نقدی بر حضور چهره ها در شبکه های ماهواره ای؛
هزینه سنگین حضور در عرصههای ممنوعه/ از استادیوم تا شبکه ماهوارهای
پرونده فیروز کریمی، نمادی از بحران تضاد میان حضور چهرههای محبوب ملی در رسانههای ماهوارهای و حفظ چارچوبهای رسانهای کشور است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در دهههای اخیر، شکاف میان رسانه ملی و رسانههای ماهوارهای خارجی به یکی از چالشهای بنیادین حاکمیت فرهنگی در ایران تبدیل شده است. در حالی که رسانههای رسمی با استانداردهای سختگیرانه، خطقرمزها و چارچوبهای ایدئولوژیک تعریف شده فعالیت میکنند، رسانههای ماهوارهای سعی در ورود به حریمهای ممنوعه و دور زدن سد نظارتی دارند. در این میان، حضور چهرههای ورزشی و هنری که در داخل کشور دارای جایگاه حرفهای و اجتماعی هستند، اما در شبکههای ماهوارهای نیز ظاهر میشوند، پدیدهای است که فراتر از یک انتخاب شخصی، به یک «تضاد ساختاری» تبدیل شده است.
مسئلهی تضاد منافع و مسئولیت اجتماعی
چهرههای ورزشی و هنری، بهویژه کسانی مانند فیروز کریمی که به عنوان مربی و کارشناس در بطن فوتبال ایران فعالیت میکنند، تنها یک فرد مستقل نیستند. آنها بخشی از زیرساخت فرهنگی و ورزشی کشور محسوب میشوند. حضور این افراد در برنامههای ماهوارهای که اغلب از سوی نهادهای متخاصم یا با اهداف جهتگیری سیاسی مدیریت میشوند، نوعی دوگانگی هویتی ایجاد میکند. از یک سو، آنها از اعتبار و جایگاه خود در داخل کشور بهره میبرند و از سوی دیگر، با حضور در پلتفرمهایی که چارچوبهای رسانهای ملی را به چالش میکشند، به نوعی تضعیف این چارچوبها کمک میکنند.
پرونده فیروز کریمی؛ از تذکر تا تخلف
مورد فیروز کریمی در جریان جام جهانی، نمونهای کلاسیک از عدم توجه به سیستم هشداردهنده است. زمانی که نهادهای مربوطه پیش از شروع مسابقات حساس، تذکرات لازم را به چهرههای پرطرفدار میدهند، در واقع دارند از آنها میخواهند که نقش محافظتی خود را در برابر نفوذ رسانههای بیگانه ایفا کنند.
وقتی یک کارشناس با وجود اطلاع از ممنوعیتها، در یک برنامه ماهوارهای ظاهر میشود، این عمل از نظر رسانهای دو پیام منتقل میکند، بیتوجهی به اقتدار و قوانین حاکم بر فضای رسانهای داخلی.
حضور در رسانههای ماهوارهای، صرفنظر از محتوای صحبتها، خود یک تأیید رسانهای برای آن شبکه است. رسانههای خارجی با استفاده از چهرههای محبوب داخلی، سعی در مشروعیت بخشیدن به خود و ایجاد این تصور دارند که مرزهای رسانهای ایران در حال فروپاشی است. حضور چهرههایی که در ایران فعالیت حرفهای دارند، در واقع به این رسانهها محتوای انسانی میدهد تا بتوانند روایتهای خود را در فضای عمومی بازتولید کنند.
پروندههای تخلفی ناشی از حضور در شبکههای ماهوارهای، نشاندهنده یک بحران در خودکنترلی چهرههای عمومی است. برخورد با این افراد نباید تنها به صورت تنبیهی باشد، بلکه باید به این پرسش پاسخ داد که چرا چهرههایی که از اعتبار ملی خود برای پیشبرد حرفه خود در داخل استفاده میکنند، در لحظات حساس، از این اعتبار برای ورود به عرصههای ممنوعه استفاده میکنند؟
حفاظت از چارچوبهای رسانهای، تنها وظیفه نهادهای نظارتی نیست؛ بلکه مسئولیت اخلاقی و حرفهای هر چهرهی ملی است که میخواهد جایگاه خود را در حافظه جمعی ملت حفظ کند. حضور در رسانههای ماهوارهای، حتی اگر در پوشش تحلیل ورزشی باشد، میتواند به سرعت از یک تحلیل فنی به یک تخلف رسانهای و سیاسی تبدیل شود که هزینهاش، از دست رفتن اعتبار و اعتماد نهادهای رسمی خواهد بود.
ارسال دیدگاه