یک روز با دادگستری قزوین؛
دادگستری استان قزوین و مشکلاتی از جنس درد و بیاعتمادی
دادگستری روزانه شاهد افرادی است که به امید حل مشکلات خود پلههای این مرجع قضایی را بیرمق بالا و پایین میروند و با مسائلی از جنس درد و بی اعتمادی دست و پنجه نرم می کنند و در این میان بارقه امید است که آنها را دلخوش این رفت و آمد کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح قزوین، گوشی تلفن همراه را جلوی درب به نگهبانی تحویل داده و شماره دریافت می کنیم، پس از بازرسی بدنی و واکاوی محتویات درون کیف، اجازه داریم که وارد شویم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین, ،,از پلهها که بالا می رویم سالن بزرگی دیده می شود، سالن مملؤ از مردمی است که با چهرههایی مستأصل و پریشان مشغول پیگیری کارهایشان هستند.
,هر اتاق پر از انسانهایی است که خواسته یا ناخواسته گذرشان به دادگاه قضایی افتاده است.
,چشمهای گریان و رگهای ورم کرده، گویای حقیقتی است که تلخی آن گریبانگیر یک خانواده است، خانوادهای که با هزاران امید و آرزو رخت تأهل بر تن فرزندانشان کردهاند.
,اختلافات برخی نیز مربوط به اجازه مسکن، چک برگشتی، کلاهبرداری و موادری این چنینی است که تصمیم گرفتهاند فردی با یک مسئولیت قضایی میانشان حکم کند.
,اینجا سینهها پر از درد و دلهایی است که گوشی شنوا برای شنیدنشان نیست و ناچارند تمامش را در یک برگ کوچک خلاصه کنند تا وقت دیگران را کمتر بگیرند.
, ,
,
, مشکلات همه از جنس درد است اما تیترهای متفاوتی دارد.
,مسائل و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، عدم پایبندی به تعهدات خانوادگی، دخالت و دلسوزیهای بی مورد خانوادهها در امور زوجین و نداشتن درکی درست از فراز و نشیبهای زندگی از جمله مواردی است که راهرو دادگستریها را پر از مردمی کرده است که درصدد حل مسائل خود از طریق مراجع قضایی هستند.
,خبرنگار اجتماعی صبح قزوین، در راستای بررسی مسائلی که روزانه مردم در مراجع قضایی با آن دست و پنجه نرم می کنند، به دادگستری استان قزوین رفته و به گفتگو با افرادی پرداخته است که به امید حل مسائل خود به این مرجع مراجعه کردهاند.
, صبح قزوین,خانم ۲۰ سالهای که در بخش ارشاد دادگستری منتظر دریافت پاسخ سؤال خود است می گوید: ۵ سال است که ازدواج کرده و دختری ۳ ساله دارم اما متاسفانه چند سال است که همسرم به مواد صنعتی اعتیاد دارد.
,وی در ادامه ابراز می کند: با اینکه تمام تلاش خود را جهت ترک اعتیاد همسرم انجام داده و چندین بار او را در کمپ ترک اعتیاد بستری کردم اما متاسفانه بعد از مدتی دوباره سراغ استفاده از مواد رفته است و سبب آزار خودم و دختر کوچکمان شده است.
,این خانم جوان اظهار می کند: با وجود اینکه قبل از ازدواج همسایه بودم اما به درستی همسرم را نمی شناختیم و پس از موافقت خانوادهها با هم ازدواج کردیم، پس از تولد فرزندمان همسرم چندین بار تصمیم به ترک اعتباد گرفت اما متاسفانه دوباره وسوسه شد.
,وی عنوان می کند: حدود ۶ ماه است که اقدامات طلاق را انجام دادهام اما همسرم در هیچکدام از جلسات دادگاه حاضر نشده است و با این شرایط مجبور خواهم بود که به صورت غیابی طلاق بگیرم و تقاضای حضانت دخترم را نیز بر عهده بگیرم.
, ,
,
, آقای ۴۰ سالهای که شناسنامه خود و همسرش را در دستانش مچاله کرده بود، می گوید: سال گذشته به دلیل بچه دار نشدن از همسرم جدا شدم اما در زمان عدّه طلاق به همسرم رجوع کردم اما در حال حاضر مجددا می خواهم از ایشان جدا شوم.
,وی در ادامه سخنانش ابراز می کند: پس از جدایی به دلیل اینکه همسرم پدر و مادرش را از دست داده بود تصمیم گرفتم مجددا با او زندگی کنم اما او بسیار عصبی و پرخاشگر است و امانم را بریده است و برای بار دوم واقعا تصمیمم برای جدایی جدی است و راه بازگشتی هم ندارم.
,آقای مرادی و همسرش با چهرهای درهم کشیده و نگران می گویند: سال گذشته طی قراردادی بابت رهن منزلی که اکنون در آن ساکن هستیم، مبلغ ۲۰ میلیون تومان را به صاحبخانه پرداخت کردیم و اکنون که قصد تخلیه خانه را داریم صاحبخانه با طرح یک دادخواست ادعا می کند که ۹ و نیم میلیون پول را به ما پرداخت کرده است و بابت این ادعا دو شاهد نیز به دادگاه معرفی کرده است که در حال حاضر واقعا نمی دانیم باید چه کاری انجام دهیم.
,خانم ۵۵ سالهای که به همراه یکی از دوستانش برای دریافت پاسخ خود در واحد ارشاد منتظر نشسته است، ابراز می کند: ۱۶ سال است که همسر اولم فوت کرده و سه فرزند پسر دارم که هرکدام مستقل شدهاند و در حال حاضر ۶ سال است که با مردی ۸۰ ساله ازدواج کردهام اما دیگر توان زندگی کردن با ایشان را ندارم.
,این خانم می گوید: همسرم مدام امر و نهی می کند و می خواهد که از منزل خارج نشوم و تماما در اختیار ایشان باشم تا هرچه که لازم دارد در اختیارش قرار دهم و اساسیترین مشکل خانوادگی ما خساست بیش از حد ایشان است و تحمل این اخلاق واقعا برایم سخت است به همین دلیل تصمیم گرفتهام که ابتدا ایشان را راضی کنم که توافقی جدا شویم اما اگر نپذیرد خودم به تنهایی دادخواست طلاق می دهم.
,خانمی در سالن روبروی شعبه ۶ دادگستری نشسته و با چشمانی اشک آلود به خبرنگار اجتماعی صبح قزوین، می گوید: ۲۲ ساله هستم و پسری ۲ ساله دارم که متاسفانه همسرم به شدت عصبی است و مدام من و فرزندم را کتک می زد به شکلی که در این درگیریها سبب شده تا پرده گوش سمت راستم را از دست بدهم.
, ,
,
, خانم جوان دیگری دلیل حضورش در دادگاه را این چنین بیان می کند: مدت ۱ سال است که به دلیل مشکلات اخلاقی از همسرم جدا شدهام و در حال حاضر ایشان زندانی هستند و اکنون نمی دانم فرزندم را که تا قبل از زندانی شدن همسر سابقم با او زندگی می کرد در چه شرایطی است.
,وی در ادامه ابراز می کند: به دادگاه مراجعه کردهام تا دادخواست سلب حضانت نگهداری از فرزندم را توسط همسر سابقم بدهم و خودم از فرزندم نگهداری کنم تا بیشتر از این صدمه نبیند.
,آقای ۳۵ سالهای که در سالن انتظار نشسته است، می گوید: مبلغی را بابت دریافت خودرو به حساب یکی از نمایندگیهای سایپا واریز کردم که پس از مدتی مشخص شد این فرد کلاهبردار است.
,وی ادامه می دهد: خوشبختانه در حال حاضر متهم در زندان به سر می برد و بنده به همراه جمع کثیری از شکات توانستیم ایشان را محکوم کنیم و دلیل حضورم در دادگستری نیز درخواست صدور اجرائیه است.
,خانم ۲۱ سالهای که به همراه خواهرش به واحد ارشاد جهت دریافت راهنمایی مراجعه کرده، بیان می کند: مدتی است که با پسرخالهام نامزده کرده هستیم اما او بسیار دهن بین و بد دل است و واقعا طاقتم ربه پایان رسیده است.
,این دختر خانم جوان می گوید: مادر شوهرم توقع دارد که پدرم به پسرش جهت شروع زندگی خانه و ماشین بدهد اما پدرم مخالفت می کند و مادرشوهرم نیز همسرم را وادار می کند که مرا اذیت کند و البته متاسفانه متوجه شدهام که به تازگی خیانت هم می کند.
,وی ابراز می کند: نامزدم در حال حاضر بیکار است و تمام درآمدش را صرف خرید لباسهای مارک دار و عمل بینی و زیباییاش می کند و مدام می گوید می خواهم با دختری ازدواج کنم که از طریق او به شرایط مالی بسیار بالایی دست پیدا کنم و حیف من است که با تو ازدواج کنم.
, ,
,
, آقای ۲۸ سالهای که در راهرو دادگستری انتظار می کشد تا نوبت رسیدگی به مشکلش شود، ابراز می کند: خسته شدهام، ۶ ماه است که هیچ خبری از نامزدم ندارم و او با استفاده از قانون حبس برای دوشیزگان اجازه ملاقات نیز به من نمی دهد.
,وی ادامه می دهد: خانواده همسرم توقع دارند برای برگزاری جشن عروسی بهترین هتل را با غذای پرسی ۸۰ هزارتومان رزرو کنم و این درخواست واقعا از توان من که کارگری ساده هستم خارج است و آنها این مسئله را درک نمی کنند و تصمیم دارند که به صورت غیابی طلاق دخترشان را از من بگیرند.
,این مرد جوان می گوید: به همسرم بسیار علاقهمندم و تمایلی به جدایی ندارم اما متاسفانه هیچکونه دسترسی به او ندارم تا بتوانم نظرش را تغییر دهم.
,آقای ۷۰ سالهای که بازنشسته و فرهنگی است، می گوید: ۱۱ سال است که دخترم ازدواج کرده است و ساکن تهران است در حال حاضر نیز خودش یک دختر ۹ ساله نیز دارد، شب گذشته دخترم با من تماس گرفته که همسرش به همراه دوستانش با مقدار زیادی مواد مخدر حشیش به خانه آمدهاند و همگی در حال مصرف هستند.
,وی با چهرهای غمگین بیان می کند: دامادم دخترم را در خانه حبس کرده و او را کتک می زند و می خواهد که دخترم فرزندی دیگر به دنیا بیاورد تا مطمئن شود که همسرش سرگرم بچهداری شده و کاری به کار او و دوستانش نخواهد داشت.
,این پدر نگران ابراز می کند: آمدهام تا از مشاوران کمک بخواهم تا راهنماییم کنند که چطور می توانم به دخترم کمک کنم.
,خانم ۳۰ ساله دیگری که در حال پر کردن شکواییه است، می گوید: همسرم پسر عمویم است، هنگامی که نامزد بودیم متوجه شدم که معتاد است اما به دلیل اینکه بسیار دوستش داشتم علاقه زیادی که به او داشتم تصمیم گرفتیم ازدواج کردیم و در حال حاضر یک پسر داریم اما زندگی با او برایم بسیار سخت شده است و تصمیم گرفتهام تا دادخواست طلاق بدهم.
,آقای اسدی که به همراه یکی از شرکای کاری خود به واحد ارشاد مراجعه کرده است به خبرنگار اجتماعیصبح قزوین، می گوید: ما سه شریک کاری هستیم که از یک نفر طلبکاریم به دلیل سهولت در کار به یکی از شرکا وکالت نامهای دادیم تا کارهای قانونی شکایت را انجام دهد اما اکنون پشیمان شده و آمدهایم تا با ارائه یک اظهارنامه وکالت ایشان را باطل کنیم.
, صبح قزوین, ,
,
, آقا و خانم رضایی به خبرنگار صبح قزوین می گویند: قصد داریم که سند منزل خود را برای یکی از بستگان ضمانت بگذاریم تا از زندان آزاد شود که برای ارزش گذاری سند خود به دادگستری مراجعه کردهایم اما گویا ابتدا باید به اداره ثبت اسناد مراجعه کنیم.
,در حال حاضر بسیاری از مشکلات خانوادگی و اجتماعی که سبب شده است تا مردم تنها مسیر حل مشکلات خود را مراجعه به مراجع قضایی بدانند، ریشه در مسائل فرهنگی دارد.
,بی بندوباریهای اخلاقی عصاره نامطبوع رسوخ ماهواره به بطن خانوادههای ایرانی است و به گونهای ضمانتی ناخواسته از سوی مصرف کنندگان این شیطان خوش آب و رنگ جهت پیروزی دشمن در جنگ نرم فرهنگی است.
,تولید و عرضه آسان مواد مخدر صنعتی سبب شده است تا جوانان در مواجهه با کوچک ترین مسائل زندگی جهت تسکین دردهای خود به این گونه مواد پناه ببرند و شرایط را برای خود و خانوادهشان به گونهای ناگوار رقم بزنند.
,نگارنده: اعظم میرزایی
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه