تأملی بر وضعیت اینروزهای نمایش خانگی؛
نمایش خانگی؛ جولانگاه هنجارشکنی و عقدهگشاییهای ضد فرهنگی
علی رفیعی وردنجانی، منتقد و پژوهشگر سینما، در یادداشتی اختصاصی با انتقاد شدید از محتوای تولیدی شبکه نمایش خانگی، این بستر را متهم به ترویج ضدارزشها، عادیسازی روابط خارج از عرف و کپیبرداری ناشیانه از تولیدات غربی کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علی رفیعی وردنجانی، منتقد و پژوهشگر سینما و فعال رسانه در یادداشتی اختصاصی در خصوص برنامه درجام و حاشیه های آن عنوان کرد: السا فیروزآذر و مهیار حسن جلوی دوربین نون آوردن و کباب بُردن. در برنامه «شاهگل» نیک یوسفی، میبینیم که شرکت کنندهی خانم از بهار کاتوزی اجازه میگیرد که میتواند برای حدسِ گُل روی دستِ مردِ مقابلاش بزند یا خیر؟. در «بدنام» احسان سجادیحسینی، در قسمتی یلدا، ستایش رجائینیا، میگوید: این بچه حاصل یک عشق است و مهم نیست پدرش، اسماعیل، بپذیرد. در «کوری» سجاد پهلوانزاده عملاً ارتباط با نامحرم وضعیتی هنجار نمایش داده میشود، مخصوصاً دخترِ یک بازپرس که دوست پسر دارد و اخیراً او را هنگامِ گُل، مخدر، گرفتن از دیگری برای دوست پسرش دستگیر کردهاند. شبکهی نمایش خانگی حاصل عُقدههای خطرناکِ ناهنجار از سوی عواملی مثلاً فرهنگی است که در حالِ ترویج و عادّیسازیِ رواننژندیهای غربی هستند. از تهِ دل برای هنرِ ایران متأسفم که حاضر است برای کسبِ منفعتِ مالی پا رویِ هر ارزشِ فرهنگیای بگذارد. نمایشِ خانگی نباید به فرصتی برای عرضهی اندامِ اُپوزیسیونِ غربی و غربزده تبدیل شود همانطور که تا به اینجا پرچم دارشان «جوکر» علیخانی، بوده. شبکهی نمایش خانگی نباید به فرصتی برای عُقده گُشاییهای جِنسیِ اندکی تبدیل شود، همانطور که تا به اینجا پرچم دارشان «بدنام» سجادیحسینی، بوده. شبکهی نمایش خانگی تا مادامی میتواند برای فرهنگِ این مملکت منفعت داشته باشد که پا روی ارزشهای فرهنگی یک جامعه نگذارد.
به همان اندازه که اصطلاح نانِ زیرِ کباب شرمآور و منفور است، شبکهی نمایش خانگی هم برای جمهوری اسلامی ایران مایهی خجالت خواهد شد. این خجالت به دو قُطبیِ جنسی و فرهنگی ختم میشود. شبکهای که با فرمانِ تریبونهای مُفسدِ غربی حرکت میکند نمیتواند مایهی سرگرمی و خوشگذرانیِ یک خانوادهی ایرانی گردد. همانطوری که تا به امروز در «بدنام»، یک خانمِ محجبه هم دیده نشده، این شبکه نیز از حجاب چیزی به عنوان ارزش نشان نداده. فیلیمو، نماوا، شیدا، فیلمنت، آپارات و... عُریانگری و عادّی ساختن لمس و ارتباط با نامحرم، بخشی از اهدافِ چُنین پلتفُرمهایی است. پلتفُرمهایی که مخاطب را سیخهایی آماده و داغ روی آتش میبیند و گوشتی را به دستِ آنها میدهد که علاوهبر اینکه بسیار گرانتر از قصابیها است ارزشِ غذایی هم ندارد. قدرتِ فرهنگی جمهوریِ اسلامی با شبکهی نمایش خانگی زیر سؤال رفته. «کلاغ» مهدویان، چه تفاوتی با «تاسیان» پاکروان داشته؟ آنها با قدرتِ هرچه بیشتر کار میکنند و ککشان هم نمیگزد. ما از تاریخِ نمایشی در پلتفُرمها درس که نمیگیریم هیچ بلکه هر اثر را تاریخساز میدانیم. شبکهی نمایش خانگی بخشِ بزرگی از اُپوزیسیونِ ضدِّ فرهنگی بر این مملکت را تشکیل میدهد که ولوم آن هم دستِ این حکومت نیست چرا که نه ساترا، نه ارشاد و نه صدا و سیما بنظر میرسد هیچ نظارتِ جدّیای بر این شبکه ندارند.
تماشاگر را مرعوبِ تکنیکهای بصری و رایانهای کردن اسماش ساختِ فُرم نیست. به همان اندازه که «کوری» فقط با تکنیک و تدوین جلو میرود و داستاناش حرفِ جدّیای برای گُفتن ندارد، «کلاغ» هم ماکتِ سادهلوحانهای از دوران قبلِ انقلاب ساخته بود که اصلاً داستاناش به ژانر و کاراکترها نمیآمد و فقط اُلگوی خوبی بود. از سویی دیگر اکنون که با «اعتراف میکنم» پُر واضح از روی دستِ نتفلیکس کُپی کردهایم و نمونهی فارسی یک محصولِ فرهنگی از غرب را ساختهایم، خیلی مسائل باید برایم روشن شود، از جمله: تجارتِ ضدِّ فرهنگی به بهانهی سرگرمی و خوشگذرانی. تا مادامی که نگاهِ سازندگان و عواملِ فعال در شبکهی نمایشِ خانگی نشأت گرفته از فرهنگ و ارتباطاتِ کثیفِ غربی باشد نمیتوان از آن انتظار ساختِ یک محصولِ بدرد بخور که بشود آن را از صدا و سیما پخش کرد، داشت. شبکهی نمایش خانگی باید فرصتی برای بروز استعدادها باشد نه فرصتی برای عُقده گُشاییِ جنسی.
ارسال دیدگاه