاستنکو" سیاستمدار معروف اوکراینی در کتاب " اوکراین و خلع سلاح هسته ای" چنین نوشته است: " همه ما (اوکراینی ها) فریب خوردیم و برای آن معاهده دست زدیم، بنابراین همه ما مقصریم و خلع سلاح هسته ای با توافق و کف و سوت ملت اوکراین و با حمایت رسانه ای و تبلیغاتی انجام شد و اکنون مشخص شده  که آن ارزیابی‌ها کاملا اشتباه بوده است و گویی اوکراین، عراق دوم شده که نظام آن با تهاجمی بین المللی سرنگون شد و در حال حاضر به سمت تکه تکه شدن و غرق شدن در بحران‌های گوناگون پیش می رود".
 
 مرادی خاطرنشان کرد: آنچه در اوکراین رخ می دهد، انسان را به یاد آنچه در عراق اتفاق افتاد، می اندازد، عراق که زمانی قدرتمندترین کشور عربی بود، تبدیل به کشوری حاشیه ای شده که حتی کارگاهی برای ساخت سلاح سبک هم ندارد و قادر به دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی خود نیست و  اوکراین در خدمت به آمریکا و کشورهای غربی سنگ‌تمام گذاشته بود و آمریکا از این کشور با عنوان یکی از متحدان استراتژیک خود یاد می‌کرد!

این کارشناس سیاسی ادامه داد: این سرنوشت کشورهایی است که به حمایت و پشتیبانی و وعده های آمریکا و جهان غرب اعتماد می کنند و امروز با دیدن استیصال اوکراین در اثر اعتماد بی‌جا به غرب و بی‌عملی آمریکا در کمک به آن‌ها، جمله حکیم انقلاب اسلامی در باب ضرورت ساخت و تقویت روزافزون قدرت درونی، بیشتر درستی و عینی بودن خود را نشان می‌دهد تا نظر کسانی که اغوای غرب ساخته «سپری شدن زمانه موشک» و «فرارسیدن هنگامه گفتمان» را بازگویی می‌کردند؛ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ.    جنگ هرچند تلخ است و ناگوار، اما بخشی از واقعیت‌های دنیای کنونی است.

وی یادآورشد: در این دنیای آنارشیک، یقینا بازیگری می‌تواند بقا و امنیت را بر اساس اصل استقلال برای خود تضمین کند که قدرت داشته باشد و امروز غربگرایان و غربگدایان  ایران خوب است پاسخ این سوال را دهند که کجاست آن ایده‌ای که می‌گفت دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه دنیای موشک‌ها است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه