افراسیابی در گفتگو با دانا:
جنگ روایتها مقدمه حمله نظامی است/ هوشمندی و حافظه تاریخی ملت ایران، محاسبات دشمن را برهم زده است
پژوهشگر و مدرس سواد رسانهای، با تشریح ابعاد جنگ ترکیبی علیه ایران تأکید کرد: دشمن پیش از هرگونه اقدام نظامی، پروژه تضعیف روحیه عمومی را از مسیر «جنگ روایتها» و فشارهای اقتصادی دنبال میکند.
محمدصادق افراسیابی، پژوهشگر و مدرس سواد رسانهای، در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا، با اشاره به شرایط «جنگ ترکیبی» علیه جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد: آنچه امروز بیش از هر چیز در دستور کار دشمن قرار دارد، نه حمله مستقیم نظامی، بلکه تضعیف «مقاومت ملی» از مسیر جنگ روایتها، فشار اقتصادی و عملیات روانی سازمانیافته است؛ پروژهای که با هوشمندی جامعه ایرانی تاکنون ناکام مانده است.
وی با تبیین ابعاد جنگ ترکیبی اظهار داشت: در الگوی جنگهای نوین، میدان درگیری صرفاً نظامی نیست، بلکه مجموعهای از جنگ روایتها، جنگ نرم، جنگ اقتصادی و در نهایت تهدید نظامی بهصورت همزمان یا مرحلهای به کار گرفته میشود. به گفته وی، «مرحله اول جنگ ترکیبی، جنگ روایتهاست»؛ مرحلهای که در آن تلاش میشود ادراک عمومی جامعه هدف دچار تزلزل شود و روحیه مقاومت ملی تضعیف گردد.
وی ادامه داد: معمولاً جنگ نرم و جنگ اقتصادی همزمان با هم پیش میروند تا فشار روانی و معیشتی به نقطهای برسد که دشمن تصور کند جامعه از درون دچار فرسایش شده و آمادگی دفاع جدی ندارد. در چنین شرایطی است که گزینه نظامی برای دشمن جذاب میشود؛ یعنی زمانی که احساس کند شرایط روانی، اجتماعی و اقتصادی برای پیروزی او فراهم شده است.
این مدرس سواد رسانهای با اشاره به موج اخبار و شایعات مربوط به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در شبکههای اجتماعی گفت: بخش قابل توجهی از این محتواها مصداق روشن جنگ نرم و جنگ روایتهاست. این اخبار همزمان با فشارهای اقتصادی منتشر میشوند تا این پیام القا شود که کشور در آستانه یک فروپاشی یا ناتوانی قرار دارد و مقاومت بیفایده است.
افراسیابی تأکید کرد: هدف اصلی این فضاسازیها، ضربه زدن به روحیه مقاومت ملی است. اگر دشمن به این جمعبندی برسد که مردم از نظر روانی و اقتصادی تحت فشار قرار گرفتهاند و دیگر انگیزه و توان دفاع ندارند، احتمال طراحی جنگ نظامی افزایش مییابد. اما اگر انسجام، وفاق و همبستگی داخلی حفظ شود، حتی در شرایط فشار اقتصادی، عملاً زمینه برای حمله نظامی فراهم نخواهد شد.
وی با اشاره به تجربههای اخیر منطقهای و آنچه از آن بهعنوان «جنگ ۱۲ روزه» یاد کرد، گفت: در همان مقطع نیز دشمن با نوعی اشتباه محاسباتی وارد شد و تصور میکرد مقاومت ملی تضعیف شده است، اما نتیجه برعکس شد و دشمن با شکست مواجه گردید. اگر هم در آینده درگیریای رخ دهد، باز هم در شرایطی خواهد بود که طرف مقابل بر اساس تحلیل غلط از وضعیت روحی و اجتماعی داخل ایران اقدام کرده است.
افراسیابی درباره تحولات و ناآرامیهای اخیر نیز تصریح کرد: این جریانها پیش از قطعی اینترنت، با اتکا به شبکههایی مانند ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی و بسترهای اجتماعی، تلاش کردند یک جنگ نرم و جنگ روایتهای گسترده را شکل دهند. هدف این بود که ابتدا روحیه مقاومت در داخل کشور تضعیف شود و سپس بستر برای فشارهای بعدی حتی در سطح نظامی فراهم گردد؛ اما این نقشه به نتیجه نرسید.
این پژوهشگر حوزه رسانه یکی از مهمترین عوامل ناکامی پروژههای رسانهای دشمن را «حافظه تاریخی ملت ایران» دانست و گفت: جامعه ایرانی در تاریخ معاصر خود تجربههای متعددی از فشارها، تهدیدها، پیروزیها و شکستها دارد. این تجربهها بهصورت یک حافظه تاریخی در ذهن جمعی ملت باقی مانده و موجب میشود در بزنگاهها رفتارهای احساسی و هیجانیِ طراحیشده از سوی دشمن کمتر اثرگذار باشد.
به گفته افراسیابی، ملت ایران در فتنه اخیر نیز بر اساس همین حافظه تاریخی عمل کرد و اجازه نداد جنگ روایتها به نتیجه مطلوب طراحان آن برسد.
وی افزود: دشمن با وجود تحریمهای سنگین و فشارهای اقتصادی، وقتی دید در جنگ روایتها دست برتر را به دست نیاورده و انسجام داخلی از بین نرفته، متوجه شد که شرایط برای ورود به جنگ نظامی فراهم نیست.
افراسیابی در بخش دیگری از سخنان خود، دیدگاههایی را که بر «پایین بودن سواد رسانهای جامعه ایران» تأکید میکنند، مورد نقد قرار داد و گفت: برخی دائماً از خودتحقیری سخن میگویند و جامعه را ناتوان در تشخیص عملیات رسانهای معرفی میکنند، اما واقعیتهای میدانی خلاف این را نشان میدهد.
وی ادامه داد: اگر سواد رسانهای جامعه پایین بود، مردم باید بهشدت تحت تأثیر فضاسازی رسانههای بیگانه قرار میگرفتند و رفتارهای هیجانی گستردهتری بروز میدادند. در حالی که در عمل، بخش قابل توجهی از جامعه توانست اخبار و روایتها را با نگاه انتقادیتری بررسی کند و فریب عملیات روانی را نخورد.
این کارشناس رسانه با مقایسه وضعیت ایران با برخی تحولات منطقهای اظهار داشت: در برخی کشورها با وجود فضاسازی رسانهای کمتر، مقاومت اجتماعی بهسرعت فروپاشید؛ اما در ایران با وجود حجم بالای عملیات رسانهای، روحیه مقاومت حفظ شد. این تفاوت نشان میدهد جامعه ایران از درک سیاسی و رسانهای قابل توجهی برخوردار است.
افراسیابی همچنین به موضوع قطعی اینترنت در مقطعی از تحولات اخیر اشاره کرد و گفت: در بسیاری از کشورها چنین وضعیتی میتواند به اعتراضات گسترده و بیثباتی شدید منجر شود، اما در ایران شاهد نوعی صبوری اجتماعی بودیم. این رفتار نیز نشانهای از هوشمندی جامعه در تشخیص شرایط و اولویتهاست.
وی جمعبندی کرد: جامعه ایرانی نهتنها فاقد سواد رسانهای نیست، بلکه از هوشمندی سیاسی و یک حافظه تاریخی قدرتمند برخوردار است و همین ویژگیها باعث شده پروژههای جنگ روایتها و عملیات روانی گسترده علیه کشور به اهداف اصلی خود نرسد.
به گفته افراسیابی، تا زمانی که این انسجام و روحیه مقاومت ملی حفظ شود، تهدید نظامی نیز به نتیجهای برای دشمن منجر نخواهد شد و در صورت هرگونه خطای محاسباتی، نتیجهای جز ناکامی برای طراحان آن در پی نخواهد داشت.
ارسال دیدگاه