نقدی بر ماجرای مسدود شدن سایت فوتبال 360 و ورود دولت به ماجرا؛
قانون برای همه، مصونیت برای عادل؟/ ابلاغیه سفارشی برای سلبریتیها
اعلام رسمی صدور دستور ویژه رئیسجمهور و ابلاغیه منحصربهفرد دولت برای منوط کردن مسدودسازی سکوها به شخص رئیسجمهور، پشتپرده جدیدی از ماجرای فیلترینگ موقت «فوتبال ۳۶۰» را نمایان کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در حالی که افکار عمومی و بخشهای دغدغهمند جامعه از عملکرد رسانهای پلتفرم «فوتبال ۳۶۰» و تریبون دادن به چهرههایی که با رفتارهای متناقض ملی، احساسات عمومی را جریحهدار کردهاند، بهشدت معترض بودند، دولت چهاردهم با یک اقدام بیسابقه، وارد عمل شد. صدور ابلاغیه ویژه در تاریخ ۵ مرداد ماه مبنی بر منوط شدن مسدودسازی تمامی سکوها به دستور مستقیم رئیسجمهور، بیش از آنکه نمادی از «قانونمندی» باشد، بوی «باجدهی رسانهای» به یک سلبریتی پرحاشیه را میدهد.
اعلام رسمی صدور دستور ویژه رئیسجمهور و ابلاغیه منحصربهفرد دولت برای منوط کردن مسدودسازی سکوها به شخص رئیسجمهور، پشتپرده جدیدی از ماجرای فیلترینگ موقت «فوتبال ۳۶۰» را نمایان کرد. این سطح از دستپاچگی سخنگوی دولت و وزیر فرهنگ برای نجات رسانه عادل فردوسیپور، این پرسش اساسی را در افکار عمومی ایجاد کرده است که آیا وفاق ملی ادعایی دولت، به معنای باجدهی به چهرههای جنجالی و نادیده گرفتن ارزشهای اصیل جامعه در قبال رفتارهای ضدایرانی است؟
عادل فردوسیپور سالهاست که فراتر از یک مجری ورزشی، خود را به عنوان یک «برند» تعریف کرده است؛ برندی که بقای خود را نه در رعایت اصول حرفهای رسانه، بلکه در مدار حاشیه و ایجاد دوقطبیهای کاذب میبیند. آخرین پرده از این نمایش، گفتوگو با علیرضا فغانی بود. داوری که در حساسترین روزهای مواجهه ایران با فشارهای بینالمللی، دست دادن گرمش با ترامپ، آن هم بلافاصله پس از حملات ایالات متحده، خشم ایرانیان را برانگیخت.
در حالی که ورزشکاران بینالمللی از جمله لامین یامال، اَبَر ستاره جوان تیم ملی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ با هوشمندی و درک موقعیت، از عادیسازی روابط با مقامات آمریکا پرهیز میکنند، پلتفرم فوتبال 360 منتسب به فردوسیپور آگاهانه تریبون خود را به فغانی داد. این اقدام، نه یک «مصاحبه ورزشی»، بلکه یک دهنکجی آشکار به حافظه جمعی و احساسات خانوادههایی بود که عزیزترین سرمایههای خود را در نبردهای مستقیم با آمریکا از دست دادهاند. فردوسیپور با اصرار بر این رویکرد «شبهاپوزیسیونی»، نشان داده که حتی در سختترین شرایط ملی، منافع برند شخصیاش را بر وفاق ملی ترجیح میدهد.
نکته شوکهکننده در اظهارات اخیر فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، نه در دفاع از فردوسیپور، بلکه در فاش کردن یک «ابلاغیه ویژه» است. طبق گفته سخنگو، در تاریخ ۵ مرداد ماه، نامهای ابلاغ شده که بر اساس آن، هرگونه مسدودسازی یا محدودسازی سکوها باید منوط به تأیید ستاد راهبری فضای مجازی و «دستور نهایی رئیسجمهور» باشد.
سخنگوی دولت با «سرمایه کشور» خواندن فردوسیپور، سعی دارد او را مصون از نقد نشان دهد. اما دولت باید پاسخ دهد معیار «سرمایه» چیست؟ آیا سرمایهسوزی واقعی، نادیده گرفتن حساسیتهای مردم و حمایت از رسانهای نیست که در روزهای بحرانی کشور، نمادهای تنش با ایران را تطهیر میکند؟
اینکه شخص رئیسجمهور، وزیر فرهنگ و سخنگوی دولت، همگی به خط میشوند تا مشکل فنی یک پلتفرم را حل کنند، در حالی که در برابر مطالبات واقعی مردم در حوزههای معیشتی و فرهنگی، چنین سرعت عملی دیده نمیشود، خود گویای اولویتهای دولت است. دولت چهاردهم که با شعار «وفاق ملی» روی کار آمد، عملاً در اولین آزمون جدی خود نشان داد که وفاق را نه در شنیدن صدای همه مردم، بلکه در حمایت بیقید و شرط از سلبریتیهای جریانِ خاص میبیند.
سد کردن راه برای هرگونه برخورد قانونی با محتوای مسئلهدار تحت عنوان «قانونمند رفتار کردن»، زمانی که منجر به ایجاد مصونیت برای چهرههای جنجالی شود، نتیجهای جز تعمیق شکافهای اجتماعی ندارد. فردوسیپور که در ماجرای اخیر، بهجای پاسخگویی درباره چرایی دعوت از فغانی، با مظلومنمایی و متهم کردن دیگران، سعی در فرار رو به جلو داشت، امروز با ابلاغیه ۵ مرداد، دژ مستحکمی از حمایت دولتی برای خود یافته است.
دولت باید بداند که وفاق با باجدهی به سلبریتیهایی که احساسات ملی را به بازی میگیرند، حاصل نمیشود. اگر قرار است عدالت رسانهای برقرار باشد، قانون باید بر همه، از چهرههای پرطرفدار گرفته تا رسانههای گمنام، یکسان اجرا شود. ساختن ابلاغیههای سفارشی برای دور زدن مراجع قانونی، نه نشانه قدرت دولت، بلکه نشانه ضعف در برابر هجمههای رسانهایِ چهرههای مسئلهدار است.
ارسال دیدگاه