پایان دردناک اسطوره ای که به حقش نرسید؛
گزارش از شخص؛ آخرین عصیان عصیانگر/ قلیچ خانی، خانی در میانه فوتبال و سیاست
مدتها از او خبری نبود اما دست آخر یک تصویر دردناک دوباره او را به سوژه روز بدل کرد؛ سوژه ای که حالا دیگر نیست.
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ این آخرین عصیان عصیانگر بود. عصیانی خاموش و بی صدا اما دردناک و تلخ. مردی که در تمام طول زندگی اش هرگز نخواست بی تفاوت باشد و عصیان در تار و پود زندگی اش تنیده شده بود. یک فوتبالیست نابغه و بی همتا که به تعبیر خیلی ها می توانست بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران باشد اما غلتیدن به ورطه سیاست «خان» را از فوتبال دور کرد و به دامان بازیهای پیچیده سیاست انداخت. آنچه هیچ سرانجامی نداشت و دست آخر او را از اسب به زیر انداخت. ستاره تابناکی که در فوتبال هرگز به اندازه توانایی های بی بدیلش قدر ندید، اوج نگرفت و افتخار کسب نکرد و در وادی سیاست در میانه تفکرات چپی و توده ای سرگردان بود و در نهایت هرگز عاقبت به خیر نشد.
مردی که در عزلت و تنهایی و با درد نسیان در این روزهای آخر دست و پنجه نرم کرد تا دیگر از دوران جلال و جبروت و شلتاق های بی محابای دوران جوانی و سر پرشور سیاسی بازی و سیاسی کاری چیزی به یاد نداشته باشد.
بیشتر بخوانید:
ابرستاره تیم ملی ایران درگذشت/ وداع با «خان» فوتبال ایران
سال گذشته بود که بعد از مدتها بی خبری انتشار عکسی از پرویز قلیچ خانی واکنش دوستداران فوتبال را برانگیخت و برای بسیاری از طرفداران فوتبال این پرسش مطرح شد که پرویز قلیچ خانی کجاست. مردی که مدتها از او خبری نبود. پس از سالهای دوران فترت که از دورن مستطیل سبز به لابلای یک تحریریه چپ گرا و سطور نشریه سیاسی آرش پرتاب شد و جایگاه او را در افواه عمومی به یک مبارز سیاسی تغییر داد و البته تک مضراب های اندکش در برخی از رسانه ها در قبال یک تحلیلگر، مدتها بود از او خبری نداشتیم. اما ناگهان انتشار یک تصویر دردناک و رنجور از یک پیرمرد خمیده و نشسته بر روی ویلچر همه را شوکه و قلب ها را مچاله کرد. چهره ای که هیچ قرابتی با آن ابرستاره عصیانگر و سر پرشورش نداشت. تصویر چهرهای متفاوت و تکیده از یک پیرمرد که هیچ نشانی از آن «خان» پرآوازه نداشت.
پرویز قلیچ خانی روزهای آخر را به سختی سپری کرد؛ یکه و تنها و بی کس در گوشه آسایشگاهی در قلب اروپا. قلیچخانی روزهای انتهایی زندگی اش با بیماری سختی دستوپنجه نرم میکرد که حتی توان حرکتیاش را از او گرفته بود؛ در یک آسایشگاه سالمندان واقع در حومهی شهر پاریس. تصویری که نشان می داد شمارش معکوس برای او آغاز شده و دست آخر تایمر روی روز ۲ خرداد ایستاد و صفر شد.
پرویز قلیچخانی در تاریخ ۸ آذر ۱۳۲۴ در محلهی صابونپزخانهی تهران متولد شد. در حقیقت اصالت پرویز قلیچ خانی به شهر پایتخت بازمیگردد و او دوران کودکیاش را در کوچه پسکوچههای شهباز جنوبی تهران سپری کرد. قلیچخانی در خانوادهای زحمتکش و فقیر بزرگ شد. او در ابتدا علاقهی زیادی به ورزش والیبال داشت اما پس از مشاهدهی بازی فوتبال دوستانش، رفتهرفته به ورزش پرهیجان فوتبال روی آورد. او در دوران دبیرستان خود با تیم فوتبال مدرسهی ادیب تهران به قهرمانی مسابقات مدارس تهران دست یافت و پس از آن به دبیرستان حکیم رفت؛ جایی که قلیچخانی سه سال متوالی با تیم فوتبال این دبیرستان نیز به قهرمان رسید. این قهرمانیها پرویز قلیچ خانی را بیش از پیش به ورزش فوتبال علاقهمند کرد تا این چهره به پرافتخارترین بازیکن فوتبال ایرانی تبدیل شود.
پرویز قلیچخانی فوتبال حرفهای خود را از سال ۱۳۴۱ در تیم کیان تهران آغاز کرد و طی ۶ سال در این تیم به همه جا رسید. در آغاز کار کسی تصور نمیکرد که این بازیکن کوتاه قامت و چاق در فوتبال به جایی برسد اما پرویز در سرما و گرما، زیر آفتاب سوزان و برف زمستان تمرین کرد و به امید اول کیان بدل شد. پرویز قلیچخانی در آن زمان مدافعی بود که به آسانی در کارهای هجومی نیز شرکت میکرد. این عملکرد درخشان سبب شد تا هواداران فوتبال به او لقب کیانی شجاع را بدهند.

عملکرد چشمگیر پرویز قلیچخانی در باشگاه کیان، سبب شد تا باشگاه بزرگ پایتخت، یعنی تاج برای تقویت خود او را جذب کند. قلیچخانی در تاج یا استقلال فعلی نیز بسیار خوش درخشید و همراه با این تیم به عنوان قهرمانی لیگ ایران در سال ۱۳۵۰ رسید. او همچنین در ۳ فصل حضور خود با آبیهای پایتخت در سال ۱۳۴۹ به قهرمانی جام باشگاههای آسیا دست یافت تا نامش در تاریخ این باشگاه پرطرفدار تهرانی ثبت شود.
پرویز قلیچخانی پس از ترک تیم تاج، به پاس پیوست. او در این تیم نیز نقش موثری داشت و توانست در سال ۱۳۵۱ با پاس به مقام نائبقهرمانی جام باشگاههای ایران دست یابد. او همچنین در همان سال از سوی مجلهی کیهان ورزشی عنوان فوتبالیست برگزیدهی سال را از آن خود کرد. دوران حضور پرویز قلیچ خانی در پاس، به دلیل اختلافات او با مدیریت زود به پایان رسید و این بازیکن مطرح، باشگاه عقاب را برای ادامهی دوران ورزشی خود انتخاب کرد.
عقاب که یکی از باشگاههای مطرح لیگ ایران در آن زمان بود، دو فصل از حضور پرویز قلیچخانی چند پسته بهره برد تا اینکه این چهره به تیم دارایی پیوست. دوران حضور پرویز قلیچ خانی در دارایی نیز دو فصل بود تا درخششهای او در زمین فوتبال در نهایت توجه دیگر تیم پرطرفدار پایتخت، یعنی پرسپولیس را به خود جلب کرد.
پرویز قلیچ خانی در اواخر دوران حرفهای بازی خود و در سال ۱۳۵۶ به پرسپولیس پیوست. او در طی یک فصل پوشیدن پیراهن قرمز پرسپولیس نیز به درخششهای خود ادامه داد اما در پایان فصل به دلایل غیرفوتبالی مجبور به ترک این تیم و ایران شد تا فوتبالش را در باشگاه سن خوزه ارثکوئیکز در کالیفرنیای آمریکا به پایان برساند.
پرویز قلیچ خانی تنها یک سال از علی پروین بزرگتر است و هر دوی آنها از باشگاه کیان رشد کردند؛ اما پرویز ۵ سال زودتر از پروین به پیراهن تیم ملی رسید. علی پروین، یکی از اسطورههای فوتبال ایران، در مصاحبهای تأکید کرده بود که پرویز قلیچخانی از همه نظر در فوتبال کامل بود و ویژگیهایی مانند قدرت شوتزنی با هر دو پا، سرزنی بیرقیب و توانایی بازی در پستهای مختلف او را به یک بازیکن بیهمتا تبدیل کرده بود. پروین همچنین گفته بود که هیچکس در فوتبال ایران نمیتواند با پرویز قلیچخانی رقابت کند و او تنها کسی است که در آن زمان از خودش بهتر بوده است.
پرویز قلیچخانی اولین بازی ملی خود را در سال ۱۹۶۴ میلادی و در قالب مسابقات المپیک توکیو مقابل آلمان شرقی انجام داد. او با ۶۶ بازی ملی و ۱۴ گل زده یکی از بازیکنان کلیدی تیم ملی ایران بود. پرویز قلیچخانی ۳ بار همراه با تیم ملی ایران در سالهای ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ قهرمان جام ملتهای آسیا شد و از این حیث رکوردی دست نیافتنی را برای خود ثبت کرد. قلیچخانی همچنین در بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ به عنوان کاپیتان تیم ملی ایران توانست مدال طلای این رقابتها را کسب کند.
پرویز قلیچخانی که در اواخر دوران حرفهای خود به دلایل غیرفوتبالی مجبور به ترک ایران شده بود، نتوانست در مسابقات جام جهانی ۱۹۷۸ پیراهن تیم ملی ایران را به تن کند تا این اتفاق یکی از حسرتهای فوتبالی قلیچ خانی در دنیای فوتبال باشد. به دنبال مشکلاتی که برای پرویز قلیچ خانی در فوتبال ایران رخ داد، او در بازی دوستانهی ایران با مجارستان خداحافظی خود از تیم ملی فوتبال ایران را علنی و کشور را به مقصد آمریکا ترک کرد.
بیشتر بخوانید:
تاج: کمپ تیم ملی ایران از آمریکا به مکزیک منتقل شد/ با این تغییر مسئله روادید حل می شود
باشگاه گالاتاسرای ترکیه به شدت به دنبال جذب پرویز قلیچخانی بود؛ زیرا ترکها هم در یک نگاه فهمیده بودند که سطح بازی پرویز از آسیا بسیار فراتر است. این پیشنهاد مربوط به سال ۱۳۴۴ و پس از انجام تورنمنتی دوستانه میان تیمهای ایران، ترکیه، عراق و پاکستان بود که ترکها دلالی را برای بستن قرارداد با پرویز قلیچخانی به تهران فرستادند. این باشگاه ترکیهای در پی جذب او و جلال طالبی، دیگر بازیکن تیم ملی فوتبال ایران بود، اما به دلایلی که در آن زمان زود بودن تجربهی بینالمللی برای فوتبال و علاقه به ایران و میهنپرستی عنوان شد، این انتقال هیچگاه نهایی نشد.
در سالهای بعد از انقلاب او را بیشتر در قالب یک چهره سیاسی دیدیم؛ مردی که هر روز بیشتر از فوتبال فاصله می گرفت گویی هیچگاه یک فوتبالیست نبوده. مردی که در لابلای سطور نشریه سیاسی آرش غرق شد و آنقدر تغییر ماهیت داد که در معدود حضورش در رسانه ها تنها و تنها از سیاست گفت و سیاست را تحلیل کرد. انگار که نه انگار روزگاری بزرگترین فوتبالیست تاریخ ایران بوده.
در نهایت کتاب قطور و پرماجرای این اسطوره روز دوم خرداد ۴۰۵ برای همیشه بسته شد؛ با دنیایی از پرسش و ابهام و البته فراز و نشیب. مردی که شبیه هیچکس نبود.
ارسال دیدگاه