دانا گزارش می دهد؛
شبی که دشمن تصور میکرد انقلاب به پایان رسیده است/ بازخوانی شب خونین هفتم تیر و شکست بزرگترین عملیات تروریستی علیه جمهوری اسلامی
انفجار مهیب دفتر حزب جمهوری اسلامی در شامگاه هفتم تیر ۱۳۶۰، اگرچه دهها تن از مسئولان ارشد کشور را به شهادت رساند، اما نتوانست هدف طراحان این عملیات تروریستی برای متوقف کردن مسیر انقلاب را محقق کند.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هفتم تیر ۱۳۶۰، تنها یک انفجار در ساختمان حزب جمهوری اسلامی نبود؛ شبی بود که یکی از بزرگترین عملیاتهای تروریستی تاریخ معاصر ایران رقم خورد. عملیاتی که طراحان آن گمان میکردند با حذف همزمان جمعی از مدیران و مسئولان ارشد نظام، جمهوری اسلامی در کمتر از چند ساعت دچار فروپاشی خواهد شد؛ اما نتیجه، درست برخلاف محاسبات آنان رقم خورد.
در شامگاه هفتم تیر، اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی طبق روال هر هفته برای برگزاری جلسه در ساختمان مرکزی حزب واقع در خیابان سرچشمه تهران گرد هم آمدند. جلسهای که پس از اقامه نماز مغرب و عشا به امامت شهید آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی آغاز شد و قرار بود درباره مسائل مهم سیاسی کشور، از جمله شرایط پس از عزل بنیصدر و معرفی وزیر امور خارجه، گفتوگو شود.
در میان حاضران، فردی حضور داشت که کسی تصور نمیکرد مأمور اجرای یکی از بزرگترین جنایتهای تروریستی کشور باشد. محمدرضا کلاهی، عضو نفوذی سازمان مجاهدین خلق، مسئولیت هماهنگی، امنیت و تشریفات جلسات حزب را بر عهده داشت؛ جایگاهی که به او اجازه داده بود بدون جلب توجه، بمب قدرتمندی را در سالن جلسات کار بگذارد.
به گفته برخی از بازماندگان، کلاهی در روزهای منتهی به جلسه با اصرار فراوان از اعضا خواسته بود حتماً در نشست شرکت کنند و حتی اگر مهمانی دارند، او را نیز همراه خود بیاورند. دقایقی پیش از انفجار نیز پس از اطمینان از حضور چهرههای اصلی، ساختمان را به بهانه خرید بستنی برای پذیرایی ترک کرد؛ بهانهای که راه فرارش را هموار ساخت.
ساعت از حدود ۹ شب گذشته بود که شهید بهشتی در حال سخنرانی درباره شرایط سیاسی کشور بود. لحظاتی بعد انفجار مهیبی ساختمان را لرزاند. سقف سالن فرو ریخت و دهها نفر زیر آوار مدفون شدند. شدت انفجار به اندازهای بود که بسیاری از پیکرها قابل شناسایی نبودند.
در این حادثه، شهید آیتالله بهشتی به همراه ۷۲ تن از مسئولان، نمایندگان مجلس، وزرا، مدیران و نیروهای انقلابی به شهادت رسیدند؛ رخدادی که به عنوان یکی از تلخترین و خونبارترین عملیاتهای تروریستی تاریخ جمهوری اسلامی ایران ثبت شد.
جالب آنکه برخی از شخصیتهای شاخص نظام به دلایل مختلف در آن جلسه حضور نداشتند. آیتالله هاشمی رفسنجانی به دلیل پیگیری وضعیت درمانی آیتالله خامنهای ـ که تنها یک روز پیش در مسجد ابوذر هدف سوءقصد قرار گرفته بودند ـ در جلسه شرکت نکرد. آیتالله محمدی گیلانی و علیاکبر ناطق نوری نیز هر کدام به دلایل شخصی و کاری غایب بودند؛ غیبتهایی که بعدها از آن به عنوان رخدادهایی سرنوشتساز یاد شد.
حادثه هفتم تیر تنها یک اقدام تروریستی نبود؛ بخشی از سناریوی گستردهای بود که با ترور نافرجام آیتالله خامنهای در ششم تیر آغاز شده بود و هدف آن ایجاد خلأ مدیریتی و فروپاشی ساختار سیاسی کشور عنوان میشد.
با وجود این، برخلاف تصور طراحان عملیات، فضای عمومی کشور نهتنها دچار فروپاشی نشد، بلکه موج گستردهای از همبستگی اجتماعی شکل گرفت. دو روز بعد، در نهم تیرماه، مراسم تشییع پیکر شهدای این حادثه با حضور انبوه مردم برگزار شد؛ حضوری که بسیاری از تحلیلگران آن را پاسخی روشن به اهداف عاملان این انفجار دانستهاند.
محمدرضا کلاهی پس از انفجار از کشور گریخت و سالها با هویتی جعلی در هلند زندگی کرد تا اینکه در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵ میلادی) در همان کشور کشته شد و پرونده زندگی یکی از مشهورترین عوامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق بسته شد.
اکنون با گذشت دههها از هفتم تیر، این واقعه همچنان یکی از نقاط عطف تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ حادثهای که اگرچه خسارتی سنگین بر کشور تحمیل کرد، اما در روایت رسمی جمهوری اسلامی، به نمادی از ناکامی راهبرد ترور برای تغییر مسیر انقلاب تبدیل شد.
ارسال دیدگاه