در گفت و گو با دانا مطرح شد؛
از انفجار نیروگاه تا انفعال شخصیتها؛ مروری بر فراز و نشیبهای فیلم «جهان مبهم هاتف»
منتقد سینما عنوان کرد: جهان مبهم هاتف، در تلاش برای به تصویر کشیدن دغدغههای شرکتهای دانشبنیان است، اما این جاهطلبیها در مسیر روایت، با الگوهای آشنای سینمای هالیوود گره میخورد.
محمدرضا مقدسیان، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عنوان کرد: فیلم «جهان مبهم هاتف» به عنوان نخستین اثر سینمایی مجید رستگار، یکی از فیلمهای جنجالی چهل و چهارمین جشنواره فجر بود.
وی افزود: داستانهای واقعی همیشه جذابیت خاص خود را دارند؛ یا به خاطر شهرت قصه، یا به خاطر پتانسیل ذاتی خود قصه برای روایت سینمایی. «جهان مبهم هاتف» در دسته دوم قرار میگیرد. این فیلم تلاش میکند داستانی مستندگونه را به تصویر بکشد.
مقدسیان بیان کرد: شروع غافلگیرکننده و اضطرابآور در یک نیروگاه برق آغاز میشود که خطر انفجار قریبالوقوعی وجود دارد. هاتف و جهان، شخصیتهای اصلی، در قلب این ماجرا هستند. اما فیلم بلافاصله با یک فلاشبک طولانی به ۱۰ سال قبل و دوران دانشجویی این دو نخبه بازمیگردد تا ریشههای ماجرا و حادثه محرک را شکل دهد.
وی تصریح کرد: فیلمنامه از ایدههای پرکاربرد بهره برده است، اما اجرای آنها کمی شتابزده بوده است. به عنوان مثال، فرایند متقاعد کردن مدیران نیروگاه برای بستن قرارداد با آنها، آنقدر سریع اتفاق میافتد که واقعگرایی کار کمی مخدوش میشود.
این منتقد سینما گفت: با ورود مشاور مالی مسن و طماع، داستان وارد یک فاز خاکستری میشود. «کوشکی» به عنوان ضدقهرمان پررنگتر شده و نقش کلیدی در رقم زدن نقطه عطف دوم ایفا میکند. این بخش نشاندهنده جاهطلبی جوانانهای در فیلمساز است که تلاش دارد پیچیدگیهای اخلاقی را بیافریند.
وی افزود: در پرداخت شخصیتهای اصلی، فراز و نشیبهایی میبینیم که به پیکره فیلم لطمه میزند. جهان، مغز متفکر گروه، بیش از حد منفعل است و این انفعال برای تماشاگر عام چندان جذاب نیست. در مقابل، هاتف کنشمندتر است اما متأسفانه چندان محبوب تماشاگران نشده است. کوشکی هم یک تیپ تکراری از زن قدرتمند ثروتمند است. تنها شخصیتی که در این میان موفق عمل کرده و دوستداشتنی است، همان مشاور مالی است که واکنش تندی از سوی تماشاگر دریافت نمیکند. حتی شخصیت «صبا» نیز منفعل و در حاشیه باقی مانده است.
مقدسیان گفت: مجید رستگار به عنوان یک فیلم اولی، تلاش کرده فیلمی «شستهرفته» ارائه دهد و تا حدودی هم موفق بوده است. اما ضعفها قابل چشمپوشی نیستند: کندی ریتم در نیمه میانی و کمرمقی در فضاسازی از ایرادات کار است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اما بزرگترین ضربه، ضعف در انتخاب بازیگران بود. به ویژه آرمین رحیمیان در نقش هاتف از نقش دور است و باورپذیری ایجاد نمیکند. این مشکل در مورد کیوان ساکتاف در نقش جهان نیز با شدت کمتر رخ داده است. تنها حضور کوتاه اما تأثیرگذار رضا کیانیان توانست ضعف بازیگری را تا حدی جبران کرده و چند لحظه درخشان را خلق کند.
ارسال دیدگاه