گزارشی از زندگی شهید سعید ابراهیمپور/
شهیدی که قبل از رسیدن خمپاره با همرزمانش خداحافظی کرد
حجتالاسلام سیدکریم آقامیری تعریف میکردند: صبح که بیدار شدیم، سعید همه را در آغوش گرفت و از جایش بلند شد و گفت: دشمن آمد و قبل اینکه بگوید چطور و از کجا، خمپارهای آمد و بر پیشانیش نشست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از مشهدسر، شهید بزرگوار سعید ابراهیمپور در سال 1348 در یک خانواده مذهبی در روستای عربخیل از توابع شهرستان بابلسر دیده به جهان گشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهدسر,وی فرزند اول خانواده بود و علاقه زیادی به فعالیت در پایگاه بسیج از خود نشان میداد.
,این شهید بزرگوار در تاریخ 21 اسفند 64 به علت اصابت ترکش در منطقه امالقصر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای کیخامحله از توابع شهرستان بابلسر به خاک سپرده شد.
, ,
,
,
یادها و خاطره ها
, یادها و خاطره ها,
پدر شهید: آن طور که همرزمانش برایم تعریف میکردند، شجاعت و دلیری زیادی در منطقه از خود نشان میداد. دوستانش میگفتند: در منطقهای که ما بودیم دور تا دور ما آب بود. به طوری که غذایمان را با قایق میآوردند. شبی متوجه ناله یک نفر شدیم. فرماندهمان گفت: بروید ببینید صدای ناله از کجاست. پاسخ دادیم ما نمیتوانیم. ولی سعید گفت: من میروم. رفت و مجروحی را آورد.
,حجتالاسلام سیدکریم آقامیری تعریف میکردند: در هفت تپه، محمود نقیزاده، آرپیچی زن و سعید، کمکش بود. قرار بود شب بعد نیرو بیاید و ما را به عقب ببرند. ساعت 9 شب سعید به محمود گفت: محمود، دشمن آمد. محمود گفت: تو از کجا میدانی؟ صبح که بیدار شدیم، همه را در آغوش گرفت و مجدداً از جایش بلند شد و گفت: محمود دشمن آمد و قبل اینکه بگوید چطور و از کجا، خمپارهای آمد و بر پیشانیش نشست.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه