گزارش؛

بایدها و نبایدهای شورای شهر

بایدها و نبایدهای شورای شهر
شورا یک‌نهاد جمعی تصمیم‌گیری مبتنی بر شیوه دموکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک‌روی فردگرایانه باقی نمی‌ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیرازاین به عضویت شوراها درآمده‌اند نگاه خویش را تغییر دهند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از مشهد پیام، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل هفتم خود شوراها را از ارکان تصمیم‌گیری و اداره امور کشور ذکر کرده است. طبیعی است وقتی قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول کلی خود، شورا را به‌عنوان ابزار تجلی اراده مردم و نهاد سیاسی تصمیم‌گیرنده موردپذیرش قرار داده، باید در اصول بعدی بیشتر به آن توجه کند. بر همین اساس فصل هفتم این قانون به شوراها اختصاص‌یافته است. در این فصل طی اصول یکصدم تا یکصد و ششم وظایف، چگونگی انتخاب و سایر مسائل مربوط به شوراها مشخص‌شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهد پیام,

اکنون پس از گذشت چند سال از آغاز به کار شوراها، بدون تردید نوع برخورد جامعه ما با شورا و پیگیری مطالبات آن‌ها از سوی شورا، بر تقویت یا تضعیف این نهاد مردمی و چشم‌انداز آینده این نهاد در اداره امور کشور بسیار تأثیرگذار است. در ادامه به بررسی ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازیم.

تحقق رفتار شورایی برای اعضای شوراها:

شورا یک‌نهاد جمعی تصمیم‌گیری مبتنی بر شیوه دموکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک‌روی فردگرایانه باقی نمی‌ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیرازاین به عضویت شوراها درآمده‌اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.

 

ارتباط بین شوراها و سایر سازمان‌های اجرایی:

بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آن‌ها را بر عهده داشته‌اند کاهش‌یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمان‌ها از یک‌سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.

این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک‌سو برخی سازمان‌های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می‌شوند که در پرتو آنجایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی‌ماند. حل این مشکلات ضمن آن‌که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت‌های مطلق‌گرای برخی دست‌اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.

 

فراهم نمودن بسترهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت شوراها:

اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به‌عنوان کسانی که اعضای شوراها به‌عنوان نمایندگان آن‌ها قصد تحقق اراده و حاکمیت آن‌ها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود.

 

همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراهاست. در مقالات بعدی به روند نظارت بر شوراها و هیئت‌های بالادستی شوراهای شهر می‌پردازیم.

انتهای پیام/گ

,

اکنون پس از گذشت چند سال از آغاز به کار شوراها، بدون تردید نوع برخورد جامعه ما با شورا و پیگیری مطالبات آن‌ها از سوی شورا، بر تقویت یا تضعیف این نهاد مردمی و چشم‌انداز آینده این نهاد در اداره امور کشور بسیار تأثیرگذار است. در ادامه به بررسی ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازیم.

,

تحقق رفتار شورایی برای اعضای شوراها:

, تحقق رفتار شورایی برای اعضای شوراها:,

شورا یک‌نهاد جمعی تصمیم‌گیری مبتنی بر شیوه دموکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک‌روی فردگرایانه باقی نمی‌ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیرازاین به عضویت شوراها درآمده‌اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.

,

 

,

ارتباط بین شوراها و سایر سازمان‌های اجرایی:

, ارتباط بین شوراها و سایر سازمان‌های اجرایی:,

بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آن‌ها را بر عهده داشته‌اند کاهش‌یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمان‌ها از یک‌سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.

,

این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک‌سو برخی سازمان‌های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می‌شوند که در پرتو آنجایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی‌ماند. حل این مشکلات ضمن آن‌که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت‌های مطلق‌گرای برخی دست‌اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.

,

 

,

فراهم نمودن بسترهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت شوراها:

, فراهم نمودن بسترهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت شوراها:,

اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به‌عنوان کسانی که اعضای شوراها به‌عنوان نمایندگان آن‌ها قصد تحقق اراده و حاکمیت آن‌ها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود.

,

 

,

همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراهاست. در مقالات بعدی به روند نظارت بر شوراها و هیئت‌های بالادستی شوراهای شهر می‌پردازیم.

,

انتهای پیام/گ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه