به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاحطلب، اخیراً در برنامه «به وقت ایران» ادعای عجیبی مطرح کرده است: «اگر سه کشتی را نیروهای مسلح مورد هدف قرار نمیدادند، ایران دست برتر در تفاهمنامه را داشت.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که شواهد مستند نشان میدهد ایران این اقدام را واکنشی به نقض مفاد تفاهمنامه انجام داده بود. خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاعرسانی راه دانا در این گزارش تحلیلی، ضمن بازخوانی این ادعا، به بررسی هماهنگی مشکوک میان اصلاحطلبان، رسانههای غربی و اندیشکدههای بینالمللی در مقصرنمایی ایران پرداخته است.
تفاهمنامه اسلامآباد؛ آنچه واقعاً نوشته شده بود
برای درک دقیق این ماجرا، ابتدا باید نگاهی به متن تفاهمنامه اسلامآباد انداخت. این تفاهمنامه که در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان امضا شد، شامل ۱۴ بند بود که در آن تعهدات متقابلی برای دو طرف پیشبینی شده بود .
مهمترین تعهدات آمریکا بر اساس این تفاهمنامه:
بند ۱: آمریکا و ایران متعهد شدند که «در تمام جبههها، از جمله لبنان، عملیات نظامی را فوراً و بهطور دائم متوقف کنند» و از هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند .
بند ۴: آمریکا متعهد شد که «فوراً محاصره دریایی خود را لغو کند و ظرف ۳۰ روز بهطور کامل پایان دهد» .
بند ۷: آمریکا متعهد شد که «همه تحریمها علیه ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت و تحریمهای یکجانبه آمریکا را لغو کند» .
بند ۱۰: آمریکا متعهد شد که «فوراً برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و همه خدمات مرتبط با آن (شامل بانک، بیمه و حملونقل) معافیت صادر کند» .
نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا؛ واقعیتی که کرباسچی نادیده میگیرد
ادعای کرباسچی در حالی مطرح میشود که شواهد مستند نشان میدهد این آمریکا بود که تفاهمنامه را نقض کرد، نه ایران.
اندیشکده انگلیسی چتم هاوس به قلم محسن میلانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی، در تحلیلی درباره علل بر هم خوردن این تفاهمنامه نوشت:
«ظاهراً، این تفاهمنامه به دلیل اختلافات مربوط به هرمز و لبنان از هم پاشید. با این حال، واشنگتن ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که این توافقنامه بیش از حد به تهران امتیاز داده و عملاً آن را باطل کرده است.»
نکته کلیدی: چتم هاوس به صراحت اعلام میکند که رژیم صهیونیستی، با این ادعا که امضاکننده تفاهمنامه نبوده است، علیرغم درخواست تفاهمنامه برای پایان دادن به عملیات نظامی «در تمام جبههها، از جمله لبنان»، به حملات علیه حزبالله ادامه داد.
ترجمه ساده: آمریکا و اسرائیل تفاهمنامه را نقض کردند، نه ایران. ایران تنها به نقض تعهدات از سوی طرف مقابل واکنش نشان داد.
هماهنگی مشکوک؛ چرا همه یک روایت را تکرار میکنند؟
آنچه در این ماجرا بیش از ادعای کرباسچی نگرانکننده است، هماهنگی مشکوک میان طیفهای مختلف در تکرار یک روایت واحد است:
۱. یاشار سلطانی، فعال رسانهای، پیشتر ادعا کرده بود: «یک عدهای که در پشت صحنه معادلات اقتصادی ایران از جمله فروش نفت هستند (که جامعه آنها را با عنوان تراستیها بیشتر میشناسد)، در هفته تشییع و تدفین امام شهید، به نفتکشها در تنگه هرمز حمله کردهاند و باعث فروریختن تفاهمنامه اسلامآباد شدهاند تا منافع اقتصادی خود را دنبال کنند!»
۲. فرناز فصیحی، روزنامهنگار نیویورک تایمز، نیز همین ادعای اصلاحطلبان را مطرح کرده بود.
۳. غلامحسین کرباسچی، فعال اصلاحطلب، در برنامه «به وقت ایران» همین روایت را با عبارتی متفاوت تکرار کرده است.
۴. چتم هاوس، اندیشکده انگلیسی، نیز در تحلیل خود همین محور را تقویت کرده و نوشته است که واشنگتن «ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که توافق بیش از حد به تهران امتیاز داده».
نتیجه: یک هماهنگی آشکار میان اصلاحطلبان داخلی، رسانههای غربی و اندیشکدههای بینالمللی در مقصرنمایی ایران و تبرئه آمریکا و اسرائیل وجود دارد.
چرا این روایت خطرناک است؟
مسئله اصلی، تفاوت میان نقد تصمیمهای داخلی و تبدیل کردن ایران به متهم اصلی هر بنبست سیاسی است.
نقد عملکرد نیروهای داخلی، دستگاه دیپلماسی یا بازیگران اقتصادی، زمانی میتواند به فهم دقیقتر واقعیت کمک کند که بر شواهد روشن، ترتیب زمانی وقایع و ارزیابی متقابل رفتار طرفها استوار باشد.
اما هنگامی که پیش از روشن شدن ابعاد ماجرا، نقشآفرینان داخلی بهعنوان عامل شکست معرفی میشوند و تعهدات طرف مقابل در حاشیه قرار میگیرد، نتیجه میتواند مخدوش شدن ذهن افکار عمومی و کاهش اعتماد به ظرفیتهای داخلی کشور باشد.
موضوعی که نه تنها هیچ کمکی به کشورمان نمیکند، بلکه اهداف طرف مقابل را تامین میکند؛ طرفی که میز مذاکره را همواره بهعنوان سکوی جنگ و عملیات فریب در یک سال اخیر قرار داده است.
مقایسه روایتها؛ چه کسی چه چیزی میگوید؟
| روایت | منبع | محتوای اصلی | نتیجهگیری |
|---|---|---|---|
| روایت اصلاحطلبان | کرباسچی، سلطانی، فصیحی | ایران با حمله به سه کشتی، تفاهمنامه را خراب کرد | ایران مقصر است |
| روایت چتم هاوس | محسن میلانی | آمریکا توافق را بیش از حد امتیازدهنده دید و آن را باطل کرد | آمریکا مقصر است |
| روایت رسمی ایران | مقامات ایرانی | آمریکا و اسرائیل تفاهمنامه را نقض کردند | آمریکا و اسرائیل مقصرند |
نکته قابل توجه: حتی چتم هاوس، اندیشکده غربی، اذعان میکند که آمریکا ممکن است توافق را باطل کرده باشد. اما اصلاحطلبان داخلی این بخش از تحلیل چتم هاوس را نادیده میگیرند و فقط بخشهایی را برجسته میکنند که به روایت مقصرنمایی ایران کمک میکند.
جمعبندی؛ روایتی که در خدمت دشمن قرار میگیرد
آنچه در این ماجرا شاهد آن هستیم، یک پروژه چندلایه است:
لایه اول: تحریف تاریخی. اصلاحطلبان با نادیده گرفتن نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا و اسرائیل، ایران را مقصر اصلی برهم خوردن توافق معرفی میکنند.
لایه دوم: هماهنگی رسانهای. کرباسچی، سلطانی، فصیحی و چتم هاوس همگی یک روایت واحد را تکرار میکنند؛ روایتی که در آن ایران متهم و آمریکا تبرئه میشود.
لایه سوم: تضعیف اعتماد داخلی. این روایت، اعتماد افکار عمومی به ظرفیتهای داخلی کشور را کاهش میدهد و ذهن جامعه را برای پذیرش «تسلیم و مذاکره بدون قید و شرط» آماده میکند.
نتیجه نهایی: اصلاحطلبان با تکرار این روایت، نه تنها به فهم دقیق واقعیت کمک نمیکنند، بلکه عملاً در خدمت پروژه دشمن برای تضعیف روحیه مقاومت و عادیسازی تسلیم قرار میگیرند. در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ ترکیبی تمامعیار است، مقصرنمایی نیروهای داخلی و تبرئه آمریکا و اسرائیل، یک خطای راهبردی جبرانناپذیر محسوب میشود.
ارسال دیدگاه