درعلم برتر از او هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است

درعلم برتر از او هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است
تاریخ نشان مى دهد که بین امام جعفر صادق(ع) و علما و فق‌ها و اندیشمندان آن زمان ارتباطى قوى و نزدیک وجود داشته که از لابلاى این روابط مى‌توان به شخصیت والاى ایشان و تأثیرى که بر علما و فقهاى آن عصر داشته‌اند پى برد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری ثامن،امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود.امام جعفر صادق (ع) از شخصیت‌هاى بارز و برجسته اسلامى است که در نزد عموم مسلمین از جایگاه و احترام والایى برخوردار است و در واقع شخصیتى فرامذهبى است که هرچند به مؤسس فقه جعفرى از او یاد مى شود، باید اذعان نمود که ائمه و محدثین اهل سنت نیز از دریاى شگرف علم او بى بهره نبوده و هر کدام به نحوى تحت تأثیر مقام علمى ایشان قرار داشته و به راه های گوناگون از علم و فقه ایشان بهره‌مند شده‌اند.

تاریخ نشان مى دهد که بین امام جعفر صادق(ع) و علما و فق‌ها و اندیشمندان آن زمان ارتباطى قوى و نزدیک وجود داشته که از لابلاى این روابط مى‌توان به شخصیت والاى ایشان و تأثیرى که بر علما و فقهاى آن عصر داشته‌اند پى برد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به, پایگاه خبری ثامن,
,
,

فضایل امام صادق(ع) بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

, «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.», «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.», «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.»,


ابن ابى لیلى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت نماید:

روزى به همراه نعمان کوفى به محضر مبارک آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص کیست ؟

عرض کردم : مردى از اهالى کوفه به نام نعمان مى باشد، که صاحب راءى و داراى نفوذ کلام است .

حضرت فرمود: آیا همان کسى است که با راءى و نظریّه خود، چیزها را با یکدیگر قیاس مى کند؟

عرض کردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خیر.

حضرت فرمود: کار خوبى نمى کنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى کلمه اى را که اوّلش کفر و آخرش ایمان باشد؟

جواب گفت : خیر.

امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناک گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خیر.

ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .

بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه ، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.

و همچنین خاصیّت دیگر آن ، این است که اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن که مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.

و امّا آن کلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، که اوّل آن ((لا اله )) یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، یعنى ؛ مگر خداى یکتا و بى همتا.

,
, ابن ابى لیلى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت نماید:,
,
, روزى به همراه نعمان کوفى به محضر مبارک آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص کیست ؟,
,
, عرض کردم : مردى از اهالى کوفه به نام نعمان مى باشد، که صاحب راءى و داراى نفوذ کلام است .,
,
, حضرت فرمود: آیا همان کسى است که با راءى و نظریّه خود، چیزها را با یکدیگر قیاس مى کند؟,
,
, عرض کردم : بلى .,
,
, پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟,
,
, نعمان پاسخ داد: خیر.,
,
, حضرت فرمود: کار خوبى نمى کنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى کلمه اى را که اوّلش کفر و آخرش ایمان باشد؟,
,
, جواب گفت : خیر.,
,
, امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناک گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟,
,
, اظهار داشت : خیر.,
,
, ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .,
,
, بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه ، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.,
,
, و همچنین خاصیّت دیگر آن ، این است که اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد ,
, تا آن که مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.,
,
, و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.,
,
, و امّا آن کلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، که اوّل آن ((لا اله )) یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، یعنى ؛ مگر خداى یکتا و بى همتا., ((لا إ له إ لاّ اللّه )), ((لا اله )), ((الاّ اللّه )),

امام صادق(ع)با توجه به فرصت مناسب سیاسی که به‌وجود آمده بود، و با ملاحظه نیاز شدید جامعه و آمادگی زمینه اجتماعی دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر(ع)را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به‌وجود آورد و شاگردان بزرگ و برجسته‌ای همچون: هشام بن حکم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضّل بن عمر، جابر بن حیّان و... تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته‌اند.

,

اما امام صادق(ع) بنابر نیاز زمان خویش و توسعه علوم دینی و دفع شبهات از حوزه دین هرکدام از شاگردان خود را در یکی از رشته‌هایی چون: علم قرائت قرآن علم تفسیر،علم،حدیث، علم  فقه، علم کلام،علم طب،علوم دینی،علوم طبیعی،فلسفه، نجوم،ریاضیات، علم ااصوال فقه،ادبیات و.. تربیت کرد و هنگام مراجعه بعضی از دانشمندان فرق،مذاهب و ادیان دیگر جهت مناظره و پرسش و پاسخ به یکی از شاگردان خود ارجاع می‌دادند؛ مثلاً هشام بن حکم در علم کلام، جابربن بن حیان در کیمیا زراره بن اعین و محمد بن مسلم در فقه مشهورند. همچنین هشام بن سالم، حمران بن اعین، مومن الطاق و... را هم می‌توان نام برد که به ترتیب متخصص در علم توحیدفکلام، مناظره، و... بودند.

, ا,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه