به مناسبت سالگرد رحلت عالم مازندرانی، آیت اللَّه «محمد کوهستانی بهشهری»

به راستی که او زنی بلند همت و مردآفرین است/ علم فرزند، میوه تلاش مادر

به راستی که او زنی بلند همت و مردآفرین است/ علم فرزند، میوه تلاش مادر
«فاطمه»به تاجر خیرخواهی که برای مخارج زندگی پسرش اعانه‌ جمع آوری می‌کرد، پیغام فرستاد: «شیخ محمد مقنّی نیست تا برای او جیره جمع کنید، پسرم احتیاج به این پول‌ها ندارد خودم هزینه‌اش را تأمین می‌کنم.»
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از شبکه اطلاع رسانی زنان مازندران "حورا" از بهشهر، امروز 16 دی 1393 خورشیدی است. 42 سال پیش، در چنین روزی، مازندران، یکی ازعلمای به‌نام و فقهای طراز اول خود را از دست داد و در سوگ نشست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبکه اطلاع رسانی زنان مازندران "حورا" ,

آیت‌اللَّه شیخ «محمد کوهستانی بهشهری»، از زُهّاد و علمای مازندران بود که پس از تحصیل دروس مقدماتی در زادگاه خود، به نجف اشرف عزیمت کرد و در حلقهٔ درس حضرات آیات میرزای نایینی و سید ابوالحسن اصفهانی جای گرفت.

,

وی پس از اخذ درجهٔ اجتهاد به زادگاه خود «کوهستان»، بازگشت و به دور از هیاهوی شهر به تدریس و ارشاد مردم پرداخت.

,

آیت‌اللَّه کوهستانی در همان محل کوچک، چندین مدرسه بنا کرد و به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت که شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد از آن جمله است.

,

این عالم ربانی سرانجام بر اثر بیماری، دار فانی را وداع گفت و پس از تشییعی با شکوه، در حرم مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

,

***

,

«فاطمه کوهستانی»  همسر حاج شیخ مهدی کوهستانی بهشهری، بانویی باایمان و پاکدامن و مادری خردمند و باکفایت بود. قناعت و ساده زیستی همراه با کیاست و تدبیر از صفات این بانوی صالح به شمار می‌آمد.

,

پای ثابت برپایی روضه اباعبدالله(ع)

,

از جهت معیشتی وضعیت مناسبی نداشت. اما بسیار سخاوتمند بود و به فقرا و مستمندان رسیدگی می کرد و در برآوردن حوائج آنان می‌کوشید. به خاندان عصمت و طهارت به ویژه سیدالشهداء علیه السلام علاقه وافر داشت و هفتگی در منزل مراسم روضه و عزا برپا می‌کرد.

,

تشویق مادر در راه پدر

,

از آنجا که وی زنی لایق و مسئولیت‌شناس بود با از دست دادن همسر دانشمند خود ضعف و سستی به خود راه نداد بلکه به خوبی از عهده مسئولیت خطیر تربیت تنها یادگارش برآمد و در رشد فکری و تعالی روحی او اهتمام ورزید.

,

مادر، پس از اتمام دوره مکتب خانه "محمد"، فرزندش را جهت تحصیل علوم دینی به حوزه فرستاد و به ادامه دادن راه پدرش تشویقش کرد.

,

اسباب و مقدمات تحصیل فرزندش را با زحمت مهیا می‌کرد تا طلبه نوجوانش فقدان پدر را احساس نکند و با خیالی آسوده راه پیشرفت و ترقی را بپیماید.

,

کرباس می‌پوشید تا محمد درس بخواند

, کرباس می‌پوشید تا محمد درس بخواند,

فاطمه، ساده زندگی می‌کرد. لباس کرباس می‌پوشید و در پاسخ آنهایی که به اعتراض می‌گفتند، چرا از لباس بهتری استفاده نمی کنی و بیشتر به خود نمی رسی می‌گفت:«فرزندم مشغول تحصیل است، باید طوری زندگی کنم که بتوانم مخارج تحصیلش را فراهم کنم.»

,

این مادر فداکار، آنقدر در جهت تحصیل و رشد علمی فرزندش اهتمام ورزید که یک‌بار ناچار شد مقداری از زمین های مزروعی خود را بفروشد تا هزینه زندگی‌اش را تأمین کند.

,

هیچ‌گاه حاضر نمی‌شد که دیگران مخارج زندگی و تحصیل فرزندش را به عهده بگیرند، معمولاً هزینه و مخارج زندگی اش را علاوه بر داشتن مقداری زمین کشاورزی از طریق هنردستی مثل کلاه بافی اداره می‌کرد.

,

به راستی که او زنی بلند همت و مردآفرین است

,

وقتی به او خبر دادند یکی از تجار خیرخواه، برای مخارج زندگی پسرش اعانه‌ای جمع آوری می‌کند تا برایش به نجف بفرستند از این خبر برآشفت و به آن تاجر پیغام فرستاد که:« شیخ محمد مقنّی نیست تا برای او جیره جمع کنید، پسرم احتیاج به این پول‌ها ندارد خودم هزینه‌اش را تأمین می کنم.»

,

وقتی این سخن به پدر مرحوم آیت الله برهانی رسید از همت بلند آن مادر شگفت زده شد و گفت:« به راستی که او زنی بلند همت و مردآفرین است.»

,

***

,

میوه تلاش مادر، علم فرزند بود

, میوه تلاش مادر، علم فرزند بود,

مرحوم آیت الله کوهستانی در بُعد علمی و فقهی از عالمان برجسته به شمار می‌رفت. هر چند زهد و تقوای وی زبانزد همگان بود و عوام مردم از وسعت دامنه علمش بی‌خبر بودند اما هم اساتید و هم شاگردان خاص، اعتراف به موقعیت بالای علمی او داشتند.

,

در فقه و اصول صاحب نظر، در ادبیات عرب توانمند، در دین شناسی عالمی ژرف نگر و در عرفان عملی عارفی با بصیرت بود.

,

یکی از فضلا می گوید: «وقتی از آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی درباره مقام علمی آقای کوهستانی پرسیدیم ایشان فرمودند؛ وقتی آقای کوهستانی می‌خواست به وطن بازگردد مرحوم آیت الله نائینی از علمای حاضر در جلسه استفتاء درباره اجتهاد ایشان سؤال کرد. همگی به اتفاق آرا به اجتهاد و عدالت معظم له شهادت دادند. آن‌گاه آیه الله نائینی از من پرسید، گفتم: «لا شک فی عدالته مجتهد مجتهدُ؛ در عدالت او شکی نیست مجتهد نیز هست.»

,

وی از مقدمات تا پایان سطح را در حوزه کوهستان تدریس می‌کرد به‌گونه‌ای که بسیاری از شاگردان تا سطح عالی را از او تلمذ می‌کردند و آن‌گاه با اجازه این عالم فقیه و ربّانی، به حوزه‌های بزرگ نجف، قم و مشهد می‌رفتند.

,

چه می فرمایی من که یک آخوند دهاتی بیشتر نیستم

, چه می فرمایی من که یک آخوند دهاتی بیشتر نیستم,

آیت اللَّه محمد کوهستانی، برای عده‌ای از شاگردانش کتاب نفیس و عمیق  «جواهر الکلام» و «طهارت» شیخ انصاری را به صورت استدلالی تبیین می‌کرد.

,

فرزند این مجتهد گرانقدر می‌گوید: «آیت لله راضی تبریزی، که از علمای بزرگ قم بود، برای من نقل فرمودند؛ من خدمت والد شما رسیدم. به اتفاق ایشان جهت اقامه فریضه ظهر و عصر به مسجد رفتیم. در بین نماز پس از تشهد رکعت دوم، موقع برخاستن، ذکر «وتقبل شفاعته فی امته وارفع درجته» را قرائت کرد.

,

پس از تمام شدن نماز و رسیدن به منزل از ایشان پرسیدم، شما موقع حرکت و آماده شدن برای تسبیحات اربعه کلمه «فی امته» را از کجا اضافه فرمودید؟

,

ایشان بی درنگ کتاب صلاة «جواهر» را حاضر کرد و آن را شبیه استخاره گرفتن باز کرد که درست همان صفحه مورد احتیاج آمده بود و این عبارت را به من نشان داد که در این ذکر مستحبی پس از تشهد چند نظر است. برخی از فقها کلمه «فی امته» را هم اضافه می‌کنند و بعضی بدون آن را قائل هستند. فهمیدم ایشان علاوه بر مقام معنوی عالمی صاحب‌نظر نیز هست.»

,

بارها شده افرادی از گوشه و کنار می‌آمدند. وقتی با کوهی از علم و فضیلت مواجه می‌شدند لب به تحسین و مدح و ثنا می‌گشودند. نه تنها خوشحال نمی‌شد بلکه با جمله‌ای کوتاه و با کمال تواضع و فروتنی می‌گفت: «چه می فرمایی من که یک آخوند دهاتی بیشتر نیستم .»

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه