تاریخچه استفاده ابزاری استعمار از زنان در «ناگفتههای صورتی»
کتاب «ناگفتههای صورتی» یک پژوهش مفصل درباره منطق استعماری غرب در حوزه زنان است و در این اثر یک فهرست موضوعی درباره تاریخچه استفاده ابزاری استعمار از مساله زنان در دنیا ارائه شده است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کتاب «ناگفتههای صورتی» به قلم جمعی از نویسندگان زیرنظر حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی، تالیف و به همت دفتر نشر معارف وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در ۳۶۱ صفحه و در پنج هزار نسخه منتشر شده است.
راجی در مقدمه کتاب نوشت: مساله زن همواره یکی از مهم ترین مسائل چالشبرانگیز در کشورهای مختلف از جمله ایران بوده است و تاکنون پژوهش های مختلف و متنوعی در این باره توسط اندیشمندان انجام شده است اما در بررسی این موضوع، یکی از ابعادی که معمولا از آن غفلت شده، بررسی ظلم به زن در طول تاریخ و توجه به منطق استعمارگران در استفاده ابزاری از زنان است. لذا ضرورت دارد مطالعات تفصیلی پیرامون ابعاد منطق استعماری غرب در مساله زن انجام شود تا شیوهها و روشهای استعمار برای دستیابی به منافع خود از طریق سوءاستفاده از این مسائل احصا شده و مصادیق آن در طول تاریخ استخراج گردد.
در این راستا، اندیشکده راهبردی سعداء، پژوهش مفصلی را پیرامون منطق استعماری غرب در حوزه زنان آغاز نمود و با بررسی تاریخچه استفاده ابزاری استعمار از مساله زنان در دنیا، به فهرست موضوعی این مساله نیز دست یافت که کتاب پیش رو تفصیل این فهرست است. (صفحه۱۱)
نویسنده در فصل اول به نگاه مادی و ابزاری نسبت به زنان و برخورد تحقیرآمیز جوامع مختلف نسبت به مسئله زن تا پیش از انقلاب صنعتی در اروپا پرداخته و دیدگاه های برخی از سرآمدان تمدن های مختلف در جغرافیای جهان و زمان های گوناگون را روایت کرده که با بررسی این تاریخچه می توان گفت مساله ظلم به زن، محدود به مکان یا زمان خاصی نبوده و در همه تمدن ها مسئلهای مبتلابه بوده است و برخلاف ادعای رسانه های جریان سرمایه داری مبنی بر اختصاص ظلم به زن به کشورهای شرقی یا کشورهای مسلمان، کارنامه جهان غرب در این باره کارنامه تلخی است.
در فصل دوم کتاب به این مساله پرداخته شده که پس از انقلاب صنعتی و نیاز مبرم سرمایهداری به نیروی کار بیشتر و توجه غرب به نیروی انسانی زن به عنوان نیروی منعطف و ارزان، زنان مورد استفاده ابزاری قرار گرفتند و زنان فمینیست که تا پیش از این مورد تحقیر و حتی سرکوب و اعدام قرار می گرفتند، اکنون با هدایت و دخالت سرمایه داری به پیشروان الحاق نیروی زن به نیروی کار تبدیل شدند. در ادامه این بخش نیز استفاده ابزاری از شعارهای فمینیستی برای تامین نیاز سرمایه داری به مصرف انبوه و همچنین ترویج سبک زندگی آمریکایی تشریح شده است. در این فصل همچنین به استفاده ابزاری از آرمان آزادی زنان و جلوگیری از ظلم به زن برای توجیه استعمار بریتانیا، فرانسه و آمریکا در بخش های مختلف جهان از جمله منطقه غرب آسیا اشاره شده است.
فصل سوم کتاب که به جریان شناسی سوءاستفاده از مسائل زنان در قرن ۲۱ اختصاص دارد، به مصادیق متعددی از استفاده های ابزاری از مساله آزادی زنان در کشورهای مختلف از جمله افغانستان، عراق، یوگسلاوی، نیکاراگوئه، پاناما، لیبی، سومالی، سودان، یمن، ژاپن، فیلیپین، مصر، کوبا و چند کشور دیگر پرداخته است. همچنین در این فصل استفاده های ابزاری از مساله آزادی زنان و جنبش های فمنیستی در حوزه اقتصادی، سیاست داخلی و نظامی بررسی شده است.
در فصل چهارم نیز به مساله پیامدهای ترویج آزادی جنسی و آزادی زنان به سبک آمریکایی در جامعه ایالات متحده و دیگر کشورهای هدف پرداخته شده که به جهت تأمین منافع استعماری این کشور انجام شده است. این پیامدها ذیل عناوینی همچون فروپاشی خانواده، افزایش جرم و جنایت، افزایش بیماری های روحی روانی و خودکشی، افزایش آزار و اذیت و تبعیض علیه زنان و همچنین ظهور پدیده های نامطلوبی مانند تجارت جنسی، قاچاق انسان برای این تجارت و پورنوگرافی بررسی شده است.
قسمت هایی از کتاب را مرور می کنیم:
وضعیت زنان در دوره ساسانیان
در نظام خانوادگی دوره ساسانیان وضعیت ازدواج ها در اختیار زن نبود، بلکه از اختیارات و حقوق ثابت شده مردان بود. مردان در تعدد همسر، هیچ محدودیت نداشتند و بر اساس توان مالیشان زن میگرفتند. مردانی که توان مالی و اقتصاد بالایی داشتند، می توانستند به اندازه یک دوره تسبیح، زن در حرمسرای خود داشته باشند. همچنین جامعه ایران باستان، ازدواج با محارم را به بهانه حفظ پاکی نسب و خون خانواده جایز می شمرد... از رفتارهای ناپسند عصر ساسانی، قرض دادن زن خود به مردی دیگر و به عبارت دیگر ازدواج استقراضی بود. خلاصه ازدواج استقراضی چنین است که مرد حتی بدون اجازه زن خود، می توانست او را به ازدواج مردی دیگر در مدتی معین در آورد. (ص۲۰)
ظلم به زن در قرون وُسطی
در جوامع اروپایی قرون وسطی، زنان از تحصیل و توانایی شرکت در امور سیاسی محروم بودند. آنها در هر سنی برای مردان چیزی بیش از یک هدیه نبودند تا هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند. در طول قرون وسطی و در جوامع مختلف در اروپا، زنان را به خاطر تخلفاتشان زنده زنده می سوزاندند. این جرائم شامل تهدید شوهرانشان، ارتکاب زنا، سرزنش و حتی نق زدن بود. درطول قرون وسطی، زنان به عنوان شهروندان درجه دوم درنظر گرفته می شدند. آنها یا کاملا فریبنده و شهوت انگیز و یا بی کفایت بودند؛ بنابراین، زنان عمدتا از مناصب قدرت یا بیان صدای خود محروم بودند. (صفحه۲۴)
دیدگاه ناپلئون و شوپنهاور درباره زنان
ناپلئون بناپارت، ژنرالی فرانسوی و اولین امپراتور فرانسه، یکی از مشهورترین شخصیت های تاریخ غرب است. اصلاحات فراوان ناپلئون، اثری ماندگار در نهادهای فرانسه و بسیاری از کشورهای اروپای غربی برجای گذاشت. وی بیان می دارد «ما با زنان خیلی خوب رفتار می کنیم؛ اما همه چیز را خراب کرده ایم. ما با رساندن آنها به سطح خود، کار غلطی انجام دادهایم. در واقع طبیعت، زن را برده ما کرده است. زن به مرد داده می شود تا بچه دار شود... در نتیجه زن جزو مالکیت مرد است، همچنان که درخت میوه مال باغبان است».
آرتور شوپنهاور، فیلسوفی آلمانی است که نوشته های او بعدها بر فلسفه وجودی و روان شناسی فرویدی تأثیر گذاشت. وی بیان می دارد «زنان دقیقا مناسب هستند تا پرستار و معلم کودکی ما باشند؛ زیرا خودشان خام، احمق و کوته بیناند. در یک کلام، بچههای بزرگی هستند که تمام عمرشان همینگونه اند؛ نوعی مرحله میانی بین کودک و مرد؛ انسان واقعی «مرد» است. (صفحه ۲۹)
ارسال دیدگاه