وصیت نامه شهدای سرخه به مناسبت سالگرد عملیات کربلای 5

وصیت نامه شهدای سرخه به مناسبت سالگرد عملیات کربلای 5
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای سرخه،

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای سرخه,

 وصیتنامه شهیدان ابوالقاسم سنگسری ، غلامرضا صفی نژاد ،حسن حسنان و مهدی اشرف  را می خوانیم.

,

بخشهایی از وصیتنامه شهید ابوالقاسم سنگسری :

,

 

,

 

,

, ,

توضیح تصویر : تشییع  پیکر مطهر شهید سنگسری و دیگر شهدای عملیات کربلای 5

,

................  رضایم به رضاى خدا شهیدان خدایى که چگونه زیستن و چگونه مردن را بمن آموخت خداییکه این چنین عاشقانش بسوى او مى روند و در راه او ایثار و فداکارى مى مى کنند خداییکه عاشقانش را مى طلبد و آنها را از کارها زشت و هواهاى نفسانى باز مى دارد

,

پیامى کوتاه  دارم براى ملتم هرچندکه لیاقت پیام دادن براى ملت عزیزم ندارم ملت عزیز و گرامى از شما مى خواهم که امام را هرگز تنها نگذارید پشتیبان ولایت فقیه باشید تا هیچ آسیبى به مملکت  وارد نشود  ............. .

,

و پیامى دارم به مادر عزیزم ای مادر عزیز و گرامى تو را بجان زهرا قسم مى دهم باید مرا ببخشید  چون در طول  عمرم نتوانستم  برایت یک فرزند خوبى باشم  باید شیرت را حلالم کنى و اى مادرم مى دانم شما چه آرزوهایى نسبت  به من داشتید که به ارزوى خود نرسیدى مادرم عروسی اسلحه ام بود و حجله ام سنگرم بود و گلوله هاى سربى شیرینیهایى بود که بر سرم مى ریخت و ماه عسلم را به کربلا  سفر کردم و اى مادرم از تو مى خواهم  بر سر مزار من برایم گریه نکنى زیرا دشمن از گریه کردن تو خوشحالی مى کند ...................... وپیامى دارم  به برادرانم ، اى برادرانم هرچند من کوچکتر از آنم  که به شما پیام بدهم از شما مى خواهم که درسها خودتان را خوب بخوانید چون امام  مى فرماید هر کس درس نخواند  حرام است که در مدرسه  بماند پس شما پیام امام خودتان را لبیک بگویید و درس خود را  با جدیت بخوانید

,

بخشهایی از وصیتنامه شهید غلامرضا صفی نژاد:

,

, ,

اى برادران و اى خواهران همه میدانید که دنیا فانى است و انسان باید یک روز از دنیا برود و به دیار آخرت بشتابد و هیچ کس نمیتواند از این فرار کند و همه مى دانند که آخرتى وجود دارد پس چرا هر چه زودتر  هجرت  کنیم بطرف او که در این دنیا هیچ ارزشى ندارد که حضرت على مى فرماید که در این دنیا به اندازه پر کاهى ارزش ندارد پس ما باید در راه خدا جهاد کنیم و بسوى  جبهه روانه شویم تا به فرمان امام ما لبیک بگوییم  وقتى  امام ما مى فرماید جبهه از واجبات است  ما باید همه چیز را رها کنیم و بسوى جبهه ها برویم  .................. امام حسین در کربلا با 72  نفر شهید شد براى زنده نگاه داشتن دین اسلام بود برادر جان  اگر اسلحه خونین برادرى افتاد باید برادر دیگر آن را بردارد و  نگذارد که دین اسلام در خطر باشد و اما پدر و مادر مى دانم که تحمل این مسئله  براى شما مشکل  است اما صبر داشته باشید و از شما مى خواهم که مرا حلال کنید و برایم دعا کنید  و اما برادران مسئله جنگ  که یک امر مهم  است سرلوحه  همه چیز قرار کنید و مسئله جنگ یادتان نرود و به سوى جبهه ها بروید  و راه شهیدان را ادامه دهید خدایا ما را بیامرز آمین خدایا تمام  گناهان مار ا بیامرز و این هدیه را از من قبول بفرما آمین در ضمن جنازه ام  را در سرخه دفن کنید و تمام  برادران مرا حلال کنند والسلام  خورشید دارد غروب  مى کند  30/9/65

,

 

,

بخشهایی از وصیتنامه  شهید حسن حسنان :

,

خدایا تو را سپاس مى گوییم که به ما قدرت دادى تااسلام را بشناسیم و آنرا انتخاب کنیم بارالها تو را شکر مى کنیم که چنین رهبرى بزرگوار و روشنفکر بما عطا کردى که ما را از تاریکى و ذلت دوران شاهنشاهى نجات داد و ما را به راه راست هدایت فرمود خدایا تو را سپاس مى گوییم که بما لطف کردى تا به جبهه آییم و در راه تو خدمتى کنیم حال مى خواهیم چند کلمه بعنوان وصیت بنویسم اول وصیتى به پدر و مادر گرامى و بزرگوارم پدرم من براى شما فرزند خوبى نبودم و شما براى من خیلى زحمت کشیدید و مرا به اینجا رساندید و از شما معذرت مى خواهم که نتوانستم زحمتهاى شما را جبران کنم از شما مى خواهم که شما در شهادتم صبر داشته باشید و سپاس خدا را به جا آور که توانستى این امانت را به صاحب اصلى اش بدهی از شما مى خواهم که بعد از شهادتم کارى نکنید که باعث خوشحالى منافقین شود و تا  آخرین لحظه پشتیبان ولایت فقیه باشید و گوش به فرمان امام از شما طلب عفو مى کنم و امیدوارم که مرا ببخشید

,

و اما اى مادرم  از شما مى خواهم که شیرى که به من دادى حلالم کنى و از شما مى خواهم که اگر شهید شدم و نیز دومین امانتى که به دست شما بود آنرا به صاحب اصلى اش دادید ناراحت نباش که در مقابل  مصیبتها همچون زینب  کبرى استوار باش و صبر داشته باش که خدا با صابرین است .....................   و شما برادرم از شمامى خواهم که راه شهدا را ادامه داده و نیز اعمال خود را براى رضاى خدا انجام دهید و هر قدمى که بر مى دارید براى رسیدن به خدا باشد و از شما مى خواهم که بین دیگران نمونه باشید و همیشه گوش به فرمان ولایت فقیه و در خط ولایت فقیه و خط روحانیت مبارز که همان راه ائمه اطهار و راه پیغمبر اسلام است باشید و از شما طلب عفو بخشش مى کنم و شما اى خواهرانم شما باید پیام رسان خون شهیدان باشید و در این کار حضرت زینب را نمونه خود قرار دهید و مواظب اعمال خود باشید از شما مى خواهم که حجاب خود را حفظ کنید که دشمنان مى خواهند اسلام را از ما بگیرند و اسلام به این حجاب شماست و از اینکه برادر خوبى برایتان نبودم و در طول زندگى شما را اذیت کردم طلب عفو مى کنم و از شما مى خواهم که مرا ببخشید..........................

,

 

,

 

,

, ,

توضیح تصویر : نفر دوم از سمت راست شهید حسن حسنان و نفر سوم شهید مهدی اشرف

,

بخشهایی از وصیتنامه شهید مهدی اشرف:

,

...  و اما اینک که نداى هل من ناصر ینصرونى حسین از زبان پیر جماران به گوش ما مى رسد چگونه مى توانستم با واجب بودن شرکت در جبهه ها در این جهاد شرکت ننمایم و به مبارزه بر علیه دشمنان به پا نخیزم و وظیفه جوانان و مسلمانان نیز این است که به نداى حسین گونه امام خمینى لبیک گویند و ازدین خدا دفاع کنند.... و اما چند کلمه اى با پدر و مادر عزیزم :

,

من بنا به فرمان خداوند و براى رضاى او و نابودى کفار به جبهه هاى جنگ رفتم و تاشاید بتوانم ذره اى از دین خود را به اسلام و مسلمین اداء نمایم و هیچ فردى در آمدن به جبهه هاى جنگ مسئول نیست و نبوده چون خودم با چشم باز این راه را انتخاب کرده و براى مبارزه و دفاع از اسلام و کیان مسلمین به جبهه آمدم . پدرم : از شما طلب بخشش مى نماییم که بدون اجازه شما و از روى کم لطفى با شما خداحافظى نکردم و با ز هم معذرت مى خواهم . نمى دانم چه بگویم و باز هم معذرت مى خواهم زبانم قادر به گفتن نیست و قلمم از نوشتن زحمات شما عاجز مى باشد من در طول زندگى ام فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانسته ام به شما کمکى کرده باشم تا به هدفتان برسید و در زندگى خیلى شمارا آزرده خاطر کردم و نمى  توانم از شما پوزش بطلبم. ......  و در آخر باز هم از شما مى خواهم که مرا عفو کنید و عذرم را بپذیرید انشاالله خداوند به شما اجر و پاداشى عظیم عنایت بفرماید .

,

و اما تو اى مادرم :

,

نمى دانم با کدامین قلم و کدامین کلام از زحمات طاقت فرسایى که برایم کشیده اید تشکر نمایم ومیدانم زبانم ناچیز است ونمى تواند خدمتهاى شما را به بنده حقیر شکر نماید و فقط مى توانم ازخدا بخواهم که اجر وپاداشى عظیم وفراوان به شما عنایت فرماید مادرم مى دانم ومطمئنم که در آن کانون گرم باصفایى که بودم نتوانستم انطور که شایسته فرزندى است وظیفه ام رانسبت به شما اداء نمایم . مادرم هنوز آن صداهاى دلنشین تو که شبها برایم قصه هاى قرآن واحکام خدا رامى گفتى از گوشم بیرون نرفته امیدوارم که مرا عفو نمایید شما وظیفه رانسبت به من وتربیت من به حد اعلا ء انجام داده اید وشما درس مقاومت وایثار رابه من داده اید ومن هم با داشتن چنین مادرى مهربان افتخار میکنم وشما بودید که کلام حسین بن على (ع) آن سرور آزادگان را در گوشم زمزمه کردید که :  مرگ با عزت اگر خونین بود بهتر از زندگى ننگین بود .

,

واما برادرانم :از شما نیز طلب مغفرت مى کنم واز شما نیز میخواهم که صبور ومقاوم باشید بعد از من در مساجد ومحافل ودر صحنه هاى اجتماعى طورى ظاهر شوید که باعث تقویت روحیه امت خزب الله وناامیدى مخالفین شوید ومى بخشید که نتوانستم حق برادرى رانسبت به شما اداء نمایم واى برادر بزرگم از شما خواهش دارم که بعداز من مراقب پدر ومادر وخواهرانم باش ونگذار روزگار به آنها سخت بگذرد وتا آنجا که مى توانى آرامش را براى آنها تامین کنىد .

,

خواهرانم در زندگى خود حضرت فاطمه (س) رانمونه والگو زندگى خود قرار دهید واز اخلاق ورفتار اودرس بگیرید و چون زینب حجاب راحفظ کنید وفرزندانتان رابه راه اسلام وقران وبه نفع جامعه اسلامى تربیت کنید وهمواره درسنگرهاى مسجد ونمازهاى جمعه وجماعات شرکت کنید . 

,

از تمام رزمندگان وامت حزب الله وعاشقان کربلاى حسین تقاضا دارم که اگر روزى بعد از شهادت من راه کربلاى حسین باز شد وقبر حسین را زیارت کردید بگویید حسین جان بسیار عزیزانى بودند که آرزوى زیارت قبر تورا داشتند ولى موفق نشدند . در پایان به تمامى دوستان وآشنایان وهم محلیها وکسانى راکه مرا مى شناسند سلام عرض میکنم وازشما میخواهم که اگر بدى ویااگر کینه اى دردل دارند قسمشان میدهم بخون بناحق ریخته ابا عبدالله الحسین (ع) مراحلال کنند ومرا ببخشند واگر کسى از من طلبکار است به خانواده ام مراجعه کنند ومقدار طلبشان را دریافت دارند.   25/9/64  مهدى اشرف

,

انتهای پیام/ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه