بحثی درباره آموزش موسیقی در ایران
آموزش موسیقی در ایران نیازمند بازنگری بنیادین است؛ از یک سو باید سرفصلها و محتوای درسی با توجه به تحولات جهانی و فناوریهای نوین بهروز شود، و از سوی دیگر، ایجاد واحدهای میانرشتهای و تقویت مهارتهای عملی و پژوهشی، زمینه را برای پرورش دانشجویانی خلاق و مستقل فراهم کند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علیرضا سوری، کارشناس موسیقی در نگاهی به وضعیت آموزش موسیقی در دانشگاههای ایران با عنوان «آموزش موسیقی در دانشگاههای ایران: آیا سرفصلها با زمانه همراه هستند؟» نوشته است: آموزش موسیقی در دانشگاههای ایران، یکی از حوزههای حساس و کمتوجه در نظام آموزش عالی کشور است که همواره با چالشهای ساختاری و محتوایی مواجه بوده است. اگرچه پیشینه رسمی آموزش موسیقی در ایران به تأسیس کنسرواتوارها و دانشکدههای تخصصی در دهههای گذشته بازمیگردد، بررسی برنامههای درسی و سرفصلهای ارائهشده نشان میدهد که بسیاری از واحدها و روشهای آموزشی، بهرغم گذشت چند دهه از طراحی اولیه، هنوز با نیازها و تحولات علمی و تکنولوژیک موسیقی جهانی هماهنگ نشدهاند.
این وضعیت، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع یا ضعف اساتید باشد، ریشه در فقدان بازنگری مستمر برنامههای آموزشی و عدم پیوند آن با پژوهشهای میانرشتهای دارد. پژوهشها نشان میدهد که آموزش موسیقی در بسیاری از دانشگاههای کشور، گرچه پایههای تئوری و تکنیکال را پوشش میدهد، اما فاقد نوآوری در حوزههای میانرشتهای مانند موسیقی و فناوری، موسیقی و علوم شناختی، یا موسیقی و جامعهشناسی است. همین مسئله موجب شده است دانشجویان در مواجهه با موسیقی معاصر و تغییرات جهانی، توانایی کافی برای تلفیق دانش تئوری و تجربه عملی را پیدا نکنند.
طرح این پرسش که «چرا برنامههای آموزشی موسیقی در ایران نتوانستهاند با سرعت تحولات جهانی همگام شوند؟» نقطه آغاز این یادداشت است.
یکی از چالشهای اساسی در آموزش موسیقی دانشگاهی در ایران، تمرکز بیش از حد بر نظریههای سنتی و موسیقی کلاسیک است. بررسی برنامههای درسی در اکثر دانشگاههای هنر نشان میدهد که واحدهای اصلی شامل تئوری موسیقی، هارمونی، کنترپوان، سازشناسی و ارکستراسیون، سلفژ، تاریخ موسیقی کلاسیک و برخی دیگر از دروس است و حوزههایی مانند موسیقی معاصر، تکنولوژی موسیقی، موسیقی دیجیتال و پژوهشهای میانرشتهای، اغلب یا بهطور محدود ارائه میشوند یا کاملاً غایباند. این تمرکز، همزمان با تغییرات گسترده در صنعت موسیقی و ظهور سبکها و فناوریهای نوین، فاصلهای قابل توجه بین آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار ایجاد کرده است.
دانشجویان بسیاری گزارش دادهاند که مهارتهایی که در کلاسها فرا میگیرند، کمتر با اجرای حرفهای، تولید موسیقی دیجیتال یا مدیریت پروژههای موسیقایی معاصر همخوانی دارد. بهعبارت دیگر، دانشگاهها به جای آماده کردن دانشجو برای مواجهه با دنیای واقعی موسیقی، بیشتر به انتقال دانش نظری محدود پرداختهاند. این محدودیت باعث میشود بسیاری از استعدادهای نوآور و خلاق در محیط دانشگاه به خوبی پرورش نیابند و فرصتهای توسعه فردی کاهش یابد.
از سوی دیگر، نبود ساختارهای میانرشتهای در برنامههای آموزشی، یکی از مهمترین موانع پیشرفت است. در دانشگاههای پیشرفته جهان، موسیقی بهعنوان یک زمینه میانرشتهای با ارتباط نزدیک با فناوری، روانشناسی، فلسفه و علوم شناختی تدریس میشود. دانشجویان در این رویکرد نه تنها مهارتهای اجرایی و تئوریک را میآموزند، بلکه با فهم عمیقتر از فرایندهای شناختی، تجربه شنیداری و خلاقیت، توانایی تولید اثر متناسب با جهان امروز را پیدا میکنند. در ایران، چنین چارچوبی هنوز به صورت سیستماتیک اجرا نمیشود و اغلب محدود به تجربههای شخصی اساتید و گروههای خاص است.
علاوه بر این، روشهای تدریس در بسیاری از کلاسها بهشدت سنتی و ثابت باقی ماندهاند. ابزارهای نوین تدریس دیجیتال، تحلیل دادههای موسیقایی و نرمافزارهای تولید موسیقی، به ندرت در برنامههای آموزشی ادغام شدهاند و این موضوع سبب شده که آموزش موسیقی، در عمل، با نیازهای دانشجویان امروز همسو نباشد. این ناکارآمدی نه به دلیل ضعف اساتید، بلکه بیشتر به علت ساختار برنامهریزی و سیاستگذاری آموزشی محدود و قدیمی است که انعطاف لازم برای نوآوری را ندارد.
با این وضعیت، روشن است که اصلاح آموزش موسیقی در ایران نیازمند بازنگری در سرفصلها، ایجاد واحدهای میانرشتهای و تقویت مهارتهای عملی و فناورانه دانشجویان است. برنامههای آموزشی باید نه تنها دانش موسیقایی، بلکه خلاقیت، فناوری، پژوهش و درک فرهنگی را پوشش دهند تا دانشجویان بتوانند در جهان معاصر موسیقی، نه صرفاً بهعنوان اجراکننده، بلکه بهعنوان خالق و پژوهشگر نیز نقش فعال و مؤثر ایفا کنند.
بررسی وضعیت آموزش موسیقی در دانشگاههای ایران نشان میدهد که تمرکز بیش از حد بر سرفصلهای سنتی و کلاسیک، عدم توجه به موسیقی معاصر و فناوریهای نوین، و فقدان چارچوبهای میانرشتهای، اصلیترین موانع پرورش خلاقیت و توانمندیهای عملی دانشجویان است. این محدودیتها باعث شده که آموزش موسیقی در ایران کمتر با نیازهای واقعی روز و تغییرات فرهنگی و فناوری همسو باشد و فرصت رشد و نوآوری برای دانشجویان کاهش یابد.
بهطور خلاصه، آموزش موسیقی در ایران نیازمند بازنگری بنیادین است؛ از یک سو باید سرفصلها و محتوای درسی با توجه به تحولات جهانی و فناوریهای نوین بهروز شود، و از سوی دیگر، ایجاد واحدهای میانرشتهای و تقویت مهارتهای عملی و پژوهشی، زمینه را برای پرورش دانشجویانی خلاق و مستقل فراهم کند. تنها در این صورت است که دانشگاهها میتوانند نقش مؤثر خود در شکلدهی به نسل جدید موسیقیدانان و پژوهشگران موسیقی معاصر را ایفا کنند و فاصله میان دانش نظری و تجربه عملی را پر کنند.
به این ترتیب، اصلاح نظام آموزش موسیقی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی است برای همگامی با تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناوری، و برای تضمین آیندهای پویا و اثرگذار در عرصه هنر موسیقی ایران.
ارسال دیدگاه