تحلیلی از معادله ریاضی جنگ؛
والاستریت: هر بحران در خلیج فارس، ارزش ایران را ۳۸ درصد بالا میبرد/ از «کشور تحریمشده» تا «راهحل لجستیک جهانی»
بر اساس گزارشی از مؤسسه رتبهبندی S&P Global که هفتههاست نقل محافل اقتصادی شده، «هرگونه اختلال بلندمدت در مسیرهای دریایی خلیج فارس، ارزش کریدورهای زمینی ایران را تا ۳۸ درصد افزایش میدهد».
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بازارهای جهانی دیگر به ایران نه به چشم یک «ریسک»، که به عنوان یک «راهحل» نگاه میکنند. نیکلاس اسپایکمن، استاد دانشگاه ییل، هشت دهه پیش نظریه «ریملند» را مطرح کرد؛ اینکه کنترل بر کمربند ساحلی اوراسیا، کلید تسلط بر جریان ثروت جهانی است. امروز، ایران دقیقاً در قلب این کمربند استراتژیک ایستاده و بحرانهای متوالی، نه آن را از صحنه خارج، که به بازیگر اصلی تبدیلش کرده است.
لازم به توضیح است در روزهای اخیر در یکی از دفاتر مرکزی صندوقهای سرمایهگذاری منهتن، تحلیلگران به صفحهای از نقشه جهان خیره شدهاند. آنها نه به دنبال نفت، که به دنبال «گلوگاه بعدی زنجیره تأمین» هستند. گزارشی که والاستریت ژورنال به نقل از یک تحلیلگر ریسک منتشر کرده، جمله کلیدی را فاش میکند: «همه ما به دنبال گلوگاه بعدی زنجیره تأمین هستیم؛ جایی که کریدورها به هم گره میخورند و جغرافیا برگ برنده است. آن نقطه، ایران نام دارد.»
این تحلیل ریشه در نظریه «ریملند» نیکلاس اسپایکمن دارد که در سال ۱۹۴۲ مطرح شد. بر اساس این نظریه، «هر که ریملند را کنترل کند، بر اوراسیا حکومت میکند و هر که بر اوراسیا حکومت کند، سرنوشت جهان را در دست دارد.»
«ریملند» چیست و چرا ایران در مرکز آن قرار دارد؟
ریملند به کمربند ساحلی اوراسیا گفته میشود؛ نوار باریکی از کشورها که میان قدرتهای دریایی (آمریکا) و قدرتهای زمینی (روسیه و چین) قرار گرفتهاند. ایران درست در نقطه تلاقی خلیج فارس به آسیای مرکزی، قفقاز و کریدور شمال-جنوب ایستاده است.
از «یارانه تحریم» تا «انحصار طبیعی»؛ تحلیلی بر «اقتصاد مقاومتی»
رسانههای غربی سالهاست اقتصاد ایران را با عبارت «تحت فشار» توصیف میکنند. اما آنچه در گزارشهای نهادهای بینالمللی کمتر دیده میشود، «ظرفیت انطباقپذیری» سیستم اقتصادی ایران است.
اقتصاد بدون نفت؛ واقعیتی که جهان دیر متوجه شد
بر اساس گزارشی از مؤسسه اکونومیست اینتلیجنس یونیت (EIU)، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ با کاهش ۹.۲ درصدی مواجه خواهد شد. اما نکته کلیدی در جای دیگری نهفته است: ایران وابستگی خود به نفت را به طرز چشمگیری کاهش داده است.
نقشه راه ایران برای دور زدن تحریمها:
-
صادرات غیرنفتی ۷۰ میلیارد دلاری: ایران سالانه حدود ۷۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی شامل محصولات پتروشیمی، فولاد، مس، محصولات کشاورزی و صنایع دستی دارد.
-
تولید داخلی در سختترین شرایط: ایران یک «اقتصاد مقاومتی» (resistance economy) ساخته که در آن، اقلام اساسی مانند دارو، قطعات خودرو و لوازم خانگی تا حد ممکن داخلیسازی شدهاند.
-
مقاومت در برابر محاصره: برخلاف کشورهای حاشیه خلیج فارس که اقتصادشان بر پایه صادرات نفت و نیروی کار خارجی است، ایران یک «پایه صنعتی» دارد که میتواند حتی در شرایط محاصره به کار خود ادامه دهد.
کریدور شمال-جنوب؛ معماری که نقشه تجارت جهان را عوض میکند
اگر بخواهیم یک «مزیت رقابتی» منحصربهفرد برای ایران نام ببریم، بدون تردید «کریدور شمال-جنوب» است. کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) یک مسیر ۷۲۰۰ کیلومتری چندحالته (دریایی، ریلی و جادهای) است که هند را از طریق ایران و دریای خزر به روسیه و شمال اروپا متصل میکند.
چرا این کریدور انقلابی است؟
-
صرفهجویی ۳۰ درصدی در هزینه: حمل کالا از طریق INSTC حدود ۳۰ درصد ارزانتر از مسیر سنتی کانال سوئز است.
-
کاهش ۴۰ درصدی زمان: سفر از بمبئی به مسکو از طریق INSTC حدود ۲۵ تا ۳۰ روز طول میکشد، در حالی که مسیر سوئز بیش از ۴۰ روز زمان میبرد.
-
دور زدن تنگههای پرخطر: این کریدور به طور کامل تنگه هرمز و کانال سوئز را دور میزند و در بحرانهای فعلی به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است.
تحلیلگران مؤسسه «استراتژیک استادی هند» معتقدند که «جنگهای اوکراین و ایران رویدادهایی جدا از هم نیستند، بلکه بیانهای بههمپیوسته یک مبارزه ژئوپلیتیکی در امتداد ریملند هستند.»
«تابآوری کریدوری»؛ قدرت پنهان ایران در برابر محاصره
سید محمدتقی رئیسالسادات، دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران، در این خصوص به تشریح ظرفیتهای منحصربهفرد ایران در شرایط محاصره پرداخت.
رئیسالسادات گفت: «در دوران جنگ، تجارت بهطور کامل متوقف نشد. ایران با تنوع مسیرهایش، انعطافپذیری بالایی دارد. حملونقل دریایی ارزانتر است، اما حمل زمینی سریعتر است. این معادله ساده پاسخ سؤال را روشن میکند.»
وی افزود: «در کوتاهمدت، کاهش حجم تجارت اجتنابناپذیر است، اما در بلندمدت، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اجازه نمیدهد کشور قفل شود. حتی اگر تنگه هرمز مسدود شود، کشورها میتوانند از طریق ایران، عراق و ترکیه به دریای سرخ دسترسی داشته باشند.»
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران تصریح کرد: «اما اگر بابالمندب بسته شود، اروپا، آفریقا و حتی شرق آسیا با بحران روبهرو میشوند. این مسیر کوتاه و مقرونبهصرفه است. بسته شدن آن، کشتیها را مجبور میکند تا آفریقا را دور بزنند که برای کشورهای وابسته به کانال سوئز، یک فاجعه اقتصادی است.»
از بندر چابهار تا اتحادیه اوراسیا؛ معماری جدید تجارت
ایران در ماههای اخیر گامهای بلندی برای نهادینهسازی جایگاه خود به عنوان «هاب لجستیک منطقهای» برداشته است.
چابهار؛ دروازه هند به اوراسیا
بندر چابهار که هند ۱۲۰ میلیون دلار در آن سرمایهگذاری کرده، قرار است تا اواسط سال ۲۰۲۶ به شبکه ریلی ایران متصل شود. این اتصال، چابهار را به دروازه ورود هند به کریدور شمال-جنوب تبدیل خواهد کرد.
با این حال، تحریمهای آمریکا سایه سنگینی بر این پروژه انداخته است. معافیت تحریمی چابهار در آوریل ۲۰۲۶ منقضی شد و آینده سرمایهگذاری هند در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
اتحادیه اوراسیا؛ گشایش یک کریدور رسمی
سامانه «اوراسیا» در گمرک جمهوری اسلامی ایران به بهرهبرداری رسید. این سامانه که برای تسهیل فرآیندهای گمرکی با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا طراحی شده، ترجیحات تعرفهای و تخفیفهای پیشبینی شده در موافقتنامه تجارت آزاد را به صورت سیستماتیک مدیریت میکند.
همزمان، سامانههای هوشمند گمرکی جدیدی در تهران نصب شده که با استفاده از فناوریهای متمرکز و تایید اطلاعات به صورت آنی، شفافیت و سرعت تشریفات گمرکی را افزایش میدهد.
اقتصاد جنگی در ترازوی کارشناسان؛ از هشدار تا امید
تحلیلهای مؤسسه «چتم هاوس» نشان میدهد که ایران با وجود خسارت به زیرساختها، صادرات نفت و صنایع، همچنان توانسته تامین داخلی و تجارت خارجی محدود را حفظ کند. سانام وکیل، رئیس برنامه خاورمیانه چتم هاوس، میگوید: «من فکر میکنم آنها یک "باند فرود طولانیتر" از آنچه اقتصاددانان یا سیاستگذاران غربی پیشبینی میکنند، محاسبه کردهاند.»
در مقابل، اقتصاددانان ارشد EIU به گردشگران مالی خارجی هشدار میدهند که «فضای ژئوپلیتیک و اقتصاد کلان فعلی به طور قابل توجهی نامطلوبتر از دوره ۲۰۱۶-۲۰۱۸ (دوران برجام) است» و مشارکت بانکهای خارجی در اقتصاد ایران ناچیز خواهد ماند.
به گزارش دانا؛ بر اساس نظریه «ریملند» اسپایکمن هشت دهه پس از طرح، در بحرانهای امروز خاورمیانه خود را اثبات میکند. ایران با ایستادن در مرکز این کمربند استراتژیک، نه تنها از فشارها نشکسته، بلکه ارزش خود را به عنوان یک «راهحل لجستیکی» به جهان اثبات کرده است.
گزارش S&P Global مبنی بر افزایش ۳۸ درصدی ارزش کریدورهای ایران در صورت اختلال در مسیرهای دریایی، یک تحلیل مالی ساده نیست. این یک تغییر پارادایم است: بازارهای جهانی دیگر ایران را یک «مشکل» نمیبینند، بلکه آن را به عنوان «بخشی از راهحل» قیمتگذاری میکنند. سوال دیگر این نیست که آیا ایران میتواند تاب بیاورد، بلکه این است که جهان بدون ایران چقدر باید هزینه بپردازد.
ارسال دیدگاه