گزارش دانا از سیاست پکن در برابر تهدید اقتصادی واشنگتن؛
چین و روسیه تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه حامیان ایران را «غیرقانونی» خواندند/ خزر؛ خط تأمین امن تهران-مسکو
در حالی که تنگه هرمز به کانون تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده، نگاه کارشناسان و سیاستگذاران به سمت شمال و مرزهای زمینی چرخیده است. دریای خزر، این پهنه زمینی که سالها به عنوان یک مسیر مکمل دیده میشد، اکنون در کانون توجه جدیدترین همکاریهای راهبردی ایران، روسیه و چین قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در تازهترین واکنش به تهدیدهای دونالد ترامپ علیه حامیان اقتصادی ایران، وزارت امور خارجه جمهوری خلق چین اعلام کرد: «ما هرگونه تحریم یکجانبه واشنگتن علیه کشورهای حامی ایران را غیرقانونی میدانیم.» این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که ترامپ پیشتر هرگونه ارائه «خط نجات» به ایران را مشمول «عواقب اقتصادی عظیم» دانسته بود. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک استراتژیک تهران، با این موضعگیری، خط قرمز خود را در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن مشخص کرده است. در این گزارش، ابعاد این رویارویی اقتصادی و سناریوهای پیشِ روی ایران را بررسی میکنیم.
واکنش چین در پی آخرین تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صورت گرفت که در آن هشدار داده بود: «هر کشوری که به نهادهای مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد تا هر نوع خط نجاتی به ایران ارائه دهند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی روبرو خواهد شد.»
این موضعگیری نشاندهنده تغییر رویکرد پکن در قبال فشارهای آمریکا است. پیشتر ترامپ حامیان ایران را با وضع تعرفههای سنگین تهدید کرده بود، اما سخنگوی وزارت خارجه چین بر مخالفت کشورش با تعرفههای ترامپ تأکید کرد و این تهدیدها هیچگاه به دستور اجرایی منتهی نشد. هماکنون وزیر خزانهداری آمریکا نیز وضع دستورات علیه ایران در چهارچوب تهدید ترامپ را فعلاً به دوشنبه موکول کرده است.
۵۰۰ سند تحریمی؛ کارنامه سیاه واشنگتن علیه ایران و چین
ترامپ در حالی از گام جنگ علیه ایران عبور کرده و به گام جدید جنگ اقتصادی میپردازد که در مدت دوره دوم ریاستجمهوری خود تاکنون بیش از ۵۰۰ سند تحریمی بر افراد، شرکتها، شبکه مالی و نفتکشهای ایرانی در کنار پالایشگاهها و بنادر چینی اعمال کرده است. این حجم از تحریمها نشاندهنده عزم جدی واشنگتن برای قطع کامل ارتباطات اقتصادی ایران با شرکای بینالمللی خود است.
با این حال، واکنش اخیر چین نشان میدهد که پکن مصمم است تا در برابر این فشارها ایستادگی کند. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک استراتژیک تهران، نقشی کلیدی در معادلات اقتصادی منطقه ایفا میکند. تحلیلگران معتقدند که این موضعگیری، خط قرمز پکن را در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن مشخص کرده است.
کارتهای بازی ایران؛ از تنگه هرمز تا دیپلماسی اقتصادی
در این میان، کارشناسان اقتصادی بر ضرورت بهکارگیری هوشمندانه اهرمهای فشار ایران تأکید دارند. صادق الحسینی، کارشناس اقتصادی، در این زمینه میگوید: «ایران باید بهموقع با کارت تنگه هرمز بازی کند. در صورت فشار سنگین اقتصادی ممکن است این کارت دیگر به کار کشور نیاید.»
از سوی دیگر، مجید شاکری، کارشناس دیگر مسائل اقتصادی، معتقد است که «فشار اقتصادی با هدف امتیاز گرفتن از ایران در تنگه هرمز طراحی شده و ایران میتواند از طریق کنترل بیشتر تنگه، آمریکا را با مشکلات فزاینده روبرو کند.» این دو دیدگاه نشاندهنده ضرورت یک راهبرد هوشمندانه و زمانبندیشده در استفاده از اهرمهای راهبردی ایران است.
شوک قیمت نفت؛ زنگ خطر برای اقتصاد آمریکا
در این میان، گزارشهای اندیشکدههای بینالمللی نیز بر آسیبپذیری اقتصاد آمریکا در برابر بسته شدن تنگه هرمز تأکید دارند. طبق گزارش اندیشکده بروئگل، بستهشدن میانمدت تنگه هرمز تا ۴ ماه پیشرو میتواند از مسیر قیمت نفت، اقتصاد آمریکا را با شوک مواجه کند. این گزارش نشان میدهد که واشنگتن در محاسبات خود، هزینههای بالقوه تشدید تنش را دست کم گرفته است.
دادههای اخیر نشان میدهد که قیمت نفت در بازارهای جهانی به بالاترین سطح خود در ماههای اخیر رسیده است و هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند این روند را تشدید کند. با توجه به اینکه ذخایر استراتژیک کشورهای غربی به پایینترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده، واشنگتن در برابر شوکهای قیمتی آینده، انعطافپذیری چندانی نخواهد داشت.
از سوی دیگر دریای خزر که تا پیش از این بیشتر به عنوان یک پهنه آبی حاشیهای و مکمل در مسیرهای تجاری ایران شناخته میشد، اکنون در مرکز توجه یک همکاری راهبردی میان تهران و مسکو قرار گرفته است. بر اساس گزارش الکس رافاوغلو، دریای خزر در حال تبدیل شدن به یک کریدور لجستیکی بالقوه مهم در روابط رو به گسترش ایران و روسیه است.
گلن هاوارد، رئیس بنیاد ساراتوگا که مأموریت آن آموزش و آگاهسازی سیاستگذاران آمریکایی درباره اهمیت راهبردی منطقه اوراسیا و رقابت قدرتهای بزرگ در آن است، خزر را نوعی «خط تأمین امن و طبیعی» برای هر دو کشور توصیف میکند؛ مسیری که از نظر جغرافیایی محافظتشده است و همین ویژگی، یکی از دلایل جذابیت آن برای تهران و مسکو محسوب میشود .
برخلاف مسیرهای دریایی جنوب که در معرض حضور ناوگان آمریکا قرار دارند، دریای خزر یک دریای بسته و محصور در خشکی است که تجهیزات میتوانند از بنادری مانند اولیا و آستراخان بارگیری شده و از طریق آن به مقصد برسند. این ویژگی، خزر را به یک «پناهگاه لجستیکی» در برابر تحریمهای دریایی تبدیل کرده است.
«اکسپرس خزر»؛ کریدوری که هزینهها را ۳۰ درصد کاهش میدهد
اما «اکسپرس خزر» فقط یک مسیر نظامی نیست. این کریدور، بخشی از کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب (INSTC) محسوب میشود و شبکهای به طول ۷۲۰۰ کیلومتر که هند را از طریق ایران و روسیه به شمال اروپا متصل میکند. کارشناسان تخمین میزنند که این کریدور میتواند هزینههای حمل بار را تا ۳۰ درصد کاهش دهد و مدت زمان ارسال کالا از بمبئی به مسکو را از ۴۰ روز به حدود ۲۰ روز برساند .
از دیدگاه اقتصادی، تحول در مسیر خزر میتواند سهم ده درصدی این دریا از تجارت خارجی ایران را ۲ تا ۳ برابر کند. در همین راستا، ایران و روسیه توافق کردهاند تا یک «کنسرسیوم مشترک بندری و دریایی» ایجاد کنند که هدفگذاری اولیه آن، افزایش حجم مبادلات تجاری از مسیر خزر به بیش از پنج میلیون تن در سال است. بندر امیرآباد و بندر کاسپین (در منطقه آزاد انزلی)، بهعنوان کانونهای حیاتی مدرن با آبخور مناسب، به دروازهای برای اتصال شبکه ریلی و جادهای ایران به بنادر جنوبی روسیه تبدیل شدهاند.
فرصتی برای عبور از تحریم و محاصره
نکته کلیدی که تحلیلگران بر آن تأکید دارند، تبدیل دریای خزر به یک پل راهبردی است که مستقیماً دو رقیب بزرگ واشنگتن را به هم متصل میکند. این مسیر به هر دو کشور امکان میدهد تا خارج از گلوگاههای سنتی مانند تنگه هرمز فعالیت کنند. روسیه که مسیرهای تجاری خود از طریق بالتیک و دریای سیاه را مختل شده میبیند، با هدایت محمولههای خود از طریق خزر، به یک مسیر ایمن و مقاوم در برابر تحریمها برای دسترسی به بازارهای جنوبی از جمله هند و چین دست مییابد.
بری پاول، مدیر ارشد سابق سیاست دفاعی و راهبردی در شورای امنیت ملی آمریکا، معتقد است با عمیقتر شدن همکاری دو کشور، انتظار میرود رفتوآمد و استفاده از این مسیر افزایش پیدا کند و کالاها در هر دو جهت میان ایران و روسیه جابهجا شوند. این همکاری، در واقع یک پاسخ عملی به سیاستهای یکجانبهگرایانه واشنگتن است.
چالشها و افق پیش رو
با وجود فرصتهای طلایی، مسیر خزر با چالشهایی نیز روبروست. کاهش سطح آب دریای خزر، نیاز به لایروبی مستمر و سرمایهگذاری در بنادر شمالی از جمله این موانع است. همچنین گسترش دامنه تنشهای نظامی به این منطقه از جمله حملات هوایی به تأسیسات دریایی در بندر انزلی یا حمله اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر، نشان داده که خزر دیگر یک «منطقه امن» مصون از درگیریها نیست .
با این حال، کارشناسان معتقدند که اگر «اکسپرس خزر» به یک شبکه لجستیکی قابلاطمینان تبدیل شود، معادلات اقتصادی و امنیتی منطقه دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد؛ چراکه کریدوری شکل میگیرد که در برابر فشارهای سیاسی و نظامی مقاومتر از مسیرهای سنتی است. به گفته حسن کریمنیا، کارشناس حملونقل و ترانزیت، دولت کنوانسیون رژیم حقوقی خزر را در شرایطی برای بررسی به مجلس فرستاده که این دریا فقط محل تعیین مرزهای دریایی نیست؛ خزر دروازه ایران به روسیه و آسیای مرکزی و یکی از مهمترین مسیرهای تجارت، ترانزیت و رقابت ژئوپلیتیکی اوراسیاست .
کنوانسیون خزر؛ چارچوب حقوقی همکاریهای آینده
در کنار ابعاد اقتصادی، موضوع رژیم حقوقی دریای خزر نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که در سال ۲۰۱۸ در آکتائو به امضا رسید، چارچوبی برای اداره این پهنه آبی ایجاد کرده است. بر اساس این کنوانسیون، هر کشور ساحلی تا ۱۵ مایل دریایی آب سرزمینی و ۱۰ مایل دریایی منطقه اختصاصی ماهیگیری دارد .
با این حال، موضوع تعیین حدود بستر و منابع زیر بستر به توافق دوجانبه کشورهای همسایه واگذار شده است. این یعنی ایران هنوز میتواند درباره سهم خود از منابع نفت و گاز خزر با همسایگان به مذاکره بپردازد. یکی از مهمترین دستاوردهای این کنوانسیون برای ایران، ممنوعیت حضور نظامی کشورهای غیرساحلی در دریای خزر است که یک پیروزی امنیتی راهبردی برای تهران محسوب میشود .
خزر؛ پنجره جدید اقتصاد ایران در پساجنگ
اهمیت خزر برای اقتصاد ایران فراتر از یک مسیر ترانزیتی ساده است. این دریا میتواند به یکی از مسیرهای اصلی تأمین کالا برای ایران تبدیل شود. غلات، نهادههای کشاورزی، چوب و مواد اولیه میتوانند از روسیه و قزاقستان از طریق بنادر شمالی وارد کشور شوند و در مقابل، محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی و کالاهای صنعتی ایران به بازارهای شمالی صادر شوند. هر تن بار عبوری از خزر فقط درآمد یک بندر نیست؛ این بار میتواند زنجیرهای از درآمدهای حملونقل دریایی، ریلی و جادهای، انبارداری، گمرک و خدمات لجستیکی را در اقتصاد ایران فعال کند.
در صورت جذب سهم قابلتوجهی از تجارت روسیه و آسیای مرکزی، خزر میتواند به یکی از منابع مهم درآمد ترانزیتی و تقویت تابآوری اقتصادی کشور تبدیل شود. حسن کریمنیا در این باره تأکید دارد که ایران نباید تنها به این بیندیشد که چه میزان از سطح یا بستر خزر در محدوده حقوقی کشور قرار میگیرد؛ بلکه باید مشخص کند چه سهمی از تجارت روسیه و آسیای مرکزی، ترانزیت شمال–جنوب، خدمات بندری، حملونقل ریلی و جادهای و اقتصاد آینده خزر نصیب ایران خواهد شد.
به گزارش راه دانا؛ دریای خزر که روزگاری تنها به عنوان یک پهنه آبی حاشیهای در سیاستهای اقتصادی ایران دیده میشد، اکنون به یکی از محورهای اصلی استراتژی عبور از محاصره تبدیل شده است. «اکسپرس خزر» با اتصال ایران به روسیه و آسیای مرکزی، نه تنها یک مسیر جایگزین برای تجارت فراهم میکند، بلکه به تهران امکان میدهد تا در برابر فشارهای دریایی آمریکا، یک کریدور امن و مقاوم را فعال کند. با وجود چالشهای زیرساختی و سیاسی، این مسیر میتواند در سالهای آینده به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد مقاومتی ایران تبدیل شود و نقش خزر را از یک دریاچه حاشیهای به یک شریان حیاتی اقتصادی ارتقا دهد .
همچنین واکنش اخیر چین به تهدیدهای اقتصادی آمریکا، نشاندهنده شکلگیری یک جبهه جدید در برابر یکجانبهگرایی واشنگتن است. پکن با اعلام غیرقانونی بودن تحریمهای یکجانبه، پیام روشنی به کاخ سفید فرستاده است که نمیتواند از طریق فشارهای اقتصادی، روابط تجاری چین با ایران را تحت تأثیر قرار دهد. در همین حال، کارشناسان بر ضرورت بهکارگیری هوشمندانه کارت تنگه هرمز توسط ایران تأکید دارند و هشدار میدهند که ادامه فشارهای اقتصادی میتواند واشنگتن را با یک شوک قیمتی جدی در بازار نفت مواجه کند.
ارسال دیدگاه