نقدی بر فصل دوم رئالیتی شوی شفرونی؛

شفرونی و همچنان سقوط در چاه ابتذال

شفرونی و همچنان سقوط در چاه ابتذال
آنچه این روزها در پلتفرم‌های اینترنتی تحت عنوان سرگرمی به خورد مخاطب داده می‌شود، در برنامه شفرونی به اوج لودگی و هنجارشکنی رسیده است، برنامه‌ای که به جای خلق موقعیت‌های طنز اصیل، شأن هنرمندان باسابقه را تا سطح همخوانی‌های مبتذل اینستاگرامی و شوخی‌های سخیف جنسیتی تنزل داده است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ظهور شبکه نمایش خانگی در ابتدا با این امید همراه بود که بستری برای تولید آثار خلاقانه، عمیق و پاسخ‌گو به نیازهای فرهنگی جامعه فراهم شود؛ اما چرخش تدریجی این رسانه به سمت فرمول‌های صرفاً تجاری، زنگ خطر جدی برای تنزل ذائقه عمومی را به صدا درآورده است. رئالیتی‌شوی «شفرونی» تازه‌ترین نمونه از این دست تولیدات است؛ برنامه‌ای که به بهانه رقابت آشپزی و ایجاد سرگرمی، به میدانگاهی برای هنجارشکنی، بازتولید شوخی‌های نازل و تنزل شأن هنرمندان تبدیل شده است.

هجو حیا و ترویج شوخی‌های دوپهلو

نگاهی به فرم بیرونی و رفتارهای ثبت‌شده در دوربین «شفرونی»، پرده از نوعی تلاش مفرط و نامتعارف برای خنداندن مخاطب برمی‌دارد. در این برنامه، کمدی نه در قالب موقعیت‌های هوشمندانه و اصیل، بلکه در چارچوب رفتارهای سبک و ساختارشکنانه نمایان می‌شود.

 اجرای ترانه‌های لس‌آنجلسی و همخوانی با آن‌ها توسط چهره‌هایی نظیر مرجانه گلچین، نه تنها کمکی به ارتقای بار روایی برنامه نمی‌کند، بلکه مصداق بارز بهره‌برداری از محرک‌های عامه‌پسند برای جلب توجه کاذب است. این شیوه، کارنامه سال‌ها فعالیت حرفه‌ای یک هنرمند را تا سطح یک ویدئوی چندثانیه‌ای اینستاگرامی تنزل می‌دهد.

کلام شرکت‌کنندگان انباشته از کنایه‌های جنسیتی و دیالوگ‌های سطحی است. رفتارهای اغراق‌شده و پرسر‌وصدا و تمسخر وقار و متانت دیگران، فضایی را رقم زده که در آن حجب و حیا و ادب به جای ارزش‌گذاری، به سوژه تمسخر تبدیل می‌شود.

ریشه‌یابی ساختار «شفرونی» نشان می‌دهد که ضعف این برنامه اتفاقی نیست، بلکه ریشه در یک مدل اقتصادی و رسانه‌ای ناسالم دارد.

 هدف‌گذاری تیم تولید بر خلق یک اثر ماندگار نیست؛ بلکه چیدمان صحنه‌ها به گونه‌ای طراحی شده تا خوراک پیج‌های زرد اینستاگرامی تأمین شود. ایجاد حواشی پرسر‌وصدا در لحظه، جایگزین پیرنگ داستانی منسجم شده است تا از طریق حاشیه‌سازی، بازدیدهای برنامه افزایش یابد.

حضور افراطی تبلیغات و اولویت دادن به مطالبات حامیان مالی، کارکرد محتوایی را کاملاً خنثی کرده است. استفاده مکرر از سلبریتی‌های کلیشه‌ای و تکرار شوخی‌های آزموده‌شده نشان‌دهنده فقر ایده و تلاش برای تولید محصولی کم‌هزینه از نظر فکری اما پرسود از نظر مالی است.

فراتر از نقدهای فرمی، پیامدهای درازمدت چنین برنامه‌هایی بر بستر اجتماعی، اصلی‌ترین نگرانی منتقدان و کارشناسان است.

عرضه مداوم محتوای فاقد حیا در قالبی عامه‌پسند، به مرور زمان حساسیت‌های اخلاقی و عرفی جامعه را کاهش می‌دهد و شوخی‌های سخیف را به عنوان هنجار پذیرفته‌شده روابط اجتماعی بازتعریف می‌کند.

 استمرار چنین روندی، اعتبار پلتفرم‌های اینترنتی را به عنوان رسانه‌های جریان‌ساز و خلاق به خطر می‌اندازد و این بستر را صرفاً به محلی برای مصرف‌زدگی سطحی و بازتولید کلیشه‌های مبتذل بدل می‌سازد.

«شفرونی» زنگ هشداری است برای متولیان فرهنگی و تصمیم‌گیران شبکه نمایش خانگی. سرگرمی‌سازی ضرورتی انکارناپذیر برای نشاط جامعه است، اما تبدیل آن به بهانه‌ای برای عبور از مرزهای اخلاق و ادب عمومی، نتیجه‌ای جز ورشکستگی فرهنگی به همراه نخواهد داشت.

بازنگری در سازوکارهای تأیید محتوا، توجه به مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان و ترجیح کیفیت محتوا بر منافع کوتاه‌مدت مالی، تنها راه برون‌رفت از این چرخه ابتذال‌ساز است.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه