بررسی فقهی و حقوقی جرم توهین به پیامبر اسلام (ص)

بررسی فقهی و حقوقی جرم توهین به پیامبر اسلام (ص)
سب به معنای دشنام دادن است و اهانت به معنای کوچک شمردن می باشد، فقها تقریباً اتفاق نظر دارند که سب پیامبر اسلام(ص) مستوجب قتل است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مفاآنلاین سب به معنای دشنام دادن است و اهانت به معنای کوچک شمردن می باشد، فقها تقریباً اتفاق نظر دارند که سب پیامبر اسلام(ص) مستوجب قتل است، و روایاتی نیز در این زمینه وجود دارد. سب سایر پیامبران و مادر پیامبر(ص) نیز به اعتقاد برخی از فقها مستوجب قتل است . و نیز سب حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین(ع) مستوجب قتل می باشد، .تقریباً تمامی فقهایی که متعرض مسئله سب نبی(ص) و ائمه(ع) شده اند آن رادر خاتمه بحث قذف آورده اند، بنابر این با چنین قرینه ای می توان بدست آورد که سب، نسبت های زشت و ناپسند دادن است کما اینکه در برخی از روایات و سخنان فقها واژه های عمل فحشا ونظایراین ها بکار رفته است.[1]

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مفاآنلاین , [1], [1],

به گزارش مفاآنلاین؛ امام خمینی(ره) در تحریر الوسیله می فرماید: کشتن دشنام دهنده بر شنودنده آن واجب است ،هر گاه در اجرای آن برجان یاناموس یا مال خود یا جان وناموس ومال مسلمان دیگری بیم نداشته باشد.[2]

, به گزارش مفاآنلاین؛, به گزارش مفاآنلاین؛, [2], [2],

شهید ثانی در شرح لمعه شهید اول می فرماید: قتل ساب به هر کسیکه بر آن اطلاع پیدا نماید جایز است واختصاص به شخص خاصی ندارد و نیز همانطور که مرحوم مصنف فرموده اند :در قتل وی نیاز به کسب اذن از امام معصوم(ع) و یا حاکم نیست، یکی شرط است که از قتل وی بر نفس یا مال خود یا مومن دیگری خوف و هراسی نباشد .لذا سب و دشنام به ایشان ارتداد محسوب می گردد. [3]

, [3], [3],

-ساب النبی در قرآن

, -ساب النبی در قرآن,

در قرآن به آیه ایی بر می خوریم که متعرض مسئله ساب النبی شده است ،این آیه مربوط به سب النبی توسط یهود است .خداوندمی فرماید:

,

یا ایهاالذین آمنولاتقولوا راهنا وقولوا انظرنا [4] ای افراد با ایمان هنگامی که از پیامبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می کنید،نگوئید راعنا بلکه بگویید انظرنا.

, [4], [4],

مرحوم طبرسی از قناده نقل می کند که،یهود این کلمه را بر وجه استهزاء در تخاطب با پیامبر (ص)، بکار می برند و از امام نقل می کنند که این کلمه به زبان عبرانی سب بوده است .[5]

, [5], [5],

-ساب النبی در روایات

, -ساب النبی در روایات,

در مورد سب النبی روایاتی واردشده است که، نمونه هایی از آن را در این جا مورده اشاره است :

,
  • هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل می کند :که ازامام صادق (ع) در باره دشنام دادن به رسول خدا(ص) سئوال شد ؟فرمودند :هر کس به دشنام دهنده نزدیک تراست او را می کشد اگر نکشت آن کسی که که بعد از اولی به وی نزدیک تر است او را می کشد پیش از آنکه او را به حاکم معرفی کنند . مبانی تکمله المنهاج، ج 1، ص265
,
  • هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل می کند :که ازامام صادق (ع) در باره دشنام دادن به رسول خدا(ص) سئوال شد ؟فرمودند :هر کس به دشنام دهنده نزدیک تراست او را می کشد اگر نکشت آن کسی که که بعد از اولی به وی نزدیک تر است او را می کشد پیش از آنکه او را به حاکم معرفی کنند . مبانی تکمله المنهاج، ج 1، ص265
  • ,

    - در روایتی آمده که علی بن جعفر(ع) می گویند: برادرم موسی بن جعفر به من خبر داد و من بر بالین پدرم امام صادق(ع) ایستاده بودم ،هنگامی که فرستاده زیاد بن عبدالله حارثی والی مدینه نزد او آمد و گفت امیر عرض می کند که پیش من تشریف بیاورید ،پدرم فرمود: من بیمارم فرستاده رفت و برگشت عرض کر د که به من امر شده ه درب حیاط خلوت را که نزدیکتر به مقدم شما است جهت شما گشوده گردد، پس پدرم برخاستند و به من تکیه فرمودند و بروالی وارد شدند در حالی که فقهای مدینه همه شان نزدش مجتمع بودند وجلوه والی استشهادنامه ای علیه مردی از اهل وادری القری بود که به رسول الله (ص)بی ادبی کرده بود پس والی به پدرم عرض کرد یا اباعبدالله در این نامه نظر بفرمائید . گفتند تا ببینم فقها چه گفته اند ؟فقهاعرض کردند :گفتیم ادب شود به این معنی که کتک وتعزیر و حبس می بیند. حضرت فرمودند :بکوئید ببینم اگر مردی یکی از اصحاب پیامبر را دشنام گوید حکمش چیست ؟ و آنان مثل همین را گفتند .امام صادق(ع) فرمودند :پس بین پیغمبر وبین اصحاب هیچ فرقی نیست ؟ والی گفت ای اباعبدالله اینها را واگذار اگر به سخن آنان اعتنایی بود کسی را پیش شما نفرستاده بودم .حضرت فرمودند :پدرم خبر داد که رسول خدا(ص) فرمودند: من رهبر و پیشوای همه مردم به گونه ای یکسان هستم هر کس بشنود که کسی مرا به بدی یاد می کند بر او واجب است که دشنام دهنده مرا بکشد. والی گفت این مرد رابیرون ببرید وبه حکم امام صادق(ع) او را بکشید فروع کافی، ج7، ص226.

    ,

    - روایت حسن بن علی وشاء : حسن بن علی وشاء می گوید: از امام هفتم شنیدم که می فرمود:

    ,

    در دوران امامت امام صادق (ع) شخصی پیامبر (ص) را سب کرده او را نزد ولی مدینه بردند والی مدینه امام صادق (ع) را جهت مشورت دعوت نمود ،عده ای دیگر نیز دعوت شدند، هنگامی که حضرت بر والی مدینه وارد شد راجع به شخصی که سب النبی کرده بود بحث شد. گروهی نظر بر بریدن زبانش و گروهی نظر به تعزیر دادند .

    ,

    حضرت فرمودند :آیا شما می گویید بین پیامبر و اصحابش فرقی نیست .[6]

    , [6], [6],

    -روایت مطر بن ارقم : مطر بن ارقم می گوید :امام صادق (ع) فرموند:عمر بن عبدالعزیز والی مدینه مرا طلبید، وقتی وارد شدم دیدم دو نفر در مقابل او ایستاده اند که یکی از آن دو صورت دیگری رابر اثر ضربه له کرده است .

    ,

    والی پرسید:درباره این دو نفر چه می گویی؟ گفتم مورداختلاف چه بوده؟ گفت :یکی از این دو نفر گفته است پیامبر باهیچ یک از بنی امیه در شرافت فرقی نمی کند و دیگری گفته پیامبر بر همه انسانها در هر خیری برتری دارد.پس آنکه ا ز پیامبر (ص) دفاع نموده غضبانک شده و صورت دیگری راچنین می کند.

    ,

    حضرت می فرماید ،گفتم : گمان می برم شما از افراد پیرامونت سئوال کرده ای؟ گفت تو راقسم می دهم از نظرت خودداری نکن، گفتم:سزاور بود کسی که ادعا می کند پیامبر در شرافت همانند بنی امیه است بدون ملاحظه هیچ امری کشته شود. گفت :آیا پیامبر با بنی امیه در شرافت یکسان نیست؟ گفتم در شرافت نسب، یکسان نیست.[7]

    , [7], [7],

    -نظر فقهای اهل سنت در مورد ساب النبی

    ,

    فقها اهل سنت ،ساب النبی راکافر و مرتد دانسته و از باب ارتداد قتل او را واجب می داند.

    ,

    ابن حجر عسقلانی از ابوبکرفارسی یکی از ائمه شافعیه نقل می کند که هرکسی پیامبر را به آنچه مستلزم قذف بودن است سب نماید، به اتفاق علما مرتد است .[8]

    , [8], [8],

    حنیفه نیز قائل به کفر ارتدادساب النبی است و می گوید:بغض و کینه رسول خدا در دل داشتن، موجب ارتداد است.[9]

    , [9], [9],

    پس سبب به طریق اولی ارتداد را در پی دارد. اکثر فقهای اهل سنت دشنام به رسول خدا را و به هر پیغمبر از پیغمران را کفر دانسته و گفته اند دشنام دهنده بدینوسلیه از ملت اسلام خارج می شود و به کفار ملحق می شود و طبعاً احکام ارتداد درباره اواجراء می شود .[10]

    , [10], [10],

    ابن قدامه درشرح الکبیر می گوید “کسی که دشنام به خداوند متعال و پیغمبرش می دهد کافر،است فرقی نمی کند که دشنام رااز روی جد باشد و یا به شوخی .ونیز تمسخر خداوند وآیات و پیامبران گرامی وکتب الهی کفر است.ومثل همین تعبیر راسید سابق ار کتاب فقه السنه دارد، و فقیه بزرگوار عبدالرحمان جزایری در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه می فرماید :با دشنام به پیغمبری از پیامبران و نبوت او مورد اجماع است که کافر می شود.[11]

    , [11], [11],

    -نظر فقهای شیعه در مورد ساب النبی

    , -نظر فقهای شیعه در مورد ساب النبی,

    فقهای شیعه معتقداً کسی که پیامبر یا یکی از امام معصوم را سب کرده باشد،برای جمیع مومنان مهدورالدم می دانند.و بر این امر ادعای اجماع کرده اند .

    ,

    اجماع از ظاهر کلام سید مرتضی در انتصار به دست می آید ،ایشان می فرماید:از منفردات امامیه این است که هر گاه شخصی پیامبر (ص) را سب کند چه مسلمان باشد و چه ذمی ، بلافاصله کشته می شود.که این فقها عبارتند از صاحب ااشرایع[12]- علامه حلی [13]-شهید ثانی [14]و…می باشند.

    , [12], [12], [13], [13], [14], [14],

    صریح عبارت صاحب جواهر نیز به اجماع فقیهان شیعی بر این امر دلالت می کند،که اگر کسی پیامبر را سب کند ،جایز است بلکه واجب است بر کسی که آنرا از او می شنود،او را بکشد ،و نظر مخالفی درآن ندیدم، بلکه اجماع به هر دو قسمش بر آن قائم است.[15]همچنین صاحب جواهر هم حکم را درخصوص سب یکی از ائمه معصومین بیان وادعای اجماع کرده است.[16]

    , [15], [15], [16], [16],

    ودر خصوص سب حضرت فاطمه(س) فقیهای شیعه حکم ساب النبی راجاری می دانند، به دلیل اینکه احترام و حرمت حضرت زهرا(س) هماننداحترام فرزندانش می باشد.[17]

    , [17], [17],

    در ناسزا شنیدن بر بعضی ائمه نیز حکم همین است ودر اینکه صدیقه طاهره(س) ملحق به آن حضرت باشد،وجهی است که ،اگر ناسزای به آن حضرت به ناسزای بر پیغمبر برگشت کند، بدون شک کشتن او واجب است .[18]

    , [18], [18],

    شهید ثانی در مورد سب سایر انبیاء عظام می فرماید:

    ,

    آنچه در کلمات فقها نقل شده این است که احترام سایر پیامبران جزء ضروریات دین اسلام است.پس سب ایشان باعث ارتداد می شود .[19]

    , [19], [19],

    صاحب جواهر هم در الحاق پیامبران به پیامبر عظیم الشان اسلام مناقشه کرده ومی نویسد:

    ,

    این که احترام و تعظیم پیامبران دیگر ازضروریات اسلام است ،وسب و عدم رعایت حرمت آنها باعث ارتداد است و قتل سب کننده،واجب است.[20]

    , [20], [20],

    شیخ مفید در مقنعه ،ساب النبی را مهدور الدم نسبی دانسته واختلاف ایشان با قول مشهور اختلاف مبنایی است ،زیرا ایشان ساب النبی را مرتد می داند و قول مشهور فقهای امامیه این است که قتل مرتد ازسوی امام یا حاکم مسلمانان جایز است .زیرا ایشان ساب النبی رامرتد می داند و قول مشهور فقهای امامیه این است که قتل مرتد از سوی امام یا حاکم مسلمانان جایز است.[21]

    , [21], [21],

    با تامل در آراء فقیهان شیعی می توان به این جمع بندی منطقی دست یافت که نزد فقیهان نظراتی در مورد مهدور الدم بودن ساب النبی وجود دارد ، که :مهدور الدم بودن ساب النبی بر مبنای قول به ارتداد ساب النبی از جانب فقیهانی چون شیخ مفید است.[22]

    , [22], [22],

    -نظر قانون مجازات اسلامی

    , -نظر قانون مجازات اسلامی,

    از نظر قانون مجازات اسلامی ساب النبی نیز مجازات هایی دارد بطوریکه درماده 513: می گوید هر کسی به مقدسات اسلام و یا هریک از انبیاء یا ائمه طاهرین یا حضرت زهرا(س) اهانت کند اگر مشمول ساب النبی باشد اعدام میشود ودرغیر این صورت به حبس از یک تاپنج سال محکومخواهد شد.

    ,

    تهیه و تنظیم : مهناز عزیزیان- آموزشکده دختران کرج

    ,

    [1](زراعت –دکتر عباس –ماخذه یادشده ص 84-82

    , [1], [1],

    [2](رک –تحریر الوسیله ج2 ص437)

    , [2], [2],

    [3](شهید ثانی –شرحلمعهج2ص 215-نشر علمیه1369

    , [3], [3],

    [4]قرآن مجید -بقره آیه 104

    , [4], [4],

    [5]طبرسی ،فضل بن حسن 1415 ق ،مجمع البیان،ج1،ص335

    , [5], [5],

    [6]حر عاملی ،محمد بن حسن ،همان ،ج18 باب 25 از ابواب حد قذف ح1ص459

    , [6], [6],

    [7] همان ج18-باب 26 از ابواب حد قذف ح1ص460

    , [7], [7],

    [8]جزایری ،عبدالرحمان ،الفقه علی المذاهب الاربعه-بیروت دارالحیاء التراث العربی 1406ق

    , [8], [8],

    [9] همان ج 5 ص429

    , [9], [9],

    [10] شوکانی یکی از فقهای شافعی ،نیل الاوطار ،ج7،ص380

    , [10], [10],

    [11]ابن قدامه ،عبدالله ،المغنیه

    , [11], [11],

    [12] محقق حلی،شرایع، ج4ص948

    , [12], [12],

    [13] علامه حلی ،تحریر الاحکام ،ج 5، ص396

    , [13], [13],

    [14] شهید ثانی ،مسالک الافهام ،ج14،ص452

    , [14], [14],

    [15]نجفی ،محمد حسن ،همان ،ج41،ص432

    , [15], [15],

    [16]همان ص435

    , [16], [16],

    [17]همان ص437

    , [17], [17],

    [18]خمینی ،روح الله-،همان ،ج2،صص476-477

    , [18], [18],

    [19]جبعی عاملی ،زین الدنی،الروضه البهیه ،ج9،ص194

    , [19], [19],

    [20]نجفی ،محمد حسنی ،همان ،ج41،ص437

    , [20], [20],

    [21]مفید ،محمد بن محمد 1410ق ،المقنعه ،ص743

    , [21], [21],

    [22]فاضل هندی ،محمد بن حسن 1405، ق کشف اللثام، ج2،ص415

    , [22], [22]]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه