محمد رضا و علیرضا صادقیان در آغوش شهادت؛

وحدت شما کمر دشمنان را می شکند

وحدت شما کمر دشمنان را می شکند
دوستان و آشنایان این زندگی چند روزه شما را گول نزند که چند روزی بیش نیس و تمام شدنی خواهد بود. فقط هر چه خوبی باشد برایتان فایده دارد. با ضد انقلاب و منافقین در ستیز باشید. پشتیبان امام باشید و وحدت خود را حفظ کنید. این وحدت شماست که کمر دشمنان را می شکند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز،  برادران شهید محمد رضا و علیرضا صادقیان فرزندان حماسه آفرین حاج حسین صادقیان درسال های ۱۳۴۰ و ۱۳۴۳ درشهر خوراسگان در محله پزوه چشم به جهان گشود. آنها با تمام مشکلات و سختی های آن دوران توانستند تاپایان دوره راهنمایی به تحصیلات خود ادامه دهند. دوران نوجوانی آنها همزمان با سرنگونی حکومت پهلوی بود. آنها دران دوران هم گام با دیگر جوانان انقلابی شهرمان به مبارزه با حکومت شاه پرداختند. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی این جوانان برومند، ندای امام رحمه الله را لبیک گفته و در جهاد در راه خدا گام نهادند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,

آنها بارها درعملیات مختلف شرکت کردند و تا مرز شهادت نیز پیش رفتند تاجایی که علیرضا در عملیات والفجر۸ از ناحیه دست مجروح و دستش را ازدست داد، اما پس از بهبودی دوباره به جبهه بازگشت و سرانجام درتاریخ ۱۹/۱۰/۶۵ و در شب اول عملیات کربلای ۵ در شلمچه به شهادت رسید.
محمدرضا نیز در تاریخ ۲۹/۱/۶۷ و در منطقه فاو شهد شهادت را نوشید و به دیدار حق شتافت. پیکر مطهر این شهید عزیز نزدیک به ۹ سال بعد به آغوش میهن بازگشت.
شهید محمد رضا صادقیان در وصیت نامه خود می نویسد:

,
,
,

خداوندا از احسان تو ناامید نبوده و از درگاهت باز نمی گردم و چگونه به غیراز تو امید داشته باشم در حالی که همه نیکی ها به دست توست وای خدای بزرگ، اگر دین اسلام با خون بارور می شود، دوست دارم که خونم در راه اسلام فدا شود.
شهید علیرضا صادقیان نیز در وصیت نامه خود می گوید:

,
,

خداوندا از تو تقاضا دارم که مرا از آن گروه قراردهی که پیوسته به یاد تواند و پیمانت نمی شکنند و از شکرانه ات غافل نیستند و فرمانت سبک نمی گردد و تو را سپاس بیکران که ما را در زمانی آفریدی که درصحنه نبرد با دشمنانت قرار گرفته باشیم . روحش شاد و یادش گرامی باد.

,

 

,

خاطره ای از علیرضا
عاشق حضرت ابوالفضل علیه السلام بود
در عملیات بدر شجاعانه می جنگید و در خط پدافندی از رزمندگان اسلام دفاع می کرد. بر اثر اصابت ترکش خمپاره دستش قطع شد. در بیمارستان به ملاقات او رفتم و به او گفتم« فکر می کنم دیگر تکلیف از گردن تو ساقط شده و واجب نیست به جبهه بیایی» همچون کوهی باصلابت و رودی خروشان در جوابم گفت: مگر حضرت عباس علیه السلام با قطع شدن دست هایش دست از امام خود برداشت؟!.
آری او عاشق حضرت ابوالفضل العباس بود و در مکتب او درس عشق و جهاد آموخته بود. با عزمی راسخ تر از پیش دوباره به جبهه برگشت و در عملیات کربلای پنج شرکت کرد. چون نمی توانست با یک دست از سلاح استفاده کند قلابی به پوتینش بسته و اطراف بدنش را پر از نارنجک کرده بود. با یک دست نارنجک را بر می داشت حلقه ضامنش را در قلاب پوتین قرار می داد و می کشید و پرتاب می کرد و بی باکانه به سنگرهای دشمن حمله می کرد. همان شب هم به شهادت رسید.
شهید علیرضا صادقیان بسیار فداکار و شجاع بود. چندی بعد برادر همزرمش« محمد رضا صادقیان»نیز در«فاو» به شهادت رسید.
بخشی از وصیت نامه شهید محمد رضا صادقیان معاون فرمانده گردان
خدایا امیدم را از زیبایی کرمت نبریده ام و بریدن از همه چیز و گرویدن به سوی تو نهایت آرزوی من است.

,
,
,
,
,
,
,

خدایا اگر خطاها مرا از چشمت انداخته است به خوبی توکلی که به من داده ای ببخشایم.

,

خدایا از تو آسودگی در هنگام مرگ می طلبم و بخشایش در هنگام حساب.

,

بار خدای عزیز تو را سپاس می گویم که مرا در زمانی آفریدی که در صحنه نبرد با دشمنانت قرار گرفته ام تو را شکر که چنین رهبری آگاه دل برایمان فرستادی تا ما را راهنمایی کند.

,

ای خدای مهربان بر خود واجب می دانم که همچون معلمم حضرت امام حسین علیه السلام دین اسلام را یاری کنم و همچون او جان خود را فدا کنم.

,

ای خدای عزیز اگر دین اسلام با با خون باروری می شود من هم دوست دارم که خونم را در راه مقدس اسلام اهدا کنم.
دوستان و آشنایان این زندگی چند روزه شما را گول نزند که چند روزی بیش نیس و تمام شدنی خواهد بود. فقط هر چه خوبی باشد برایتان فایده دارد. با ضد انقلاب و منافقین در ستیز باشید. پشتیبان امام باشید و وحدت خود را حفظ کنید. این وحدت شماست که کمر دشمنان را می شکند.
فرازی از وصیت نامه شهید علیرضا صادقیان
ای سرور من مقدرات تو هر چه از من است تا پایان عمرم از پنهان و آشکارم از فزونی و کاستی و سود و زیان بر من جاری است و آن به دست توست نه به دست جز تو. ای خدای من اگر مرا بی بهره کنی پس کیست که به من روزی رساند و اگر مرا یاری نکنی پس کیست که مرا یاری کند.

,
,
,
,

ای خدای من اگر من به رحمت تو ناسازگارم اما تو آنی که به فضل گشاده دستی. خود بر من می بخشی.

,

الهی گویی که در روز رستاخیز در برابر تو ایستاده ام و همانا که حسن توکل تو بر سرم سایه انداخته پس آنچه تو اهل آنی می گویی و گناهان مرا به بخشایش خویش می پوشانی.
الهی نیکی تو در زندگانی من بر من پیوسته است پس نیکی خود را در مرگ از من مبر.

,
,

الهی چگونه پس از مرگ از حسن نظر تو ناامید گردم حال آنکه در زندگانی من جز خوبی با من نکرده ای.

,

الهی همانا که در دنیا گناهانی را از من پوشانده ای و من از تو به آن نیازمندم که گناهان مرا بپوشانی.

,

الهی از تو می خواهم و مسالت دارم و زاری را اشتیاق به سوی تو دارم.

,

خدایا قلبی به من عنایت فرما که اشتیاق آن به تو او را به تو نزدیک کند و زبانی که صدق آن به تو بالایی گیرد.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه