به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بازگشت بیژن مرتضوی، آهنگساز و نوازنده پرآوازه ایرانی، به وطن، فارغ از جنبههای شخصی و عاطفی، به یکی از چالشبرانگیزترین رویدادهای رسانهای ماههای اخیر تبدیل شده است. این رخداد، تنها بازگشت یک چهره هنری نیست، بلکه به مثابه یک نقطه عطف در جنگ روایتها میان جریانهای سیاسی داخل و خارج از کشور عمل میکند.
شکستن تابوی «بازگشت» و خشم جریانهای برانداز
یکی از اصلیترین دلایل واکنشهای تند و سازمانیافته علیه بیژن مرتضوی، تأثیر استراتژیک این بازگشت بر روایتهای اپوزیسیون خارج از کشور است.
جریانهای معاند همواره با ترویج این گزاره که بازگشت به ایران مساوی با سرکوب یا هزینههای امنیتی گزاف است، تلاش میکردند فاصله میان ایرانیان خارجنشین و میهن را حفظ کنند. حضور مرتضوی در ایران، این توهم حصار نمادین را شکست و عملاً این روایت را با چالشی جدی مواجه کرد.
رسانههای فارسیزبان معاند، برای خنثی کردن اثر مثبت این بازگشت، بلافاصله دست به برچسب زنی زدند و مرتضوی را سلبریتی حکومتی زدند. هدف از این برچسبزنی، ترور شخصیت هنرمند و ایجاد بازدارندگی برای سایر چهرههای هنری است که ممکن است سودای بازگشت در سر داشته باشند. در واقع، عصبانیت آنها از تصمیم مرتضوی نیست، بلکه از پیامدهای نمادین آن است که وحدت و پیوند عاطفی میان هنرمندان و جامعه داخل کشور را یادآوری میکند.
در کنار تنشهای سیاسی، لایه دوم این ماجرا که در فضای مجازی و تحلیلی بازتاب گستردهای داشت، مسئله بحران صداقت رسانهای است.
بیژن مرتضوی، پیش از آنکه تصویری از فرودگاه منتشر کند، حضور خود در ایران را تکذیب کرده بود. این تناقض میان تکذیب اولیه و واقعیت ورود، مخاطب را دچار سردرگمی کرد. در عصر دیجیتال، که شبکههای اجتماعی اجازه فراموشی ادعاهای گذشته را نمیدهند، چنین تناقضی به سرعت به ضد اعتبار خود هنرمند تبدیل میشود.
تقابل «هنر» با «منازعه سیاسی»
بازگشت بیژن مرتضوی نشان داد که در وضعیت فعلی، هیچ تصمیم فردی در فضای هنری نمیتواند از تیغ تیز منازعات سیاسی در امان بماند. جریانهای خارجنشین تلاش دارند هر بازگشتی را به یک بیانیه سیاسی تقلیل دهند و جریانهای داخلی نیز گاه با ذوقزدگی رسانهای سعی در بهرهبرداری از این بازگشت دارند.
بازگشت بیژن مرتضوی، آزمونی بود برای نشان دادن اینکه سرمایه اجتماعی یک هنرمند تا چه حد در برابر تناقضات رسانهای آسیبپذیر است. اگر این رویداد بهجای یک تناقض رسانهای، تکذیب سپس تایید، با روایتی شفاف و صادقانه آغاز میشد، میتوانست به یک پیوند فرهنگی عمیقتر میان جامعه و هنرمند بدل شود.
ارسال دیدگاه