نهضت زندگی دوباره:
نهضتی35ساله و نوش جام روشنائی برای آموزشیاران کامیارانی
آموزشیار جانانم، الفبای فکرم وامدار الف قامت توست که از کوره راه های سختی گذشتی و از روستاهای دور تا کوچه پس کوچه های این شهر شلوغ دنبال کسی آمدی که خواندن را بیاموزیش؛ من مدتی است سوره علق را با لعل لب تو می خوانم... می خوانم به نام خدا و به نام معلم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛ به یاد می آورم سیمای تو را که لباس جهاد پوشیده بودی اما کلاه و زرهت نبود، عزم جهاد کرده بودی اما شمشیرت نداده بودند؛ سلاح بردباری برگرفتی و بر سنگر علم نشستی و زهی سربلندی که قله بلند افکارم را عَلَم همت تو فتح و جاده های زندگی ام را پای ارادت تو نقاشی کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , شاهو خبر؛,چه نیکو خطی که از شهر دانایی می گذرد و از کوچه نور و روشنایی عبورمان می دهد و نهضت تو... نهضت زندگی دوباره بود، تو زنده ام کردی و علمم آموختی و نور چشمم شدی.
,هنوز هم خاطره دیدارت را الف به الف می اندیشم. دارم الفبای نگاهت را مرور می کنم، خاطره اولین روزی که گرد پیری را از چهره دلم زدودی و گفتی می توانی و توانستم.
,ناگهان عقب گرد ساعت، مرا به احترام کودکی از دست رفته باز آمده ام واداشت. من در سن گذشته ام جوان تر شده ام و در ترنم مهر تو، مهرماه گونه، همراه با لحظه تکرار نشدنی به مدرسه باز آمدم.
,و امروز من از خواب فراموشی بیدار شده ام. به درخت دانش رسیده ام و امروز می فهمم که چقدر شیرینند میوه هایش و می دانم که میوه دانایی را هیچ کس جز تو نمی توانست برای من به دست بیاورد.
,من علف هرزه ایی بودم که جانم بخشیدی؛ ساقه هایم جان گرفته اند دستانم واژگانی را می نویسند که همیشه در آرزوی خواندنشان بودم، امروزمن به گنجی دست یافته ام که همیشه همراه من است و کسی را یارای آن نیست که از من بازستاند.
,ودیگر تنها نیستم زیرا باغ جهانم اکنون سرشار از کلماتی است که از تماشا لبریزند، پروانه های روحم چه سبک می گذرند از سرچشمه های رویش اندیشه ای که وام دار توست و تو چون آبی روان از سایه سار علم می گذری و بر ما که نادان ابدی بودیم چه پیامبر گونه گذشتی.
,توکوچه ای هستی روبه باغ کلمات و من همچنان می بویم گل های رنگارنگ علومت را، شبنم دانش تو گونه های خوابم را نواخته است چون که شب از تو می گریزد و روشنایی به جانت می آویزد.
,وبا تو ما دیگر تنها نیستیم آموزشیار و معلم جاوید من... .
,,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه