گزارشی از زندگی شهید مهران ابدی/

آخرین وصیت شهید قبل از شهادت: در مقابل منافقین کوتاه نیایید

آخرین وصیت شهید قبل از شهادت: در مقابل منافقین کوتاه نیایید
شهید بزرگوار مهران ابدی در آخرین وصیت خود پیش از شهادت گفت: توصیه من به دوستان و رفقا این است که راه شهدا را ادمه دهند و سلاحشان را به زمین نگذراند، در مقابل منافقین، دشمنان اسلام و انقلاب کوتاه نیایند و جبهه ها را خالی نکنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از مشهدسر شهرستان بابلسر؛ شهید والامقام مهران ابدی در محله نظام آباد تهران چشم به جهان گشود. در دوران کودکی، پر جنب‌وجوش و فعال بود. به پدر و مادرش احترام خاصی می‌گذاشت. تحصیلات دوران دبستانش را در تهران به پایان رسانید. پس از آن به خاطر شغل پدر در بابلسر ساکن شد و تا سوم راهنمایی در شهرستان بابلسر ادامه تحصیل داد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

از خصوصیات بارز شهید ابدی می‌توان به صداقت، امانت داری، شجاعت و معاشرتی بودن اشاره کرد. شهید به شرکت در نماز جماعت مقید بود و آنرا به دیگران توصیه می‌کرد و به مطالعه نهج البلاغه و کتب شهید مطهری علاقه خاصی داشت. به وطن علاقه فراوانی داشت، به همین علت برای پاسداری و حفظ وطن به جبهه رفت و حتی با اینکه تک پسر بود و تک پسر را به خط مقدم نمی فرستادند، داوطلبانه با این فرموده امام عزیز به خط مقدم رفت که گفتند: چه عظیم‌اند مردانی که این فرمان شگفت را شنیده‌اند و آن را به کار بسته‌اند؛ «بمیرید پیش از آنکه بمیرید.» 

,

این شهید والامقام در سال 1361 در منطقه موسیان به فوز عظیم شهادت نائل گردید و جسم پاکش در گلزار شهدای امامزاده ابراهیم(ع) بابلسر به خاک سپرده شد.

,

, , ,


فرازهایی از وصیتنامه شهید
بنده یک فرد نظامی پایبند به نظام و انقلاب در راه انقلاب حاضر به فداکاری هستم. آن روزی که وارد نیروی نظامی شدم به خاطر حفظ نوامیس، اسلام و انقلاب و پایبندی به آن بود و توصیه من به خانواده‌ام مخصوصاً خواهرانم بابت حجابشان این است که مثل حضرت زینب(س) باشند و انقلاب را از هر لحاظ محافظت نمایند.

,
, فرازهایی از وصیتنامه شهید, فرازهایی از وصیتنامه شهید,
,

از امام و رهبری حمایت جانانه داشته باشند و در مقابل منافقین کوتاه نیایند. توصیه من به دوستان و رفقا این است که راه شهدا را ادمه دهند و سلاحشان را به زمین نگذراند، در مقابل دشمنان اسلام و انقلاب کوتاه نیایند و جبهه ها را خالی نکنند.

,

همیشه شعارمان این بود که ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند، پس باید از اسلام و ناموس دفاع کرد.

,

یادها و خاطره ها
پدر شهید: یکبار پسرم را در خواب دیدم که لباس سفید به تن داشت و به من گفت: جای من خوب است، نگران نباشید.

, یادها و خاطره ها, یادها و خاطره ها,
, پدر شهید:,

مادر شهید: خواب دیدم که مهران آمده است، او را بغل کردم و می‌فشارم و اشک می‌ریزم. به خواب خواهرش رفت و خواهرش به او گفت: چرا زیاد به خواب مادر نمی‌روی؟ جواب داد: وقتی به خواب مادرم می‌روم، هم او ناراحت می شود هم من.

, مادر شهید:]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه