گزارش دانا از معادله جدید در جنوب ایران؛
معادله جنگ عوض شد/ ایران پایگاههای آمریکا را زیر ضرب برد
در پی تجاوز نظامی آمریکا به نقاطی در جنوب ایران با هدف تغییر معادله امنیتی تنگه هرمز، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در پاسخی سریع و چندلایه، مواضع و پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دادند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حملات شامگاه سهشنبه آمریکا به مناطقی در جنوب ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عملیات نظامی محدود ارزیابی کرد. موقعیت جغرافیایی اهداف، همزمانی حملات با تنشهای چندماهه بر سر تنگه هرمز و سپس پاسخ مستقیم نیروهای مسلح ایران به مواضع آمریکا در منطقه، نشان میدهد که میدان رویارویی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن واشنگتن تلاش دارد با ابزار نظامی بر معادله هرمز اثر بگذارد، اما تهران در مقابل، هزینه این اقدام را به پایگاهها و منافع آمریکا در سراسر منطقه منتقل میکند.
آمریکا در شب گذشته حملاتی را علیه نقاطی در جنوب ایران انجام داد؛ حملاتی که ابتدا از سوی منابع محلی گزارش شد و سپس مقامها و منابع آمریکایی نیز انجام آن را تأیید کردند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مناطقی در استان هرمزگان و سیستانوبلوچستان از جمله بندرعباس، قشم، سیریک، جاسک، بندرلنگه و محدوده کنارک هدف قرار گرفتند. در جیرفت نیز اصابت یک پرتابه به محدوده خارج از باند فرودگاه گزارش شد که به گفته مسئولان، تلفات جانی و خسارت به باند و ساختمانهای فرودگاه نداشته است.
در همین حال، بخشی از شبکه برق در قشم و سیریک نیز بر اثر حملات آسیب دید و نیروهای عملیاتی برای ترمیم و بازگرداندن برق وارد عمل شدند.
اما در میان مجموعه اهداف اعلامشده، حمله به منطقه مسکونی کوهستک در شهرستان سیریک اهمیت ویژهای داشت؛ جایی که بر اساس اعلام مسئولان هرمزگان، یک منزل مسکونی و مراسم عروسی هدف قرار گرفت و شماری از مردم غیرنظامی جان خود را از دست دادند.
این حمله، از نگاه تهران، صرفاً یک عملیات نظامی علیه یک هدف مشخص نبود و به همین دلیل واکنش نیروهای مسلح نیز در سطحی فراتر از یک پاسخ محدود تعریف شد.
هرمز؛ نقطه اصلی اختلاف
تنگه هرمز طی ماههای گذشته به یکی از مهمترین نقاط اصطکاک میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. موقعیت راهبردی این آبراه و نقش آن در انتقال انرژی باعث شده هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی آن، پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و منطقه داشته باشد.
در این میان، آمریکا تلاش کرده است با افزایش فشار سیاسی، نظامی و اقتصادی، شرایطی ایجاد کند که عبور شناورها و نفتکشها از این مسیر مطابق خواست واشنگتن انجام شود.
با این حال، حضور نیروهای مسلح ایران در منطقه و تأکید تهران بر حاکمیت و امنیت این آبراه، مانع از آن شده است که آمریکا بتواند با اتکا به برتری تسلیحاتی، معادله موجود را به سادگی تغییر دهد.
در همین چارچوب، سپاه پاسداران در اطلاعیه خود پس از حملات آمریکا تصریح کرد که اقدامات واشنگتن از سر استیصال بوده و این حملات، به جای تضعیف موقعیت ایران در هرمز، «قفل تنگه هرمز» را محکمتر خواهد کرد.
این موضع در واقع بیانگر منطق پاسخ ایران است: اگر آمریکا تلاش کند با قدرت نظامی مسیر هرمز را تغییر دهد، تهران نیز میدان پاسخ را از جنوب ایران به شبکه نظامی آمریکا در منطقه گسترش خواهد داد.
پاسخی که محدود به داخل ایران نماند
نخستین نشانههای این رویکرد، تنها مدت کوتاهی پس از حملات آمریکا آشکار شد.
روابط عمومی سپاه پاسداران اعلام کرد رزمندگان نیروی هوافضای سپاه پاسخ به حملات آمریکا را آغاز کردهاند و در نخستین اقدام، یک فروند پهپاد MQ-9 آمریکایی با استفاده از سامانه جدید پدافندی کشور در آسمان خمین سرنگون شده است.
این اتفاق از دو جهت قابل توجه است؛ نخست آنکه یک دارایی پیشرفته آمریکایی هدف قرار گرفت و دوم اینکه سرنگونی آن در فاصلهای خارج از محدوده مستقیم عملیات جنوب کشور نشان میدهد دامنه رویارویی صرفاً به منطقه هرمز محدود نمانده است.
در ادامه، سپاه از حملات موشکی به مواضع نظامی آمریکا در اردن خبر داد.
بر اساس اطلاعیه روابط عمومی سپاه، آشیانههای پهپادهای دوربرد RQ-4 و MQ-9 در پایگاه هوایی آمریکا موسوم به «پرنس حسن» هدف موشکهای بالستیک قرار گرفتند و تعدادی از پهپادها و زیرساختهای فنی این پایگاه منهدم شدند.
پس از آن نیز سپاه از حمله به پادگان تفنگداران آمریکایی موسوم به «کمپ تیتین» در اردن خبر داد.
این سطح از پاسخ، پیام مهمی برای آمریکا و متحدان منطقهای آن دارد: پایگاههایی که واشنگتن طی سالهای گذشته برای عملیات و پشتیبانی از نیروهای خود در غرب آسیا ایجاد کرده بود، در صورت حمله به ایران میتوانند به اهداف مستقیم پاسخ تهران تبدیل شوند.
بحرین؛ پایگاه آمریکا در تیررس پهپادهای ایران
همزمان با حملات موشکی سپاه، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از اجرای بیستونهمین مرحله عملیات «صاعقه» خبر داد.
در این عملیات، تأسیسات راداری و مراکز تجمع نیروهای آمریکایی در پایگاه شیخ عیسی بحرین با حجم بالایی از پهپادهای انهدامی هدف قرار گرفت.
پایگاه شیخ عیسی از مراکز مهم نظامی آمریکا در منطقه است و در حوزه پشتیبانی، تعمیر و نگهداری تجهیزات هوایی و استقرار هواپیماهای شناسایی مورد استفاده قرار میگیرد.
در نتیجه، آمریکا که حمله خود را از جنوب ایران آغاز کرده بود، با وضعیتی مواجه شد که در آن تأسیسات نظامیاش در چند کشور منطقه در معرض پاسخ قرار گرفتند.
این همان نقطهای است که محاسبات واشنگتن را پیچیده میکند؛ زیرا آمریکا برای حضور نظامی خود در منطقه به مجموعهای از پایگاهها و تأسیسات در کشورهای مختلف وابسته است و هرچه دامنه پاسخ ایران گستردهتر شود، هزینه حفاظت از این شبکه نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
کشورهای میزبان آمریکا؛ دیگر حاشیه امن نیستند
یکی از ابعاد مهم عملیات اخیر، نقش کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی است.
دونالد ترامپ پیش از آغاز عملیات اعلام کرده بود که برخی متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس از حمله جدید واشنگتن علیه ایران مطلع بودهاند.
این اظهارنظر در شرایطی مطرح شد که تهران پیش از این نسبت به هرگونه استفاده از خاک یا زیرساخت کشورهای منطقه برای حمله به ایران هشدار داده بود.
اکنون با هدف قرار گرفتن پایگاه آمریکایی در بحرین و گزارشهایی درباره فعال شدن پدافند در کویت و اردن و همچنین شنیده شدن انفجار در اربیل، یک واقعیت جدید خود را نشان داده است: میزبانی از نیروهای آمریکایی الزاماً به معنای قرار گرفتن خارج از میدان درگیری نیست.
اگر پایگاههای آمریکا از خاک کشورهای منطقه برای حمله به ایران استفاده شوند، از نگاه تهران همین پایگاهها میتوانند بخشی از اهداف پاسخ قرار گیرند.
در چنین شرایطی، حضور آمریکا در کشورهای منطقه از یک مزیت عملیاتی میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
تهدیدی که برای واشنگتن چندلایه میشود
واشنگتن در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از توان نظامی خود در غرب آسیا را بر شبکهای از پایگاهها، تأسیسات لجستیکی، مراکز فرماندهی و سامانههای شناسایی متکی کرده است.
این شبکه در شرایط عادی یک مزیت برای آمریکا محسوب میشود؛ اما در یک رویارویی مستقیم با ایران، همین گستردگی میتواند به معنای افزایش تعداد اهداف قابل دسترس باشد.
حملات اخیر ایران به پایگاههای آمریکا در بحرین و اردن، در صورت تأیید نهایی جزئیات اعلامشده، نشان میدهد پاسخ تهران میتواند بر اساس یک منطق مشخص شکل گرفته باشد: مقابله با حمله در مبدأ، با هدف قرار دادن ظرفیت نظامی دشمن در منطقه.
این رویکرد میتواند محاسبات آمریکا را تغییر دهد؛ چراکه واشنگتن دیگر تنها با مسئله دفاع از نیروهای خود در خاک ایران یا مقابله با توان موشکی و پهپادی ایران مواجه نیست، بلکه باید امنیت شبکهای از پایگاههای خود در چند کشور را نیز همزمان تأمین کند.
بازار انرژی اولین واکنش را نشان داد
اهمیت تنگه هرمز تنها نظامی نیست. همزمان با انتشار اخبار حملات آمریکا به جنوب ایران، بازار نفت نیز واکنش نشان داد و قیمت نفت افزایش یافت.
این واکنش اقتصادی، اهمیت استراتژیک منطقه را نشان میدهد. هرگونه تشدید درگیری در اطراف تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله میان تهران و واشنگتن نیست و میتواند بر بازار انرژی، هزینه حملونقل، بیمه نفتکشها و امنیت زنجیره تأمین انرژی در جهان اثر بگذارد.
از همین رو، هر اقدامی که با هدف تغییر وضعیت هرمز انجام شود، میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از اهداف نظامی اولیه داشته باشد.
معادلهای که آمریکا باید دوباره محاسبه کند
اکنون پرسش اصلی این نیست که آمریکا توان اجرای یک حمله نظامی را دارد یا خیر؛ واشنگتن این توان را در عملیات اخیر به نمایش گذاشته است.
پرسش اصلی این است که آیا آمریکا میتواند هزینههای مرحله بعدی این رویارویی را نیز مدیریت کند؟
حمله به جنوب ایران اگر با هدف افزایش فشار بر تهران و تغییر معادله هرمز انجام شده باشد، در نخستین ساعات با پاسخ گسترده نیروهای مسلح مواجه شده است؛ پاسخی که از سرنگونی پهپاد آمریکایی در داخل کشور تا هدف قرار دادن مراکز نظامی آمریکا در اردن و بحرین امتداد یافته است.
به این ترتیب، میدان تقابل از یک جغرافیای محدود در جنوب ایران به شبکهای از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه کشیده شده است.
این تحول میتواند مهمترین پیام عملیات اخیر باشد: آمریکا ممکن است بتواند به جنوب ایران حمله کند، اما نمیتواند تضمین کند که پاسخ ایران نیز در همان جغرافیا باقی بماند.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز بار دیگر به مرکز ثقل معادله امنیتی منطقه تبدیل شده است؛ اما این بار در شرایطی که هر تلاش برای تغییر وضعیت آن میتواند هزینههایی را در فاصلهای بسیار دورتر از آبهای هرمز برای آمریکا ایجاد کند.
واشنگتن برای باز کردن مسیر هرمز وارد میدان شده است؛ اما پاسخ ایران نشان میدهد که برای تهران، مسئله فقط دفاع از یک آبراه نیست، بلکه حفظ معادله بازدارندگی و تحمیل هزینه به هر طرفی است که بخواهد با اتکا به قدرت نظامی، قواعد این منطقه را یکجانبه تغییر دهد.
ارسال دیدگاه