اخبار داغ

در گفتگو با دانا مطرح شد؛

نقدی بر فیلم سینمایی «قرمز یواش»/ قراردادهای اروتیک در یک کمدی هزل

نقدی بر فیلم سینمایی «قرمز یواش»/ قراردادهای اروتیک در یک کمدی هزل
منتقد سینما گفت: سینمای امروز ایران، غرق در اروتیسیسم و ابتذال، راه «مهمان مامان» و «اجاره‌نشین‌ها» را گم کرده است و به سوی هزل و پوچی گام برمی‌دارند و آینده سینمای ایران را در معرض فاجعه قرار می‌دهند.

علی رفیعی، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عنوان کرد؛ «قرمز یواش» با کارگردانیِ علی جبارزاده مصداق واضح ماهی گرفتن در سینمای گل‌آلود بدنه‌ ایران است. در حالی که سینما باید حال مردم را خوب کند و به عنوان سنگر مقاومت فرهنگی در هر ساختاری شناخته می‌شود، متأسفانه چنین فیلم‌هایی آبروی نظام را می‌برند و باقی مانده‌ی فرهنگ آن را تضعیف می‌کنند. به صحنه آغازین فیلم بسیار دقت کنید، سیاوش چراغی‌پور، گویی بازیگران ارزنده ما در حال نزول ارزشی هستند و تن به هر نقشی می‌دهند، که زنانه در دکوپاژ کارگردان پوشیده و بطور منحصربه‌فردی از کاراکتر او یک استارت اروتیک تعریف می‌کند؛ ورود با پاهای زنانه با لاک قرمزی که همراه با یک رقص ظریف است و بدن و را نمایان کرده در حالی که او برای لهاندن مواد غذایی در یک تشت گام بر می‌دارد. مسئله یک فکت فرهنگی است که ساختار شرعی و نمایشی یک مملکت را نشانه رفته.

وی با اشاره به فیلم سینمایی «کج پیله» افزود: در «کج پیله» هاتف علیمردانی، شاکردوست به عنوان یک بازیگر بسیار حرفه‌ای و خوب ظاهر شد امّا سؤال اصلی این است که آیا بخاطر توان‌اش مورد تشویق قرار می‌گیرد یا اینکه نقشِ یک مرد را زنی بازی کرده؟ در «قرمز یواش» هم مسئله همین است. از چراغی‌پور گرفته تا روشنک گرامی و سمیرا حسن‌پور، بازیگران در حالت متعادل خودشن نیستند و مشخصاً چراغی‌پور تکه‌ نچسبی بر سینمای بدنه‌ی اروتیک ایران شده است. سینمایی که چهره می‌سازد برای آن که بعدها از همان چهره استفاده‌ ابزاری بعمل آورد و اسم‌اش را بگذارد، سینما عامه‌پسند. بخش مهم اقتصادی سینما، حضور چهره در یک اثر است و هنگامی که تجمیع آنها را در یک فیلم داریم باید شک کنیم که مسئله‌ فیلم‌ساز تأثیر بر فرهنگ بوده یا بر حساب بانکی.

دیگه یواش‌تر از این نمیشه

این منتقد سینما خاطرنشان کرد: هرکسی که پشت دوربین رفت فیلم‌ساز نیست و این‌روزها بسیاری از پنهان شده‌ها پشت دوربین، محتواهایی تولید می‌کنند که صرفاً ارزش انتشاری دارند نه هنری و فرمیک. سینمای ایران که استارت بی‌بند و باری‌اش را از «قیف» محسن امیریوسفی، زد نشان داد که حاضر است برای کسب منفعت مالی بیشتر، که هیچ ربطی هم به فرهنگ و مردم پیدا نمی‌کند، دست به هر کاری بزند. اکنون در «قرمز یواش» ثابت می‌کند با حذف ضروریات ساخت یک اثر سینمایی چگونه می‌شود با کمترین هزینه بیشترین سود را به جیب زد.

رفیعی تاکید کرد: هزار بار دیدنِ «مهمان مامان» مهرجویی به یک تار موی این سینمای تماماً اروتیک این‌روزهای بدنه‌ ایران می‌ارزد. ما «اجاره نشین‌ها» مهرجویی، را به مشتی فیلم واپس‌گرا که دغدغه‌اش جنسیت و نمایش اندام‌های تحریک کننده است، باختیم. باید جلوی سینمایی که قرار است حال مردم را در شرایطی خوب کند که شناخت دوست و دشمن بسیار سخت شده امّا همچنان وسط بازی می‌کند، ایستاد. سینمایی که با شیب ملایم ایرانی‌ها را تیغ‌زن، یاغی و جاعل خطاب می‌کند، اشاره به خواهر رضا، محیا دهقانی، در فیلم و ماست‌مالی کردن در اختتامیه‌اش هم بدرد خودش می‌خورد. ما در تاریخ سینما هم «بعضی‌ها داغ‌اش را دوست دارند» وایلدر، را داریم که جک لمون، بر اساس موقعیت درام، زنانه می‌پوشد بر اساس موقعیت درام.

وی افزود: درام در چنین فیلم‌هایی که از هاشم‌پور هم استفاده‌ ابزاری می‌کند، شکل نگرفته و ممکن است هرگز شکل نگیرد. سینمایی که مسخره بازی‌های عطاران در «هزارپا» داوودی، را تأیید می‌کند، کم کم رزمنده‌های جنگ ایران و آمریکا را هم مسخره خواهد کرد.

کمدی در سینمای ایران چگونه هزل می‌شود؟

رفیعی بیان کرد: جذاب‌ترین بخش هنر، تولید فکاهی، هجو و حشو است. هرگاه این صنایع ادبی مفهومی خارج از نسبت یک ساختار دراماتیک تولید کنند، هزل ایجاد می‌گردد. در «قرمز یواش» هزل نه تنها در بی مفهومی یک الگوریتم مبتنی بر کاراکترهای ناشناخته ایجاد می‌شود بلکه در همان آغاز، هزلی بی‌معنی تولید کرده. بازیگری که زنانه پوشیده و فقط یک پوششِ زنانه دارد و اطوارهایش هم زنانه نیست، چراغی‌پور، در بی‌معنایی، مادری را مورد تمسخر قرار می‌دهد که عامل به بی‌راهه رفتن فرزندانش شده. این تمسخر جایگاه شامخ مادر را تنها نشانه نرفته بلکه جایگاه یک بازیگر را از نظر فیزیکی و تئوری تنزل می‌بخشد. زنانه پوشیدن اکبر عبدی در «آدم برفی» میرباقری، کجا و این کجا.

وی در پایان گفت: بازیگر هرگاه از یک سطحی در تکنیک و روان صعود کرد آنگاه می‌تواند جنس مخالف خوب باشد، حتی شاکر دوست در «کج پیله» علیمردانی، یک سطح تازه‌ای از بازیگری‌اش را نمایش داد. بنابر این هزل به کمک یک داستان می‌آید تا وقتی که مفهوم برای آن داستان مهم نباشد، امّا همچنان سلبریتی‌ها و بازیگران در یک اثر سینمایی را تخریب می‌کند. فاجعه‌ای که به تخریب کل سینمای ایران منجر خواهد شد و دیگر «موسی» ساختن حاتمی‌کیا هم نمی‌تواند ناجی آن باشد.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه