رابطه سازمان ها با وجدان کاری؛
معیارهای وجدانی در زندگی وتاثیر آن بر رفتار سازمانی مدیران
گرچه سازمان ها فی نفسه دارای ارزش نیستند لیکن ارزش های حاکم بر سازمان می توانند به مدیران و کارکنان توانایی انجام تلاشی فداکارانه در جهت افزایش کارآیی واثر بخشی سازمان را بدهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل ازسفیر افلاک، در گذشته مدیران سازمانها از نقش وجدان در بهبود کیفی وظایف محوله ای که زیردستان بر عهده داشته آگاه بودند در دهه های اخیر نیز مدیران سازمان های استراتژی محور در گفتمان مدیریتی خود از وجدان کاری بعنوان ابزار ی برای پذیرش ارزش های سازمانی توسط کارکنان استفاده کرده، و در تبیین چشم انداز و مأموریت های سازمان از اشکال مختلف وجدان اخلاقی ، وجدان کاری ، وجدان اجتماعی ... به خوبی بهره گرفته و کارکنان را به باور این گزاره های انگیزشی وتعهد ساز ترغیب می کنند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیر افلاک,این گونه مدیران معتقدند ریشه اقدامات مهمی که در بدنه سازمان های موفق نمودار می گردد. ثمره وجدان کاری کارکنانی می باشد ، که به منافع شخصی خود فکر نمی کنند.
,و از تعهدو پایبندی خود به ارزش های سازمانی رضایت قلبی داشته و تعارضی بین ارزش های باطنی وسازمانی خود نمی بینند و در بحران ها حاضر می شوند ، در راه موفقیت سازمان فداکاری کنند.
,گرچه سازمان ها فی نفسه دارای ارزش نیستند لیکن ارزش های حاکم بر سازمان می توانند به مدیران و کارکنان توانایی انجام تلاشی فداکارانه در جهت افزایش کارآیی واثر بخشی سازمان را بدهد.
,با این اوصاف برای روشن شدن مطلب باید به تشریح مختصر در عین حال دقیق و جامع از واژهای کلیدی مهم داشته باشیم.
,وجدان – معیارهای وجدان
,- تعریف وجدان:
در فرهنگ عمید از وجدان به عنوان قوه ای باطنی که خوب و بد اعمال به وسیله آن درک مشود تعبیر شده ، و انسان ها به کمک این قوه باطنی از درجه تطابق انجام (یاترک )عمل با ارزش های باطنی خود آگاه می شوند هر چه اندازه این درجه تطابق بیشتر باشد فرد در انجام ( یا ترک )عمل مصمم تر و جدی تر شده ورضایتمندی وی از نتیجه عمل بیشتر می شود .
,ازاین رو می توان وجدان را برآیند کل مجموعه ای از نیروهای درونی در نظر گرفت که در مختصات فضایی قلب آدمی باجهات و راستاهای متفاوتی در کنار هم قرار گرفته و بدیهی است اگر جهت وراستای این نیروها در قلب با هم منطبق باشند اثرات مثبت هم دیگر را خنثی نکرده وحاصل برآیند کل نیروی مصمم وجدی خواهد بود که در تشخیص و قضاوت درست در امور زندگی به فرد یاری می رساند.
,امام علی علیه السلام در نهج البلاغه تعبیر زیبایی داردکه می فرمایند، «اگرکسی قلب خودرا به امور باطل نیالاید به طور قطع او در قضاوت وداوری حتی علیه خود کمک خواهد کرد .»
,- معیارهای وجدان:
همانطور که یک قاضی برای قضاوت و داوری های خود باید به معیار های قابل قبول تکیه کند تا عدالت را در آرای خود رعایت نماید وجدان انسان نیز مانند یک قاضی برای رعایت انصاف وعدالت نیاز به معیار هایی دارد اگر چه هریک از این معیار های وجدان به تنهایی می توانند نماد تعهد فرد ، منشاء تحول و موفقیت فرد شوند ولی ماهیت آنها ذهنی بوده و پس از تحلیل ذهنی بوسیله عقل اولویت بندی شده و در هنگام تحلیل رویدادهای زندگی قابلیت فراخوانی این معیارها بوسیله عقل وجود دارد هر یک از این معیارها به طور جداگانه و بخش خاصی از کل وجدان را تحت پوشش عقلی قرار می دهد بعضی از معیارهای درمرور زمان متناسب با واقعیات موجود در جامعه جایگزین معیارهای دوره های قبلی خود می شوند .
,(معیار های ادواری) و برخی دیگر از معیارها نیز استحکام وقوت خود را در طی زمان حفظ کرده ونقش نظارتی آنها از زمان خود فراتر رفته وبا عنوان معیار های با ثبات شخصیت از آنها یا د می شود .
,معیار های وجدان در واقع مسیر حرکت وجنبش هر فرد را نشان می دهد وازیک نسل به نسل دیگر قابل انتقال می باشد.
,- انواع معیار های وجدانی را به ترتیب شدت اثر در وجدان عبارتند از معیارهای ایدئولوژیکی ، اخلاقی ، فرهنگی ، حسی و تجربی و حقوقی و قانونی که به شرح مختصر آنها می پردازیم .
,
یک) معیارهای دینی ایدئلوژیکی:
,در کشور ما بسیاری از معیارهای وجدانی منشاءدینی و ایدئولوژیکی داشته واز اعتقادات دینی افراد ناشی می شود این دسته معیارها مانند خورشید کوپرنیکی سایر معیارها را تحت نیروی وجدانی خود به مانند یک منظومه خورشیدی عقل آدمی را روشنی می بخشد و اگر این نوع معیارها خارق العاده وقوی آگاهانه مورد پذیرش واقع شونددر شخصیت فرد شکل نهادینه به خود می گیرند وقادرند روحیه عشق ورزی،نوع دوستی، فداکاری وشجاعت، گذشت و عفو، ایثار، مهربانی ، خیر خواهی ، همدلی و ... را در تک تک افراد جامعه گسترش بدهند و بدین ترتیب احساس تسلیم شدن در برابر خالق هستی را در انسان زنده نگه می دارد .
,معیارهای دینی و ایدئولوژیکی حتی اگر در طول زمان در مسیر انحراف محو شوند به جهت دارا بودن ماهیتی خدا گونه وسازگاری با فطرت انسان قابلیت بازگشت به زمان حال راداشته و می توانند مانند یک شوک الکتریکی وجدان مرده را بیدار کند، ازاین رو برای دوام و استحکام معیارهای دینی ایدئولوژیکی باید اصول اعتقادی را در عمل ارج بدهیم و با عمل انفاق روح همدلی، محبت و دوستی دیگران را در خود تقویت کنیم، و هم چنین با عمل سپاسگزاری و قدر دانی از یکدیگر روحیه عفو وبخشش را گسترش دهیم.
,- ب ) - معیار های فرهنگی:
اگر بخواهیم کیفیت وزیبایی باطن فرهنگ ها را مورد توجه قرار دهیم باید معیار های فرهنگی را در چهار چوب سازمانی ، اقتصادی ، سیاسی فرهنگی بررسی نماییم چون این معیارها تحت تأثیر عوامل محیطی ، تکنولوژیکی ،جمعیتی و ... قرار داشته به سرعت دچار تغییرات می شوند و اگر این دسته معیارها را در آئینه معیارهای ایدئولوژیکی واخلاقیات بازبینی کنیم تا آنچه راکه نامربوط باشد از چهره این دسته از معیارها بزداییم ( آنها را از تعصبات غلط فرهنگی پاک کنیم )سبب جوش خوردن این معیارها با با سایر معیارها وجدانی گردیده و فرد صاحب این وجدان از غنای وجدانی برخوردار شده و یک نوع روشن بینی ودرک متعالی از واقعیات نائل می گردد و بالعکس اگر این دسته معیارها به صورت متقابل و رو درروی سایر معیارهای ایدئولوژیکی و اخلاقی قرار گیرند وجدان فرد دچار نقصان خواهد شد و قادر نخواهد بود فرد را به سعادت برساند.َ
,- ج ) - معیارهای اخلاقی:
نوعی از معیارهای وجدانی ریشه در اخلاقیات دارد که اختصاص به زمان و مکان نداشته بلکه بر زمان ومکان غالب هستند ودر همه جوامع بشری به عنوان معیار های اخلاقی از آنها یاد می شود این دسته معیارها همبستگی شدیدی با معیارهای ایدئولوژیکی دارند معیارهای اخلاقی وجدان ریشه در خرد جمعی افراد یک جامعه دارد در حالیکه معیارهای ایدئولوِِِِِِِِِِِِِزیکی ریشه در وجدان دینی افراد یک جامعه دارد در اولی وجدان در برابر دیگران عمل خود را ارزیابی می کند ولی در دومی عمل خود را در برابر خداوند ارزیابی می کند.
,- د ) - معیارهای حسی تجربی:
- هرگاه انسان با یک واقعیت رودررو شد و از متن آن واقعیت آموزه ای را تجربه کند آنچه را که آموخته تختی از وجدان تجربی وی می گردد.کشش وجدان تجربی با زمان رابطه مستقیم و صعودی داشته و با گذر زمان بیشتر نمودار می شود
این نوع معیارها مربوط به معیارهایی می شوند که فرد در مسیر زندگی شخصی خود به تنهایی آنها را احساس و تجربه میکند و توسط فرد به عنوان یک حقیقت وجدانی پذیرفته می شود . واگر اعضای یک خانواده همگی دارای یک تجربه و احساس مشترک و مشابه باشند معیارهای حسی و تجربی از فرد به خانواده قابل تعمیم می باشد .
,- ﻫ ) – معیارهای حقوقی و قانونی:
این نوع معیارهای وجدانی بی نظمی اجتماعی در قالب رعایت حقوق دیگران را تعادل می بخشد وبه تنظیم روابط اجتماعی افراد یک جامعه کمک کرده ودر واقع منفعت جمعی را جایگزین منفعت شخصی می نماید .نقص این نوع معیارها نداشتن ضمانت اجرایی می باشد که باید با پیوند و ایجاد همبستگی با سایر معیارهای وجدانی آنها راتقویت کنیم.
,پس از شرح مختصرمعیار های وجدانی با ذکر یک مثال بحث را خاتمه دهیم، فرض کنید فردی در یک خانواده مسلمان متولد شده وتحت تعلیمات دینی اصل احترام به والدین را می آموزد (معیارهای ایدئولوژیکی و اخلاقی) ودر سایه آموزه های ادبی که در داستان ها،قصه ها، فیلم ها ورسانه های جمعی و تربیت خانوادگی و هم چنین مشاهده آداب ورسوم در خرده فرهنگ منطقه زندگی خود(معیارهای فرهنگی)اصل احترام به والدین را به عنوان یک باور در شخصیت خود می پذیرد.حال اگر این فرد با تفکر واندیشه به این نتیجه برسد که رعایت اصل احترام به والدین منجر به عاقبت به خیری فرزندان می شود(معیارهای حسی و تجربی )به محض بی توجهی به والدین وجدان ( معیارهای وجدانی )به صورت یک نیروی باطنی برانگیخته می شود و فرد را از انجام عمل مخالف ارزش های درونی فرد آگاه می سازدواگر فرد در صددتوجیه عمل خود برآیدمنطق مخالف وی یارای مقابله با مجموعه معیارهای وجدانی پذیرفته شده در شخصیت خود را ندارد ناخودآگاه احساس نارضایتی وبعضا"پشیمانی به وی دست می دهد .
,مجید جافری
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه