تغییر قبله؛ آزمایشی برای تسلیم شدن در برابر فرمان الهی
نویسنده کتاب «ارمغان عزت؛ پیامبر و تغییر قبله» معتقد است که حکم تغییر قبله از مسجد الاقصی به مکه، یک آزمایش الهی برای مسلمانان بود تا همیشه خود را در برابر فرمان الهی تسلیم کنند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دوشنبه ۱۵ رجب مصادف است با سالروز تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به سوی خانه خدا و مسجد الحرام در مکه؛ تغییری که باعث حفظ استقلال مسلمانان در برابر یهودیان بهانهجو و کینهتوز آن زمان شد و از طرف دیگر اتمام حجتی با اهل کتاب یعنی یهودیان و مسیحیان شد.
پس از آن که رسول خدا(ص) از جانب پروردگار، ماموریت یافت تا همگان را به توحید و خداپرستی دعوت کند، ۱۳ سال در مکه و مدتی را نیز در مدینه، به طرف بیت المقدس نماز را برپا می داشتند که قبله یهود و نصارا بود و مساله قبله به دستاویزی برای یهودیان ساکن در مدینه تبدیل شد تا با این بهانه پیامبر(ص) و مسلمانان را اذیت کنند و بگویند چون مسلمانان به سمت قبله آنان نماز می خوانند، پس از خود استقلالی ندارند و این مساله دلیلی بر حقانیت آنهاست.
این مساله باعث رنجش پیامبر(ص) شد و آن حضرت برای رهایی از بهانه جویی های یهودیان، در انتظار نزول رحمت پروردگار بود تا این که در چنین روزی در سال دوم هجری قمری و هنگامی که در مسجد بنی سالم، دو رکعت از نماز ظهر را به سوی بیت المقدس خوانده بودند، جبرئیل مامور شد که وحی الهی را به آن حضرت نازل کند. فرشته وحی بازوی پیامبر(ص) را گرفت و روی ایشان را به سوی کعبه برگرداند.
نمازگزاران هم که به پیامبر اقتدا کرده بودند، به پیروی از حضرت به طرف کعبه برگشتند و دو رکعت آخر نماز را به سوی کعبه خواندند که این مسجد به «مسجد ذوقبلتین» یعنی مسجدی با دو قبله شهرت یافت.
تغییر قبله از بیت المقدس به سوی کعبه یکی از معجزه های بزرگ پیامبر(ص) محسوب می شود. چون آن حضرت بدون وسایل و ابزار نجومی و بدون آشنایی با قواعد هندسی و جغرافیایی به فرمان پروردگار قبله را به طرف کعبه تغییر دادند.
حسنعلی محمودی نویسنده کتاب «ارمغان عزت؛ پیامبر و تغییر قبله» ضمن جایگاه مسجد الاقصی و مسجد الحرام در آیات و روایات به فلسفه و آثار تغییر قبله پرداخته و بخشی از کتاب را نیز به راه های شناخت قبله اختصاص داده است.
در این کتاب که توسط مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما در ۵۸ صفحه به چاپ رسیده، با استناد به برخی تفاسیر قرآن و منابع تاریخی، موضوع تغییر قبله مورد بررسی قرار گرفته و نویسنده به اهمیت و آثار قبله پرداخته است. به مناسبت سالروز تغییر قبله مروری بر بعضی از مطالب این کتاب داریم.
پاسخی به طعنه های قوم یهود
در دیباچه کتاب آمده است: همه رویدادهای زندگانی پیامبر(ص)، شیرین و درسآموز است ولی در میان آنها، واقعه تغییر قبله جایگاه ویژه ای دارد. این واقعه علاوه بر مستندات تاریخی و روایی، پشتوانه وحیانی نیز دارد؛ به گونه ای که هرگونه شک و تردید در آن را از بین میبرد.
تغییر قبله، اقدامی تعصبی، نژادی، جاهلانه و کور نبود؛ بلکه پاسخی متین به طعنهها و غرور نابخردانه قوم یهود در آن زمان بود. این رویداد نشان داد که عزت مسلمانان بر هر چیز دیگری مقدّم است؛ امری که نبود آن در عصر حاضر، اوضاع را به گونه دیگری رقم زده است و اکنون مسلمانان جهان متأثر از آموزههای مشرکان و زورمداران جهانی شده اند. اگر زاویههای متفاوت تغییر قبله باز کاویده شود، همچون ستاره ای درخشان، نمایانگر عزّت، استقلال و اقتدار اسلام و مسلمانان خواهد بود.
محمودی در پیشگفتار کتاب نوشت: قبله در اسلام اهمّیّت فراوانی دارد تا آنجا که شاید در دیگر ادیان به این اندازه به آن پرداخته نشده باشد. در واقع، اسلام با تشریع احکام قبله، به مسلمانان سمت و سوی بندگی را نشان میدهد و آنان را از فراموشی هدف آفرینش، بر حذر میدارد. بر این اساس، استقبال به قبله نه تنها در احکام عبادی، بلکه در کارهای دیگر چون نشستن، خوابیدن، احتضار میت و قربانی کردن نیز سفارش شده است. (صفحه ۱۱)
تغییری عبرتآموز
طرح مسئله رویداد تغییر قبله از بیت المقدس به مکه معظمه، از جمله حوادثی است که در تاریخ صدر اسلام اهمیت فراوانی دارد و عبرتهای آن همواره آموزنده است. این حادثه، افزون بر نشان دادن روش اسلام در برخورد با بیگانگان، به مسلمانان در مورد فلسفه احکام و عبادتها شناخت داد. آنان دریافتند که اصل مهم، اخلاص و تعبد است. بنابراین، بایسته است با تبیین این واقعه تاریخی، به علل و عوامل آن بپردازیم و عبرتها و درسهای سازنده آن را آشکار سازیم. (صفحه۱۲)
نشانه و نماد مسلمانی
قبله، نشانه توحید و نماد مسلمانی است. در نهج البلاغه، از کعبه به عنوان عَلَم؛ یعنی پرچم و نشانه آشکار اسلام یاد شده است. بت پرستان و ستاره پرستان، هنگام نیایش، به سوی بت و یا ستاره و ماه توجه میکردند، ولی اسلام، توجه به خانه خدا را جایگزین آن کرد و روی کردن به سوی قبله را نشانه توجه به خدا برشمرد. (صفحه۱۷)
برکت مسجد الاقصی
مسجد الاقصی، همان مکان مقدسی است که قبله یهودیان بود و مسلمانان نیز ۱۳ سال در مکه و ۱۷ ماه پس از هجرت، به سوی آن نماز خواندند. بدین ترتیب، مسجدالاقصی، قبله نخست مسلمانان به شمار میآید. خداوند در نخستین آیه سوره اسرا میفرماید «ما اطراف این سرزمین را با برکت قرار دادیم.» در اینکه منظور از آن برکت چیست، مفسران دو احتمال را بیان میکنند. ممکن است جمله «بارکنا حوله» به برکت ظاهری آن اشاره کند؛ چون این سرزمین در منطقه ای سرسبز، خرم و سرشار از درختان و آبهای جاری و آبادیها قرار دارد. شاید این جمله به برکات معنوی آن اشاره کند؛ زیرا این سرزمین در طول تاریخ، جایگاه پیامبران بزرگ خدا و خاستگاه نور توحید و خداپرستی بوده است.
به همین دلیل، قرآن کریم شرافتی برای آن سرزمین در نظرمی گیرد. پس برکت ظاهری و معنوی بیت المقدس، با توجه به قرار داشتن آن در محل زندگی پیامبران الهی و نیز معراجگاه پیامبر اکرم و با برکت بودن ظاهری اطراف آن، روشن است و تردیدی در آن راه ندارد. (صفحه ۱۸)
مسجد الاقصی قبله اختصاصی یهودیان نبود
از آیات و روایات به دست میآید که یهود هنگام مناجات، به طرف بیت المقدس رو میکردند و این شهر قبله آنان بوده است. به همین دلیل، هنگامی که پیامبر اسلام قبل از تغییر قبله، مأمور بود به طرف بیت المقدس نماز بخواند، به آن حضرت طعنه میزدند و میگفتند «مسلمانان قبله مستقل ندارند و به طرف قبله ما نماز میخوانند.»
در تفسیر نمونه آمده است که بیشتر ملل مسیحی، در کشورهای عربی زندگی میکردند و هنگام عبادت، روی خود را به سوی محل تولد حضرت عیسی (ع) در بیت المقدس میکردند. یهود که بیشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر میبردند، رو به سوی بیت المقدس که برای آنان تقریباً در سمت غرب بود، میایستادند و به این ترتیب، نقطه غرب، قبله آنان بود.
روشن است که قبله ادیان قبل از اسلام، بیت المقدس بوده است. بدین ترتیب، قبله یهود، جدای از قبله دیگران، چه قبل از شریعت موسی (ع) و چه بعد از آن نبود. پس نمی توان گفت بیت المقدس، قبله اختصاصی یهود است؛ گرچه آنها چنین اختصاصی را به خودشان نسبت میدادند. (صفحه ۲۷)
مسجد الاقصی از ایجاد تا آتشسوزی
مسجد الاقصی، پس از مسجد الحرام، دومین مسجد روی زمین است که به دست حضرت یعقوب (ع) بنا شد. حضرت داود (ع) آن را تجدید بنا کرد و سرانجام، حضرت سلیمان (ع) بنای آن را به پایان رساند. در دوران حکومت اسلام، این مسجد، بازسازی و گنبد و درهای شمالی آن ساخته شد. در همان زمان، محراب آن را بازسازی و گنبد آن را معرّق کاری کردند و منبری زینت یافته با عاج و آبنوس در سمت راست محراب گذاشتند. این منبر، تا زمان آتش سوزی یهودیان در سال ۱۹۶۹ میلادی پا برجا بود. (صفحه۲۸)
بهانهجوییهای یهود در تغییر قبله
هنوز چند ماه از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه نگذشته بود که زمزمه مخالفت یهود بلند شد. درست در هفدهمین ماه هجرت، در روز دوشنبه نیمه رجب سال دوم هجرت، دستور آمد که از این پس قبله مسلمانان کعبه است و در اوقات نماز باید متوجه مسجد الحرام گردند. پیامبر گرامی اسلام، ۱۳ سال تمام در مکه به سوی بیت المقدس نماز گزارد.
پس از مهاجرت به مدینه نیز مصلحت الهی در این بود که به وضع سابق ادامه دهد و مسلمانان، به سوی قبله ای که یهودیان به آن نماز میخواندند، نماز بگزارند. این کار، نوعی همکاری و نزدیک کردن دو آیین قدیم و جدید به هم بود ولی رشد و ترقی مسلمانان باعث شد خوف و ترس، محافل یهود را فرا گیرد. پیشرفتهای روزافزون آنان نشان میداد که آیین اسلام در اندک مدتی سراسر شبه جزیره را خواهد گرفت و قدرت و آیین یهود را از بین خواهد برد. از این نظر، کارشکنی یهود آغاز شد.
آنان از راههای گوناگون، مسلمانان و پیامبر را آزار میدادند. از آن جمله، مساله نماز گزاردن به سوی بیت المقدس را پیش کشیدند و گفتند «محمد مدعی است که آیین مستقل دارد و آیین و شریعت او نسخ کننده آیینهای گذشته است. با این حال، هنوز قبله مستقلی ندارد و به طرف قبله جامعه یهود نماز میگزارد.» این خبر برای پیامبر گران آمد. نیمههای شب از خانه بیرون میآمد و به آسمان نگاه میکرد و در انتظار نزول وحی بود تا دستوری در این باره نازل گردد. قرآن در آیه ۱۴۴ سوره بقره به این مطلب گواهی میدهد. (صفحه۴۲)
مدتی از این انتظار گذشت تا اینکه فرمان تغییر قبله صادر شد و در حالی که پیامبر دو رکعت نماز ظهر را در مسجد بنی سالم به سوی بیت المقدس خوانده بود، جبرئیل مأمور شد بازوی پیامبر را بگیرد و روی او را به سوی کعبه بگرداند. یهودیان بهانهجو سخت ناراحت شدند؛ چون دیگر نمی توانستند بگویند شما مسلمانان از خود استقلال ندارید و ما از شما بهتریم، چون قبله مستقل داریم. پس آرام نگرفتند و از آزار پیامبر اسلام دست نکشیدند.
این کوردلان، هر مقدار آیات الهی، حقایق را روشن تر بازگو میکرد، بر گمراهی شان افزوده میشد و به جای هدایت، به سوی گمراهی سرعت میگرفتند. ازاین رو، به فکر توطئه دیگری افتادند و لب به اعتراض گشودند و گفتند: چرا مسلمانان از قبله پیامبران پیشین روی گرداندند؟ اگر قبله اول، صحیح بود، این تغییر چه معنا دارد و اگر دومی، صحیح است؛ چرا ۱۳ سال و چند ماه به سوی بیت المقدس نماز خواندند؟
قرآن در آیه ۱۴۲ سوره بقره میفرماید «سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلاّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی کانُوا عَلَیْها؛ به زودی مردم کم خرد خواهند گفت چه چیز آنان را از قبله ای که بر آن بودند روی گردان کرد؟ » آری، سبک مغزان، میدان وسیعی برای سم پاشی یافته بودند. مساله تغییر قبله، حربه تازه ای به دست آنها داده بود و میگفتند «پیامبر در آغاز، متوجه قبله پیامبران گذشته بود، ولی پس از پیروزی هایش، نژادپرستی بر او چیره شد و آن را به قبله قوم خود تبدیل کرد.»
آنان همچنین میگفتند «او برای جلب توجه یهود و مسیحیان، نخست بیت المقدس را پذیرفت و هنگامی که موثر نیفتاد، آن را به کعبه تبدیل کرد.» خداوند متعال برای اینکه جواب دندان شکنی به بهانه جویان بدهد، به پیامبرش دستور داد «قُلْ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ؛ به آنها بگو مشرق و مغرب از آن خداست. هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند».
این، دلیلی قاطع و روشن در برابر بهانه جویان بود که بیت المقدس، کعبه و همه جا، ملک خداست و اصلاً خدا، خانه و مکانی ندارد. مهم آن است که تسلیم فرمان او باشید و هر جا خدا دستور داد، به آن سو نماز بخوانید. پس هیچ مکانی بدون عنایت او، شرافت ذاتی نمی یابد. تغییر و تحول قبله، به خواست و دلخواه پیامبر نیست که به هر طرف بخواهد رو کند، بلکه پیامبر تسلیم محض پیام الهی است و به هر طرف به او دستور داده شود، به همان سمت رو میکند.
در این حادثه تاریخی، برخلاف گفتههای یهود، نه مسئله نژادپرستی مطرح است و نه جلب یهودیان و مسیحیان. بدین ترتیب، خداوند با کلام شیوا و مستدل خود، خیالهای خام و بیهوده یهود را محکوم و به اعتراضهای آنان پاسخ محکم و مستدل ارائه کرد. (صفحه۴۴)
تغییر قبله و آزمایش مسلمانان
از آیه ۱۴۳ سوره بقره استفاده میشود که مساله تغییر قبله، جنبه امتحانی داشته است. مقصود این بود که مومن واقعی و حقیقی از مدعیان ایمان که در ادعاهای خود کاذب بودند، تمیز داده شود و پیامبر، افراد را خوب بشناسد. پیروی از فرمان دوم که در حالت نماز متوجه بیت الحرام گردند، نشانه ایمان و اخلاص به آیین جدید بود و سرپیچی و توقف، نشانه دودلی و نفاق به شمار میرفت. بدیهی است هم نماز خواندن به سوی بیت المقدس برای آنان که خانه کعبه را سرمایه معنوی نژاد خود میدانستند، مشکل بود و هم بازگشت به سوی کعبه برای گروهی دیگر بعد از عادت کردن به قبله نخست دشوار مینمود.
مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند تا آنچه از آثار شرک در وجودشان بود، در این کوره داغ بسوزد و پیوندهای خود را با گذشته شرک آلودشان از هم بگسلند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا گردد. (صفحه ۴۵)
افزایش بصیرت دینی مسلمانان
مسلمانان تا آن زمان فکر میکردند همه احکام الهی ثابت است و در حوادث مختلف، دچار تغییر نمی شود. از این رو، ماجرای تغییر قبله، درس جدیدی از معارف دینی به آنان آموخت تا بصیرت بیشتری به دست آورند. آنها در این حادثه آموختند که برخی احکام با تغییر موضوع، این قابلیت را دارند که تغییر کنند و حکم جدیدی از سوی خداوند فرستاده شود. مساله قبله، از این نوع احکام بود.
از سوی دیگر، مسلمانان گمان میکردند که نمازهای سابق آنها با تغییر قبله از بین رفته است و پذیرفته نمی شود. خداوند در آیه ۱۴۳ سوره بقره برای برطرف ساختن این توهم فرمود «وَ ما کانَ اللّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَءُوفٌ رَحیمٌ؛ خداوند بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند؛ زیرا خدا به مردم رئوف و مهربان است». (صفحه۴۷)
حفظ استقلال مسلمانان
یکی از آموزههای تغییر قبله، مستقل بودن و روی پای خود ایستادن است. مسلمانان باید خودکفا و مستقل باشند و در هیچ چیزی به دشمن متکی نباشند. رو کردن به بیت المقدس، با وجود اینکه شرعی و براساس دستور الهی بود، به شکلی، پیروی از یهود به شمار میآمد. بر این اساس، یهودیان، مسلمانان را تابع خود میدانستند و تحقیرشان میکردند و خود را پیشرو جلوه میدادند. از آنجا که اسلام میخواهد مسلمانان، آزاد، مستقل و سرفراز در بین ملتهای دیگر زندگی کنند، با نازل شدن دستور تغییر قبله، درس دیگری از کتاب آزادگی و استقلال به مسلمانان داده شد. (صفحه۴۹)
ارسال دیدگاه