ابوعبیده؛ سخنگوی نقابدار غزه؛ از «نکبت» تا ماندگاری در حافظه فلسطینیان
سخنگوی نقابدار و پرصلابتی که نماد رسانهای مقاومت و فلسطین شد، طنین صدایش همچنان برای اشغالگران آزاردهنده است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ «قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم در راه خدا جهاد کنم، پس کشته شوم، سپس دوباره زنده شوم و باز هم کشته شوم»؛ این آرزوی مردی بود که جهان او را با صدایش میشناخت؛ مردی که قهرمان نسل z بود؛ مردی که صدای رسا و چهره مستورش، با فلسطین پیوند خورده بود، با غزه، مقاومت، چفیه، جهاد، مبارزه؛ مردی که بیست سال بدون نام و نشان، پیامبر و پیامرسان جبهه حقِ فلسطین علیه جبهه دروغ و باطل شیطان صهیونی، و نماد آشنای جنگ رسانهای و راوی مقاومت بود؛ کسی که دیدهها از دیدن چهرهاش محروم بود، اما گوشها با طنین صدای پرصلابت و دردآلودش آشنا؛ چهرهای رازآلود با چفیهای سرخرنگ که تصویر و حضور مقتدرانهاش بیش از دو دهه برای اشغالگران رعبآور بود و برای فلسطینیان امیدبخش؛ کسی که خودِ فلسطین بود؛ فرمانده رسانهای قسام و صدای رسای امت؛ ابوعبیده.
«ابوعبیده» لقبش بود؛ هویتی که نزدیک به دو دهه در پردهای از ابهام بود؛ اما پیشتر «حُذیفه» صدایش میکردند؛ «حُذیفه سمیر عبدالله الکحلوت».
حذیفه 37 سال پس از واقعه «نکبت» به دنیا آمد؛ در سرزمینی غریب؛ در عربستان سعودی.
خانوادهاش یکی از صدها هزار خانواده فلسطینی بودند که در سال 1327 ش (1948م)؛ سالِ «تاسیس کشور اسرائیل در خاک فلسطین»، از سرزمین اجدادی خود ـ روستای نعلیا در عسقلان اشغالی ـ اخراج و آواره شدند و سر از عربستان درآوردند.
نعلیا؛ روستایی فلسطینی در 19 کیلومتری شمال غزه با 1310 نفر جمعیت، در دشتی ساحلی بود که مزارع و باغهای زیتون آن را در بر گرفته بودند.
زندگی در نعلیا مثل تمام روستاهای آباد فلسطینی جاری بود تا چندماه پس از روز «نکبت»، (13 آبان 1327/ 4نوامبر 1948 ) که پای نظامیان اشغالگر به این روستا هم رسید. روستاییان مجبور به ترک نعلیا و آواره شدند. روستا هم بعدها به شهر اشغالی عسقلان ( اشکلون) پیوست.
نعلیا علاوه بر حاصلخیزی، نخبهپرور هم بود و در کنار حذیفه (ابوعبیده)، اصل و ریشه بزرگانی چون نزار عبدالقادر ریان؛ رهبر جنبش مقاومت اسلامی حماس، دکتر ایاد صالح الکحلوت؛ پزشک و جراح ساکن آلمان و شهید احمد ابوحسین؛ روزنامهنگار نیز به آن برمیگشت.
ارسال دیدگاه