به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جدول اجراهای صحنهای کشور در هفته پیشرو با ثبت بیش از ۸۵ اجرا، ۱۵ عنوان در پایتخت و افزون بر ۷۰ سانس در استانها، از یک برنامه فشرده تقویمی فراتر رفته و به سندی قابل تامل برای تحلیل «اقتصاد فرهنگ»، «تغییرات ذائقه مخاطب» و «دوگانگی پایتخت–پیرامون» تبدیل شده است. واکاوی این جدول نشان میدهد که بازار موسیقی ایران همزمان سه چرخش اساسی را تجربه میکند: چرخش ژئوپلیتیک تورها به نفع شهرهای کوچک، نفوذ فرهنگ پاپکالچر جهانی به بدنه ارکسترها، و البته تداوم حاشیهنشینی گونههای ریشهدار موسیقی سنتی.
شاید برجستهترین گزاره در آمارهای این هفته، سهم خیرهکننده بیش از ۸۰ درصدی شهرستانها در برابر تهران باشد. اما نکته مهمتر از این حجم، جغرافیای شهرها است. اجرای چهرههای پرفروش پاپ دیگر محدود به کلانشهرهایی چون اصفهان، مشهد، شیراز و تبریز نیست:
حضور چهرههایی نظیر مجید رضوی در دلیجان و هشتگرد، ناصر زینلی در محمودآباد، یا مجید خراطها در گراش و کازرون، نشاندهنده شکلگیری یک طبقه مصرفکننده جدید با قدرت خرید تثبیتشده در شهرهای کوچک و میانمقیاس است.
تورهای چندشهری فشرده نظیر ۵ شهر در ۶ روز برای یک خواننده، حکایت از صنعتیشدن کامل جریان تولید کنسرت دارد؛ فرایندی که در آن تهیهکننده و خواننده، تالارهای محلی و مجموعههای تجاری تازهتاسیس نظیر سالنهای اکومال، آرشمال، همای سعادت و... را به عنوان بنگاههای سودآور با بازدهی سریع شناسایی کردهاند.
مقایسه ماهوی جدول تهران و دیگر استانها، شکاف عمیقی را در کارکرد سالنها عیان میسازد. در پایتخت، غلبه چشمگیر با موسیقی ارکسترال، باروک، فلامنکو و پروژههای مستقل است تالار رودکی، نیاوران، ارسباران. حتی در معدود اجراهای سالن بزرگ نظیر برج میلاد، تمرکز بر اپرا یا موسیقی متن است، نه پاپ عامهپسند. تهران عملاً در حال تبدیلشدن به بازاری تخصصی و تجربی برای شنوندگان گزیدهتر است.
در مقابل، سالنهای شهرستانها به انحصار موسیقی تجاری و پاپ درآمدهاند. به بیان دیگر، ارزشافزوده گیشه در استانها از طریق سرگرمیسازی حداکثری تامین میشود، در حالی که اجراهای با هویت آکادمیک یا تجربی در خارج از تهران بهندرت ریسک سالنداری را میپذیرند.
ظهور پدیده «فیلمکنسرت»: ترجمه ارکسترال برای نسل زِد
اجرای فیلمکنسرتهای «اینتراستلار» در تهران و بهویژه «هری پاتر» و «گیم آو ترونز» در تالار مرکزی ساری، نشاندهنده یک تغییر الگوی معنادار در ذائقه مخاطب و البته هوشمندی ارکسترها است. ارکسترهای خصوصی برای خروج از رخوت رپرتوارهایی که عمدتاً طیف محدودی از مخاطبان را جذب میکردند، به نمادهای فرهنگ بصری نسل جدید متوسل شدهاند.
انتقال این دست اجراها به شهرهایی مانند ساری، نشان میدهد که عطش شنیدن موسیقیهای متن حماسی/فانتزی دیگر منحصر به بدنه دانشجویی یا ساکنان پایتخت نیست؛ بلکه نسل جوان در سراسر کشور، سینما و سریالهای جریان اصلی جهان را به عنوان مرجع شنیداری خود برگزیده است.
مقاومت موسیقی بومی؛ کورسوهایی در برابر سونامی تجاریسازی
در میانه هجوم مارکتینگ فشرده پاپ، حضور چهرهها و گروههایی چون فرج علیپور با موسیقی لری در زادگاه خود کوهدشت و بروجرد، اپرای حلاج پرواز همای در تبریز، گروه نیمه، موسیقی بومی جنوب و کنسرت «پنجسیم» در شیراز نشان از نوعی پایداری بومی دارد. این اجراها اگرچه از منظر تعداد سانسها قابل قیاس با ماراتن پاپ نیستند، اما همچنان پایگاه اجتماعی و پیوند نسلی خود را در مناطق زیستبوم فرهنگی خود حفظ کردهاند؛ هرچند عدم تعادل در حمایتهای مادی و امکانات سالنی میان آنها و ستارههای پاپ، زنگ خطری جدی برای تضعیف میراث شنیداری نواحی به شمار میرود.
تقویم موسیقایی هفته پیشرو نمایانگر صنعتی سرزنده، پرتقاضا و با گردش مالی بسیار بالا است که نشاط عمومی را دستکم در بخش مصرف فرهنگی به همراه دارد. با این حال، تعمیق شکاف میان موسیقی سرگرمکننده درآمدزا و موسیقی اندیشهمحور کممشتری، و همچنین انقباض تولیدات ارکسترال جدی در خارج از محدوده چند تالار معدود تهران، یادآور این واقعیت است که توسعه بازار موسیقی در کشور رشدی کاملاً نامتوازن و بهشدت تابع منطق سرمایه را سپری میکند.
ارسال دیدگاه