خدمتم را میفروشم؛ چند میخری؟
هفته گذشته خبر رسید دولت در لایحه بودجه سال 94 تصمیم به احیای فروش خدمت سربازی به شکلی دیگر گرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه داناپیش از این و در اواسط دهه هفتاد خورشیدی برای مدتی افراد مشمول میتوانستند با پرداخت هزینهای بین یک تا دو میلیون تومان از پوشیدن لباس رزم معاف شوند و کارت پایان خدمتشان را بعد از گذراندن چند روز دوره آموزشی دریافت کنند. اجرای این طرح در آن زمان انتقادات گستردهای را به دنبال آورد که در نهایت منجر به توقف آن شد. حالا اما به نظر میرسد همان استراتژی در لباسی دیگر در حال بازگشت است؛ با این تفاوت که این بار قرار است امتیاز خرید خدمت، صرفا در اختیار کسانی قرار بگیرد که قبلا مرتکب تخلف شدهاند و برای اعزام به سربازی حداقل هشت سال غیبت داشتهاند! بله، اینجا ایران است؛ شاید تنها کشور دنیا که در آن یک امتیاز قانونی صرفا شامل حال خلافکاران میشود!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,امروز عده زیادی منتظر تصویب این قانون هستند تا پول مورد نظر دولت را «جیرینگی» بپردازند و کارت پایان خدمتشان را بخرند. در صف مشتریها، همه جور آدمی هم دیده میشود؛ از آنها که بدون گذران وقت در لباس خاکی به سرعت جذب بیزینس شدند و حالا برای خودشان دم و دستگاهی دارند تا سرباز فراریهای فوتبال که اگر این قانون نجاتشان بدهد، 20 تا 50 میلیون هزینه خرید خدمت را مثل آب خوردن میکشند روی مبلغ قرارداد با باشگاه جدید و خلاص! این وسط فقط یک کرور علامت سوال است که برای مردم عادی باقی میماند؛ همانها که تا به سن خدمت رسیدند فکر کردند باید بروند و تکلیف را ادا کنند، آنها که شاید باورشان نمیشد روزی دوباره روی این وظیفه ملی و میهنی، مهر «قابل فروش» بزنند و آن را معامله کنند.
,میگویند تاریخ دو بار تکرار میشود؛ بار اول به شکل تراژدی و مرتبه دوم به صورت کمدی! این انگار عین اتفاقی است که قرار شده در مورد فروش سربازی در ایران رخ بدهد. اگر دو دهه پیش مشکل فقط تبعیضی بود که این قانون بین فقرا و اغنیا قائل میشد، حالا باید نگران تبعیض دیگری هم باشیم که قانونگریزان را بالاتر از قانونمداران قرار میدهد. با تصویب چنین مقرراتی، نه تنها طبق معمول آدمهای صاف و ساده این جامعه با احساس زیان و سرخوردگی مواجه خواهند شد، بلکه نور امید در دل متخلفان روشن میماند که دیر یا زود، همیشه راه فراری برای آنها باز خواهد شد. اگر همه جای دنیا این هنجارشکنها هستند که ناچار میشوند خودشان را با اصول جامعه تطبیق بدهند، ظاهرا در ایران این توانایی وجود دارد که کل جامعه به سود خلافکاران تغییر کند و خودش را با خواست آنها وفق بدهد. حس عجیبی است؛ مثل اینکه در صف ایستاده باشی و جلو زدنهای دیگران را ببینی. مشکل شاید از همان روزی شروع شد که خیلی از ما عادت کردیم خلافکارها را «زرنگ» صدا بزنیم و به تواناییشان غبطه بخوریم.
,ظاهرا یکی از دلایل فروش دوباره خدمت، کاهش قیمت جهانی نفت است. حالا که قرار شده سرباز فراریها نقش طلای سیاه را بازی کنند، کاش مسوولان محترم قولی به مردم بدهند؛ اینکه اگر روزی نفت گران شد، دولت با بقیه پولش کارت پایان خدمت سربازهای منضبط را بخرد؛ همانها که درست سر موقع پوتین پوشیدند و در ازای ماهی 20 هزار تومان دو سال از عمرشان را صرف مملکت کردند، آنها که خدمت به کشورشان باعث شد آخرین جملات پدرشان را نشنوند یا آخرین لبخند مادرشان را نبینند. خیلی از آنها شاید اگر میدانستند روزی روی غیبت، قیمت خواهند گذاشت، بهای ماندن سر کار وزندگیشان را جمع میکردند و کنار میگذاشتند. به هر حال پول را میشود پسانداز کرد، اما خاطره را نه!
,,
انتهای خبر
]
ارسال دیدگاه