بسیج؛ از تشکل یکدست تا شبکه‌ای به وسعت ایران

بسیج؛ از تشکل یکدست تا شبکه‌ای به وسعت ایران
آینده بسیج، شاید بیش از هر زمان دیگری، در توانایی جمع کردن تفاوت‌ها حول یک هدف مشترک نهفته باشد. بسیج متکثر، بسیجی نیست که همه را شبیه خود کند؛ بسیجی است که بتواند آدم‌های متفاوت را برای ساختن ایران بهتر، کنار یکدیگر قرار دهد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛‌ فرهاد نظریان سامانی در یادداشتی نوشت: سخنان اخیر حجت الاسلام حسین طائب درباره آینده بسیج، بیش از آنکه صرفاً یک توصیه تشکیلاتی باشد، حامل یک پرسش مهم درباره آینده رابطه این نهاد با جامعه ایران است؛ اینکه آیا بسیج می‌تواند خود را به روی طیف‌های متنوع‌تری از مردم بازتعریف کند؟ وقتی از جوان و پیشکسوت، مسجدی و دانشگاهی، کارآفرین و جهادگر، هنرمند و معلم، متخصص و کاسب سخن گفته می‌شود، در واقع از ضرورت عبور از یک تصور محدود از «بسیجی» به سوی مفهوم گسترده‌تری از «مشارکت اجتماعی» صحبت می‌کنیم.

 

تکثر، به معنای کنار گذاشتن هویت نیست؛ به معنای گسترده‌تر کردن دایره حضور است. بسیج اگر بخواهد در آینده همچنان یک سرمایه اجتماعی اثرگذار باشد، باید بتواند افراد را نه الزاماً با یک سبک زندگی، یک زبان فرهنگی یا یک قالب تشکیلاتی مشترک، بلکه حول مسائل مشترک گرد هم آورد.

 

نسل جدید لزوماً به دنبال عضویت در ساختارهای کلاسیک نیست. ممکن است یک جوان، در قالب یک گروه داوطلبانه برای حل مسئله محله خود فعالیت کند؛ دیگری با تخصص فناوری به یک پروژه اجتماعی کمک کند؛ یک هنرمند از هنر خود برای امیدآفرینی بهره بگیرد؛ یک کارآفرین برای اشتغال جوانان میدان‌داری کند و یک استاد دانشگاه در حل یک مسئله علمی مشارکت داشته باشد. اگر همه این ظرفیت‌ها بتوانند بدون آنکه مجبور به شبیه شدن به یکدیگر باشند، در یک منظومه مشترک قرار بگیرند، آن‌گاه بسیج از یک «سازمان» به یک «شبکه اجتماعی» نزدیک‌تر خواهد شد.

 

مسیر تکثر از اعتماد می‌گذرد. جامعه زمانی ظرفیت‌های خود را در اختیار یک نهاد قرار می‌دهد که احساس کند قرار نیست هویت مستقل، تخصص یا سلیقه‌اش نادیده گرفته شود. بنابراین بسیج آینده باید به جای اینکه ابتدا بپرسد «این فرد چقدر شبیه ماست؟»، بیشتر بپرسد «این فرد چه مسئله‌ای را می‌تواند حل کند؟»

 

این تغییر نگاه، در حوزه فرهنگ نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. هنرمند را نمی‌توان با ادبیات اداری به میدان آورد، همان‌طور که دانشگاهی، کارآفرین، ورزشکار یا فعال اجتماعی هرکدام منطق و زبان خاص خود را دارند. تکثر واقعی یعنی پذیرفتن تفاوت زبان‌ها و روش‌ها، در عین اشتراک بر سر منافع ملی و مسائل ایران.

 

از سوی دیگر، تکثر بدون مسئله‌محوری نیز به یک عنوان زیبا اما بی‌اثر تبدیل می‌شود. بسیج می‌تواند خود را حول مسائل ملموس جامعه بازآرایی کند: اشتغال، آسیب‌های اجتماعی، محیط زیست، محرومیت‌زدایی، پیشرفت علمی، محله‌محوری، امید اجتماعی و کمک به حل مسائل اقتصادی. هر مسئله می‌تواند حلقه‌ای از افراد با تخصص‌ها و پیشینه‌های متفاوت ایجاد کند.

 

در چنین مدلی، مسجد می‌تواند همچنان یکی از پایگاه‌های مهم باشد، اما تنها پایگاه نباشد؛ دانشگاه، مدرسه، محله، شرکت دانش‌بنیان، کانون فرهنگی، گروه جهادی و حتی فضای مجازی نیز می‌توانند میدان‌های جدید کنشگری باشند.

 

البته این تحول یک پیش‌شرط مهم دارد: بسیج باید از «عضوگیری» به «ظرفیت‌یابی» حرکت کند. در مدل سنتی، موفقیت ممکن است با تعداد اعضا سنجیده شود؛ اما در مدل شبکه‌ای، پرسش مهم‌تر این است که چند مسئله واقعی با مشارکت چه تعداد از مردم حل شده است. ارزش یک شبکه اجتماعی را نه صرفاً با تعداد کارت‌های عضویت، بلکه با میزان اثرگذاری آن می‌توان سنجید.

 

اگر چنین تغییری رخ دهد، «ایران قوی» نیز از یک شعار انتزاعی به یک پروژه اجتماعی تبدیل می‌شود؛ پروژه‌ای که در آن هر ایرانی می‌تواند سهمی داشته باشد، بدون آنکه لازم باشد دقیقاً شبیه دیگری باشد.

 

آینده بسیج، شاید بیش از هر زمان دیگری، در توانایی جمع کردن تفاوت‌ها حول یک هدف مشترک نهفته باشد. بسیج متکثر، بسیجی نیست که همه را شبیه خود کند؛ بسیجی است که بتواند آدم‌های متفاوت را برای ساختن ایران بهتر، کنار یکدیگر قرار دهد.

 

در این صورت، جمله «مردم پای کار» نیز معنای تازه‌ای پیدا می‌کند؛ مردم قرار نیست صرفاً مخاطب یا نیروی اجرایی یک ساختار باشند، بلکه خودشان صاحبان ایده، تصمیم و میدان عمل خواهند بود. این همان نقطه‌ای است که بسیج می‌تواند از یک تشکل فراگیر به شبکه‌ای فراگیر از سرمایه‌های انسانی ایران تبدیل شود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه