مدیر مسئول روزنامه عصر انتظار خطاب به زیبا خسروی:
فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است
مدیر مسئول روزنامه عصر انتظار در یادداشتی خطاب به زیبا خسروی نویسنده مطلب "مخالفان سخن فرماندار بویراحمد" آورده است: بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن، فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیل صبح زاگرس، با انتشار مطلب زیبا خسروی از کارکنان فرمانداری بویراحمد مبنی بر «پاسخی به مخالفان سخن فرماندار بویراحمد» زریر حجتی به این مطلب پاسخ داد که از منظر شما خوانندگان گرامی میگذرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس, پاسخی به مخالفان سخن فرماندار بویراحمد,
هر چند پاسخ به مطلب آبکی و فاقد استدلال منطقی و حقوقی کارمند محترمه فرمانداری در دفاع از مدیر بالا دستش از جهاتی برایم کسر شان است و افکار عمومی را بهترین محکمه در قضاوت به نامگذاری چنین پدیده ای می دانم ولی از آنجائی که حس ششم هر فرد آشنای به علم حقوق از نحوه مطالب تنظیم شده به قلم وکلای عزیز در محاکم دادگستری آگاه است و البته برای اینجانب که به اسم منسوبین وی را در حوزه وکالت می شناسم اظهر من الشمس است پاسخ خود را به عقبه سیاسی فکری وی میدهم ولاغیر.
نکته اول اینکه به تعبیر ژرف امام راحل، مردم ولی نعمت انقلابند و ژورنالیست به عنوان رکن چهارم دموکراسی دیده بان و نماینده افکار عمومی است بنابر این جایگاه نظارتی هر ژورنالیستی طبق قانون اساسی مورد ادعای نویسنده و قانون مطبوعات مشخص است و منتقدین را به مطالعه دقیق این موضوع درسیستم نظام سیاسی اسلام و هر نقطه دیگری از دنیا ارجاع میدهم که بدانند نیاز به کسب اجازه موردی از سیاسیون ندارد بلکه بر مبنای وظایف احصاء شده در قانون و در جایگاه تعریف شده، منعکس کننده مشکلات جامعه، اهرم کنترل و جلوگیری از هنجارشکنی در ابعاد مختلفند و اتفاقا با مشاهده عدول و تخلف هر مسئولی از شرح وظایف قانونی وظیفه دارند اطلاع رسانی نمایند و وفق همین قانون که مبین جایگاه قانونی آنهاست هیچ مسئولی حق اعمال نظر و محدودیت ندارد.
نکته دوم اینکه دم از «آزادی بیان» زدهاید و نمیدانند و نمیدانی که حدود آزادی معین گردیده و آزادی در قانون اساسی مشروط و چار چوبه ای دارد و اظهارات ساختار شکنانه فرماندار عین عدول از قانون و نحوه دفاع منتقد محترم نیز در اینکه تفسیر و قرائت مطلق از آزادی بیان دارند حداقل نشانگر سطحینگری و بیاطلاعی از عمق قانون اساسی است. آزادی بیان در نظام اسلامی قانون شکنی و هنجار ستیزی نیست. فرماندار بانی حفظ آرامش، مسئول تامین امنیت و مجری قانون است نه مخدوش کننده امنیت و تئوریسین اشخاص ساختار شکن و یا هوادار یک جریان سیاسی خاص که با این اعتقاد و مبنای قانونی وی را سزاوار لغو ابلاغ می دانیم.
نکته سوم اینکه؛ مفهوم آزادیبیان و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی با سخنان و تفسیرهای فائزه ای تفاوت زمین تا آسمان دارد و توصیه می شود منفعل از ترافیک حضور فائزه ها نشوید که مصداق ضرب المثل عامیانه بوی گوشت وداغ کردن الاغ است.
نکته چهارم در پاسخ به مدرک ناتوانی فرماندار وخیز گرفتن در تقابل با مردم و آرمان ها باید گفت شما کدام جامعه آماری را مستند تر و گویا تر از حماسه های مکرر ۹دی یاسوج و کشور و مصداق سرمایه اجتماعی میدانید که مردم با حضورشان نشان داده اند. آیا اون مصاحبه سخیف تقابل با آرمان ها نیست که هست. آیا مفهوم توانایی و ناتوانی را به امضاء و حضور در جلسات و بازدید های اداری صرف می دانید، که نبوده و نیست.! آیا خودستایی فرماندار را با عبارت «دامپزشک زرنگ و زیرک» هستم در فرهنگ ایرانی و اسلامی شنیع و مذموم نمیدانید و به عنوان کارمند مطلع! سئوال میکنم که جایگاه فرماندار حقوقی است یا حقیقی که وی را در بیان هر مطلب ساختار شکنانه باب میل عوامل و نشخوار کننده عناصر فتنه آزاد می دانید. لابد مفهوم تحلیل و استنادات اینجانب را در پردازش جایگاه حقوقی، سیاسی و امنیتی فرماندار نگرفته اید و به نام شما روزنامه نگاری را به تفرقه متهم می نمایند. واقعا دلم می سوزد از باغی که می سوزد. بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن و فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد. فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است.
زیبا خسروی کارمند فرمانداری بویراحمد در یکی از سایت های اصلاح طلب به همه کسانیکه در هفته های گذشته مواضع فرماندار درحمایت از کروبی و موسوی را در قالب بکارگیری صفات"شجاع و انقلابی در بند " مورد انتقاد قرار داده بودند پاسخی داده واز جمله مطالب مندرج در روزنامه عصرانتظار را با اشاره به قانون اساسی غیر قانونی نامیده وچنین اظهار داشته که (منتقدین دارای کدام "جایگاه" هستند که به جای مسئولان کشوری و استانی سخن از فرماندار و لزوم رفتنش سرداده و چرا بر آزادی بیان حرمت قائل نیستند و چگونه توانایی وی را سنجیده و او را در تقابل با مردم و آرمان ها خوانده اند)
*مدیر مسئول روزنامه عصرانتظار
انتهای پیام/ش
هر چند پاسخ به مطلب آبکی و فاقد استدلال منطقی و حقوقی کارمند محترمه فرمانداری در دفاع از مدیر بالا دستش از جهاتی برایم کسر شان است و افکار عمومی را بهترین محکمه در قضاوت به نامگذاری چنین پدیده ای می دانم ولی از آنجائی که حس ششم هر فرد آشنای به علم حقوق از نحوه مطالب تنظیم شده به قلم وکلای عزیز در محاکم دادگستری آگاه است و البته برای اینجانب که به اسم منسوبین وی را در حوزه وکالت می شناسم اظهر من الشمس است پاسخ خود را به عقبه سیاسی فکری وی میدهم ولاغیر.
نکته اول اینکه به تعبیر ژرف امام راحل، مردم ولی نعمت انقلابند و ژورنالیست به عنوان رکن چهارم دموکراسی دیده بان و نماینده افکار عمومی است بنابر این جایگاه نظارتی هر ژورنالیستی طبق قانون اساسی مورد ادعای نویسنده و قانون مطبوعات مشخص است و منتقدین را به مطالعه دقیق این موضوع درسیستم نظام سیاسی اسلام و هر نقطه دیگری از دنیا ارجاع میدهم که بدانند نیاز به کسب اجازه موردی از سیاسیون ندارد بلکه بر مبنای وظایف احصاء شده در قانون و در جایگاه تعریف شده، منعکس کننده مشکلات جامعه، اهرم کنترل و جلوگیری از هنجارشکنی در ابعاد مختلفند و اتفاقا با مشاهده عدول و تخلف هر مسئولی از شرح وظایف قانونی وظیفه دارند اطلاع رسانی نمایند و وفق همین قانون که مبین جایگاه قانونی آنهاست هیچ مسئولی حق اعمال نظر و محدودیت ندارد.
نکته دوم اینکه دم از «آزادی بیان» زدهاید و نمیدانند و نمیدانی که حدود آزادی معین گردیده و آزادی در قانون اساسی مشروط و چار چوبه ای دارد و اظهارات ساختار شکنانه فرماندار عین عدول از قانون و نحوه دفاع منتقد محترم نیز در اینکه تفسیر و قرائت مطلق از آزادی بیان دارند حداقل نشانگر سطحینگری و بیاطلاعی از عمق قانون اساسی است. آزادی بیان در نظام اسلامی قانون شکنی و هنجار ستیزی نیست. فرماندار بانی حفظ آرامش، مسئول تامین امنیت و مجری قانون است نه مخدوش کننده امنیت و تئوریسین اشخاص ساختار شکن و یا هوادار یک جریان سیاسی خاص که با این اعتقاد و مبنای قانونی وی را سزاوار لغو ابلاغ می دانیم.
نکته سوم اینکه؛ مفهوم آزادیبیان و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی با سخنان و تفسیرهای فائزه ای تفاوت زمین تا آسمان دارد و توصیه می شود منفعل از ترافیک حضور فائزه ها نشوید که مصداق ضرب المثل عامیانه بوی گوشت وداغ کردن الاغ است.
نکته چهارم در پاسخ به مدرک ناتوانی فرماندار وخیز گرفتن در تقابل با مردم و آرمان ها باید گفت شما کدام جامعه آماری را مستند تر و گویا تر از حماسه های مکرر ۹دی یاسوج و کشور و مصداق سرمایه اجتماعی میدانید که مردم با حضورشان نشان داده اند. آیا اون مصاحبه سخیف تقابل با آرمان ها نیست که هست. آیا مفهوم توانایی و ناتوانی را به امضاء و حضور در جلسات و بازدید های اداری صرف می دانید، که نبوده و نیست.! آیا خودستایی فرماندار را با عبارت «دامپزشک زرنگ و زیرک» هستم در فرهنگ ایرانی و اسلامی شنیع و مذموم نمیدانید و به عنوان کارمند مطلع! سئوال میکنم که جایگاه فرماندار حقوقی است یا حقیقی که وی را در بیان هر مطلب ساختار شکنانه باب میل عوامل و نشخوار کننده عناصر فتنه آزاد می دانید. لابد مفهوم تحلیل و استنادات اینجانب را در پردازش جایگاه حقوقی، سیاسی و امنیتی فرماندار نگرفته اید و به نام شما روزنامه نگاری را به تفرقه متهم می نمایند. واقعا دلم می سوزد از باغی که می سوزد. بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن و فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد. فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است.
زیبا خسروی کارمند فرمانداری بویراحمد در یکی از سایت های اصلاح طلب به همه کسانیکه در هفته های گذشته مواضع فرماندار درحمایت از کروبی و موسوی را در قالب بکارگیری صفات"شجاع و انقلابی در بند " مورد انتقاد قرار داده بودند پاسخی داده واز جمله مطالب مندرج در روزنامه عصرانتظار را با اشاره به قانون اساسی غیر قانونی نامیده وچنین اظهار داشته که (منتقدین دارای کدام "جایگاه" هستند که به جای مسئولان کشوری و استانی سخن از فرماندار و لزوم رفتنش سرداده و چرا بر آزادی بیان حرمت قائل نیستند و چگونه توانایی وی را سنجیده و او را در تقابل با مردم و آرمان ها خوانده اند)
*مدیر مسئول روزنامه عصرانتظار
انتهای پیام/ش
هر چند پاسخ به مطلب آبکی و فاقد استدلال منطقی و حقوقی کارمند محترمه فرمانداری در دفاع از مدیر بالا دستش از جهاتی برایم کسر شان است و افکار عمومی را بهترین محکمه در قضاوت به نامگذاری چنین پدیده ای می دانم ولی از آنجائی که حس ششم هر فرد آشنای به علم حقوق از نحوه مطالب تنظیم شده به قلم وکلای عزیز در محاکم دادگستری آگاه است و البته برای اینجانب که به اسم منسوبین وی را در حوزه وکالت می شناسم اظهر من الشمس است پاسخ خود را به عقبه سیاسی فکری وی میدهم ولاغیر.
نکته اول اینکه به تعبیر ژرف امام راحل، مردم ولی نعمت انقلابند و ژورنالیست به عنوان رکن چهارم دموکراسی دیده بان و نماینده افکار عمومی است بنابر این جایگاه نظارتی هر ژورنالیستی طبق قانون اساسی مورد ادعای نویسنده و قانون مطبوعات مشخص است و منتقدین را به مطالعه دقیق این موضوع درسیستم نظام سیاسی اسلام و هر نقطه دیگری از دنیا ارجاع میدهم که بدانند نیاز به کسب اجازه موردی از سیاسیون ندارد بلکه بر مبنای وظایف احصاء شده در قانون و در جایگاه تعریف شده، منعکس کننده مشکلات جامعه، اهرم کنترل و جلوگیری از هنجارشکنی در ابعاد مختلفند و اتفاقا با مشاهده عدول و تخلف هر مسئولی از شرح وظایف قانونی وظیفه دارند اطلاع رسانی نمایند و وفق همین قانون که مبین جایگاه قانونی آنهاست هیچ مسئولی حق اعمال نظر و محدودیت ندارد.
نکته دوم اینکه دم از «آزادی بیان» زدهاید و نمیدانند و نمیدانی که حدود آزادی معین گردیده و آزادی در قانون اساسی مشروط و چار چوبه ای دارد و اظهارات ساختار شکنانه فرماندار عین عدول از قانون و نحوه دفاع منتقد محترم نیز در اینکه تفسیر و قرائت مطلق از آزادی بیان دارند حداقل نشانگر سطحینگری و بیاطلاعی از عمق قانون اساسی است. آزادی بیان در نظام اسلامی قانون شکنی و هنجار ستیزی نیست. فرماندار بانی حفظ آرامش، مسئول تامین امنیت و مجری قانون است نه مخدوش کننده امنیت و تئوریسین اشخاص ساختار شکن و یا هوادار یک جریان سیاسی خاص که با این اعتقاد و مبنای قانونی وی را سزاوار لغو ابلاغ می دانیم.
نکته سوم اینکه؛ مفهوم آزادیبیان و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی با سخنان و تفسیرهای فائزه ای تفاوت زمین تا آسمان دارد و توصیه می شود منفعل از ترافیک حضور فائزه ها نشوید که مصداق ضرب المثل عامیانه بوی گوشت وداغ کردن الاغ است.
نکته چهارم در پاسخ به مدرک ناتوانی فرماندار وخیز گرفتن در تقابل با مردم و آرمان ها باید گفت شما کدام جامعه آماری را مستند تر و گویا تر از حماسه های مکرر ۹دی یاسوج و کشور و مصداق سرمایه اجتماعی میدانید که مردم با حضورشان نشان داده اند. آیا اون مصاحبه سخیف تقابل با آرمان ها نیست که هست. آیا مفهوم توانایی و ناتوانی را به امضاء و حضور در جلسات و بازدید های اداری صرف می دانید، که نبوده و نیست.! آیا خودستایی فرماندار را با عبارت «دامپزشک زرنگ و زیرک» هستم در فرهنگ ایرانی و اسلامی شنیع و مذموم نمیدانید و به عنوان کارمند مطلع! سئوال میکنم که جایگاه فرماندار حقوقی است یا حقیقی که وی را در بیان هر مطلب ساختار شکنانه باب میل عوامل و نشخوار کننده عناصر فتنه آزاد می دانید. لابد مفهوم تحلیل و استنادات اینجانب را در پردازش جایگاه حقوقی، سیاسی و امنیتی فرماندار نگرفته اید و به نام شما روزنامه نگاری را به تفرقه متهم می نمایند. واقعا دلم می سوزد از باغی که می سوزد. بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن و فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد. فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است.
زیبا خسروی کارمند فرمانداری بویراحمد در یکی از سایت های اصلاح طلب به همه کسانیکه در هفته های گذشته مواضع فرماندار درحمایت از کروبی و موسوی را در قالب بکارگیری صفات"شجاع و انقلابی در بند " مورد انتقاد قرار داده بودند پاسخی داده واز جمله مطالب مندرج در روزنامه عصرانتظار را با اشاره به قانون اساسی غیر قانونی نامیده وچنین اظهار داشته که (منتقدین دارای کدام "جایگاه" هستند که به جای مسئولان کشوری و استانی سخن از فرماندار و لزوم رفتنش سرداده و چرا بر آزادی بیان حرمت قائل نیستند و چگونه توانایی وی را سنجیده و او را در تقابل با مردم و آرمان ها خوانده اند)
*مدیر مسئول روزنامه عصرانتظار
انتهای پیام/ش
هر چند پاسخ به مطلب آبکی و فاقد استدلال منطقی و حقوقی کارمند محترمه فرمانداری در دفاع از مدیر بالا دستش از جهاتی برایم کسر شان است و افکار عمومی را بهترین محکمه در قضاوت به نامگذاری چنین پدیده ای می دانم ولی از آنجائی که حس ششم هر فرد آشنای به علم حقوق از نحوه مطالب تنظیم شده به قلم وکلای عزیز در محاکم دادگستری آگاه است و البته برای اینجانب که به اسم منسوبین وی را در حوزه وکالت می شناسم اظهر من الشمس است پاسخ خود را به عقبه سیاسی فکری وی میدهم ولاغیر.
نکته اول اینکه به تعبیر ژرف امام راحل، مردم ولی نعمت انقلابند و ژورنالیست به عنوان رکن چهارم دموکراسی دیده بان و نماینده افکار عمومی است بنابر این جایگاه نظارتی هر ژورنالیستی طبق قانون اساسی مورد ادعای نویسنده و قانون مطبوعات مشخص است و منتقدین را به مطالعه دقیق این موضوع درسیستم نظام سیاسی اسلام و هر نقطه دیگری از دنیا ارجاع میدهم که بدانند نیاز به کسب اجازه موردی از سیاسیون ندارد بلکه بر مبنای وظایف احصاء شده در قانون و در جایگاه تعریف شده، منعکس کننده مشکلات جامعه، اهرم کنترل و جلوگیری از هنجارشکنی در ابعاد مختلفند و اتفاقا با مشاهده عدول و تخلف هر مسئولی از شرح وظایف قانونی وظیفه دارند اطلاع رسانی نمایند و وفق همین قانون که مبین جایگاه قانونی آنهاست هیچ مسئولی حق اعمال نظر و محدودیت ندارد.
نکته دوم اینکه دم از «آزادی بیان» زدهاید و نمیدانند و نمیدانی که حدود آزادی معین گردیده و آزادی در قانون اساسی مشروط و چار چوبه ای دارد و اظهارات ساختار شکنانه فرماندار عین عدول از قانون و نحوه دفاع منتقد محترم نیز در اینکه تفسیر و قرائت مطلق از آزادی بیان دارند حداقل نشانگر سطحینگری و بیاطلاعی از عمق قانون اساسی است. آزادی بیان در نظام اسلامی قانون شکنی و هنجار ستیزی نیست. فرماندار بانی حفظ آرامش، مسئول تامین امنیت و مجری قانون است نه مخدوش کننده امنیت و تئوریسین اشخاص ساختار شکن و یا هوادار یک جریان سیاسی خاص که با این اعتقاد و مبنای قانونی وی را سزاوار لغو ابلاغ می دانیم.
نکته سوم اینکه؛ مفهوم آزادیبیان و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی با سخنان و تفسیرهای فائزه ای تفاوت زمین تا آسمان دارد و توصیه می شود منفعل از ترافیک حضور فائزه ها نشوید که مصداق ضرب المثل عامیانه بوی گوشت وداغ کردن الاغ است.
نکته چهارم در پاسخ به مدرک ناتوانی فرماندار وخیز گرفتن در تقابل با مردم و آرمان ها باید گفت شما کدام جامعه آماری را مستند تر و گویا تر از حماسه های مکرر ۹دی یاسوج و کشور و مصداق سرمایه اجتماعی میدانید که مردم با حضورشان نشان داده اند. آیا اون مصاحبه سخیف تقابل با آرمان ها نیست که هست. آیا مفهوم توانایی و ناتوانی را به امضاء و حضور در جلسات و بازدید های اداری صرف می دانید، که نبوده و نیست.! آیا خودستایی فرماندار را با عبارت «دامپزشک زرنگ و زیرک» هستم در فرهنگ ایرانی و اسلامی شنیع و مذموم نمیدانید و به عنوان کارمند مطلع! سئوال میکنم که جایگاه فرماندار حقوقی است یا حقیقی که وی را در بیان هر مطلب ساختار شکنانه باب میل عوامل و نشخوار کننده عناصر فتنه آزاد می دانید. لابد مفهوم تحلیل و استنادات اینجانب را در پردازش جایگاه حقوقی، سیاسی و امنیتی فرماندار نگرفته اید و به نام شما روزنامه نگاری را به تفرقه متهم می نمایند. واقعا دلم می سوزد از باغی که می سوزد. بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن و فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد. فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است.
زیبا خسروی کارمند فرمانداری بویراحمد در یکی از سایت های اصلاح طلب به همه کسانیکه در هفته های گذشته مواضع فرماندار درحمایت از کروبی و موسوی را در قالب بکارگیری صفات"شجاع و انقلابی در بند " مورد انتقاد قرار داده بودند پاسخی داده واز جمله مطالب مندرج در روزنامه عصرانتظار را با اشاره به قانون اساسی غیر قانونی نامیده وچنین اظهار داشته که (منتقدین دارای کدام "جایگاه" هستند که به جای مسئولان کشوری و استانی سخن از فرماندار و لزوم رفتنش سرداده و چرا بر آزادی بیان حرمت قائل نیستند و چگونه توانایی وی را سنجیده و او را در تقابل با مردم و آرمان ها خوانده اند)
*مدیر مسئول روزنامه عصرانتظار
انتهای پیام/ش
,
هر چند پاسخ به مطلب آبکی و فاقد استدلال منطقی و حقوقی کارمند محترمه فرمانداری در دفاع از مدیر بالا دستش از جهاتی برایم کسر شان است و افکار عمومی را بهترین محکمه در قضاوت به نامگذاری چنین پدیده ای می دانم ولی از آنجائی که حس ششم هر فرد آشنای به علم حقوق از نحوه مطالب تنظیم شده به قلم وکلای عزیز در محاکم دادگستری آگاه است و البته برای اینجانب که به اسم منسوبین وی را در حوزه وکالت می شناسم اظهر من الشمس است پاسخ خود را به عقبه سیاسی فکری وی میدهم ولاغیر.
,,
نکته اول اینکه به تعبیر ژرف امام راحل، مردم ولی نعمت انقلابند و ژورنالیست به عنوان رکن چهارم دموکراسی دیده بان و نماینده افکار عمومی است بنابر این جایگاه نظارتی هر ژورنالیستی طبق قانون اساسی مورد ادعای نویسنده و قانون مطبوعات مشخص است و منتقدین را به مطالعه دقیق این موضوع درسیستم نظام سیاسی اسلام و هر نقطه دیگری از دنیا ارجاع میدهم که بدانند نیاز به کسب اجازه موردی از سیاسیون ندارد بلکه بر مبنای وظایف احصاء شده در قانون و در جایگاه تعریف شده، منعکس کننده مشکلات جامعه، اهرم کنترل و جلوگیری از هنجارشکنی در ابعاد مختلفند و اتفاقا با مشاهده عدول و تخلف هر مسئولی از شرح وظایف قانونی وظیفه دارند اطلاع رسانی نمایند و وفق همین قانون که مبین جایگاه قانونی آنهاست هیچ مسئولی حق اعمال نظر و محدودیت ندارد.
,,
نکته دوم اینکه دم از «آزادی بیان» زدهاید و نمیدانند و نمیدانی که حدود آزادی معین گردیده و آزادی در قانون اساسی مشروط و چار چوبه ای دارد و اظهارات ساختار شکنانه فرماندار عین عدول از قانون و نحوه دفاع منتقد محترم نیز در اینکه تفسیر و قرائت مطلق از آزادی بیان دارند حداقل نشانگر سطحینگری و بیاطلاعی از عمق قانون اساسی است. آزادی بیان در نظام اسلامی قانون شکنی و هنجار ستیزی نیست. فرماندار بانی حفظ آرامش، مسئول تامین امنیت و مجری قانون است نه مخدوش کننده امنیت و تئوریسین اشخاص ساختار شکن و یا هوادار یک جریان سیاسی خاص که با این اعتقاد و مبنای قانونی وی را سزاوار لغو ابلاغ می دانیم.
,,
نکته سوم اینکه؛ مفهوم آزادیبیان و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی با سخنان و تفسیرهای فائزه ای تفاوت زمین تا آسمان دارد و توصیه می شود منفعل از ترافیک حضور فائزه ها نشوید که مصداق ضرب المثل عامیانه بوی گوشت وداغ کردن الاغ است.
,,
نکته چهارم در پاسخ به مدرک ناتوانی فرماندار وخیز گرفتن در تقابل با مردم و آرمان ها باید گفت شما کدام جامعه آماری را مستند تر و گویا تر از حماسه های مکرر ۹دی یاسوج و کشور و مصداق سرمایه اجتماعی میدانید که مردم با حضورشان نشان داده اند. آیا اون مصاحبه سخیف تقابل با آرمان ها نیست که هست. آیا مفهوم توانایی و ناتوانی را به امضاء و حضور در جلسات و بازدید های اداری صرف می دانید، که نبوده و نیست.! آیا خودستایی فرماندار را با عبارت «دامپزشک زرنگ و زیرک» هستم در فرهنگ ایرانی و اسلامی شنیع و مذموم نمیدانید و به عنوان کارمند مطلع! سئوال میکنم که جایگاه فرماندار حقوقی است یا حقیقی که وی را در بیان هر مطلب ساختار شکنانه باب میل عوامل و نشخوار کننده عناصر فتنه آزاد می دانید. لابد مفهوم تحلیل و استنادات اینجانب را در پردازش جایگاه حقوقی، سیاسی و امنیتی فرماندار نگرفته اید و به نام شما روزنامه نگاری را به تفرقه متهم می نمایند. واقعا دلم می سوزد از باغی که می سوزد. بگذار کسی به صحنه دفاع بیاید که قادر به نوشتن و فهم عبارات و تشخیص جایگاه فرماندار باشد. فرمانداری که نظریه پرداز و تحلیلگرش چون تویی باشد فرجام کارش مشخص است.
,,
زیبا خسروی کارمند فرمانداری بویراحمد در یکی از سایت های اصلاح طلب به همه کسانیکه در هفته های گذشته مواضع فرماندار درحمایت از کروبی و موسوی را در قالب بکارگیری صفات"شجاع و انقلابی در بند " مورد انتقاد قرار داده بودند پاسخی داده واز جمله مطالب مندرج در روزنامه عصرانتظار را با اشاره به قانون اساسی غیر قانونی نامیده وچنین اظهار داشته که (منتقدین دارای کدام "جایگاه" هستند که به جای مسئولان کشوری و استانی سخن از فرماندار و لزوم رفتنش سرداده و چرا بر آزادی بیان حرمت قائل نیستند و چگونه توانایی وی را سنجیده و او را در تقابل با مردم و آرمان ها خوانده اند)
,,
*مدیر مسئول روزنامه عصرانتظار
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه