به بهانه ثبت در فهرست آثار ملی ایران:
در گذر پلکان های پالنگان، نگین آبادی های کامیاران
به راستی "پالنگان" دیگرگونه است و ناباورانه هنوز روایت گر تاریخ و گذشته ما. خانه های سنگی نه فقط پا بر جا که زنده هستند و بوی نان تازه در هر یک بهانه ای ست برای دمی مهمان دلهای مردمان این دیار. خانه هایی یک دست؛ یک رنگ و هم سان با دیوارهای سنگی، پنجره های رو به آفتاب و هنوز آبی و پایداری این آبی های لاجوردی روایت گر تاریخی چند هزار ساله.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛ در کوهپایههای کوهستان شاهو ودر ۵۵ کیلومتری کامیاران، در انتهای "دره تنگی ور" رودخانه که به رود سیروان میریزد و در دو طرف همین رود است که روستای زیبای پالنگان با معماری خشک چین قدیم همه یادگاران گذشته را هنوز در خود حفظ کرده و با چراغی روشن پذیرای مسافران دور و نزدیک است.
بقایای چند خانه پراکنده در دامنه روبرو، اولین چیزی است که از آخرین پیچ جاده دیده میشود و رهرو هنوز نمیداند در انتهای دره تا کجا قدم به دل تاریخ خواهد گذاشت. اما همین که از کوچههای پلکانی روستا پایین میروی، نه فقط معماری زیبای روستا و خانههای سنگی، که حفظ این معماری سنتی، یک دستی این آبادی و عدم وجود خانههای نوساز که در آن میان ساز مخالف بزنند حیرانت میکند.
,
,
میتوانی چشمانت را ببندی و شلوغی کوچهها و صدای سم اسبها و لباسهای رنگارنگ زنان را در کوچه ها در پی کودکان شاد روستا ببینی. امروز در این روستا تنها بوی رنگ چند پنجره آبی، تازه است.
با شادمانی از این همه ماندگاری در کوچه ای پلکانی پایین میروی و پای صحبت دلنشین و گویش زیبای "هورامی" مردمی می نشینی تا از رونق گذشته های دور بگویند، تا فراموشی ده ها سال قبل و جاذبه گردشگری امروز و رونق دوباره.
در گذشته نه خیلی دور بیش از ۲۵۰۰ خانواده در روستا زندگی میکردند. شغل بیشترشان دامداری بوده و برای یافتن چراگاهها به ارتفاعات کوهستان شاهو کوچ میکردند و در منزلگاههایی در مسیر، از اسفند تا شهریور هر سال سکونت داشتند. این منزلگاه ها در زبان کُردی "هوار" نام دارند.
,
,
,
,
در این منطقه در گذشته بیش از ۵۰ هوار وجود داشته است. هوارهایی چون "هوزیبان"، "هانیه"، "شیخ عزیز"، "شیلانان"و... که به جز دو هوار هوزیبان و هانیه، بقیه امروز کمتر استفاده میشوند. در این منزلگاهها با توجه به محل قرارگیری و امکانات موجود با سنگ و چوب و گل، خانه میساختند و از آب برف و چشمه های کوهستان استفاده میکردند.
امروز اما بیشتر خانوادهها به کامیاران و دیگر شهرهای اطراف کوچ کرده اند و در خود روستا حدود ۱۰۰۰ نفر که ۱۹۰ خانوار هستند٬ ساکن هستند. برخی از آنها در کنار شغل دامداری پس از تاسیس شیلات در در روستا، به پرورش ماهی روی آوردهاند و برخی دیگر در شهرهای بزرگ به بنایی و معماری مشغولند.
,
,
گلیمبافی و قالیبافی در میان زنان روستا در گذشتهای نه چندان دور رواج داشته که امروز تقریبا از بین رفته و زنان روستا دوشادوش مردانشان و در بیرون از خانه مشغول پرورش دام هستند.
زندگی در روستایی پلکانی به این سادگیها هم نیست. آن هم روستایی که تنها از یک سمت به جاده دسترسی دارد و ساکنان سمت مقابل باید برای جابجایی مایحتاج روزانه مسیر بیشتری را طی کنند. به گفته مردم، ماشینهای میوه و مواد غذایی و نفت و کپسول گاز تا انتهای جاده که ابتدای روستاست میآیند و مردم ساکن در سمت مقابل که همان بخش قدیم روستاست برای آوردن مایحتاج خود شخصا یا به کمک الاغ و قاطر بار را به سمت دیگر حمل می کنند. سوخت روستا نفت و گاز است و تعدادی از خانوادهها برای سوخت مورد نیاز زمستان خود از ارتفاعات هیزم می آورند.
مردم روستا همچون خانههایشان محکم و مقاوم در برابر سختیهای بیشمار زندگی ایستادهاند. این منطقه قحطی و جنگ را پشت سر گذاشته است. در آن زمان مردم از بلوط برای درست کردن نان استفاده میکردهاند.
خانههای بخش قدیم روستا پس از مهاجرت ساکنین رو به تخریب دارند و به دلایل زیاد امکان بازسازی آنها وجود ندارد و این بیماری ایست که اگر درمان نشود رفته رفته به خانههای دیگر هم سرایت میکند.
به گفته اهالی، حضور مسافران و گردشگران از راههای دور و نزدیک درسالهای اخیر و پس از معرفی رسانهای روستا و همچنین تاسیس شیلات، رونق دوبارهای به روستا بخشیده است. در روزهای تعطیل منطقه پر است از خانوادههایی که نه فقط برای دیدن روستا که برای گذران چند ساعتی در کنار رودخانه و آبشار و شیلات به دیدن روستا آمدهاند.
,
,
,
,
,
,
,
,
اما در این روستا نه خبری از فروش صنایع دستی هست و نه حتی فروش کارتپستال و یا خوراکیهای سنتی و نه حتی خبری از قهوهخانه ای محلی، آن گونه که در روستاهای توریستی کشور همچون "ماسوله" و "ابیانه" شاهدش هستیم.
جاذبه ای گردشگری روستا کم نیست از کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا و مراسم سنتی مناطق کُردنشین مانند اجرای موسیقی محلی "چةپلة" (آهنگهایی بد ون ریتم مشخص و همراه با کف زدن) و "سیاچةمانة" (به معنی سیاه چشمان، نوعی نغمه عاشقانه) مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا تا اسب سواری و بازیهای محلی در پاییز و زمستان مانند "گرز بازی"، "قلقلان" (بازی خروس جنگی) که هر کدام در صورت حفظ و گسترش می توانند نقشی پررنگی در افزایش گردشگران و رونق اقتصادی روستا داشته باشند.
,
,
اما هیچ کدام از این ها تا به امروز چیزی از مشکلات و فقر مردم منطقه نکاسته است. ساکنین مهربان روستا در مواجهه با مسافران، خودآموخته و به رسم مهماننوازی، تنها میزبانانی هستند با دل و سفرهای گشاده که با لطفی بیدریغ به چای گرم و نان محلی در خانه هایشان مهمانت میکنند و تو مست این همه محبت بیانتظار تنها لبخند و تشکری ساده ازخود بجا میگذاری.
نویسنده: گلریز فرمانی(با اندکی تلخیص)
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه