توتال‌انرژیز با افتتاح مسیر جدید صادرات LNG، معادلات ژئوپلیتیکی تجارت گاز را بازتعریف می‌کند

توتال‌انرژیز با افتتاح مسیر جدید صادرات LNG، معادلات ژئوپلیتیکی تجارت گاز را بازتعریف می‌کند
در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی، تغییرات اقلیمی و محدودیت‌های لجستیکی، امنیت عرضه انرژی را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد جهانی تبدیل کرده‌اند، شرکت فرانسوی توتال‌انرژیز با مشارکت در راه‌اندازی نخستین پایانه صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در ساحل اقیانوس آرام مکزیک، گام مهمی در بازآرایی مسیرهای تجارت جهانی گاز برداشته است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی، تغییرات اقلیمی و محدودیت‌های لجستیکی، امنیت عرضه انرژی را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد جهانی تبدیل کرده‌اند، شرکت فرانسوی توتال‌انرژیز با مشارکت در راه‌اندازی نخستین پایانه صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در ساحل اقیانوس آرام مکزیک، گام مهمی در بازآرایی مسیرهای تجارت جهانی گاز برداشته است؛ اقدامی که فراتر از یک پروژه صنعتی، می‌تواند پیامدهای قابل توجهی برای موازنه ژئوپلیتیکی بازار انرژی در دهه آینده به همراه داشته باشد.
توتال‌انرژیز اعلام کرده است که نخستین محموله LNG از پروژه Energía Costa Azul (ECA LNG) در ایالت باخا کالیفرنیای مکزیک، راهی بازارهای آسیایی شده است. این پایانه که با همکاری شرکت آمریکایی Sempra Infrastructure توسعه یافته، نخستین تأسیسات صادرات LNG در سواحل اقیانوس آرام مکزیک به شمار می‌رود و امکان انتقال مستقیم گاز طبیعی به بازارهای شرق آسیا را فراهم می‌کند.
برخلاف مسیرهای سنتی صادرات LNG، در این پروژه گاز طبیعی تولیدشده در ایالات متحده از طریق خطوط لوله به غرب مکزیک منتقل، در آنجا مایع‌سازی و سپس مستقیماً از اقیانوس آرام به مقصد کشورهای آسیایی صادر می‌شود. در نتیجه، کشتی‌های حامل LNG دیگر نیازی به عبور از کانال پاناما نخواهند داشت و این موضوع، علاوه بر کاهش زمان حمل، هزینه‌های لجستیکی و بیمه را نیز کاهش می‌دهد.
اهمیت این تحول زمانی آشکارتر می‌شود که وضعیت مسیرهای سنتی تجارت انرژی مورد توجه قرار گیرد. در سال‌های اخیر، کاهش ظرفیت عملیاتی کانال پاناما به دلیل خشکسالی و محدودیت منابع آبی، موجب افزایش هزینه و زمان حمل محموله‌های انرژی شده است. هم‌زمان، تداوم تنش‌های امنیتی در خلیج فارس، نگرانی‌ها درباره امنیت عبور کشتی‌های حامل نفت و گاز از تنگه هرمز را افزایش داده است. در چنین شرایطی، شرکت‌های بزرگ انرژی بیش از گذشته به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین و افزایش انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین هستند.
هرچند پروژه ECA LNG به طور رسمی با هدف افزایش ظرفیت صادرات و بهبود دسترسی به بازار آسیا طراحی شده است، اما از منظر ژئوپلیتیکی، این مسیر را می‌توان بخشی از روند جهانی کاهش وابستگی تجارت LNG به گذرگاه‌های محدود و پرریسک ارزیابی کرد. در سال‌های گذشته، بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع جهان از دو مسیر اصلی انجام می‌شد؛ یا از خلیج فارس و تنگه هرمز، یا از پایانه‌های صادراتی سواحل خلیج مکزیک آمریکا که برای رسیدن به آسیا ناگزیر از عبور از کانال پاناما بودند. اکنون مسیر جدید اقیانوس آرام، گزینه سومی را پیش روی بازار جهانی قرار داده است.
با این حال، نباید این تحول را به معنای کاهش فوری اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز تلقی کرد. این آبراه همچنان مهم‌ترین گذرگاه انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت خام و LNG کشورهای حوزه خلیج فارس، به‌ویژه قطر، از این مسیر انجام می‌شود. توسعه میدان گازی «نورث فیلد» قطر نیز نشان می‌دهد که هرمز همچنان در سال‌های آینده جایگاه راهبردی خود را حفظ خواهد کرد.
آنچه در حال تغییر است، نه حذف نقش هرمز، بلکه تغییر نگاه بازیگران بازار انرژی به مفهوم امنیت عرضه است. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی دریافته‌اند که اتکا به یک یا دو گذرگاه راهبردی، می‌تواند زنجیره تأمین انرژی را در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی، تغییرات اقلیمی یا اختلالات لجستیکی آسیب‌پذیر کند. از همین رو، توسعه مسیرهای جایگزین به یکی از اولویت‌های اصلی سرمایه‌گذاری در صنعت LNG تبدیل شده است.
برای ایالات متحده، این پروژه مزیت رقابتی مهمی ایجاد می‌کند. گاز شیل آمریکا اکنون می‌تواند بدون وابستگی به کانال پاناما و با زمان کوتاه‌تر به بازارهای پرمصرف آسیایی برسد. مکزیک نیز با تبدیل شدن به یک هاب جدید صادرات LNG در سواحل اقیانوس آرام، جایگاه خود را در زنجیره ارزش انرژی آمریکای شمالی تقویت خواهد کرد.
از سوی دیگر، این پروژه بخشی از راهبرد بلندمدت توتال‌انرژیز برای گسترش حضور خود در بازار جهانی LNG است. این شرکت طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در پروژه‌های گازی قطر، آمریکا، موزامبیک، عمان و سایر مناطق انجام داده و با توجه به رشد تقاضای کشورهای آسیایی، تلاش می‌کند سهم خود را در تجارت جهانی گاز طبیعی مایع افزایش دهد.
برای ایران نیز این تحول حامل پیام‌های مهمی است. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین مزیت‌های ژئوپلیتیکی کشور در معادلات انرژی جهان محسوب می‌شود، اما توسعه مسیرهای جایگزین نشان می‌دهد که قدرت‌های اقتصادی و شرکت‌های بزرگ انرژی در تلاش‌اند تا ریسک وابستگی به گذرگاه‌های محدود را کاهش دهند.


این روند، اهمیت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های صادراتی، توسعه دیپلماسی انرژی و افزایش نقش ایران در پروژه‌های منطقه‌ای را بیش از گذشته نمایان می‌سازد.
در نهایت، افتتاح پایانه ECA LNG را باید فراتر از آغاز فعالیت یک تأسیسات جدید دانست. این پروژه نشانه‌ای از تغییر تدریجی معماری تجارت جهانی انرژی است؛ تغییری که در آن امنیت مسیرهای انتقال، انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین و تنوع کریدورهای صادراتی، به اندازه ظرفیت تولید اهمیت یافته‌اند. اگر این روند ادامه یابد، رقابت آینده بازار جهانی LNG تنها بر سر میزان تولید نخواهد بود، بلکه بر سر دسترسی به امن‌ترین، کوتاه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیرهای انتقال نیز شکل خواهد گرفت؛ رقابتی که می‌تواند در سال‌های آینده موازنه قدرت در بازار جهانی انرژی را به‌تدریج دگرگون سازد.

امیرحسین مقیمی پژوهشگر مسائل حقوقی فرانسه

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه