درد دل های جوان معلول سنندجی/

یک گلایه خودمانی از راننده های تاکسی در سنندج

یک گلایه خودمانی از راننده های تاکسی در سنندج
جوان معلول سنندجی می گوید: رفتار بعضی راننده ها واقعاً ما را آزرده خاطر می کند و همین رفتارها باعث می شود که کمتر سوار تاکسی شویم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوای آبیدر، شاید در لابلای مشکلات عدیده اجتماعی و فشارهای متعدد زندگی، پرداختن به قسمتی از افراد جامعه که در شرایطی خاص صرار دارند و نیازمند توجه و مهربانی هرچه بیشتر آحاد جامعه هستند، قدری فراموش شده به نظر آید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نوای آبیدر،, نوای آبیدر،,

آری آنها قشر معلول جامعه ما هستند که به هر دلیلی بخشی از توان فیزیکی خود را از دست داده اند و زندگی آنها را مجبور کرده است تا همانند ما نتوانند بر روی دوپای خود حرکت کنند و از قدم زدن لذت ببرند.

,

دل نوشته زیر بخشی از درد دل ها و گلایه های یک جوان معلول سنندجی است که از نحوه برخورد رانندگان تاکسی با آنها در هنگام استفاده از وسایل نقلیه عمومی ناراضی است.

,

وی می گوید: درد دل ما (جامعه معلولان) با قشر راننده تاکسی هایی است که در سطح شهر مسافر جابه جا می کنند. نمی دانم چگونه شروع کنم و چه ادبیاتی را به کار ببرم که به کسی برنخورد و حالتی هم انتقادی داشته باشد که این قشر از ما ناراحت نشوند ولی ما را ببخشید چون مجبوریم بگوییم و دردی است که ما داریم و شاید هم با این حرف ها درست نشود.

,

ما (جامعه معلولان) وقتی با ویلچر، عصا، عصای سفید، یا دوستان ناشنوا مسیری را می رویم و احیانا اگر مسیر طولانی باشد مسلماً باید تاکسی بگیریم. وقتی می ایستیم تاکسی بگیریم خیلی از تاکسی ها می آیند و می روند و ما را سوار نمی کنند، نمی دانیم چرا؟ و بعد از نیم ساعت یه تاکسی می ایستد و اگر مسیرش بخورد اولین حرفش ویلچرت را با خودت می آوری؟ اگه بگویم آره یا می گوید جعبه ام پر است یا کمرم درد می کنم؟ حالا شانس بیاریم و دوباره بعداز نیم ساعت دیگر یک تاکسی دیگر پیدا شود و سوار شویم.

, بعد از نیم ساعت یه تاکسی می ایستد و اگر مسیرش بخورد اولین حرفش ویلچرت را با خودت می آوری؟ اگه بگویم آره یا می گوید جعبه ام پر است یا کمرم درد می کنم؟ حالا شانس بیاریم و دوباره بعداز نیم ساعت دیگر یک تاکسی دیگر پیدا شود و سوار شویم. , بعد از نیم ساعت یه تاکسی می ایستد و اگر مسیرش بخورد اولین حرفش ویلچرت را با خودت می آوری؟ اگه بگویم آره یا می گوید جعبه ام پر است یا کمرم درد می کنم؟ حالا شانس بیاریم و دوباره بعداز نیم ساعت دیگر یک تاکسی دیگر پیدا شود و سوار شویم.,

کنجکاوی رانند شروع می شود. چند سالته؟ چرا اینجوری شدی ؟ مادرزادگی ست؟ متأهلی یا مجرد؟ بهزیستی کمکت می کند؟ و خیلی حرف های دیگر که اینجا جایش نیست که بگوییم، چون خیلی بی ادبی و دور از شأن و عرف جامعه است. و آخر سر کلی هم ترحم می کنند. ما از این وضعی که داریم راضی هستیم و جالب اینکه آقای راننده ناراضی ست.

, خیلی بی ادبی و دور از شأن و عرف جامعه, خیلی بی ادبی و دور از شأن و عرف جامعه, ما از این وضعی که داریم راضی هستیم و جالب اینکه آقای راننده ناراضی ست., ما از این وضعی که داریم راضی هستیم و جالب اینکه آقای راننده ناراضی ست.,

بعضی از دوستان راننده هستند که پول نمی گیرند و می گویند دعای خیّرمان کنید و دوستانی دیگر هم هستند که پول ویلچر را هم دوبل حساب می کنند و می گویند برایمان دعای خیّر کنید.

,

در کل باید گفت رفتار بعضی راننده ها واقعاً ما را آزرده خاطر می کند و همین رفتارها باعث می شود که کمتر سوار تاکسی شویم امیدواریم روزی برسد که خط تاکسی ویژه معلولان داشته باشیم تا مجبور نشویم ما معلولان مسیرها را با پیاده ادامه بدیم و کم تر جواب سوال های افراد مختلف را بدهیم. باز هم ما را ببخشید اگه با دیدن این مطالب ناراحت شدید. و جا دارد از قشر زحمت کش راننده های تاکسی ها تشکر کنیم ، بعضی از آن ها واقعا جامعه ی ما معلولان را درک می کنند.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه